به گزارش ایسنا، موضوع آموزش دانشآموزان تیزهوش و دارای استعدادهای ویژه، سالهاست که یکی از دغدغههای اصلی نظامهای آموزشی در جهان به شمار میرود. بسیاری از کشورها بر این باورند که شناسایی و پرورش استعدادها نقش مهمی در پیشرفت علمی، فرهنگی و اجتماعی جوامع دارد. در ایران نیز ایجاد مدارس ویژه دانشآموزان استعدادهای درخشان با هدف فراهمکردن محیطی متفاوت از مدارس عادی، برای رشد تواناییهای علمی و فکری این گروه از دانشآموزان شکل گرفته است. با این حال، مفاهیمی مانند استعداد، نبوغ و تیزهوشی همواره محل بحث بوده و تعریف دقیق و یکسانی از آنها وجود ندارد. در برخی دیدگاهها، استعداد به تواناییهای بالاتر از میانگین اشاره دارد و نبوغ به عملکرد برجسته در یک حوزه خاص محدود میشود. همین ابهام مفهومی، ضرورت بررسی دقیقتر تجربههای آموزشی این دانشآموزان را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، جدا کردن دانشآموزان تیزهوش از مدارس عادی، تنها به معنای تغییر سطح درسی نیست، بلکه محیط آموزشی و اجتماعی متفاوتی را نیز برای آنان رقم میزند. این تفاوت میتواند بر ویژگیهای شخصیتی، سلامت روان، اعتمادبهنفس و حتی روابط اجتماعی دانشآموزان اثر بگذارد. برخی پژوهشها نشان دادهاند که دانشآموزان مدارس استعدادهای درخشان از نظر سلامت روانی و حرمت خود وضعیت بهتری نسبت به همسالان خود دارند، اما در عین حال، فشار تحصیلی و انتظارات بالا میتواند چالشهایی جدی برای آنها ایجاد کند. به همین دلیل، بررسی همزمان نقاط قوت و ضعف این مدارس و توجه به جنبههای روانشناختی آموزش، اهمیت زیادی دارد، بهویژه زمانی که این بررسی از زبان فارغالتحصیلانی انجام شود که اکنون میتوانند با نگاهی جامعتر به گذشته خود بنگرند.
در این رابطه، حسن زارعی محمودآبادی، دانشیار گروه روانشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه یزد، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره تجربه تحصیل در مدارس سمپاد انجام دادهاند. این تحقیق که با تمرکز بر ارزیابی نقاط قوت و ضعف این مدارس طراحی شده، تلاش دارد نشان دهد فارغالتحصیلان چگونه به فضای آموزشی، تربیتی و مدیریتی مدارس استعدادهای درخشان نگاه میکنند و این تجربه چه تأثیری بر زندگی شخصی و تحصیلی آنان داشته است.
پژوهشگران ۲۰ نفر از فارغالتحصیلان مدارس سمپاد را انتخاب کردند و با آنها مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام دادند. سپس دادهها تحلیل شدند تا الگوها و مفاهیم اصلی شکل بگیرد.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند تجربه تحصیل در مدارس سمپاد را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد. نخست، «محیط بالنده» که از نگاه فارغالتحصیلان شامل احساس تعلق شبیه به خانواده، پرورش همهجانبه، ایجاد امید، انگیزش و پشتکار و همچنین اعتباری است که تحصیل در این مدارس برای دانشآموزان به همراه دارد. بسیاری از شرکتکنندگان ورود به سمپاد را یک امتیاز مهم میدانستند که فرصتهای آموزشی و شخصی بیشتری در اختیارشان گذاشته است.
در مقابل، نتایج به وجود «محیط پرتنش روانی - تحصیلی» نیز اشاره دارند. فشار درسی بالا، انتظارات سنگین و توقعاتی که به دلیل برچسب «سمپادی بودن» بر دانشآموزان تحمیل میشود، از جمله مواردی است که فارغالتحصیلان به آن اشاره کردهاند. همچنین «ناهماهنگیهای سازمانی» مانند تفاوت عملکرد مدارس سمپاد با یکدیگر، مشکلات نظام ورودی و شهریههای بالا، از دیگر نکات منفی مطرحشده در این پژوهش است. به باور شرکتکنندگان، این مسائل میتواند سلامت روان و تعادل روحی دانشآموزان را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس اطلاعات ارائهشده در این پژوهش، فارغالتحصیلان، در کنار انتقادها، از تأثیر مثبت این مدارس بر شکلگیری ویژگیهایی مانند اعتمادبهنفس، جسارت، گشودگی به تجربه و نگاه چندبعدی به مسائل سخن گفتهاند. آنها فضای پویا، تکالیف پژوهشمحور و فاصله گرفتن نسبی از آموزش صرفاً سنتی را از نقاط قوت مهم سمپاد دانستهاند. با این حال، تأکید شدید بر درس و کنکور، بهویژه در دوره متوسطه دوم، میتواند به فرسودگی تحصیلی و حتی افسردگی منجر شود.
از سوی دیگر، شهریه بالا و وضعیت اقتصادی غالب دانشآموزان سمپادی، بهعنوان عاملی در ایجاد نابرابری آموزشی مطرح شده است. برخی فارغالتحصیلان معتقدند این شرایط فرصت حضور دانشآموزان بااستعداد اما کمبرخوردار را محدود میکند. همچنین ورود به دانشگاه و فاصله گرفتن از فضای یکدست سمپاد، برای برخی از آنان با احساس درکنشدن و دشواری در برقراری روابط عمیق اجتماعی همراه بوده است؛ موضوعی که اهمیت توجه به آمادگی اجتماعی دانشآموزان را برجسته میکند.
این نتایج جالب علمیپژوهشی در فصلنامه «نوآوریهای آموزشی» منتشر شدهاند. این نشریه وابسته به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی است و به انتشار پژوهشهایی در حوزه آموزش، برنامهریزی درسی و نوآوریهای تربیتی میپردازد.
انتهای پیام

