ابوالحسن حسینزاده در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه طبق اندیشه امام(ره) جنگ اخیر صرفا یک تقابل نظامی نبوده است، اظهار کرد: از منظر اندیشه امام خمینی (ره)، این جنگ را باید فراگیر و ترکیبی دید که در ساحتهای نظامی، سیاسی، اقتصادی، رسانهای و هویتی امتداد یافته و در نتیجه، ماهیت آن فراتر از یک درگیری متعارف است.
وی با بیان اینکه این منازعه را میتوان یک نبرد تمدنی دانست، افزود: البته این نبرد همه ابعاد یادشده را در بر میگیرد، اما در عین حال، بعد سیاسی و هویتی در آن پررنگتر است. از سوی دیگر، تقابل نظامی نیز بهصورت نامتقارن موضوعیت پیدا کرده، زیرا سطح امکانات و جنگافزارهای طرفین قابل مقایسه نیست. با این حال، این منازعه به گونهای رقم خورده که ایران با اقتدار شگفتانگیزی در برابر بزرگترین ائتلاف نظامی دنیا ایستادگی کرده و دشمن خود را در رسیدن به اهدافش ناکام گذاشته است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر نرمافزار مقاومت به دنبال تحقق حاکمیت مستضعفینی است که قرآن وعده داده و امام خمینی(ره) بر آن تأکید کرده بودند. رهبر شهید نیز از این روند با عنوان بعثت مردم یاد کردهاند؛ یعنی فرایندی که به تحقیر و مفتضح شدن قلدران و زورگویان عالم میانجامد و زمینه را برای تحقق حاکمیت مستضعفین فراهم میکند.
حسینزاده در تبیین نسبت میان اندیشه رهبر شهید، آیتالله خامنهای و امام خمینی(ره) اظهار کرد: این نسبت را باید در قالب حفظ و تحکیم اصول اساسی انقلاب، توسعه و بازتفسیر و البته تکامل و تقویت اندیشه امام در بستری متفاوت و متنوع با گستره زمانی بیشتر دانست.
وی افزود: حفظ اصول اساسی انقلاب مانند جمهوریت و مردمسالاری، اسلامیت و دینمحوری، استکبارستیزی و ایستادگی در برابر ظلم و ظالم، حمایت از محور مقاومت و آرمان آزادی قدس از اصول مشترک و خط قرمزهای هر دو رهبر بوده است. امام خمینی(ره) در ابتدای انقلاب، اقدام به نهادسازی کردند تا انقلاب و نظام بر ریل نهادی و جهادی قرار گیرد و رهبر شهید نیز این ساختارهای نهادی را تحکیم بخشیدند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: توسعه معنوی انقلاب فراتر از مرزها که در زمان امام تحت عنوان نهضتهای رهاییبخش و اسلامی شکل گرفت، در دوره رهبر شهید در قالب نهادهای متولی دیپلماسی فرهنگی و علمی و همچنین سپاه قدس توسعه یافت. در بسیاری از کشورها نیروهای مقاومت مردمی شکل گرفتهاند و این امر بهعنوان یکی از ابعاد قدرتآفرین معنوی و حتی نظامی، در حفظ امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نقش داشته و در عین حال، شدت تنازع را به بیرون از مرزهای ایران منتقل کرده است.
حسینزاده با اشاره به تداوم سیاست خارجی کنونی بر پایه منطق امام خمینی(ره)، تأکید کرد: پیوند میان اندیشه و عمل رهبران انقلاب اسلامی در سه اصل بنیادین عزت، حکمت و مصلحت تجلی یافته است. این اصول نهتنها در اندیشه رهبری جاری است، بلکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز تصریح شده است.
وی افزود: دیپلماسی عمومی و گفتوگو با مردم و افکار عمومی جهان، همواره جایگاه ویژهای در سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشته است که این امر هم در زمان امام خمینی(ره) و هم در دوران رهبر شهید بهصورت ملموس دنبال شده است. تفاوتهای زمانی و تحولات تکنولوژیک، باعث شده است که در دوران رهبر شهید، استفاده از فناوریهای نوین رسانهای و همچنین تقویت توان دفاعی با هدف دستیابی به بازدارندگی فعال و تحقق دکترین دفاع همه جانبه که مبنای دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران است، با جدیت و تمرکز بسیار بیشتری دنبال شود.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم اسلامی قم به تبیین نسبت میان تعامل با جهان و مقاومت در برابر سلطه پرداخت و گفت: در اندیشه امام خمینی(ره)، تعامل با جهان خارج به هیچ وجه به معنای عقبنشینی از مقاومت نیست، بلکه تعامل ابزاری برای تقویت مقاومت در برابر سلطه محسوب میشود. مقاومت یک اصل اساسی است و تعامل با جهان خارج، از جمله مذاکره با قدرتهای جهانی، تا زمانی که در خدمت منافع نظام و تضعیف سلطه دشمن باشد، هیچ ایرادی ندارد.
