به گزارش ایسنا، پژوهشگران «دانشگاه درکسل»(Drexel University) در این پژوهش با استفاده از میلیونها پست منتشرشده در «ردیت»(Reddit)، هم جذابیت روزافزون فناوریهای پشتیبانی هوش مصنوعی را برای اطمینانبخشی عاطفی و راهنمایی عملی و هم نگرانیهای کاربران را درباره وابستگی عاطفی، اطلاعات نادرست و اتکای بیش از حد به این فناوری برجسته کردهاند.
به نقل از نوروساینس نیوز، نظرسنجی «انجمن روانشناسی آمریکا» در سال ۲۰۲۵ از بزرگسالان آمریکایی ۱۸ تا ۸۰ ساله نشان میدهد که تقریباً نیمی از آنها در سال گذشته از مدلهای زبانی بزرگ هوش مصنوعی برای اهداف سلامت روان استفاده کردهاند. تحقیقات مرتبط انجامشده در «دانشگاه براون»(Brown University) نشان داد که از هر هشت بزرگسال جوان، یک نفر برای مشاوره سلامت روان به برنامههای هوش مصنوعی روی میآورد. این پذیرش روبهرشد، نگرانیهایی را درباره ایمنی و اثربخشی این برنامهها ایجاد کرده است.
پژوهش دانشگاه درکسل به دنبال بررسی دقیقتر نحوه استفاده مردم از برنامههای هوش مصنوعی و نظر آنها درباره پاسخهایی بود که دریافت میکنند.
دکتر شادی رضاپور، پژوهشگر دانشکده علوم رایانه و اطلاعات دانشگاه درکسل و سرپرست این پژوهش گفت: در حال حاضر نگرانی بسیاری وجود دارد، زیرا مردم برای پشتیبانی از سلامت روان به چتباتهای هوش مصنوعی همهمنظوره روی میآورند، اما این برنامهها برای این منظور طراحی یا از نظر بالینی تأیید نشدهاند. بنابراین، ما میخواستیم بفهمیم که مردم واقعاً چگونه از این سیستمها در محیطهای روزمره استفاده میکنند و ارزش و خطر را در کجا میبینند.
پژوهشگران آزمایشگاه رضاپور که روایتهای آنلاین را بررسی میکنند و سیستمهای هوش مصنوعی آگاه از نظر اجتماعی را برای جمعیتهای آسیبپذیر توسعه میدهند، در تحلیل پستهای ردیت برای مشاهده تکامل روابط کاربران با برنامههای گوناگون هوش مصنوعی پیشرو بودهاند. این گروه پژوهشی از برنامههای پردازش زبان طبیعی مبتنی بر هوش مصنوعی برای بررسی بیش از چهار میلیون پست در ۴۷ گروه مرتبط با سلامت روان در ردیت استفاده کردند تا به مجموعهای از ۵۱۲۶ پست برسند.
پژوهشگران از طریق بررسی پستها با استفاده از دو چارچوب جامعهشناختی که یکی به طور سنتی برای ارزیابی پیوند مشارکتی بین درمانگر و مراجع استفاده میشود و دیگری برای درک پذیرش اجتماعی و پذیرش یک فناوری جدید به کار میرود، توانستند به برخی از پرسشهای کلیدی درباره چگونگی و زمان مراجعه افراد به هوش مصنوعی برای درمان و نظر آنها درباره این تعاملات پاسخ دهند.
رضاپور گفت: ما دریافتیم افرادی که برای حمایت از سلامت روان به هوش مصنوعی روی میآورند، اغلب به دنبال حمایت عاطفی، همدلی، اطمینان خاطر برای مدیریت اضطراب، راهبردهای مقابلهای یا همراهی هستند. همچنین، ما دریافتیم که بسیاری از کاربران برای پشتیبانی عملی از جمله کمک به سازماندهی و مدیریت چالشهای مربوط به اختلال نقص توجه/بیشفعالی یا اوتیسم، به برنامههای هوش مصنوعی متکی هستند.
نگرش کاربران نسبت به این برنامهها، نشاندهنده نگرانی محتاطانه درباره این فناوری بود؛ به طوری که ۵۱ درصد از پستها به صراحت به خطرات و محدودیتهای این برنامهها هنگام استفاده در یک حوزه درمانی اشاره میکردند. بسیاری از آنها نگرانی خود را درباره اعتیاد یا وابستگی عاطفی به این برنامهها ابراز داشتند.
تقریباً در همه موارد استفاده، تجزیه و تحلیل نشان داد که کاربران بیشتری برنامههای هوش مصنوعی را به عنوان مکمل درمانگران انسانی - نه بهتر یا بدتر از آنها - در نظر میگیرند. رضاپور گفت: چیزی که ما در نتایج خود دیدیم، این بود که تعداد کمی از افراد، هوش مصنوعی را به عنوان جایگزینی برای درمان استفاده میکنند. اغلب آنها استفاده از هوش مصنوعی را در کنار درمان یا مخصوص لحظاتی توصیف کردند که مراقبت انسانی غیرقابل دسترس یا ناکافی است.
این پژوهش چیزی را نیز آشکار کرد که پژوهشگران آن را «پارادوکس پیوند» مینامند. وقتی هوش مصنوعی به وظایف و اهداف خاصی مانند تأمل، مقابله یا سازماندهی کمک میکرد، کاربران تجربیات مثبتتری را گزارش دادند، اما وقتی پیوند عاطفی قوی با هوش مصنوعی با اهداف روشن یا وظایف مفید همراه نبود، خطراتی را به ویژه در همراهی و جستوجوی مکرر اطمینان خاطر به همراه داشت. کاربران در این موارد، وابستگی بیشتر، بدتر شدن علائم، شرم و گناه و افزایش وابستگی عاطفی به سیستمها را توصیف کردند.
الهام آقاخانی، دانشجوی مقطع دکتری دانشکده علوم رایانه و اطلاعات دانشگاه درکسل و پژوهشگر ارشد این پروژه گفت: یافتههای ما نشان میدهند که برنامههای هوش مصنوعی نباید فقط برای ایجاد حس صمیمیت یا انساندوستی طراحی شوند. آنها به مرزها و حفاظهای واضحی نیاز دارند؛ به ویژه در مواردی که استفاده از آنها شامل همراهی یا جستوجوی مکرر اطمینان خاطر است و کاربران در آنها اغلب وابستگی، بدتر شدن علائم یا دشواری در قطع ارتباط را توصیف میکنند.
به گفته پژوهشگران، این نتایج نشان میدهند برنامههای هوش مصنوعی که به خوبی برای سلامت روان طراحی شدهاند نیز باید برای تعاملات حمایتی با مرزهای مشخص تنظیم شوند، نه برای پیوند عاطفی یا همراهی.
رضاپور گفت: اگرچه یافتههای ما نشان میدهند که بسیاری از کاربران با درجهای از احتیاط به این سیستمها نزدیک میشوند، اما همچنان بسیار مهم است که برنامههای هوش مصنوعی طراحیشده برای حمایت از سلامت روان، در چارچوبهای مبتنی بر شواهد و تثبیتشده باشند. با گسترش روزافزون این فناوریها، درک مزایا و محدودیتهای آنها برای کاربران بیشتر اهمیت مییابد.
انتهای پیام

