به گزارش ایسنا، به نقل از جماران، یک تاریخنگار و جمعیتشناس با اشاره به تخریب آثار تاریخی ایران توسط دشمن آمریکایی-صهیونی، گفت: ترامپ یک انسان نادان و جاهل است. هیچ رئیسجمهوری در آمریکا اینطور رفتار نمیکرد. او الآن آلت دست نتانیاهو است و واقعاً خودش را به نتانیاهو فروخته است؛ زیرا دامادش، جفری کوشنر نیز یهودی است و او میخواهد مملکت ما را نابود کند. اینها نسبت به ما حسادت میورزند. شما الآن تمام دبی، ابوظبی، شارجه، امالقوین، رأسالخیمه و... را نابود کنید؛ اینها چیزی نبودند. سالنامه پارس از اینها بهعنوان عروس یاد میکند. بحرین هم تنها ۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد، یعنی هفتبرابر کیش است و جای بزرگی نیست. اما شما دیگر نمیتوانید اصفهان یا ساختمان کاخ گلستان را بسازید و اگر هم بسازید، سالها زمان و میلیاردها تومان هزینه میبرد.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با خسرو معتضد را در ادامه میخوانید:
ما با چه دشمنی مواجه هستیم و آمریکای امروز با گذشته چقدر تفاوت دارد؟
متأسفانه ما با دولتی مواجه شدهایم که درگذشته سابقه نداشته است. چون من به تاریخ روابط ایران و آمریکا مسلط هستم، واقعاً در طول تاریخ سابقه نداشته که در رأس دولت آمریکا فردی مانند ترامپ قرار بگیرد. خود آمریکاییها نیز درباره او چنین نظری دارند. من شبکه سیانان را نگاه میکنم و اخبار را میخوانم، میبینم که مثلاً به روزنامه نیویورکتایمز حمله میکند، ناسزا میگوید، به والاستریت ژورنال حمله میکند، به کریستین امانپور حمله میکند، به تاکر کارلسون، خبرنگاری که مطالب بسیار جالبی درباره ایران مینویسد و انسان بسیار باشرفی است، حمله میکند و مطبوعات و رسانههای آمریکا با او مخالف هستند.
یعنی برای آمریکاییها هم بسیار شگفتانگیز است که در طول تاریخ فردی که حدود دوازده سال پیش رئیسجمهور شد، بعد مدتی چهار سال کنار بود و عدهای را وادار کرد به ساختمان کنگره حمله کردند، گارد ملی آمد و در ساختمان کنگره مستقر شد که اینها خرابکاری نکنند، حالا ببینید چطور دوباره رئیسجمهور شده است. برای من این موضوع از شگفتیهای دنیاست؛ یعنی واقعاً عقلم نمیرسد که این آدم چگونه دوباره رئیسجمهور آمریکا شده است.
روابطی که ما با آمریکا داریم به دوره امیرکبیر میرسد. اولین کسی که خواست ما با آمریکا رابطه داشته باشیم، مرحوم میرزا تقیخان امیرکبیر است. پیشنویس معاهدهای که در استانبول(پایتخت ترکیه) میان مصلحتگذار یعنی کاردار ایران و وزیرمختار آمریکا امضاء شد، خیلی زودتر از سال ۱۹۵۵ بود؛ شاید سال ۱۸۵۵. وقتی که امیرکبیر کشته شد، میرزا آقاخان نوری که متمایل به انگلیس (Anglophile) بود، سعی کرد این قرارداد امضاء نشود، اما ناصرالدینشاه گفت که ما باید این کار را انجام دهیم. طبق این قرارداد کشتیهای آمریکا میتوانستند به ایران بیایند و وقتی که در خلیجفارس و دریای عمان طوفانی رخ دهد، به بنادر ایران مثل بوشهر، بندر لنگه و بندرعباس پناهنده شوند. ایرانیها حتی میتوانستند طبق آن قرارداد مودت و کشتیرانی - اگر ناوگانی داشتند و با آمریکا میرفتند - اجازه داشتند وارد میسیسیپی، یعنی رودخانه داخلی آمریکا شوند.
تقریباً از سال ۱۸۸۰ سفیر داشتیم. حسینعلی خان صدرالسلطنه، پسر میرزا آقاخان نوری، اولین وزیرمختار ایران در واشنگتن بود و بنجامین ویلر وزیرمختار آمریکا در ایرانِ زمان ناصرالدینشاه بود. ما این روابط بسیار مفصل را داشتیم و آمریکا در ایران بسیار خوشنام بود؛ یعنی مردم، آمریکا را از روسیه و انگلیسیها برتر میدانستند. کلاً آنها را جانشینان جورج واشنگتن و آبراهام لینکلن میدانستند و ایران همیشه سعی میکرد با آمریکا رابطه دوستی داشته باشد.
از آن طرف نیز آنها علاقه داشتند با ایران رابطه داشته باشند. این موضوع قبل از مسأله نفت بود و بعدها که مسأله نفت هم مطرح شد، بسیار علاقه داشتند وارد جریان نفت ایران شوند، اما انگلستان اجازه نمیداد. انگلستان تقریباً تمام خاک ایران را در امتیاز دارسی قرار داده بود و چند بار که آمریکاییها خواستند وارد نفت ایران شوند، انگلیسیها به روشهای مختلف، حتی با ایجاد حادثه قتل ماژور ایمبری، اجازه ندادند و مطالب مختلفی در این زمینه وجود دارد.
یعنی من میبینم که «هوارد باسکرویل» که در تبریز مدیر مدرسه آمریکایی بود، آمد در کنار ستارخان به جوانهای تبریزی تیراندازی با اسلحه را آموزش میداد و در ۲۷ سالگی کشته شد. مردم تبریز رفتند و چه تشییعجنازه باشکوهی برای او برگزار کردند. همینطور مورگان شوستر که خزانهدار دوران مشروطه بود، از ایران دفاع کرد و گفت روس و انگلیس دارند ایران را خفه میکنند و کتابی به نام «اختناق ایران» نوشت. نظر ایرانیها اینگونه بود؛ مثلاً قوامالسلطنه در سال ۱۳۰۰ خورشیدی بهصورت محرمانه از آمریکا درخواست ۱۰ میلیون دلار وام میکند. دکتر مصدق همیشه نسبت به آمریکا نظر مثبتی داشت؛ یعنی همه میگفتند که آمریکاییها با انگلستان و روسیه فرق میکنند. آنها میخواستند ایران را خفه و غارت کنند؛ شرکت نفت انگلیس و ایران از یک طرف، و روسیه که میخواست ایران را ضمیمه خاک خودش کند، چه در دوره تزاری و چه در دوره شوروی، از طرف دیگر حضور داشتند.
