به گزارش ایسنا، در ادامه برنامه کارگاههای هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر، نمایشگاه «در ستایش آب» از روز دوشنبه ١١ خرداد به دبیری بهرام کلهرنیا در موزه امام علی (ع) گشایش مییابد.
این در حالی است که به گفته کلهرنیا این رویداد با یک تغییر نگرش همراه است. هرچند که این تغییر نگرش و تمایل به رفتارهای جدید از نگاه کلهرنیا تازه نیست و سالهاست در سطح بینالملل، هنرمندان به این نتیجه رسیدهاند که آثار خلقشده، فقط برای دل و سلیقه خودشان نیست. آنها مایلند موضوع یا متنی را که در اثرشان به نمایش درآوردهاند، به مخاطب نشان دهند و مخاطب آن پیام را درک کرده و نسبت به آن واکنش نشان دهد.
کلهرنیا در این باره به ایسنا میگوید: «تا یک دورهای، اثر هنری شبیه یک نیایشگاه بود که افراد به زیارت آن میرفتند تا با دیدن اثر از نیروهای احتمالاً فراطبیعی و پیچیده اثر سیراب شده و مرهمی برای بحرانها و زخمهایشان باشد. این نگاه به اثر هنری، مدتهاست که خاموش شده و انسان کنونی، واقعبینتر از انسان ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال پیش است و پای او روی زمین خاک واقعیتری قرار گرفته است؛ گویا نیاکان ما در یک رویا مستقر بودند و جهان برای آنها سرچشمه معنایی پیچیده، فراطبیعی و متافیزیکی بود.»
این هنرمند ادامه میدهد: «امروز ما از هوا به پایین آمده و روی زمین نشستهایم و با واقعیتهای جدید روبهرو هستیم. هرچند که این واقعیتهای جدید، همیشه خوشایند نیستند و بسیاری اوقات تلخ و غمگین هستند؛ مصیبتهای جدید، جنگها، کشتارها تا فروش کودکان و... . اینها تراژدی نیستند، جنایاتی هستند که در جهان کنونی در حال وقوع است.»
او اضافه میکند: «این جنایات که مردم را آزرده و خشمگین کرده، روح هنرمند را هم آشفته میکند. او یک گیرنده بسیار حساس و چالاکی دارد که نتیجه این آشفتگی در آثارش نمایان میشود. بنابراین هنرمندان کوشیدهاند مهارتها و روش تولیدشان را به سمت و سوی بیان این مسائل هدایت کنند. همین شد که هنر تعاملی شکل گرفت و اثر هنری به یک رخداد دوسویه تبدیل شد. در نهایت مخاطب هم نقش فعال پذیرفت تا در بازخلق اثر هنری مشارکت داشته باشد یا حتی مرکز خلق رخداد باشد.»
دبیری معتقد است: «کوچ تابلو از دیوار به جان و درون مخاطب، آرزوی بسیار جدیدی است و از زمان شکلگیری آن، هنرمندان بهدنبال راهکار اجرای آن بودند؛ چراکه هنر واقعبین، اعتراضی، بیانگر و تلخ به دیوار هیچ تالار شخصی راه نیافت اما آرزوی بیان آن همواره با هنرمند باقی ماند و روزبهروز بهصورت جدیتر نمایان شدند.»
شکلگیری پیوندهای نو بین مردم عادی و هنرمندان
آنچه پیش از این در جشنوارهها و رویدادهای هنری انجام میشده، بر مبنای یک سنت قدیمی محسوب میشد و هر سال بر همان سیاق بود که هنرمندان آثار فاخر خلق کنند و روی دیوار گالریها به نمایش در بیاید اما شاید هیچ تحولی در اندیشه و روابط انسانی ایجاد نمیشد. شکلگیری پیوندهای نو بین مردم عادی و هنرمندان، همواره از دغدغههای کلهرنیا است و در این رویداد که به عنوان دبیر هنری آن حضور دارد، بر مسیر همین دغدغه حرکت کرد. همین شد که به مسئولان برگزاری پیشنهاد کرد تا کلیشهها را شکسته و به میان مردم بروند و از آنها بخواهند خالق اثر باشند.
