حجتالاسلام والمسلمین مهدی شریعتیتبار در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ظرفیتهای دهه امامت و ولایت برای بازخوانی مباحث اعتقادی، اظهار کرد: دهه ولایت و امامت به فاصله زمانی میان عید سعید قربان و عید غدیر اطلاق میشود. هرچند فاصله میان این دو عید بهطور دقیق ۱۰روز نیست و در عمل حدود هشت روز را در بر میگیرد، اما به دلیل رواج این نامگذاری و نیز با توجه به برخی رخدادهای مرتبط با مسئله ولایت که در روزهای پس از غدیر اتفاق افتادهاند، این ایام «دهه ولایت و امامت» نامیده شده است. حتی اگر این بازه زمانی از دهم تا بیستم ذیالحجه در نظر گرفته شود، در همین محدوده، رخدادهایی در تاریخ اسلام به وقوع پیوسته که همچون عید قربان و عید غدیر، پیوندی عمیق با مسئله امامت و ولایت دارند. از اینرو، نامگذاری این ایام به «دهه ولایت و امامت» نامگذاریای حکیمانه و دقیق است.
وی با اشاره به پیوند عید قربان با مسئله امامت بیان کرد: این ایام فرصتی مغتنم برای بازخوانی، پژوهش، تأمل و بازاندیشی در مسئله امامت و ولایت، بهویژه در پرتو حدیث غدیر، فراهم میآورد. اگر به عید سعید قربان نیز توجه کنیم، میبینیم این عید از جهاتی با مسئله امامت پیوند دارد؛ ازجمله اینکه حضرت ابراهیم(ع) پس از پشت سر گذاشتن آزمونهای دشوار الهی، بهویژه آزمون مأموریت ذبح حضرت اسماعیل(ع)، به مقام امامت منصوب شد. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ یعنی پس از آن آزمونها، تو را برای مردم امام قرار دادم.
مدیر گروه مطالعات انقلاب و تمدن اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی ادامه داد: از آیه ۱۲۴ سوره بقره نکات بنیادین و بسیار مهمی درباره امامت استفاده میشود. یکی از این نکات آن است که امام باید عادل و معصوم باشد. خداوند در این باره میفرماید: «لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ؛ عهد امامت من به ظالمان نمیرسد». در روایات نیز از ائمه معصومین(ع) نقل شده است که این آیه مشروعیت هرگونه پیشوایی و رهبری مبتنی بر ظلم و ستم را تا روز قیامت نفی میکند. بنابراین، عید قربان از این جهت با امامت ارتباط دارد که حضرت ابراهیم(ع) پس از آن آزمونها به این مقام نائل شد.
شریعتیتبار با اشاره به جایگاه واقعه غدیر خاطرنشان کرد: پس از عید قربان، به عید غدیر و مسئله امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) میرسیم؛ حقیقتی که پیامبر اکرم(ص) بارها آن را تبیین کرده بودند و اوج این تبیین در غدیر خم رخ داد. در آن اجتماع بزرگ حاجیان، در سرزمین جحفه میان مکه و مدینه و در حضور بیش از ۱۰۰ هزار نفر، پیامبر اکرم(ص) به صراحت ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) را اعلام فرمودند.
وی افزود: حدیث غدیر و اصل واقعه غدیر در تاریخ، حدیث، تفسیر قرآن و نیز شعر و ادبیات عرب انعکاسی گسترده داشته است. آیاتی از قرآن کریم نیز در ارتباط با این حادثه نازل شده یا با آن مناسبت دارد. اصل این رخداد، واقعهای قطعی و متواتر است و تردیدی در وقوع آن وجود ندارد. مجموعه شواهد و قرائن تاریخی نیز به روشنی نشان میدهد آنچه در غدیر ابلاغ شد، مسئله امامت و ولایت بود.
مدیر گروه مطالعات انقلاب و تمدن اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) در همانجا مأموریتی نیز بر عهده حاضران گذاشتند؛ به این معنا که شاهدان این واقعه وظیفه دارند آن را به دیگران منتقل کنند. این یک وظیفه تاریخی و همیشگی است. همانگونه که حاضران در صحنه غدیر مأمور بودند پیام این واقعه را در شهرها و سرزمینهای خود ابلاغ کنند، امروز نیز علما، محدثان، مفسران، اندیشمندان و مبلغان دینی وظیفه دارند این حقیقت را همواره و بهویژه در دهه ولایت و امامت بازخوانی، تبیین و تبلیغ کنند تا این پیام از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. یکی از جلوههای انتقال این پیام، برگزاری باشکوه عید غدیر، تشکیل اجتماعات، مجالس و محافل و همه مظاهر اجتماعی و فرهنگی مرتبط با این عید بزرگ است.
