سید روحاله مهدوی اقدم در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش مخرب پخش رفتارهای ناهنجار در مجموعههای تصویری، اظهار کرد: تکرار آسیبها در این مجموعهها منجر به «عادتسازی» در مخاطب میشود. از لحاظ روانشناختی، اگر یک رفتار بارها تکرار شود، طبیعتاً به نوعی هنجار تبدیل میشود، هرچند که در ذات خود ناهنجار باشد. وقتی فرد به دیدن و شنیدن این مسائل عادت میکند، فرآیند عادیسازی اتفاق میافتد.
وی افزود: برای نمونه، نشان دادن مداوم مصرف سیگار توسط زنان و مردان در سینما و تلویزیون، این پیام را به مخاطب القا میکند که سیگاری بودن مشکلی ندارد و بدین ترتیب، یک رفتار ناهنجار به هنجار تبدیل میشود. این آسیبی جدی است که ضرورت توجه ویژه به نظارت بر سینمای خانگی را دوچندان میکند.
وی با انتقاد از ترویج مفاهیمی چون خیانت و طلاق در این آثار گفت: در سینمای خانگی شاهد عادیسازی خیانت و طلاق هستیم، به طوری که طلاق به عنوان یک شیوه مطلوب برای حل مسئله معرفی میشود. این در حالی است که در فرهنگ ما، طلاق هرگز راهکاری مطلوب برای رفع اختلافات خانوادگی نبوده است.
مهدوی اقدم، «الگودهی» را ابزاری قدرتمند در روانشناسی اجتماعی دانست و تصریح کرد: وقتی کودک فیلمی حاوی خشونت را تماشا میکند، آن رفتار را در حافظه خود پردازش کرده و به آن توجه میکند. او از طریق «یادگیری مشاهدهای» میبیند که شخصیت فیلم با خشونت به اهداف خود رسیده و پاداش میگیرد، در نتیجه، از طریق فرایند تقویت جانشینی، کودک نیز یاد میگیرد که برای رسیدن به اهدافش میتواند از خشونت استفاده کند.
این روانشناس یکی از علل اصلی رواج ناهنجاریها را عدم نظارت دقیق بر سینمای خانگی دانست و گفت: میزان نظارت در سینمای خانگی برخلاف سینمای ملی کمتر است. این رسانه گاه با تکیه بر چهرههای صاحب نفوذ، ناخواسته به ترویج اعتیاد، سیگار، الکل و خشونت میپردازد و ارزشهای دینی و ملی را تضعیف میکند.
مهدوی اقدم تولیدات این حوزه را «محصولات فستفودی» نامید و افزود: در این نوع تولیدات، هدف اصلی جذب مخاطب بیشتر و تولید سریع است، بدون آنکه به رشد شناختی و فکری گروه هدف یا عوارض ناشی از انتقال ناهنجاریها توجه شود.
وی گفت: نمایش ماشینها و زندگیهای آنچنانی که با واقعیت جامعه همخوانی ندارد، یک مقایسه منفی در ذهن مخاطب ایجاد میکند. وقتی اکثر مردم توان خرید یک خودروی متوسط را ندارند، تماشای خانوادههای مرفه در فیلمها منجر به ایجاد نوعی حس حقارت و آسیب به کرامت شخصیت فرد میشود.
وی از بزرگنمایی قشر خلافکار در مقابل کوچکنمایی نخبگان و چهرههای فرهنگی در این آثار انتقاد کرد و گفت: در این فیلمها به رشد فردی، آموزش مهارتهای زندگی و ارتباطات صحیح توجهی نمیشود و تاثیرگذاری بر مخاطب عمدتاً از دو راه پرخاشگری و تحریک نیازهای جنسی (هرچند غیرعریان) صورت میگیرد.
وی برای مقابله با این وضعیت بر سه راهکار کاهش میزان تماشا و اعمال نظارت مستقیم توسط خانوادهها، تعیین ردههای سنی مشخص و محدودسازی دسترسپذیری بر اساس سن و نظارت سیستمی مسئولان تاکید کرد.
این روانشناس با نقد سلیقهگرایی در رسانه ملی، یادآور شد که در برخی مجموعهها مانند صداوسیما نیز گاهی به جای رویکرد ملی، ارزشهای سلیقهای حاکم میشود که باید اصلاح شود.
انتهای پیام

