حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا یوسفی در دومین جلسه از سلسله جلسات علمی ماه مبارک رمضان با عنوان «حکمرانی خوب در قرآن و نهجالبلاغه» به ایراد سخنرانی پرداخت که در ادامه میآید:
اساساً بحث حکمرانی خوب از سال ۱۹۹۵ در ادبیات سیاسی و اقتصادی جهان مطرح شد. پیش از آن، سیاستهایی از سوی سازمانهای بینالمللی برای کشورها توصیه میشد که آخرین نمونه مهم آن «تعدیل ساختاری» بود. اما پس از اجرا روشن شد این سیاستها نهتنها مشکلات را حل نکرد بلکه در مواردی بر آن افزود. پس از بررسیها به این نتیجه رسیدند که تا زمانی که کشورها به حکمرانی خوب دست نیابند، سیاستهای اقتصادی و اجتماعی نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و نخست باید ساختار سیاسی اصلاح شود.
در همان دوره، معاون وقت بانک جهانی، جوزف استیگلیتز ـ که بعدها برنده جایزه نوبل شد ـ از نظریهپردازان این بحث بود. بانک جهانی برای سنجش حکمرانی خوب، شش شاخص تعریف کرد؛ اول، حق اظهار نظر و پاسخگویی؛ یعنی شهروندان بتوانند دولتهای خود را انتخاب و بهصورت مسالمتآمیز تغییر دهند، رسانههای آزاد داشته باشند و بدون هزینه سخن بگویند.
دوم، ثبات سیاسی و عدم خشونت؛ یعنی تعامل دولت و مردم به بیثباتی و خشونت منجر نشود و کشور دچار تلاطم دائمی نگردد. سوم، اثربخشی دولت؛ یعنی کیفیت خدمات عمومی مناسب باشد، روندهای اداری کوتاه و سالم باشد، رشوه و تبعیض وجود نداشته باشد و استقلال قوا حفظ شود. چهارم، کیفیت قوانین؛ قوانینی که به توسعه، رونق بخش خصوصی، کاهش تورم و بیکاری و بهبود زندگی مردم کمک کند.
پنجمین شاخص حکمرانی خوب، حاکمیت قانون است یعنی قانون بر همگان حاکم باشد و قوانین نانوشته و روابط شخصی جای قانون را نگیرد و ششمین آن کنترل فساد است.
از آنجا که «فساد» یکی از این شاخصهاست، بحث خود را بر همین محور متمرکز کردهام و آن را در دو بخش ارائه میکنم: نخست کلیات مربوط به فساد و سپس، در جلسهای دیگر، شیوه مواجهه امیرالمؤمنین(ع) با آن.
فساد در تعریف رایج، سوءاستفاده از قدرت برای نفع شخصی یا گروهی است. هرگونه بهرهبرداری از موقعیت عمومی برای منافع خاص، مصداق فساد است. واقعیت این است که همه حکومتهای دنیا در معرض فسادند؛ از آغاز شکلگیری دولتها تاکنون، هیچ حکومتی کاملاً مصون نبوده است. آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با فساد است.
قدرت، همواره منابع مالی، امکان قانونگذاری و ابزار اجرایی در اختیار میگذارد. اگر سازوکارهای نظارتی و شفافیت وجود نداشته باشد، زمینه سوءاستفاده فراهم میشود. یکی از اندیشمندان قدیم نیز به این نکته اشاره کرده که همانگونه که چشیدن عسلی که بر نوک زبان گذاشته شده دشوار است که به حلق نرسد، کسی که با اموال عمومی سروکار دارد نیز در معرض وسوسه است. بنابراین آنچه مهم است تدابیر برای مهار این فساد است، باید سیستمی طراحی شود که فساد را به حداقل برساند؛ صفر شدن فساد ممکن نیست، اما میتوان آن را مهار کرد.
در گذشته، فساد را بیشتر به ضعف اخلاقی افراد نسبت میدادند و راهحل را در برخورد شدید یا اصلاح تربیتی میدیدند. اما در قرن بیستم روشن شد که اگر سیستمها فسادزا باشند، حتی افراد سالم نیز در