• یکشنبه / ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۵:۴۶
  • دسته‌بندی: فرهنگ عمومی
  • کد خبر: 1404122412624

گل به خودی در زمان جنگ!

گل به خودی در زمان جنگ!

در روزهایی که کشور درگیر جنگ است، هر جمله‌ای که از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، فراتر از یک اظهارنظر ساده است. ماجرای اخیر تیم ملی فوتبال زنان و اظهارات تند یک مجری کم‌تخصص دربارۀ بازیکنانی که سرود ملی را نخواندند، نمونه‌ای از همین وضعیت است؛ اتفاقی که از یک واکنش رسانه‌ای آغاز شد، اما در ادامه به بحثی گسترده دربارۀ مسئولیت رسانه، پیامدهای ادبیات تند و حتی بازتاب‌های بین‌المللی آن تبدیل شد.

به گزارش ایسنا، ماجرا از زمانی آغاز شد که تیم ملی فوتبال زنان ایران در جریان رقابت‌هایی در استرالیا، در نخستین مسابقه خود، سرود جمهوری اسلامی ایران را نخواند. این اتفاق در همان ساعات نخست واکنش‌هایی را در شبکه‌های اجتماعی و فضای رسانه‌ای به دنبال داشت. با این حال در مسابقۀ بعدی، بازیکنان تیم ملی هم سرود را خواندند و هم سلام نظامی دادند؛ تلاشی برای پایان دادن به حاشیه‌ها. 

بی‌هنر باش و هرچه خواهی کن!

اما پیش از آنکه این حاشیه‌ها فروکش کند، اظهارات یک مجری تلویزیونی در برنامه‌ای از صدا و سیما ماجرا را وارد مرحله تازه‌ای کرد. محمدرضا شهبازی، مجری یکی از برنامه‌های تلویزیونی که به حاشیه‌سازی و اظهارنظرهای پرمجادله مشهور است، در واکنش به نخواندن سرود ملی از سوی بازیکنان تیم ملی زنان، آن‌ها را «خائن به وطن» خواند و گفت «با این‌ها باید شدیدتر برخورد کرد، این دیگر یک حرکت اعتراضی نیست. ننگِ بی‌شرفی و خیانت باید روی پیشانی این‌ها بماند و مردم و مسئولین با اینها به عنوان خائنین زمان جنگ برخورد کنند».

این صحبت‌ها در فضای ملتهب این روزها، بیش از آنکه به حل یک مسئله کمک کند، به ایجاد هراس و ترس در میان بازیکنانی که حتی سعی کردند رفتار اولیۀ خود را اصلاح کنند، دامن زد و نتیجۀ چنین فضایی علاوه‌بر تشدید حاشیه‌ها، تصمیم‌گیری‌هایی شد که نه از سر فکر بلکه از همان ترس و نااطمینانی صورت گرفت. 

پاس گل به «دیاسپورای ایرانی» و ترامپ!

به دنبال همین اظهارات و البته جو متشنجی که «دیاسپورای ایرانی» (ایرانیان خارج از کشور) با فحاشی و تجمع در هتل محل اقامت بازیکنان و خوابیدن مقابل اتوبوس تیم ملی برای جلوگیری از بازگشت آنها ایجاد کردند، چند روز بعد، خبر دیگری منتشر شد. تعدادی از اعضای تیم ملی زنان از کاروان جدا شدند و با دریافت ویزای بشردوستانه استرالیا، تصمیم گرفتند همراه سایر بازیکنان به ایران بازنگردند.

این اتفاق بلافاصله در رسانه‌های خارجی بازتاب پیدا کرد و حتی پای سیاستمداران خارجی را هم به ماجرا باز کرد تا جایی که حتی ترامپ به عنوان آغازگر جنگ با ایران نیز از این فضا به نفع خود سوءاستفاده کرد و در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «استرالیا یک اشتباه وحشتناک انسانی انجام می‌دهد که اجازه می‌دهد تیم ملی فوتبال زنان ایران مجبور به بازگشت به ایران شوند... این کار را نکنید آقای نخست‌وزیر، به آنها پناهندگی بدهید. اگر شما این کار را نکنید، ایالات متحده آنها را خواهد پذیرفت.»