من مرحوم میرزا عبدالله خان بهرامی را میشناختم. او حدود سال ۴۶ یا ۴۷ فوت کرد و من در سال ۴۵ در خانهاش با او مصاحبه کردم. او معاون تأمینات(اداره آگاهی) بود که رئیس آن هم سون برگدال سوئدی بود. مدتی او را از تهران فرستادند و رئیس نظمیه تبریز شد. او میگوید در دوران بعد از جنگ جهانی اول به آنجا رفتم و در بلدیه دیدم روسها تابلوهایی به زبان روسی آماده کردهاند تا در تمام نقاط مختلف تبریز، در ادارات پست و تلگراف، والیگری، استانداری، ایالتی و اداره معارف تابلوهای روسی نصب کنند. او گفت من خودم در انبار این تابلوها را دیدم. به همین دلیل بود که ایرانیها به آمریکا علاقه داشتند و معتقد بودند آمریکاییها بهتر از اینها هستند.
شخصی به نام «مکداول» وزیرمختار آمریکا در ایران بود. در سال ۱۹۱۹ وقتی وثوقالدوله آن قرارداد کذایی را با انگلستان بست و ایران تقریباً به صورت مستعمره انگلستان در میآمد، او مخالفت کرد. او اعلامیهای در مطبوعات تهران منتشر کرد و گفت آمریکا با این کار مخالف است و آقای وثوقالدوله و آقای کاکس که وزیرمختار انگلیس بود دروغ گفتهاند که دولت آمریکا با این قرارداد موافق است؛ ما بههیچوجه موافق نیستیم. این مسائل باعث شد که مردم، آمریکاییها را دوست داشته باشند.
در جریان جنگ جهانی دوم، عده زیادی از سربازان آمریکا در بندر شاپور که اکنون بندر امام خمینی شده است، پیاده شدند. آنها ایران را اشغال نکردند؛ بلکه بنا به دعوت انگلستان آمدند تا این سلاحها، تانکها و هواپیماها را در جاهایی که برای مونتاژ تهیه شده بود، آماده کنند. من فیلمهای این وقایع را از انگلستان و آلمان آوردم و در تلویزیون با نام «لیتل دیترویت» پخش شد. اینها در اندیمشک، دزفول و خرمشهر چند پاسگاه داشتند.
این افسران و سربازان مهندس و تکنسین بودند و این تجهیزات را مونتاژ میکردند. یک سری تجهیزات هم در بسته میآمد و آنها را به روسیه میفرستادند. نیممیلیون تن تجهیزات از راه ایران بیچاره، از طریق راهآهن و جادههای ما به روسیه فرستادند که واقعاً به روسها کمک کرد. شما باور نمیکنید، مثلاً در این محمولهها پودر تخممرغ، کالباس و گوشت یخزده برای غذارسانی به روسها بود. همه اینها را از طریق ایران به اضافه تانک، توپ، تسلیحات، مهمات و همه چیز فرستادند؛ در مجموع پنج و نیمتن. اینها مردم را اذیت میکردند.
در حال حاضر مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر و پژوهشکده تاریخ، کتابی ششجلدی منتشر کرده است. آقای دکتر حقانی از دوستان صمیمی من است و شخصی به نام «دکتر عاملی» که زبان انگلیسی را عالی میداند، این مجموعه را گردآوری کردهاند. اگر این کتابها را نگاه کنید، میبینید که خود آمریکاییها چقدر از سربازان آمریکایی بد گفتهاند. آنها مزاحم زنان و مردان میشدند، در خیابانها بادهگساری میکردند و ایرانیها را کتک میزدند. وزیرمختار دولت آمریکا در آن زمان، لوئیس دریفوس بود. او گزارشی داده که در این مجموعه شش یا هشتجلدی زرد رنگ با حاشیههای سیاه چاپ شده است. کتاب بسیار قشنگی است و نمای زیبایی دارد که مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر آن را منتشر کرده است.
در آن گزارش آمده است که این سربازها باعث آبروریزی هستند، مردم را به ما بدبین کردهاند، آدمکشی میکنند، پاسبانها و افراد عادی را میزنند و عرقخوری میکنند. سفیر آمریکا - یا همان وزیرمختارش که بعداً سفیر شد - تمام این موارد را به آمریکا گزارش داده و از سربازهای آمریکایی شکایت کرده است. محل استقرار آنها امیرآباد بود - همین جایی که اکنون کوی دانشگاه است - و در اینجا مردم را اذیت میکردند.
یکبار هم سربازهای هندی که در اینجا مصونیت داشتند، پنج کارگر ایرانی را به ضرب گلوله کشتند و گفتند اینها میخواستند سیم بدزدند. در حالی که وقتی پلیس، پاسبان ایرانی، افسر کلانتری و بازپرس میروند، در جیب آنها هیچ انبری پیدا نمیکنند؛ فقط نان، پنیر و پیاز بود که نشان میداد صبح زود سرکار میرفتند. سربازهای زباننفهم هندی که خود تحت استعمار انگلیس بودند، این افراد را هدف قرار داده و کشتند. این آمریکاست. تا سال ۱۳۲۵ به لرستان میرفتند و مردم را اذیت میکردند. وارد چادرها میشدند و میگفتند شما کنسروهای ما را دزدیدهاید. مردم لر را بسیار آزار میدادند.
همچنین عدهای از ایرانیها را به جرم جاسوسی دستگیر میکردند. شخصی بود که من گزارش مربوط به او را چند بار در تلویزیون خواندهام و در کتابهایم نیز آوردهام. او یک شخص قمی بود. سربازان آمریکایی او را در قطاری که از قم به تهران میآمد، دستگیر کردند و تا سرحد مرگ کتک زدند. مجلات آن موقع نیز این موضوع را چاپ کردند؛ مجله خواندنیها در سال ۲۳ یا ۲۴ این گزارش را منتشر کرد. این شخص بیچاره که نامش «ارباب قمی» بود، در مسیر حرکت بود که سربازهای آمریکایی او را میگیرند، به امیرآباد میبرند و چهار پنج روز تا سرحد مرگ کتکش میزنند. او تعریف میکرد که یکتکه نان بولکا بهعنوان ناهار جلوی من میانداختند و صبحها هم یک فنجان چای کمرنگ به من میدادند.
این بخش بسیار جالب است؛ آنها او را سوار هواپیما میکنند و میبرند. تلآویو فرودگاه در آن موقع دست انگلیسیها بود و آمریکاییها در آنجا پایگاه داشتند. همانطور که الآن تمام پایگاههای انگلستان در ابوظبی، شارجه، بحرین و قطر که همگی متعلق به انگلیسیها بود، به آمریکاییها واگذار شده و اکنون در دست آمریکاییهاست؛ بنابراین او را به آنجا میبرند. افسری که روی شانهاش دو ستاره داشته و سرلشکر بوده، از آمریکا میآید. عکسهایی به او نشان میدهند و میگویند یک نفر ژاپنی بوده که قیافهاش شبیه او بوده است. دادگستری نیز این گزارش را تأیید کرده است. آنها این مرد را کتک میزنند، بسیار اذیت میکنند، با مشت و لگد میزنند و میگویند تو در قطار از قم به تهران میآمدی.