حسینزاده ادامه داد: این نسبت در قالب مفهوم نرمش قهرمانانه قابل تفسیر و تغییر است؛ به این معنا که برای شکستن بنبستهای سیاسی و اقتصادی، میتوان تاکتیکهای تعامل را تغییر داد. نمونه بارز این رویکرد، پذیرش توافق برجام از سوی رهبر شهید بود که البته با ملاحظات و انذارهای بسیار هوشمندانه و بجا همراه بود. تحولات امروز نشان میدهد تا زمانی که استکبار از خصومت خود دست برندارد، مقاومت همچنان اولویت اصلی است. در این راستا، تعامل با دنیا یک اصل راهبردی است، اما تعامل با ظالم و زورگو صرفا یک موضع تاکتیکی محسوب میشود و نه یک راهبرد دائمی؛ مگر آنکه ظالمان از ظلم و خصومت خود دست کشیده و به حقوق و منافع ملتها احترام بگذارند.
وی با بیان اینکه سیاستهای جمهوری اسلامی از جمله سیاست خارجی، ماهیتی مردممحور دارد، اظهار کرد: رهبران نظام جمهوری اسلامی تابع نگاه و خواست مردم هستند. تأکید مستمر امام خمینی(ره) بر میزان بودن رای ملت و اهتمام ویژه رهبر شهید به پاسداری از حق رأی مردم، علیرغم تلاشهای گسترده جریانهای فتنهانگیز داخلی و خارجی برای بطلان رای مردم و پیشبرد منافع جریانهای سیاسی خاص در مقاطع مختلف تاریخی، گواه این مدعاست.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: حمایت رهبر شهید از برجام و مذاکرات با آمریکا، علیرغم میل باطنی و تجربیات سیاسی ایشان، صرفاً به این دلیل بود که مردم پشتیبان دولتی بودند که به دیپلماسی و گفتگو باور داشتند. دهها شاهد مثال در تاریخ وجود دارد که مؤید این است که رهبران انقلاب، همواره بر محوریت خواست عمومی استوار بودهاند.
حسینزاده با بیان اینکه پیش از وقوع جنگها، بسیاری از مردم معتقد بودند که گفتگو و مذاکره با آمریکا میتواند تأمینکننده منافع ملی و عاملی برای از بین بردن خصومتها باشد، گفت: اما تجربیات تلخ، این نگاه را تغییر داد. تجربه عهدشکنی آمریکا در برجام، نابود کردن میز دیپلماسی در میانه مذاکرات و راه اندازی دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، مردم را به این آگاهی رساند که اعتماد به آمریکا در عرصه دیپلماسی، یک خطای بزرگ است. این تجربه به مردم آموخت که تکرار چنین رویکردی نه تنها در افکار عمومی جهان موجب موجه جلوه دادن مواضع ایران نمیشود، بلکه ممکن است ایران را به حماقت متهم کند.
وی با بیان اینکه باید توجه داشت که نباید اصل مذاکره و دیپلماسی را از دستور کار خارج کرد، زیرا همانگونه که جنگ، ادامه سیاست است، مذاکره نیز ادامه جنگ است، اظهار کرد: اما تفاوت در اینجاست که نباید به دشمن اعتماد کرد. مذاکره باید حتما از موضع قدرت و با نگاهی بدبینانه به طرف عهدشکن انجام شود؛ هدفی که باید از طریق نقد کردن و نهادینه نمودن پیروزیهای بهدستآمده در میدانهای جنگ دنبال شود. در واقع، دیپلماسی باید ابزاری برای تثبیت دستاوردهای میدانی باشد، اما هرگونه فریب خوردن توسط دشمن مکار و فریبکار، به هیچ عنوان قابل قبول و پذیرش نیست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از تغییرات اساسی پس از جنگ اخیر، افزایش آگاهی مردم از ماهیت فریبکارانه و متجاوزانه دشمنان است، گفت: این درک عمیقتر، پایههای مقاومت را مستحکمتر کرده است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران توانسته است از ابزارهای ژئوپلیتیک خود، از جمله مدیریت تنگه هرمز، برای اعمال قدرت و ایجاد نظم جدید امنیتی در منطقه بهرهبرداری کند. این یک فرصت راهبردی است که باید نهایت استفاده را از آن در جهت تأمین منافع ملی برد.
حسینزاده با تأکید بر اهمیت انجام اقداماتی در داخل، اظهار کرد: از لحاظ فرهنگی، جمهوری اسلامی باید تکثر سبکهای زندگی را بپذیرد و تا جایی که مخل امنیت ملی و اجتماعی نباشد، با مدارا رفتار کند. این رویکرد، اساس و خاستگاه انقلاب نیز بوده است. هدف باید این باشد که بتوانیم اکثریت جامعه با سلایق و علایق مختلف را حول محور پرچم جمهوری اسلامی متحد کنیم؛ همانگونه که در این شبها شاهد حماسه بعثت مردم در خیابانها با تنوع و تکثر قابل توجهی بودیم. این تکثر، اتحاد و انسجام باید به تمامی عرصههای جامعه تسری یابد.
انتهای پیام