او درباره روند اجرای این ایده میگوید: «با چنین نگرشی که مردم خالق اثر باشند، باید هنرمند نقش راهنما پیدا میکرد تا کمکشان کند تاریخ، داستان، آرزوها و خیال، زندگیای که زیستند، افسانهها و متلها و لالاییهای مادرانه را تبدیل به اثر هنری و سند کنند. از پیش میدانستیم که نباید توقع تولید اثر فاخر داشته باشیم؛ چرا که بخشی از اجرای اثر هنری، فنون خلق آن است و مردم عادی آن را بلد نیستند اما هنگام خلق اثر، دست، مغز و عاطفه آنها ورز پیدا میکند. ما دنبال آدم جدید بودیم تا گمشدهها در او بیدار شوند. حتی میخواهیم در رویه زندگی، کلیشهشکن باشیم تا زندگی جانِ جدید پیدا کند.»
این هنرمند تاکید میکند: «اگر ما مردم را واداریم که برای خلق پدیدههای خارج از عرف زندگی دست به کار شوند، طی این مسیر اتفاق جدیدی برای آنها رخ میدهد؛ مهارت جدید، احساس نو، کشف سوژههای نو، اندیشه و آرزو از این جمله هستند. از طرفی این کار، ما را به بازیابی یک گنج گمشده فولکور و روایتگری تاریخی میرساند. گنجهایی که رسانههای نو راه را برای رسیدن به آنها بستهاند؛ به نوعی بازآفرینی تمامی آرکیتایپهایی که وجود دارد.»
رمزهای آب؛ پیغامهای دلِ تشنه آدم ایرانی
ایران سرزمینی است که تمدنش هزاران سال بر بستر شرایط خشک، کمبارش و کاملاً متأثر از اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی شکل گرفته است. به همین دلیل، خشکسالی در طول تاریخ، یکی از ویژگیهای بنیادین محیط زیستی ما بوده و به گفته کلهرنیا، «آب» همواره موضوعی است که مردم این سرزمین نسبت به آن آگاهی دارند و امروز با بحرانهای معاصر پیرامون «آب» درگیرند. همین نگاه بوده که تصمیم گرفته شد در این رویداد، پیرامون این موضوع مهم دور هم جمع شوند تا با گفتوگو درمورد آب، در مسیر آموزش اجتماعی برای رویه بهرهبرداری از این مایه حیاتی گام بردارند.
به گفته کلهرنیا این انتخاب، به عنوان یک مدیریت نوین در جامعه برای موضوع آب اشاعه خواهد یافت.
این استاد هنرهای تجسمی که پیش از این، پژوهشهایی درباره فرهنگهای بومی و آیینها داشته است، درباره ارتباط اقوام و نیاکان با «آب» توضیح میدهد: «نیاکان ما در طول تاریخ، هزاران رمز آب ایجاد کردند. آنها میدانستند که آب کمیاب است؛ از همین رو برای آن نگهبان پاکی آب، همان آناهیتای همیشه پاک را فرض کردند و به آن احترام گذاشته و برایش نشانههایی متصور میشدند. مثلاً میدیدند که بز کوهی از سر چشمه آب میخورد و هیچگاه بهسمت رود نمیرود. نیاکان ما میان بز کوهی، آناهیتا و آب، مفصل ذهنی میساختند و هرجا نقش بز کوهی را تصویر میکردند، به عنوان نگهبان آب بوده است.»
او ادامه میدهد: «ما امروز هزاران هزار نقش بز در آثار تاریخی داریم. یا مثلاً سفالهای ما، انگار برگهای کتابی با موضوع آب هستند. از این نمونهها که بر پایه رمزهای آب هستند، در بسیاری از موزهها باقی ماندهاند که به نوعی پیغامهای دلِ تشنه آدم ایرانی است. مشکل انسان امروز این است که این نشانهها را یا نمیبیند و یا گم کرده است. بنابراین بخشی از وظایف این پروژه این بود که نشانهها و رمزها باز دیده شوند. به دنبال همین هدف از کارشناسان موزهداری، تاریخ و باستانشناسی دعوت کردیم که در موزهها همراه ما باشند و در پروژه آموزشی رویداد «در ستایش آب» مشارکت کنند.»
به گفته کلهرنیا، اگر این پروژه ریشه بدواند و تبدیل به یک شیوهمندی بیان اجتماعی شود، شاید شاهد این باشیم که دوباره یک مادر، برای فرزند خود عروسکی درباره آب بسازد یا لالایی با موضوع آب برای او بخواند.
انتهای پیام