او را هفت، هشت روز در تهران نگه میدارند. سپس او را با هواپیما به تلآویو و پایگاه «لود» منتقل میکنند. در آنجا یک سرلشکر میآید و میگوید اشتباه کردید؛ این فرد بیچاره زبان نمیداند و اصلاً این آدم ژاپنی نیست و شما این بدبخت را آوردهاید. وقتی آن سرلشکر این حرف را میزند، همه ناراحت میشوند، اما کاری نمیکنند و فقط او را کتک میزنند. بالأخره یک شخص در فلسطین پیدا میشود که ضمانت او را بر عهده میگیرد. یک شخص عرب که فارسی میدانسته، میگوید اگر به من پول بدهی، تو را آزاد میکنم. او به ایران میآید، در بوشهر پیاده میشود و به قم برمیگردد. دو سه هزار تومان هم پول به آن واسطهای میدهد که او را آزاد کرده بود. آمریکاییها این کارها را در ایران انجام میدادند.
سال ۲۸، شاه به آمریکا میرود و گلایه میکند که شما چرا به همه کمک میکنید؟ ۱۵۰ میلیون دلار به کره، ترکیه و یونان کمک کردید، چرا به ما کمک نمیکنید؟ آبان سال ۲۸، پذیرایی مفصلی از شاه میکنند، اما هیچگونه کمکی به او ارائه نمیدهند. فقط ترومن، رئیسجمهور آمریکا، طرحی به نام «اصل چهار ترومن» را به کمکهایی که به ملل درگیر جنگ میشد، اضافه میکند. مثلاً طرح مارشال را در نظر بگیرید؛ مارشال وزیر خارجه آمریکا بود. او یک ارتشبد بود؛ یعنی ژنرال چهار ستاره بود که بعد از بازنشستگی از ریاست ستاد ارتش آمریکا، وزیر خارجه شد.
طرح مارشال اجازه نداد فرانسه و ایتالیا کمونیست شوند و مانع از این شد که کشورهای اروپای غربی مانند رومانی، لهستان، چکسلواکی، بلغارستان، آلبانی و آلمان شرقی کمونیست بشوند. آمریکا این کمکها را صورت میدهد و بهعنوان اصل چهار اول، ۴۰۰ هزار دلار میدهند. در زمان مرحوم دکتر مصدق نیز دو مبلغ ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلاری به ایران کمک میکنند. یعنی آمریکاییها اینگونه بودند و به دنیا کمک میکردند تا کشورها کمونیست نشوند که این مسأله بسیار مهمی بود.
با توجه به این سابقه تاریخی، چرا رئیسجمهور فعلی آمریکا رویکردی متفاوت و مخرب در پیش گرفته و چه اهدافی را تهدید میکند؟
چون کار او این نیست و تحصیلات عالیه ندارد؛ مدتی تفنگدار دریایی بوده و سپس بیرون آمده است. خانم ماری ترامپ، برادرزادهاش، کتابی نوشته که همه ایرانیها باید این کتاب را بخوانند. دولت باید این کتاب را که ۳۰۰ نسخه چاپ شده، از ناشر بخرد و در تیراژ سه میلیونی چاپ کند تا مردم بخوانند و بدانند با چه کسی طرف هستند. این شخص ممکن است ما را نابود کند؛ واقعاً او به طور مداوم ارتش میآورد. از آلمان و بلژیک نیرو آورده، با ناتو قهر کرده و مدام هواپیما و کشتی میآورد. حیف این کشور ماست.
اگر شما تمام تلآویو را بمباران کنید، هیچ کاری نکردهاید؛ زیرا تلآویو ۷۰ یا ۸۰ ساله است و در آنجا تنها یک قریه به نام «تلابیب» بوده است. روزنامههای آن موقع نوشتهاند که تلابیب قصبهای در فلسطین است. شما اگر الآن همه آنها را نابود کنید، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ صرفاً یک سری ساختمان و خانههای تازهساز است. اما در آنجا یک مکان تاریخی وجود دارد؛ بیتالمقدس و بیتلحم که نمیتوان آنها را نابود کرد. اعتقادات مذهبی ما اجازه نمیدهد که مسجدالاقصی یا کلیسای مریم را بمباران کنیم، ولی این شخص بیشرف دارد آثار ما را هدف قرار میدهد. خودتان نگاه کنید.
من دیروز مصاحبهای داشتم و آمارها را به من نشان دادند؛ انسان دیوانه میشود. اینهمه آثار تاریخی! قلعه فلکالافلاک چه ارزش استراتژیکی دارد؟ فلکالافلاک متعلق به دوران ساسانیان است که پس از اسلام، در دوران آل بویه و پس از آن بازسازی شده است. شما چطور جرأت میکنید اینجا را هدف قرار دهید؟ شما به اصفهان نگاه کنید؛ ۲۳ اثر را بمباران کرده است: کارخانه ریسندگی نوین، مسجد مریمبیگم، کاخموزه چهلستون، موزه هنرهای تزئینی، عمارت یتیمخانه، مسجد جامع عباسی و مجموعه بناهای میدان نقشجهان. لعنت بر وجود این آمریکای کنونی، مسجد شیخ لطفالله مانند این است که شما بروید کلیسای نوتردام یا برج لندن را بمباران کنید. این ناشی از حسادت و بیشرفی است.
مسجد شیخ لطفالله، کاخ عالیقاپو، سردر قیصریه، و تالار اشرف که متعلق به زمان شاه سلیمان است. من در آنجا ناهار خوردم؛ استاندار مرا دعوت کرد و اصلاً چه عظمتی دارد و چقدر زیباست. جبهخانه، تالار تیموری، مجموعه توحیدخانه دانشگاه هنر، خانه امین، کاخ هشتبهشت، خانه جبارزاده، خانه مشکی، تکیه میرزا رفیعا نائینی، بقعه بابا رکنالدین، تکیه مادر شاهزاده، حمام جارچیباشی، موزه خصوصی خط و کتابت پیدنی و مسجد جامع خوانسار، خانه تاریخی ابهر مسجد رئیسان در خوانسار.
در خوزستان میدانید واقعاً این آدم نادان چهکار کرده است؟ پادگان دژ خرمشهر، پایگاه چهارم شکاری دزفول، هوانیروز مسجدسلیمان، پادگان میشداغ هویزه، تپههای اللهاکبر در محدوده تپههای باستانی، ساختمان گلف اهواز، پادگان حمیدیه، یادمان شهید تندگویان، ساختمان ستاد فرماندهی لشکر نود و دو زرهی، یادمان شلمچه، حمام تاریخی کرناسیون در دزفول (موزه مردمشناسی) که آخر چرا باید بمباران شود، موزه راهآهن اندیمشک موزه بیمارستان صحرایی شهید مخبری ارتش در شوش.