گل به خودی به وقت جنگ

در نهایت این موضوع باعث ایجاد پرسش‌های مهمی شد؛ آیا ادبیات تند و تهدیدآمیز در تریبون رسمی صدا و سیما، به سوژه‌ای برای بهره‌برداری بیرونی تبدیل نشد؟ آیا چنین اظهاراتی در شرایطی که کشور درگیر جنگ و فشارهای خارجی است، به سود منافع ملی است؟ برخی حتی این اتفاق را نوعی «گل به خودی» توصیف کردند؛ وضعیتی که در آن یک اظهارنظر داخلی، دستاویزی برای عوامل بیرونی می‌شود.

در این میان البته واکنش‌ها تنها به افراد عادی محدود نماند. چهره‌های سیاسی و فرهنگی نیز به این موضوع واکنش نشان دادند. یکی از واکنش‌های قابل توجه مربوط به عطاءالله مهاجرانی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تذکر به دادستان محترم تهران؛ ببینید کارشناسی که در برنامه سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد اعضای تیم ملی بانوان ایران که سرود نخواندند باید اعدام شوند کیست؟ ریشه و سابقه‌اش چیست؟ ..‌.» هرچند در اظهارات مجریِ مورد بحث از واژه «اعدام» استفاده نشد، اما همه می‌دانیم بالاترین برخورد با کسی که متهم به خیانت به کشور می‌شود، چیست و اظهارات مهاجرانی نیز به همین موضوع اشاره داشت‌. مهاجرانی در ادامه هم نوشت: «متاسفانه تهدید به اعدام از سوی مجری برنامه صورت گرفته است. بدتر از بد.»

گل به خودی در زمان جنگ!

اعتراض با وجود قطعی اینترنت

این واکنش تنها یکی از ده‌ها اظهارنظری بود که در فضای مجازی منتشر شد. در شرایطی که اینترنت در ایران با محدودیت‌های جدی مواجه است، اما بسیاری از کاربران و فعالان رسانه‌ای با انتشار پست‌ها و توییت‌هایی، نسبت به ادبیات تند به‌کاررفته در برنامه تلویزیونی اعتراض کردند و آن را غیرمسئولانه دانستند. در میان این واکنش‌ها، یک پرسش مشترک بارها تکرار شد؛ اینکه چرا یک مجری تلویزیونی می‌تواند چنین اتهام سنگینی را متوجه اعضای تیم ملی کشور کند؟ پرسشی که البته تنها متوجه شخص مجری نیست، بلکه به سازوکارهای نظارتی در صدا و سیما نیز مربوط می‌شود.

در جست‌وجوی یک دلسوز 

واقعیت این است که مدت‌های زیادی است که بخش قابل توجهی از برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت ضبطی، تولید و پخش می‌شوند و خبری از پخش زنده نیست. در چنین شرایطی، طبیعتا مراحل بازبینی و نظارتِ پیش از پخش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین این پرسش مطرح است که چگونه چنین جملاتی بدون هیچ اصلاح یا ملاحظه‌ای از آنتن رسمی کشور پخش شده است؟ حتی اگر فرض شود که اظهارات مجری ناشی از برداشت شخصی او بوده، باز هم این پرسش باقی می‌ماند که چرا در فرآیند بازبینی برنامه، کسی نسبت به چنین ادبیاتی حساسیتی نشان نداده است؟ آن هم در شرایطی که حدود دو ماه قبل اظهارات مجری کم‌سابقۀ دیگری در شبکه افق درباره جانباختگان دی ماه، آنچنان واکنش‌هایی در پی داشت که توقع می‌رفت کارشناسان بازبینی با توجه به اقتضائات روز کشور بهتر به وظیفه خود عمل کنند. 

بیشتر بخوانید: 

«شوخی» با جان‌باختگان؟!

مگر بار اول است؟!

