• سه‌شنبه / ۴ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۸:۴۹
  • دسته‌بندی: کرمانشاه
  • کد مطلب: 1405010401266
  • منبع : نمایندگی کرمانشاه

واکاوی «تاب‌آوری استراتژیک» و شکست «محاصره ادراکی» در جنگ رمضان

واکاوی «تاب‌آوری استراتژیک» و شکست «محاصره ادراکی» در جنگ رمضان

ایسنا/کرمانشاه یک کارشناس ارشد روانشناسی در یادداشتی به واکاوی «تاب‌آوری استراتژیک» و شکست «محاصره ادراکی» در جنگ رمضان پرداخته است.

در یادداشت حامد بهرامیان، کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی و فعال رسانه آمده است: در تحلیل روان‌شناختی منازعات بین‌المللی، «جنگ» تنها برخورد سخت‌افزارها نیست؛ بلکه نبردی است برای تسخیر «ساختار ادراکی» حریف. جنگ رمضان که با تهاجم هم‌زمان رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه تمامیت ارضی ایران آغاز شد، بیش از آنکه یک رویارویی نظامی باشد، یک آزمون تاب‌آوری ملی (National Resilience) و نمایشی از «بلوغ سیستماتیک» جمهوری اسلامی ایران بود.

۱. شکستِ «درماندگی آموخته‌شده» در افکار عمومی

دکترین رسانه‌ای غرب سال‌ها بر پایه ایجاد «درماندگی آموخته‌شده» در ملت ایران استوار بود؛ تلاشی برای القای این باور که مقاومت بی‌فایده است. اما پاسخ هوشمندانه ایران در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، این سازواره ذهنی را فرو ریخت. هوش استراتژیک ایران در مدیریت هم‌زمان جبهه‌های نبرد و فضای رسانه‌ای، نشان‌دهنده یک «خودکارآمدی جمعی» بالا بود که توانست تهدید موجودیتی را به فرصتی برای تحکیم همبستگی اجتماعی تبدیل کند.

 ۲. نبرد «بیش‌برانگیختگی» در مقابل «خونسردی استراتژیک»

در حالی که ماشین جنگی رژیم اشغالگر قدس دچار «بیش‌برانگیختگی سیستم عصبی» (Hyperarousal) شده و با رفتارهای تکانشی و حملات کور، سعی در جبران شکست‌های ترمیم‌ناپذیر خود داشت، اتاق جنگ ایران بر پایه «تنظیم هیجانی» (Emotional Regulation) و عقلانیتِ سرد عمل کرد. صبر راهبردی ایران و سپس ضربات دقیق و نقطه‌زن، نشان‌دهنده تسلط بر «کارکردهای اجرایی مغز» (Executive Functions) در سطوح کلان تصمیم‌گیری بود؛ جایی که هیجان بر منطق غلبه نکرد و پاسخ‌ها نه از سر انفعال، بلکه با طراحی دقیق «سناریوهای موازی» صورت گرفت.

 ۳. فروریزی «طرحواره شکست‌ناپذیری» آمریکا

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، اقتدار آمریکا بر پایه یک «طرحواره ذهنی» (Schema) از شکست‌ناپذیری بنا شده بود. در جنگ رمضان، ایران با به چالش کشیدن مستقیم تجهیزات پیشرفته و سیستم‌های پدافندی دشمن، این طرحواره را در سطح جهانی دچار «بازسازی شناختی» (Cognitive Restructuring) کرد. اصابت دقیق موشک‌ها به قلب پایگاه‌های دشمن، فراتر از خسارت فیزیکی، یک «ترومای ماندگار» در بدنه امنیتی استکبار ایجاد کرد که تا نسل‌ها ترمیم نخواهد شد.

 ۴. نقش لیدری در «انسجام روانی» جامعه

انتخاب هوشمندانه و استقرار سریع حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در جایگاه رهبری، به عنوان یک «لنگرگاه روانی» (Psychological Anchor) در بحرانی‌ترین شرایط عمل کرد. این انتقال قدرتِ باصلابت، جلوی «اضطراب تجزیه‌ای» در بدنه حاکمیت و جامعه را گرفت و به جای آن، حسِ «تداوم وجودی» و قدرت ملی را تزریق کرد.

نتیجه‌گیری:
جنگ رمضان ثابت کرد که ایران به مرحله‌ای از «فراتوانمندی» رسیده است که در آن، هوشِ عملیاتی با قدرتِ رسانه‌ای ادغام شده است. ما نه تنها در میدان نظامی پیروز شدیم، بلکه در «جنگ ادراکی» نیز با تکیه بر هوش جمعی و ایمان راسخ، توانستیم تصویر ایران را به عنوان یک «ابر قدرتِ تاب‌آور و کنشگر» در جهانِ پسا-آمریکا تثبیت کنیم. پیروزی در فروردین ۱۴۰۵، آغاز فصلی نو از اعتماد به نفس ملی و طلوع فجر صادق در منطقه است.

انتهای پیام