در استان کردستان سیزده اثر تاریخی: خانه حبیبی، عمارت سالار سعید موزه باستانشناسی، عمارت آصف وزیری، خانه کرد، موزه مردمشناسی، عمارت خسروآباد، منزل آیتالله مجتهدی، مسجد و امامزاده پیرعمر، مسجد جامع، عمارت ملکالتجار، منزل صحرایی، منزل امینالاسلام، منزل نصرت نوری و منزل متوسل. حمام دو خزینه، در کرمانشاه مسجد ابوتراب، تکیه بیگلربیگی موزه خط و کتابت و موزه پارینهسنگی، دبیرستان کزازی، موزه آموزشوپرورش و خانه سوری.
مجموعه فلکالافلاک و موزه مردمشناسی و باستانشناسی آن، مسجد توسلی، خانه آخوند أبو موزه زبان و فرهنگ لرستان و قلعه مظفری در استان لرستان بر اثر موج انفجارها آسیب دیدند. منزل آیتالله اشرفی اصفهانی را با خاک یکسان کردند در کرمانشاه. مجتمع فرهنگی فاطمهالزهرا در کردستان، عمارت بلدیه قدیم در فارس، آرامگاه باباطاهر در همدان، قلعه صمصام و کاخ سلیمانیه، موزه در البرز، حسینیه اعظم و بخش اداری در زنجان.
کاخ میانپشته؛ فرد باید چقدر بیشرف باشد. این کاخ را در دوران قبل از جنگ اول جهانی ساخته بودند که باشگاه ارتش و سپس موزه نیروی دریایی شده بود و من به آنجا رفته بودم. عمارت سبزآباد در استان بوشهر عمارت سبزآباد که قبل از جنگ جهانی کنسولگری انگلیس بود و اکنون موزه منطقهای است؛ خانه وایت هاوس. در استان قم، مسجد جامع و مدرسه جهانگیرخان، کاخ صفیآباد در استان مازندران که یادگار شاهعباس کبیر است، موزه سنجش در آذربایجان شرقی، موزه باستانشناسی درهشهر در ایلام، محوطه کوه خواجه در سیستان و بلوچستان و موزه مردمشناسی مهاباد در آذربایجان غربی. ببینید این آدم چقدر وحشی است که گفته من ایران را به عصر حجر برمیگردانم. آدم باید چقدر نادان باشد.
بنای کاخ گلستان از زمان صفویه گذاشته شد، حالت کریمخانی داشته و در زمان فتحعلیشاه آن را تکمیل کردند و زمان ناصرالدینشاه آن را تکمیل، بزرگ و زیبا کردند. مراسم تاجگذاری فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدشاه، احمدشاه و رضا پهلوی در آنجا برگزار شد و محمدرضا پهلوی نیز در سال چهل و شش در آنجا تاجگذاری کرد. کاخ گلستان محل پذیرایی از ملکه الیزابت دوم بود. سرلشکر علیاکبر ضرغام، وزیر دارایی، ساختمان بسیار شیکی بهصورت مینیاتور و به همان سبک ساختمان قدیمی در آنجا احداث کرد. ملکه الیزابت و پرنس فیلیپ در سال ۳۹ در آنجا بودند. در سال ۴۲، برژنف در آنجا اقامت اختیار کرد و بعد از برژنف، ژنرال دوگل در آنجا اقامت کرد.
قبلاً این مقامات به کاخ نیاوران میرفتند، اما چون شاه کاخ نیاوران را برای اقامت خودش آماده کرده بود و آنها نیز علاقه داشتند در قسمت تاریخی تهران باشند، پادشاهان و رؤسای جمهور به کاخ گلستان میرفتند. لیندون جانسون آنجا بود، معاون رئیسجمهور آمریکا در سال ۴۱ آنجا بود. آقای دوگل سال ۴۲ آنجا بود. در کنار این کاخ، کاخ ابیض قرار داشت که پس از دوران مشروطه محل نخستوزیری در تهران بود.
ببینید در تهران اینها چه جنایتی کردهاند؛ مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد ساختمانها شامل ۱۴ مجموعه موزه، پادگان صفر شش، مجموعه سلطنتآباد در پاسداران، ساختمان مجلس سنای قدیم که بین سالهای ۳۸ تا ۴۰ ساخته شد، و دانشگاه جنگ در میدان حر که قبلاً خانه سردار محتشم بختیاری بود و بعد هم تیمورتاش آنجا را خریده بود و من رفتم دیدم بسیار ساختمان جالبی است. ساختمان دانشگاه جنگ در میدان باغشاه قرار دارد. کسی نیست به این نادان وحشی بگوید که انستیتو پاستور از سال ۱۳۰۰ به دست دکتر ژوزف منار تأسیس شد و خدمت کرد. واکسنهای ضد طاعون، وبا و آبله، همه در اینجا تولید میشوند و انستیتو پاستور یک مرکز پزشکی محترم است.
موزه تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در میدان شهدا و عمارت کلاهفرنگی عشرتآباد. این عمارت مدتها مهجور و متروک بود. من یکبار به دانشگاهی در همان عشرتآباد دعوت شده بودم و بسیار اظهار تأسف کردم؛ گفتم چرا اینجا را بازسازی نمیکنید؟ اینجا میتواند تبدیل به موزه شود. این بنا یکی از کاخهای ناصرالدینشاه بود که درِ آن را گل گرفته بودند و من اظهار تأسف کردم. اگر این بنا در ترکیه بود، روزانه حداقل دههزار دلار درآمد داشتند. سلاطین عثمانی هر کاخی که در استانبول و سایر شهرهای ترکیه ساختهاند، من رفتهام و دیدهام که پلیس زن و مرد مأمور گذاشتهاند. کاخ توپقاپی، کاخ دولماباغچه و تمام کاخ بیگلربیگی، همگی درآمد دارند و یکی از منابع درآمد ترکیه همین است. من گفتم چرا اینجا را رها کردهاید و حالا این ساختمان متعلق به قرن نوزدهم را بمباران کردند.
عمارت کلاهفرنگی زندان قصر در خیابان شریعتی همانجایی بود که مرکز لشکر دو زرهی بود و دکتر مصدق را در آنجا محاکمه کردند و به آن عمارت کلاهفرنگی لشکر دو زرهی میگفتند. برج آزادی، کاخ مرمر در خیابان امام خمینی، فرهنگسرای نگارستان، موزه سابق قرآن در خیابان امام خمینی و مدرسه ابومسلم در میدان منیریه. ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب میدانید کجا بود؟ در میدان ارگ بود. پیشتر وزارت کشور بود و تمام وقایع مهم ایران از اواخر دوران رضاشاه تا ۲۸ مرداد در آنجا رخ داد. همانجایی که دکتر صدیقی در آن مینشست. این ساختمان بعدها تبدیل به وزارت اطلاعات و جهانگردی شد و من خدمت دولتی خود را در آنجا شروع کردم. آلمانیها آن را ساخته بودند و بسیار شیک بود؛ طوری که الآن هم قابل استفاده بود، کما اینکه دادسرای عمومی هماکنون در آنجا مستقر بود.
