۱۴۰۵-۰۳-۱۲ | ۱۹:۳۶
رفتار استاد راهنما؛ یکی از دلایل اصلی ترک دنیای آکادمیک

رفتار استاد راهنما؛ یکی از دلایل اصلی ترک دنیای آکادمیک

یک نظرسنجی نشان می‌دهد که استادان راهنما می‌توانند تاثیر بسیار بزرگی بر سلامت روان دانشجویان خود داشته باشند.

به گزارش ایسنا، تجربه‌های منفی با استادان راهنما در میان پژوهشگرانی که اوایل مسیر حرفه‌ای خود هستند، رایج است و یکی از اصلی‌ترین دلایلی به شمار می‌رود که آن‌ها دانشگاه و پژوهش آکادمیک را ترک می‌کنند؛ این موضوع در یک نظرسنجی از بیش از ۲۶۰۰ پژوهشگر مشخص شده است.

به نقل از نیچر، این مطالعه که در روز ۲۲ مه در سرور پیش‌انتشار bioRxiv منتشر شد و هنوز مورد داوری همتا قرار نگرفته است، تأثیر قابل‌توجهی را که استادان راهنما می‌توانند در سال‌های ابتدایی فعالیت علمی پژوهشگران داشته باشند، آشکار می‌کند.

پژوهشگران دانشگاه بینگهمتون در لئوآ، اسپانیا و همکارانشان، بیش از ۴۰ سؤال درباره تجربه‌های مثبت و منفی افراد با استادان راهنما مطرح کردند. شرکت‌کنندگان شامل دانشجویان دکتری، پژوهشگران پسادکتری و پژوهشگران سابق بودند. این افراد از ۶۵ کشور مختلف بودند، اما حدود ۸۰ درصد آن‌ها در اروپا فعالیت می‌کردند.

از شرکت‌کنندگان پرسیده شد که آیا با استادان راهنمای علمی خود شرایط نامطلوبی را تجربه کرده‌اند یا خیر و فهرستی از نمونه‌های احتمالی در اختیارشان قرار گرفت تا از میان آن‌ها انتخاب کنند. تقریبا ۴۰ درصد پاسخ‌دهندگان گفتند که استاد راهنمای آن‌ها بی‌نظم بوده و در برقراری ارتباط عملکرد ضعیفی داشته است. دست‌کم ۳۰ درصد نیز یکی از این مشکلات را گزارش کردند: تغییرات ناگهانی در رفتار، نبود حمایت، عدم همدلی و تماس گرفتن استادان راهنما خارج از ساعات کاری.

وقتی از افراد پرسیده شد که رفتار استاد راهنمایشان تا چه اندازه بر سلامت روان آن‌ها تأثیر مثبت یا منفی گذاشته است، حدود ۳۱ درصد گفتند که این تأثیر در حد متوسط بوده و ۴۵ درصد نیز گزارش کردند که این تأثیر قابل‌توجه بوده است.

زابیر سیمون مارتینز-گنی، یکی از نویسندگان مطالعه و فیزیولوژیست گیاهی، می‌گوید او و همکارانش این نظرسنجی را انجام دادند، زیرا می‌خواستند بدانند چه عواملی یک استاد راهنمای دانشگاهی خوب می‌سازد.

وقتی از پاسخ‌دهندگان خواسته شد مهم‌ترین ویژگی‌های یک استاد راهنمای حامی را انتخاب کنند، بیش از ۵۰ درصد ترجیح دادند با استادی کار کنند که حامی و پشتیبان باشد، نه فردی که صرفا مانند یک رئیس رفتار می‌کند. ۴۷ درصد نیز خواهان جلسات منظم و ارتباطات باز و شفاف بودند. احترام به زمان شخصی و تعیین اهداف واقع‌بینانه نیز از دیگر ویژگی‌های مورد توجه شرکت‌کنندگان بود.

