۱۴۰۵-۰۳-۰۴ | ۲۳:۴۶
ولی نصر: جمهوری اسلامی امنیت را بر پایه تجربه تنهایی تعریف کرده است

نشست رونمایی از کتاب «بر لبه تنهایی»

ولی نصر: جمهوری اسلامی امنیت را بر پایه تجربه تنهایی تعریف کرده است

ولی نصر در نشست رونمایی کتاب «بر لبه تنهایی» با تشریح ریشه‌های تاریخی راهبرد امنیت ملی ایران، تاکید کرد که نگاه راهبردی جمهوری اسلامی بر پایه دغدغه بقا، استقلال و تجربه جنگ شکل گرفته و امروز مهم‌ترین چالش کشور، ایجاد تعادل میان امنیت، توسعه و خواست جامعه است.

به گزارش ایسنا، ولی نصر استاد سرشناس دانشگاه جانز هاپکینز در سخنانی که به طور ویدیویی تهیه و روز دوشنبه در نشست رونمایی و نقد کتابش تحت عنوان «بر لبه تنهایی»؛ روایت کلان راهبرد امنیت ملی ایران که به زبان فارسی منتشر شده است، گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشیدن درباره آینده سیاسی و راهبردی ایران هستیم.

وی با بیان اینکه با وجود چهاردهه دوری از ایران هم‌چنان ذهن و دلم با ایران و مردم است گفت: می‌دانم ماه‌های اخیری که بر شما گذشته تا چه اندازه دشوار بوده و امیدوارم آینده‌ای توام با صلح، امنیت و رفاه در انتظار مردم ایران باشد.

نصر با تاکید بر اینکه بسیاری از تحولات سال‌های گذشته و ماه‌های اخیری که شاهد آن بودیم در امتداد روندی است که در کتاب آخرم درباره آن صحبت کردم افزود: این روند از انقلاب 1357 آغاز و بعد از چهار دهه به مرحله‌ای حساس رسیده است. 

این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد که جمهوری اسلامی ایران در مغرب زمین معمولا به عنوان یک حکومت ایدئولوژیک یا مذهبی فهمیده می‌شود؛ گویی سیاست خارجی ایران فقط از ایدئولوژی انقلابی یا گفتمان دینی ناشی می‌شود. بدون تردید ایدئولوژی مهم است اما سیاست خارجی ایران را فقط از این زاویه نمی‌توان فهمید. ایران مثل هر دولت دیگری دارای راهبردی کلان است که از برداشت خاصی از امنیت، تهدید، بقا و جایگاه منطقه‌ای کشور شکل گرفته است. 

وی هدفش از نگارش کتاب «بر لبه تنهایی» را بررسی این راهبرد کلان دانست و گفت: در این کتاب سعی کردم به این مسائل بپردازم که ایران چگونه جهان را می‌بیند؟ چه تهدیدهایی را اساسی می‌دان؟ و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

نصر گفت: حتی برای کسانی که در غرب با ایران سر و کار دارند، فهم این مسئله ضروری است زیرا هیچ تهدید، فشار یا مذاکره‌ای در خلأ اتفاق نمی‌افتد، همه چیز در چارچوب همین نگاه راهبردی معنا پیدا می‌کند. به نظر من این بینش راهبردی ریشه تاریخی عمیقی دارد. تجربه ایران در دوران قاجار فشار قدرت‌های خارجی در آن زمان، از دست دادن بخش‌هایی از سرزمین تاریخی ایران و احساس دائمی ناامنی هنوز در حافظه سیاسی ایران حضور دارد.

وی افزود: سایه ترکمانچای همچنان در سیاست ایران مستولی است. ایران هرگز مستعمره مستقیم نشد، اما تقریباً یک قرن زیر فشار قدرت‌های خارجی زندگی کرد و همین تجربه باعث شد مسئله بقا به مهمترین دغدغه دولت ایرانی تبدیل شود. در دوران پهلوی این دغدغه بقا به شکل دیگری تعریف شد. رضا شاه معتقد بود بقای ایران تنها از مسیر دولت‌سازی و توسعه اقتصادی ممکن است. ایران باید ارتش مدرن، آموزش مدرن، زیرساخت مدرن و دولت مرکزی مقتدر داشته باشد تا بتواند دوام بیاورد. محمدرضا شاه نیز همین نگاه را ادامه داد؛ راهبرد کلان پهلوی‌ها این بود که بقای ایران از طریق توسعه اقتصادی و رابطه نزدیک با غرب فقط ممکن است و تنها به آن نحو است که می‌تواند به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شود.