مجلس شورای ملی در میدان بهارستان، مسجد اردبیلیها در محدوده حریم سنگلج، کاخ فرحآباد دوشانتپه که ناصرالدینشاه ساخته بود، در بزرگراه شهید یاسینی عمارت قصر یاقوت، و عمارت منظریه، این اردوگاهی بود که در زمان رضاشاه برای پیشاهنگها ساخته بودند؛ مردم به اقدسیه و همین منظریه که یکی از مراکز پیشاهنگی باسابقه بود، میرفتند. ببینید انسان باید چقدر بیشرم باشد که اینها را هدف قرار دهد. آخر برای چه؟ با این کار میخواهد به چه برسد؟
آسیاب کهک مرزداران، حسینیه ارشاد در خیابان دکتر شریعتی، عمارت ارباب هرمز در خیابان تهرانپارس، عمارت کلاه پهلوی بیسیم که اولین رادیوی ما در سال ۱۳۱۹ در آنجا قرار داشت، ساختمان وزارت میراثفرهنگی و گردشگری در خیابان آزادی، ترمینال شماره یک فرودگاه مهرآباد، خانه تیمورتاش در شمال غرب پادگان باغشاه که من رفتم و آن را دیدم، خانه بینا در کارگر جنوبی، خانه پروفسور عدل، پژوهشکده فرهنگ و هنر روبروی کاخ مرمر، کاروانسرای گمرک در میدان شوش، بقعه سرقبر آقا، کنیسه یهودیها و کلیمیها در تهران که آن را هم هدف قرار دادند، ساختمان رادیوتهران در میدان ارگ، مسجد ارگ تهران و ساختمان باعظمت بانک ملی شعبه بازار، ساختمان وزارت دارایی، ساختمان دادگستری تهران، مدرسه حکیمباشی در محدوده ارگ تاریخی و مسجد سپهسالار، به خدا قسم وقتی اینها را میخوانم گریهام میگیرد.
در سال ۱۲۸۸ هجری قمری، یعنی در قرن نوزدهم، میرزا حسینخان سپهسالار بیچاره مسجد سپهسالار را ساخت؛ زیرا به استانبول رفته بود و دیده بود چه مساجد باعظمتی مانند مسجد ایاصوفیه و مسجد سلطان احمد در آنجا وجود دارد. او آمد و این مسجد را ساخت. عمارت بهارستان را هم برای اقامت خودش بنا کرد و میگفت انشاءالله اینجا روزی پارلمان میشود. مسجد سپهسالار را هدف قرار دادند. مدرسه عالی شهید مطهری نیز در کنار آن قرار دارد. آنجا یک مدرسه است و این مسجد، متعلق به مدرسه است.
عمارت مسعودیه، یعنی همانجایی که وزارت آموزشوپرورش و پیشتر وزارت فرهنگ بود و شهید رجایی مدتی آنجا را به محل نخستوزیری تبدیل کرد. این عمارت در محدوده حریم میدان بهارستان قرار دارد و همان عمارت سلطان مسعود میرزا ظلالسلطان است که در قرن نوزدهم ساخته شد. لرد کرزین که خبرنگار تایمز بود، در سال ۱۸۸۹ از آنجا دیدن کرد و بسیار از آن تعریف کرد؛ ساختمان باشکوهی بود. خانه مستوفیالممالک در محدوده سنگلج، مجموعه چوگان و سوارکاری فرجآباد در بزرگراه شهید یاسینی، آشیانه قدیمی فرودگاه قلعه مرغی در غرب جوادیه، میدان شهدا، میدان بهارستان، میدان ارگ، مجموعه بازار تهران، محور فرهنگی خیابان ولیعصر و موزه آبگینه و بسیاری جاهای دیگر را هم هدف قرار دادند.
خانه احمد مصدق، پسر دکتر مصدق، عمارت باغ وثوقالدوله و دانشگاه افسری امام علی (ع) که قبلاً متعلق به کامران میرزا بود و در زمان رضاشاه تبدیل به دانشکده افسری ارتش شد. ساختمان کاخ سفید، موزه نگارستان سابق، ساختمان ژاندارمری سابق که فکر میکنم این ژاندارمری باید همان تشکیلات شاپور باشد یا در جنوب میدان مجسمه (میدان انقلاب) قرار دارد، کلانتری بازار، سینما شکوفه، ورزشگاه آزادی، ساختمان مجاور کلانتری نواب، ساختمان مجاور کلانتری انقلاب و تالار حوزه هنری.
این شخص یک انسان نادان و جاهل است. هیچ رئیسجمهور آمریکا اینطور رفتار نمیکرد. او الآن آلت دست نتانیاهو است و واقعاً خودش را به نتانیاهو فروخته است؛ زیرا دامادش، جفری کوشنر نیز یهودی است و او میخواهد مملکت ما را نابود کند. اینها نسبت به ما حسادت میورزند. شما الآن تمام دبی، ابوظبی، شارجه، امالقوین، رأسالخیمه و... را نابود کنید؛ اینها چیزی نبودند. سالنامه پارس از اینها بهعنوان عروس یاد میکند. بحرین هم تنها ۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد، یعنی هفتبرابر کیش است و جای بزرگی نیست. اما شما دیگر نمیتوانید اصفهان یا ساختمان کاخ گلستان را بسازید و اگر هم بسازید، سالها زمان و میلیاردها تومان هزینه میبرد.
یادم میآید در جوانی من، ساختمان مجلس سنا حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان خرج برداشت و چقدر اعتراض شد که چه خبر است شما ۱۰۰ میلیون تومان خرج یکمشت پیرمرد هشتاد نود ساله کردهاید! سازندگان آن را محاکمه کردند؛ شرکتی که آن را ساخته بود متعلق به فروغی، پسر محمدعلی فروغی بود. همه آنها را بازداشت کردند و مدتها در دادگستری پرونده داشتند. شما اینقدر خرج مکانی کردید که متعلق به شاپور علیرضا پهلوی بود. چون او در آبان سال ۳۳ بر اثر سانحه سقوط هواپیما کشته شد، آن را به مجلس سنا واگذار کردند.