به گفته سیمون مارتینز-گنی، نتایج نشان می‌دهد پژوهشگران اوایل مسیر حرفه‌ای که تجربه مثبتی از راهنمایی و مشاوره علمی داشته‌اند، معمولا با استادان راهنمای همدل کار کرده‌اند. او می‌گوید: یک استاد راهنمای همدل، پژوهشگران جوان را همکاران خود می‌داند، نه صرفا افرادی برای تولید نتایج و گزارش‌ها.

۲۰۶ نفر (۸ درصد) از پاسخ‌دهندگان اعلام کردند که پژوهشگر سابق هستند. وقتی از آن‌ها درباره دلایل اصلی ترک پژوهش دانشگاهی سؤال شد، نزدیک به نیمی از آن‌ها تجربه‌های منفی با استادان راهنما را یکی از عوامل مؤثر دانستند. دلایل دیگر شامل کمبود فرصت‌های شغلی پایدار، بی‌ثباتی مالی و تعادل ضعیف میان کار و زندگی بود. ۷۴ نفر نیز گفتند که عمدتا به این دلیل دانشگاه را ترک کرده‌اند که می‌خواستند اهداف حرفه‌ای دیگری را دنبال کنند.

نویسندگان مطالعه می‌گویند این نتایج در مجموع نشان می‌دهد که شرایط نامطلوب کاری، بیش از تمایل به تغییر مسیر شغلی، در تصمیم پژوهشگران برای ترک محیط دانشگاهی نقش دارد.

پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند که این یافته‌ها بازتاب‌دهنده مشکلات گسترده‌تر در محیط دانشگاهی است؛ به‌طور مشخص، پژوهشگران اغلب بر اساس موفقیتشان در جذب بودجه و تولید خروجی‌های پژوهشی به سمت‌های سرپرستی و راهنمایی ارتقاء پیدا می‌کنند و به ندرت آموزش رسمی در زمینه رهبری یا راهنمایی علمی دریافت می‌کنند.

محدودیت‌های مطالعه

آدریان بارنت، آمارشناس در دانشگاه فناوری کوئینزلند، می‌گوید این نظرسنجی از یک نمونه‌گیری در دسترس استفاده کرده است؛ روشی که در آن داده‌ها فقط از افرادی جمع‌آوری می‌شود که به‌راحتی در دسترس بوده و مایل به مشارکت هستند. او می‌گوید این روش معمولا بیشتر نماینده پژوهشگرانی است که تجربه‌ها یا دیدگاه‌های بسیار قوی دارند. با این حال، او اضافه می‌کند که پرسش‌نامه متعادل بوده و درباره تجربه‌های مثبت نیز سؤال کرده است.

بارنت می‌گوید استادان راهنما اغلب تعداد زیادی دانشجو و مسئولیت‌های کاری متعدد را همزمان بر عهده دارند و همین موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از پژوهشگران جوان، استاد راهنمای خود را بی‌نظم توصیف کرده‌اند. او می‌گوید: دانشگاه‌ها می‌توانند سقفی برای تعداد دانشجویان پژوهشی تحصیلات تکمیلی که هر استاد راهنما مجاز به پذیرش آن‌هاست، تعیین کنند. این کار ممکن است کفه ترازو را از کمیت به سمت کیفیت در راهنمایی دانشجویان تغییر دهد.

گویلیم کروچر، پژوهشگر آموزش عالی در دانشگاه ملبورن، می‌گوید این یافته‌ها تا حد زیادی با سایر پژوهش‌های بین‌المللی که اهمیت راهنمایی علمی را در موفقیت دانشجویان دکتری مستند کرده‌اند، همخوانی دارد.

کروچر می‌افزاید که در پاسخ به چنین یافته‌هایی، چندین دانشگاه در استرالیا آموزش رسمی برای استادان راهنما را آغاز کرده‌اند که موضوعاتی مانند روش‌های پژوهش، برنامه‌ریزی شغلی و رفاه دانشجویان را پوشش می‌دهد. با این حال، افزایش فشارها بر اعضای هیئت علمی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا استادان راهنما زمان و توان کافی برای ارائه سطح حمایتی را که دانشگاه‌ها از آن‌ها انتظار دارند، در اختیار دارند یا خیر.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی

چندرسانه‌ای