استاد سرشناس دانشگاه جانز هاپکینز ادامه داد: این با نظرکرد جمهوری اسلامی تفاوت بسیار دارد اما در کنار تفاوت‌های مهم میان دوران پهلوی به جمهوری اسلامی، نوعی تداوم نیز در نگاه راهبردی ایران وجود داشته است به ویژه در نحوه مواجهه با تهدیدی که از جناح غربی ایران از جهان عرب احساس می‌شد و می‌شود. در دوران شاه نیز تهدید اصلی منطقه ایران عمدتاً از سوی عراق، ناسیونالیسم عربی، جریان‌های رادیکال عرب و رقابت جهان عرب با ایران تعریف می‌شد، در آن زمان امریکا در کنار ایران بود و شوروی از عراق حمایت می‌کرد اما امروز شرایط تغییر کرده است.

نصر با تاکید بر اینکه اصل مسئله، امنیت منطقه ایران همچنان باقی مانده است گفت: حتی در دوران رضا شاه نیز این درد وجود داشت که ایران بدون حضور و نفوذ و تحولات منطقه‌ای نمی‌تواند خود را دریابد و در زمان شاه هم این فکر بود که برای حفظ امنیت و اینکه ایران قدرت منطقه‌ای باشد، باید همین اصول را دنبال کنیم. به همین دلیل نگاه به لبنان، عراق و جهان عرب به تدریج بخشی از راهبرد امنیتی ایران در زمان شاه شد، چیزی که بعدها جمهوری اسلامی آن را در قالبی دیگری ادامه داد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه مهمترین مناظره یا منازعه درباره راهبرد کلان ایران در دوران معاصر در دوره دکتر مصدق شکل گرفت تصریح کرد: این منازعی‌ است که در واقع هنوز هم ادامه دارد.

وی افزود: اختلاف اصلی آن زمان به نظر من فقط بر سر دموکراسی یا دیکتاتوری نبود بلکه بر سر این پرسش بود که بزرگترین تهدید علیه ایران چیست و راهبرد اصلی کشور باید چگونه تعریف شود؟ شاه، ارتش و بخش مهمی از نخبگان آن زمان که سکولار، چه اهل دین معتقد بودند که خطر اصلی برای ایران شوروی و کمونیسم است و ایران باید به نحوی با غرب تعامل کند تا امنیت و بقای خود را در برابر آن حفظ کند. در مقابل مصدق و نیروهای ملی گرا معتقد بودند که بزرگ‌ترین خطر برای ایران امپریالیسم و دخالت غرب است. به نظر من همین مناظره بعدها در جمهوری اسلامی نیز متبلور شد. در واقع بسیاری از نیروهایی که در انقلاب ۱۳۵۷ نقش داشتند به نوعی خود را وارث همان نگاه استقلال‌طلبانه که در دوران مصدق مشهور بود. اینکه اولویت اصلی ایران باید توسعه از طریق تعامل با جهان باشد یا حفظ استقلال از طریق مقاومت در برابر فشار خارجی.

ولی نصر

نصر با بیان خاطره‌ای از کریم سنجابی رهبر جبهه ملی در اواخر دوران پهلوی در گفت: او در خاطراتش توضیح می‌دهد که وقتی به پاریس رفت تا با آقای خمینی درباره اصول انقلاب به توافق برسد، تصور می‌کرد دو اصل برای این توافق و تعریف آینده ایران کافیست؛ نخست اینکه حکومت آینده ایران دموکراتیک باشد و دوم اینکه اسلامی باشد. اما آقای خمینی با دست خود اصل سومی را به آن اصول اضافه کرد و آن اصل «استقلال» بود.

این استاد دانشگاه مدعی شد، این نکته بسیار مهم است که از نگاه آیت‌الله خمینی حتی اسلامیت نظام نیز در خدمت استقلال ایران معنا پیدا می‌کند. همانطور که در دوران صفویه تشیع صرفاً یک مسئله مذهبی نبود بلکه ابزاری برای حفظ هویت و استقلال ایران در برابر امپراتوری عثمانی محسوب می‌شد، بنابراین در جمهوری اسلامی نیز استقلال به مهم‌ترین اصل راهبردی تبدیل شد، به همین دلیل اشغال سفارت امریکا در نگاه رهبران انقلاب صرفاً یک اقدام نمادین نبود، بلکه تلاشی بود برای جلوگیری از تکرار ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کوتاه کردن دست آمریکا از ایران.

وی گفت: جمهوری اسلامی از ابتدا خود را در حال مقابله با مداخله خارجی و به‌خصوص مداخله امریکا می‌دید و می‌خواست استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران را حفظ کند.