مجلس سنا اعتراض میکرد که چرا باید یک روز در میان در سالن مجلس شورای ملی جلسه تشکیل دهیم؟ حکیمالملک، تقیزاده و دیگران آمدند و دولت این ساختمان را برای مجلس سنا خرید. سپس کاخ علیرضا را خراب کردند و این ساختمان را ظرف سه چهار سال ساختند. موکتها و مبلمان آن را از اروپا آوردند. صندلیهای صحن مجلس از خارج وارد شد و تمام روزنامهها مسخره میکردند که برای این ۶۰ پیرمرد چرا اینقدر از بودجه مملکت خرج شده است. حالا فکر کنید که بخواهند با یک بمب آن را نابود کنند.
آیا در رسیدن به این وضعیت، سوءسیاستها و اشتباهات داخلی ما نیز تأثیرگذار بودهاند؟
به نظر من ما دچار مقداری سوءسیاست شدیم. آن روزی که رئیسجمهور آمریکا دنبال رئیس جمهور ما میدوید، اشتباه کردیم. انسان باید مذاکره کند و نباید کار را به جایی برساند که یک فرد عامی رئیسجمهور آمریکا شود و تهدید کند که ایران را به عصر حجر برمیگرداند. شما نگاه کنید، از روزی که این شخص آمده مشخص است که روانپریش است. این را من نمیگویم، بلکه سناتور برنی سندرز میگوید. او انسان بسیار موجهی است و کاندیدا بود. حزب دموکرات اشتباه کرد که کامالا هریس را برای مبارزه با او معرفی کرد. رگ و ریشهاش مشکوک است و آدم عجیبی بود؛ پدرش هندی و مادرش جامائیکایی سیاهپوست بود و حتی نمیتوانست بهدرستی صحبت کند. به این ترتیب ترامپ دوباره رئیسجمهور آمریکا شد.
آن زمانی که آمریکاییها التماس میکردند که میخواهیم یک لحظه با شما صحبت کنیم، شما نپذیرفتید. واقعاً چرا نباید مذاکره میکردیم؟ اکنون گرفتار شخصی شدهایم که کاملاً تسلیم نتانیاهو است و دامادش نیز یهودی است. میگویند وقتی نتانیاهو به آمریکا میآید، شب در خانه جفری کوشنر میخوابد. وزرای کابینه او را ببینید؛ وزیر خارجهاش، مارکو روبیو یک پناهنده از کوباست و وزیر جنگ او پیشتر یک گوینده رادیو بوده است. یک سناتور فرانسوی بسیار عالی این کابینه را معرفی کرد و گفت این چه کابینهای است که همگی بدنام و معتاد هستند. همه اینها تا سه چهار سال پیش به ترامپ ناسزا میگفتند و حالا نمیدانم چهکار کردهاند که وارد کابینهاش شدهاند.
اشتباه ما این است؛ اگر آنها ما را نابود کنند و ما تمام ابوظبی، شارجه و دبی را با خاک یکسان کنیم، هیچکدام جایگزین تمدن ایران نخواهد شد. نمیدانم چه باید کرد؛ من گاهی به خدا قسم مینشینم و گریه میکنم. شما ببینید تا الان هفت هشت هزار نفر کشته شدهاند. مقایسه کنید اگر ما عدهای را میفرستادیم تا کاخ سفید را منفجر کنند و ترامپ، وزیر خارجهاش، وزیر جنگش و رئیس گارد ملیاش، در مجموع حدود هجده نفر در یک انفجار کشته میشدند، چه بلایی سر ما میآوردند و دنیا چگونه به ما نگاه میکرد؟
با توجه به ترورها و اتفاقات اخیر، نقش نفوذ اطلاعاتی و استفاده دشمن از تکنولوژیهای جاسوسی را چگونه میبینید؟
نهم اسفند من اینجا نشسته بودم و صبحانه میخوردم که صدای عجیبی آمد. به همسرم گفتم این صدای چیست؟ خانه ما دارد میلرزد. او اول متوجه شد و گفت این موشک است. ساعت حدود ۹ بود که موشک به محل جلسه در بیت رهبری برخورد کرد. تشکیل جلسه فرماندهان اشتباه بود؛ چرا آن جلسه تشکیل شد و چه لزومی داشت؟ وقتی ۱۹ خودرو به محل رسیدند، ماهوارهها از بالا تمام آنها را رصد میکردند و این ماهوارهها بالای سر ما در حال جاسوسی هستند.
من این حرفها را از خودم نمیگویم. در زمان جنگ ایران و عراق که من سردبیر مجله «بندر و دریا» بودم، مقالهای خواندم که بسیار تعجب کردم. مجله نشنال جئوگرافیک نوشته بود که آمریکا با استفاده از ماهواره تمام تحرکات ارتش و سپاه پاسداران ایران را رصد میکند و اطلاعات را به عراق گزارش میدهد. مثلاً گزارش میداد که هواپیما از تهران حرکت کرده و حامل سرباز یا نمایندگان مجلس است. ما مقاله را ترجمه کردیم تا در مجله بندر و دریا چاپ کنیم.
آقای معاون وزیر گفت روی این مجله نوشته شده محرمانه یا کانفیدنشال من گفتم آقا، نام این مجله نشنال جئوگرافیک است و این مقاله از آن نقل شده؛ او گفت نه این محرمانه است! من گفتم این مجله ۳۰ میلیون تیراژ دارد، این چه حرفی است؟ آرزوی چاپ این مقاله در دل من ماند. من در آن مقاله خواندم که آمریکاییها حتی از یک کامیون نظامی نیز فیلمبرداری میکنند.
اگر لاریجانی در روز قدس راهپیمایی نکرده بود، شهید نمیشد. آنها از همان لحظه او را از طریق ماهواره نشانهگذاری کردند و در شهر پردیس همراه فرزندش به شهادت رساندند. شما باید در مسائل جهانی بصیرت امروزی داشته باشید. خدا رحمت کند حجتالاسلام خطیب، اطلاعات عمیقی از سیستمهای اطلاعاتی و ضداطلاعاتی داشت. او که وزیر اطلاعات بود، جان خود را از دست داد. دشمنان در ایران جاسوس دارند، از ماهوارهها استفاده میکنند و عوامل داخلی نیز در خدمت آنها هستند. هر روز میبینیم که نیروی انتظامی سلاح و مهمات کشف میکند و محمولههای بزرگ اسلحه به کشور قاچاق میشود؛ بنابراین این شخص یک فرد عادی نیست.