امیرالمؤمنین(ع) به غدیر عظمت بخشید
شریعتیتبار تأکید کرد: اهمیت هر رخداد تاریخی به اهمیت موضوع، غایت و هدف آن سنجیده میشود. از آنجا که موضوع غدیر، یعنی ولایت، از بنیادیترین مسائل اسلام است و در روایات ما آمده که در اسلام به هیچ امری به اندازه ولایت سفارش و تأکید نشده است، طبیعی است که این حادثه نیز از اهمیت فوقالعادهای برخوردار باشد. امام راحل(ره) نیز بر این نکته تأکید داشتند که غدیر به امیرالمؤمنین(ع) عظمت نبخشید، بلکه این امیرالمؤمنین(ع) بود که به غدیر عظمت بخشید. به بیان دیگر، اعتبار و بزرگی عید غدیر از عظمت شخصیت امیرالمؤمنین(ع) نشأت میگیرد.
وی با اشاره به رخدادهای دیگر مرتبط با موضوع ولایت خاطرنشان کرد: در همان سال دهم هجرت، رخدادهای مهم دیگری نیز در تاریخ اسلام به وقوع پیوست؛ ازجمله واقعه مباهله، نزول آیه تطهیر و نیز آیه ولایت که درباره ماجرای بخشیدن انگشتر توسط امیرالمؤمنین(ع) در حال رکوع نازل شده است. این وقایع نیز همگی در راستای تبیین مسئله امامت و ولایت قرار دارند و میتوانند بخشی از چرایی مناسبت دهه ولایت و امامت برای طرح مباحث اعتقادی و ولایی را توضیح دهند.
مدیر گروه مطالعات انقلاب و تمدن اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی درباره پیام دهه امامت و ولایت در نسبت میان «رهایی از تعلقات دنیوی» و «پذیرش ولایت الهی» تصریح کرد: یکی از ابعاد مهم این مسئله، ماجرای حضرت ابراهیم(ع) است. حضرت ابراهیم(ع) زمانی به جایگاه بلند امامت نائل شدند که از آزمونهای الهی سربلند بیرون آمدند و در رأس این آزمونها، بریدن از تعلقات دنیوی و آمادگی برای فدا کردن عزیزترین سرمایه عاطفی، یعنی فرزند، قرار داشت. مأموریت یافتن برای نهادن کارد بر گلوی حضرت اسماعیل(ع)، در حقیقت آزمونی برای سنجش میزان انقطاع از غیر خدا بود و هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) آمادگی یافتند حتی این وابستگی عاطفی عمیق را نیز در راه خدا کنار بگذارند، به مقام امامت رسیدند.
شریعتیتبار اضافه کرد: پیام این واقعه برای ما آن است که حقیقت امامت و ولایت با رهایی از دلبستگیهای دنیوی و دل سپردن به خداوند پیوندی مستقیم دارد. امام، خود نماد کامل دل بریدن از غیر خدا و اتصال کامل به پروردگار است. برای پیروان مکتب ولایت نیز این پیام وجود دارد که اگر روزی میان تعلقات دنیوی و ولایتمداری تعارضی پدید آید، انسان مؤمن و ولایی باید جانب ولایت الهی را برگزیند و از دلبستگیهایی که مانع حرکت او در مسیر حق میشوند، عبور کند.
وی تأکید کرد: البته مقصود این نیست که ولایتمداری به معنای ترک مطلق دنیا، انزوا، اعراض از زندگی یا نفی بهرهمندیهای مشروع دنیوی است؛ اما اگر میان دلبستگیهای دنیوی و مسیر ولایت تعارضی پدید آید، انسان ولایی کسی است که راه ولایت را بر منافع و جاذبههای زودگذر دنیا ترجیح میدهد و حاضر نمیشود به خاطر دلبستگیهای دنیوی از مسیر ولایت منحرف شود.
انتهای پیام

