به گزارش ایسنا، حامد وفائی کارشناس مسائل چین با اشاره به سفر ترامپ به چین اظهار کرد: سفر ترامپ به چین که به دعوت شی جینپینگ انجام شد را باید یکی از مهمترین تحولات روزهای اخیر نظام بینالملل و از منظر ژئوپلیتیک به مثابه تلاش دو قدرت جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک در آستانه درافتادن به «*تله توسیدید» بدانیم. نکته مهم در انجام این سفر در میانه بحرانهای پیچیده جهانی و «حوادث بیسابقه یک قرن اخیر»، ضرورتی است که طرفین را به سوی تعریف و تثبیت فضایی جدید در مناسبات شان سوق داده که میتوان از آن با عنوان «ثبات سازی در رقابت» در چارچوب نظام نوظهور چندقطبی یاد کرد.
وی با بیان اینکه این سفر در شرایطی انجام شد که مناسبات چین و آمریکا با «پارادایم شیفتی» مهم که از قضا با ایران ارتباط مییابد مواجه شده که در آن بر خلاف انتظارات و اسناد امنیتی آمریکا، «غرب آسیا» و نه «جنوب شرق آسیا» هنوز به عنوان هارتلند و نقطه کانونی بازیگری واشنگتن و رقابت قدرتها مطرح است افزود: در جریان این سفر تمرکز آمریکا بر سه B شامل: «بویینگ، سویا و گوشت گاو» و تمرکز چین بر سه T شامل: «تایوان، تکنولوژی و تعرفه» متمرکز بوده و بر خلاف مطالبی که در رسانههای ایران مطرح میشود به نظر میرسد ترامپ و شی در هر شش حوزه یاد شده به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافتهاند.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: موضوع بسیار مهمی که در جریان این سفر و با راهبری چین انجام شد، تعیین چارچوبی جدید در مناسبات پکن و واشنگتن بود که شی با عنوان «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» از آن یاد کرد و از توافق با ترامپ دربارهاش سخن گفت. مناسبات چین و آمریکا از این پس باید در این قالب فهم و تحلیل شود.
وفایی همچنین گفت: مفهوم «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» بین دو قدرت جهانی این است که پکن و واشنگتن نیازی به دوست بودن با هم ندارند، اما باید نسبت به خارج شدن تنشهای شان از کنترل پیشگیری کنند. شی در حضور ترامپ این چارچوب را «راهنمای استراتژیک روابط دو کشور در سالهای آتی» توصیف کرد. بنابراین از این پس مناسبات چین و آمریکا در سایه چهار اصل زیر قابل تعریف و تحلیل خواهد بود: «همکاری به عنوان قلب روابط»، «محدودسازی رقابتها»، «قابل کنترل سازی اختلافات» و نهایتا «چشمانداز صلح در مقابل»؛ این چهار اصل تلاش دارد چارچوب یک «رقابت قابل کنترل» را بین چین و آمریکا ایجاد کند.
این کارشناس مسائل چین با اشاره به اصرار و دعوت مکرر ترامپ از شی برای سفر به آمریکا در ماه سپتامبر اظهار کرد: با توجه به انقضای آتش بس جنگ تجاری در آن ایام، احتمال توافقهای بزرگ مکتوب با چین و نزدیکی به انتخابات میاندورهای آمریکا، حرکتی هوشمندانه بود که نهایتا تایید پکن را نیز گرفت.
وی با اشاره به مساله ایران و مذاکرات بر سر پایان جنگ و موضوع هستهای تصریح کرد: در حالی که ترامپ سعی داشت در مساله تنگه هرمز، هستهای و فروش تجهیزات نظامی به ایران نوعی اجماع با پکن را القا کند، چین به حمایت بیشتر از مذاکرات صلح یعنی ترغیب ایران به میز مذاکره و مقابله با بسته شدن پنجره صلح؛ تحذیر آمریکا از تجاوز مجدد، بسنده کرد.
این استاد دانشگاه درباره برخی اخبار و گزارشهای داخلی در خصوص احتمال معامله آمریکا و چین بر سر تایوان و ایران گفت: آنچه در این خصوص مدنظر پکن است، نه معامله این دو عامل غیرهم وزن با آمریکا که مذاکره در باب «مدیریت بحران منطقهای» و تلاش برای اجماع بر سر مدیریت همزمان دو حوزه غرب آسیا و جنوب شرق آسیا است.
وی درباره عدم صدور بیانیه مشترک در پایان این سفر اظهار کرد: دلیل این امر، نخست ابهام در روزهای پیش رو، دوم عدم حصول توافق نهایی دو قدرت و همچنان باقی بودن فرصت برای تهران جهت ارائه بسته و چارچوب مورد نظرش درباره «نظم جدید در منطقه» به پکن است.
وفایی در پایان خاطرنشان کرد: هر چند روابط ایران و چین ریشهدار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بینالملل، منافع پایدار در سایه زنجیرههای تولید و ارزش حرف آخر را میزند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیرهها به بازدارندگی دست مییابند از این رو تهران باید ادامه تعامل و کار با چین را از این منظر مورد توجه قرار دهد.
انتهای پیام