استاد سرشناس دانشگاه جانز هاپکینز با بیان این که هر نظام سیاسی علاوه بر ایدئولوژی از دل تجربه‌های تاریخی و عملی خود نیز شکل می‌گیرد ابراز عقیده کرد: هیچ رویدادی به اندازه جنگ ایران و عراق در شکل‌گیری جمهوری اسلامی تعیین کننده نبود. انقلاب حکومت را در ایران تغییر
داد اما حکومتی که امروز در ایران می‌بینیم بیش از آنکه محصول خود انقلاب باشد محصول جنگ ایران و عراق است. بسیاری از رهبران و فرماندهان جمهوری اسلامی تجربه نخست را در همان جنگ به دست آورند. آن جنگ این تصور را در ذهنیت جمهوری اسلامی تصویب کرد که ایران در نهایت تنهاست و نمی‌تواند به قدرت‌های جهانی یا معاهدات جهانی اعتماد کند و باید بر توان داخلی و مقاومت تکیه کند. ایران در آن جنگ شاهد استفاده عراق از سلاح شیمیایی بود، در حالی که جهان عملاً در برابر آن سکوت کرد، هیچ تجربه‌ای از این مهم‌تر نبود و همین تجربه صرف نظر از قضاوتی که درباره آن داشته باشیم نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری نگاه امنیتی جمهوری اسلامی داشت.

وی گفت: بعدها حمله امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و تحولات منطقه نیز این ذهنیت را تقویت کرد. سیاست حضور منطقه‌ای ایران در عراق، سوریه، لبنان و بعد یمن مفاهیمی مانند عمق استراتژیک یا دفاع رو به جلو، همگی در همین چهارچوب قابل فهم است. ممکن است درباره درستی یا نادرستی سیاست ها اختلاف نظر وجود داشته باشد اما نمی‌توان آنها را بدون توجه به این منطق تاریخی و امنیتی فهیمید.

نصر در ادامه با تاکید بر اینکه این مسیر هزینه‌های سنگینی نیز داشته است، از تحریم‌های اقتصادی و فشارهای بین‌المللی گرفته تا تجربه جنگ مستقیم و نگرانی دائمی از ناامنی و درگیری اظهار کرد: مردم ایران امروز بیش از هر زمان دیگری این پرسش را مطرح می‌کنند که هزینه دقیق این راهبرد چیست؟ و آینده آن چه خواهد بود؟

وی افزود: به نظر من جمهوری اسلامی امروز فقط یک حکومت دینی یا انقلابی نیست بلکه کشوری است که دغدغه امنیت ملی آن را ساخته است؛ چهار دهه جنگ، تحریم، فشار و مقاومت، ساختار دولت و نهادهای آن را شکل داده است.

وی با طرح این پرسش که مسئله اصلی این است که ایران چگونه می‌تواند میان امنیت، توسعه، ثبات و خواست جامعه تعادل برقرار کند و اولویت‌های راهبردی خود را به درستی تشخیص دهد گفت: آنچه تاریخ ۱۰۰ ساله گذشته ایران نشان می‌دهد، این است که همراهی جامعه با راهبرد کلان، اهمیتی حیاتی دارد. راهبرد دولت‌سازی پهلوی بدون همراهی جامعه دوام نیاورد و فرو شکست و هر راهبرد کلان دیگری نیز برای موفقیت نیازمند پشتوانه‌ای نیرومند در جامعه است. به همین دلیل مسئله راهبرد ملی ایران فقط یک مسئله سیاست خارجی نیست، بلکه مستقیماً به سیاست داخلی، اقتصاد، امید اجتماعی و رابطه دولت و جامعه نیز مربوط می‌شود.

استاد سرشناس دانشگاه جانز هاپکینز خاطرنشان کرد: من فکر می‌کنم امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفت‌وگوهایی صریح، واقع بینانه و در عین حال انتقادی درباره سیاست خارجی و بازتاب آن در سیاست داخلی هستیم؛ گفت‌وگوهایی که هم دغدغه‌های امنیتی کشور را درک کنند و هم هزینه‌ای که مردم ایران در این مسیر پرداخته‌اند را مورد توجه قرار دهند.

وی در پایان اظهار امیدواری کرد که این کتاب بتواند سهم کوچکی در شکل گیری چنین گفت‌وگویی داشته باشد.

شایان ذکر است، کتاب «بر لبه تنهایی» پیش از این به زبان‌های عربی و ترکی نیز منتشر شده است. 

انتهای پیام

#

# جهان

آخرین اخبار جهان