خود آمریکاییها نیز این را میگویند. دیدید کریستین امانپور چگونه صحبت کرد؟ ترامپ به خبرنگار والاستریت ژورنال میگوید شما جاسوس و خائنید، همگی نوکر هستید و دروغ میگویید. او دروغ میگوید که نیروی دریایی ایران در قعر دریاست. کجا در قعر دریاست؟ اخیرا آمار داده و گفته ۱۵۹ ناو را غرق کرده! واقعاً ما ۱۵۹ ناو را از دست دادهایم؟! نام آنها را بگو. یک ناو دنا بود و یک جماران که هدف قرار گرفتند؛ بقیه کجاست؟ ما در مقابل این ادعاها سکوت میکنیم. نیروی هوایی ما نیز با هواپیماهای فانتوم در پایگاههای جنوب خلیجفارس مستقر است. این فرد واقعاً دیوانه است و نمیتوان کاری با او کرد. او حتی به مطبوعات آمریکا ناسزا میگوید و ادعا میکند که آنها جاسوس هستند و به نفع ایرانیها کار میکنند و روحیه ما را اشتباه میکنند.
او به چین رفت و چینیها بهخوبی جوابش را دادند. او به آنجا رفت تا معامله کند و گفت من دست شما را در تایوان آزاد میگذارم، در عوض شما اجازه دهید من ایران را نابود کنم. اما آنها نپذیرفتند و گفتند مسأله تایوان یک مسأله داخلی است، مانند شبهجزیره که متعلق به ایران است؛ آنها گفتند که ما حاضر نیستیم در قبال تایوان به شما امتیازی بدهیم. در پاسخ، ترامپ چه کرد؟ تمام هدایایی که چینیها به او و همراهانش داده بودند را در سطل زباله ریخت. او با خود تجار و سرمایهگذاران را برده بود تا چینیها را تحتتأثیر قرار دهد. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین که انسان بسیار موجهی است، اعلام کرد که دوران افول آمریکا آغاز شده است. خبرنگاران گفتند این توهین بود، اما او تأکید کرد که دوران افول آنها آغاز شده است.
عملکرد دستگاه دیپلماسی و رسانهای ایران در مقابله با این جنگ روانی و تهدیدات چگونه بوده است؟
دولت ایران از نظر تبلیغات و دیپلماسی ضعیف عمل میکند. آقای ایروانی در سازمان ملل متحد نمیتواند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد؛ او به زبان انگلیسی تسلط کافی ندارد، مرتب و منظم نیست. در مقابل، نماینده اسرائیل را ببینید؛ منشی و همسرش در کنارش نشستهاند و بسیار آرام و مسلط به زبان انگلیسی صحبت میکند. ما باید فردی مانند اسماعیل بقایی، سخنگوی فعلی وزارت خارجه، یا حمیدرضا آصفی که سالها پیش سخنگوی بسیار توانمندی بود را بهعنوان نماینده اعزام کنیم، نه اینکه بازنشسته شوند.
عملکرد آقای ظریف در دوران وزارت خارجه را چگونه ارزیابی میکنید؟
ظریف خیانتی نکرد؛ من با او نیز موافقم. عدهای بیدلیل به او ناسزا میگویند. رئیسجمهور در آمریکا تغییر کرد و تنها بیاحتیاطی آقای ظریف این بود که باید تضمینهای لازم را اخذ میکرد. علاوه بر این، دولت باید پدر و مادرهایی که فرزندانشان کشته شدهاند را با یک پرواز بینالمللی به دیوان لاهه بفرستد. دکتر مصدق دقیقاً همین کار را میکرد، مصدق هنگامی که خبرنگاران به ایران آمدند آنها را برد جنوب شهر، حسین مکی که معاون مصدق و نماینده مجلس بود خدا او را بیامرزد، من ده دوازده سال آخر عمرش با او دوست بودم و به خانهاش میرفتم، مکی خبرنگاران را به جنوب شهر تهران برد. او محلههایی مانند گود زنبورکخانه و جوانمرد قصاب را به آنها نشان داد.
یک خبرنگار آمریکایی وقتی این مناطق و وضعیت پدر و مادرها در گورستان را دید، زارزار گریه کرد و این تصاویر در شبکه سیانان نمایش داده شد. در حال حاضر تاکر کارلسون فرد بسیار خوبی است و مصاحبههای جذابی انجام میدهد و طرفدار ایران است. استیون کینگ که یک نویسنده معروف است، انسان حسابی و طرفدار ایران است. سناتور یهودی برنی سندرز نیز انسان موجهی است و مداوم میگوید که من از این رفتارها شرم دارم. سفارتخانههای ما در ارمنستان و تاجیکستان بسیار فعال هستند و من بهصورت مستمر میبینم که کلیپهایی در فضای مجازی منتشر میکنند.
امروز کلیپ بسیار جالبی دیدم که ایرانیها به زبان انگلیسی آواز درست کردهاند؛ علیه دبی ساخته بودند. در این کلیپ نشان میداد که دبی چگونه سرمایهگذاران خارجی را به بهانه ارائه نفت دعوت کرده و شهر را ساخته است، در حالی که در گذشته تنها خودش بود و شترش! در مورد حاکم دبی، همسرش شاهزاده حیا که دختر ملکحسین پادشاه اردن است، به دلیل رفتارهای او به انگلستان فرار کرد و دادگاه این مرد را یک میلیارد جریمه کرد. نمایندگان ایران در وزارت خارجه باید در سراسر دنیا شکایت کنند و هشدار دهند که این شخص قصد حمله به ما را دارد.
من در مقالهای تمام مواد منشور سازمان ملل و شورای امنیت را استخراج کردهام که تأکید دارد اختلافات نباید به جنگ کشیده شود. سازمان ملل متحد مثل زمان آیزنهاور و خروشچف هنگامی که جمال عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد و اسرائیل، فرانسه و انگلستان به مصر حمله کردند، آیزنهاور که انسان موجهی بود دستور عقبنشینی داد. خروشچف نیز که پیشتر در مجارستان کشتار کرده بود، اخطار داد که نیرو پیاده خواهد کرد. در نهایت، سازمان ملل پلیس صلح خود را مستقر نمود. همچنین زمانی که کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد، سازمان ملل وارد عمل شد.
ما اکنون به چهار نماینده فعال در سازمان ملل متحد نیاز داریم. من شبها به سخنرانیها گوش میدهم؛ دیپلماتهای ما بلد نیستند بهدرستی صحبت کنند! ما باید با درخواست تشکیل جلسه فوقالعاده شورای امنیت اعلام کنیم که آنها قصد حمله به ما و کشتار مردم ایران را دارند. تا کنون چندین هزار نفر کشته شدهاند و آثار تاریخی که متعلق به تمام دنیاست و یونسکو آنها را به رسمیت میشناسد، در حال نابودی است.
آیا واقعاً میتوان از طریق سازمان ملل و مجامع جهانی اقدام مؤثری انجام داد؟
بله؛ به خدا میشود اقدام کرد. وقتی مصدق به آمریکا رفت، در سازمان ملل نشست و گفت: آقا من شما را آدمهای آزادیخواهی میدانستم، شما چرا از انگلستان حمایت میکنید؟ نتیجه چه شد؟ ۱۰ هزار دست لباس دکتر مصدق و فروشندگان آمریکایی از روی او تقلید کردند. پیژامه برعکس همراه با عینک و کفش او را در آمریکا فروختند. مردم آمریکا عاشق این لباس شده بودند و به آن پیژامه دکتر مصدق میگفتند. یک برنامه رادیویی در نیویورک با نام «کاخ تهران» هر روز به زبان انگلیسی درباره تهران صحبت میکرد و تمام مطبوعات آمریکا طرفدار مصدق بودند.
