به گزارش ایسنا، نشریه آمریکایی «فارن افرز» در تحلیلی با عنوان «ایران و تله جنگهای بیپایان» استدلال میکند که دولت «دونالد ترامپ» برخلاف وعدههای پیشین خود درباره پرهیز از «جنگهای بیپایان» در غرب آسیا، اکنون درگیر جنگی با ایران شده که خروج از آن دشوارتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور میشد.
این تحلیل یادآور میشود که ترامپ سالها از رؤسای جمهور پیشین آمریکا به دلیل ورود به جنگهای طولانی در منطقه انتقاد میکرد، اما اکنون خود با پیامدهای جنگی مواجه شده که به پشیمانی منجر شده است.
رسانه آمریکایی با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ درباره نزدیک بودن توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز مینویسد اختلافات اساسی میان ۲ طرف، بهویژه درباره برنامه هستهای ایران، همچنان پابرجا مانده است.
این تحلیل به انتقادهای داخلی در آمریکا نیز اشاره میکند و مینویسد «جان گارامندی» نماینده دموکرات کنگره، در جلسات استماع کنگره جنگ علیه ایران را «باتلاق» و «فاجعهای سیاسی و اقتصادی» توصیف کرده بود.
فارن افرز معتقد است اگرچه جنگ ایران شبیه جنگ ویتنام یا جنگهای افغانستان و عراق نیست، اما با مشکل مشابهی روبهرو شده است؛ آمریکا به دلیل نگرانی از گرفتار شدن در جنگ زمینی طولانی، عمدتاً بر موشکها، قدرت هوایی و سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی تکیه کرده است.
به نوشته این نشریه، چنین رویکردی نمیتواند بهتنهایی اهداف سیاسی مورد نظر را محقق کند. نویسنده تأکید میکند واشنگتن برخلاف حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، قادر نیست آنچه را میخواهد مستقیماً تصرف کند.
فارن افرز مینویسد مشکل اصلی دولت ترامپ این است که ایران همچنان از پذیرش خواستههای واشنگتن خودداری میکند و مشخص نیست چگونه میتوان تهران را وادار به عقبنشینی کرد.
این تحلیل تأکید میکند اهداف اصلی تجاوز نظامی آمریکا از جمله تغییر نظام سیاسی ایران و نابودی کامل برنامه هستهای این کشور محقق نشده است. به نوشته نویسنده، بسته شدن تنگه هرمز نیز وضعیت را نسبت به قبل از آغاز جنگ دشوارتر کرده است.
فارن افرز استدلال میکند که جنگ ترامپ علیه ایران حتی اگر به یک جنگ طولانی تبدیل نشود، در دستیابی به اهداف خود بهعنوان یک جنگ کوتاه نیز شکست خورده است. نویسنده این وضعیت را نمونهای از «خطای جنگ کوتاه» میداند؛ یعنی این تصور که برتری نظامی و فناوری میتواند هدف را در مدت کوتاهی وادار به تسلیم کند.
رسانه آمریکایی تأکید میکند که صرف تخریب اهداف نظامی به معنای دستیابی به موفقیت سیاسی نیست. به نوشته این نشریه، ایران پیش از آغاز حملات برای چنین سناریویی آماده شده بود و برنامههای جانشینی برای فرماندهان خود داشت.
نویسنده میافزاید ایران توانست ساختار حکومتی خود را حفظ کند، به شلیک موشک ادامه دهد و همزمان یک فشار اقتصادی بینالمللی از طریق اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز ایجاد کند.
فارن افرز مینویسد از آنجا که آمریکا تمایلی به اعزام گسترده نیروهای زمینی برای سرنگونی حکومت ایران ندارد، واکنش تهران برای جلوگیری از شکست کافی بوده و در عمل نوعی توازن در میدان نبرد میان ایران و آمریکا ایجاد کرده است.
این تحلیل همچنین میگوید مشکل اصلی دولت ترامپ آن است که برای توجیه آغاز جنگ به دستاوردی فوری نیاز دارد، اما ایران انگیزهای برای ارائه چنین امتیازهایی ندارد؛ زیرا این نبرد برای تهران ماهیتی حیاتی دارد.
فارن افرز در پایان نتیجهگیری میکند که دولت ترامپ با تکیه بیش از حد بر سرعت، قدرت آتش و فناوریهای پیشرفته از جمله هوش مصنوعی، اهمیت پیامدهای سیاسی جنگ را نادیده گرفت. به نوشته این نشریه، تجربه جنگ اوکراین و درگیری با ایران نشان میدهد که برتری نظامی لزوماً به پیروزی سیاسی منجر نمیشود و هر طرحی که وعده «پیروزی سریع و آسان» بدهد، باید با تردید جدی مورد ارزیابی قرار گیرد.
انتهای پیام