از سوی دیگر، تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که موضوع «نخواندن سرود ملی» در ورزش ایران موضوع تازه‌ای نیست و در مقاطع مختلف، موارد مشابهی نیز رخ داده است. در برخی از این موارد واکنش‌ها محدود به نقدهای رسانه‌ای یا بحث‌های کوتاه‌مدت در فضای حقیقی و مجازی بوده و کمتر پیش آمده که چنین رفتاری با اتهاماتی در حد «خیانت به وطن» همراه شود؛ اما حالا چرا در این مورد خاص، واکنش‌ها تا این اندازه تند و پرهزینه شده است؟ آیا شرایط جنگی و فضای حساس این روزها اقتضا نمی‌کند که ادبیات عمومی، به‌ویژه در رسانه‌های رسمی، با دقت و ملاحظه بیشتری انتخاب شود؟ 

مرز نقد و برچسب‌زنی در رسانه کجاست؟

این پرسش‌ها در حالی مطرح می‌شود که صدا و سیما در سال‌های اخیر بارها به دلیل برخی اظهارنظرهای بحث‌برانگیز مهمانان و مجریان خود حاشیه‌هایی ایجاد کرده است. هرچند در بسیاری از موارد، مدیران صدا و سیما بعد از بالا گرفتن انتقادها مدیری را برکنار کرده، توضیحاتی ارائه داده‌اند یا از بروز خطا سخن گفته‌اند، اما تکرار چنین اتفاقاتی نشان می‌دهد نه سازوکاری برای جلوگیری از خطا وجود دارد و نه تلاشی برای استفاده از مجریانی که از حداقل سواد رسانه‌ای برخوردار باشند و حداقل اگر بلد نیستند صحبت کنند، بلد باشند چگونه سکوت کنند. در ماجرای اخیر بسیاری از واکنش‌ها نه صرفا متوجه یک مجری، بلکه ناظر به این پرسش گسترده‌تر بود که مرز نقد و برچسب‌زنی در رسانه کجاست؟ در فضای پرتنش این روزها، هر موضوع داخلی می‌تواند به سرعت به بخشی از جنگ روایت‌ها در سطح بین‌المللی تبدیل شود. به همین دلیل، نحوه طرح مسائل در رسانه‌های داخلی نیز اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

اظهاراتی که هزینه‌اش به پای کشور نوشته شد

آنچه از دل این ماجرا بیرون می‌آید، شاید بیش از هر چیز یادآور وزن و تأثیر کلمات در رسانه است. رسانه‌ای که مخاطبانش تنها بینندگان یک برنامه نیستند، بلکه در دنیای امروز، هر جمله‌اش می‌تواند ظرف چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود و حتی به بخشی از روایت‌های سیاسی بیرون از مرزها تبدیل شود. تا جایی که حتی با وجود اینکه در ادامه ماجرا دادستانی کل کشور با صدور بیانیه‌ای تلاش کرد از تشدید نگرانی‌ها جلوگیری کند و اعلام کرد اعضای تیم ملی فوتبال زنان می‌توانند با «آرامش و اطمینان» به کشور بازگردند، اما اظهارات برچسب‌زننده‌ای که پیش‌تر مطرح شده بود، پیش از آنکه چنین توضیحاتی ارائه شود، اثر روانی و رسانه‌ای خود را گذاشته بود. 

بار کلمات در فضای ملتهب

با این وجود در روزهای بعد برخی از بازیکنان از تصمیم خود برای ماندن در استرالیا با ویزای بشردوستانه منصرف شده و به کاروان تیم در مالزی پیوستند تا به ایران بیایند؛ موضوعی که نشان‌دهنده آن است که بخشی از تصمیم‌های اولیه ممکن است در فضای پرتنش و تحت تأثیر فشارهای روانی همان روزها گرفته شده باشد. نشانه‌هایی از همین فشار روانی را می‌توان در اظهارات اخیر سرمربی تیم ملی فوتبال زنان نیز دید؛ اظهاراتی که در متنی منتشرشده در فضای مجازی بازتاب یافته است. مرضیه جعفری در این اظهارنظر با اشاره به شرایطی که پس از برخی واکنش‌های تند علیه بازیکنان شکل گرفت، از اظهارنظر «نسنجیده» یک مجری تلویزیونی انتقاد و تایید کرد که بازیکنان در بازی نخست تحت تأثیر فضای سنگین قرار گرفتند.

در نهایت، ماجرایی که با چند جمله روی آنتن پرحاشیه شد و ابعاد وسیع‌تری پیدا کرد، نشان داد در فضای ملتهب این روزها هر کلمه می‌تواند فراتر از یک اظهارنظر ساده عمل کند. تجربه اخیر یادآور این نکته است که گاهی هزینۀ یک جملۀ نسنجیده، تنها متوجه گوینده آن نیست و دامنه‌اش می‌تواند به اعتبار رسانه، آرامش جامعه و حتی منافع کشور کشیده شود.

انتهای پیام