آنها کاریکاتورهای زشتی از چرچیل میکشیدند که نشان میداد مصدق او را به زمین کوبیده است. ما تبلیغات را نمیشناسیم. شبکه پرس تیوی اکنون باید عکس کشتهشدگان را نمایش دهد. دانشگاه برکلی عکس این بچهها را در ابعاد بزرگ در محوطه دانشگاه نصب کردند. توصیه میکنم مقاله من در نشریه امید جوان با عنوان «ترامپ از ما چه میخواهد؟» را پیدا کرده و مطالعه کنید.
به نظر شما آیا این تهدیدهای مکرر به جنگ اثرگذاری دارد و اتفاقی رخ خواهد داد؟
در این حوزه نمیتوان پیشبینی دقیقی داشت؟ در حال حاضر همکاران سابق او مانند جان بولتون و مایک پمپئو او را رها کردهاند. این شخص قابلپیشبینی نیست؛ ۸۱ سال سن دارد و از بیماری عجیبی رنج میبرد که باعث قرمزی صورت و حالتهای خاص بدنی میشود. ازسویدیگر، پرونده جفری اپستین مطرح است که اسرائیل از آن بسیار سوءاستفاده میکند. او یک فرد یهودی بود که در زمینه آوردن زنان فعالیت میکرد. کار بهقدری بالا گرفته که حتی زنان درجه اول آمریکا برمیگردند و قسم میخورند که به خدا ما جزء اپستین نبودیم، اما رئیسجمهور میگوید ما جزء اپستین نبودیم که این مزخرف است.
در حال حاضر، خود آمریکاییها بیشتر از همه از او متنفرند. فکر کنم همین تاکر کارلسون گفته است که از سال ۱۷۷۶ تا کنون، این اولین باری است که آرزو میکنیم دشمن ما در جنگ پیروز شود! محبوبیت ترامپ که همیشه بالای ۵۰ درصد بود، اکنون به ۳۱ درصد رسیده است. ماه فروردین، در نیویورک تظاهراتی برگزار شد که در آن کریستین امانپور و یک خانم دیگر که فکر میکنم ایرانی بود نیز حضور داشتند. میلیونها نفر از مردم آمریکا راهپیمایی کردند و شعار دادند که ما شاه نمیخواهیم و مایل نیستیم شما به پادشاهی برسید.
علاوه بر این، کنگره نیز اختیارات جنگی او را محدود کرده است و اگر جنگ بیش از ۶۰ روز طول بکشد، به مجوز کنگره نیاز دارد. متأسفانه جمهوریخواهان در کنگره اکثریت را دارند، اما انتخابات ماه نوامبر شرایط را تغییر خواهد داد. در حال حاضر، این بدشانسی ملت ایران است. دولت ایران باید فعلاً از هدف قراردادن مواضع غیرضروری در کشورهای عربی خودداری کند تا بهانهای به دست او ندهد و آتشبس برقرار بماند. ما ملتی هستیم که هرگاه بیگانگان به ما حمله کردهاند، متحد شدهایم.
صدام حسین در زمان حمله اشتباه محاسباتی کرد و گمان نمود که ایرانیها متفرق شدهاند و ارتشی وجود ندارد. اما تنها ساعاتی پس از آغاز جنگ، ۱۴۰ فروند هواپیمای ایرانی پرواز کردند و پایگاههای عراق را تا مرز سوریه و دورترین نقاط این کشور بمباران کردند. به همین دلیل صدام حسین تنها یک ماه پس از آغاز جنگ خواهان متارکه شد، اما دولت ایران نپذیرفت؛ زیرا ارتش عراق در خاک ایران حضور داشت و جنگ ادامه پیدا کرد.
اکنون دولت ایران باید با تمام کشورهای جهان صحبت کند. رویکرد وزیر خارجه ما خوب است و میبینم که به طور مداوم با وزرای خارجه کشورهای همسایه در تماس است. پاکستان حمایت بسیار خوبی از ما کرد؛ شهباز شریف و ژنرال عاصم منیر که فرمانده کل ارتش است و انشاءالله بهزودی رئیسجمهور بعدی پاکستان خواهد شد؛ چون معمولاً ژنرالها در پاکستان به ریاستجمهوری میرسند، حمایت قاطعی داشتند. این ژنرال که به ایران نیز سفر کرد، انسان بسیار محترمی است و سفری هم به واشنگتن داشت.
ایران باید ارتباط مستمر خود را با ترکیه، مصر و پاکستان حفظ کند. اسرائیل بسیار خطرناک و غیرعادی رفتار میکند. در اسرائیل هیچکس به این شکل عجیبوغریب نیست. من بارها گفتهام که تلویزیون ما باید برنامههایی به زبان عبری داشته باشد؛ همان کاری که جمال عبدالناصر و صدام حسین انجام میدادند. در حال حاضر در داخل اسرائیل هر روز تظاهرات است و مردم در خیابانها ناسزا میگویند و معترض هستند که شما ما را بیخانمان کردهاید.
نتانیاهو به آمریکاییها میگوید که اینها قصد دارند موشک بسازند و آمریکا را هدف قرار دهند. آیا واقعاً چنین فکری هست؟ مگر میشود از اینسوی دنیا آمریکا را زد؟ یا میگویند اگر بمب اتمی بسازند، شش ساعت بعد اسرائیل را نابود میکنند. هیچ آدم نادانی چنین کاری نمیکند. مرحوم شهید آیتالله خامنهای فتوا دادند که ما سلاح هستهای را نمیخواهیم و راست هم میگفت. انرژی هستهای برای کارهای برق و مصارف پزشکی بسیار خوب است و شفا میدهد. خود من تصویربرداری هستهای انجام دادم و مشخص شد که استخوان کمرم در کودکی که افتادم آسیبدیده است.
ما نباید تا این حد از دنیا کنار باشیم. خبرنگاران خارجی را دعوت کنید؛ بهویژه خبرنگاران آمریکایی که بسیاری از آنها واقعاً طرفدار ایران هستند. من این را میبینم. عدهای از سازمان ملل متحد، سازمان عفو بینالملل و سازمان پزشکان بدون مرز را دعوت کنید تا بیایند و ببینند مردم ایران چقدر نجیب و مهربان هستند. هر کس میآید تعجب میکند و میگوید ما فکر نمیکردیم مردم ایران اینطور باشند.
انتهای پیام

