۱۴۰۵-۰۳-۱۳ | ۱۷:۴۵
از هشدار تهران تا عقب‌نشینی تل‌آویو؛ دیپلماسی و میدان چگونه مکمل یکدیگر شدند؟

از هشدار تهران تا عقب‌نشینی تل‌آویو؛ دیپلماسی و میدان چگونه مکمل یکدیگر شدند؟

تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اگرچه با برقراری آتش‌بس متوقف شد، اما تحولات روزهای پس از آن نشان داد که نبرد اصلی در عرصه تثبیت معادلات جدید منطقه‌ای جریان دارد. در این میان، رخدادهای مرتبط با لبنان، هشدارهای صریح مقامات ایرانی و عقب‌نشینی طرف مقابل به خصوص رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر اهمیت راهبرد جمهوری اسلامی ایران را نشان داد؛ راهبردی مبتنی بر پیوند دیپلماسی و میدان.

به گزارش ایسنا،‌ در شرایطی که تحولات منطقه پس از جنگ تحمیلی سوم همچنان در نقطه‌ای حساس قرار دارد، مجموعه رخدادهای چند روز اخیر بار دیگر نشان داد که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران صرفا محدود به گفت‌وگوهای سیاسی نبوده و در پیوندی مستقیم با مولفه‌های قدرت میدانی دنبال می‌شود که این همان «دیپلماسی مبتنی بر بازدارندگی» است.

در این میان، نقش هیات مذاکره‌کننده ایران به ریاست محمدباقر قالیباف قابل توجه است. هیاتی که در شرایط جنگی و در اوج تنش‌ها، مسئول پیگیری مذاکرات و پیشبرد آن براساس منافع مردم بود و تلاش کرد این پیام را به طرف‌ مقابل منتقل کند که آتش‌بس و کاهش تنش تنها زمانی پایدار خواهد بود که همه طرف‌ها به تعهدات خود پایبند باشند.

اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر شد که پس از برقراری آتش‌بس، احتمال گسترش حملات رژیم صهیونیستی به لبنان افزایش یافت تا جایی که نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و وزیر جنگش دستورالعمل‌هایی برای ارتش این رژیم جهت انجام حملات علیه ضاحیه جنوبی بیروت را صادر کردند. در مقابل، هشدارهای جدی قالیباف رئیس هیات مذاکره کننده و عباس عراقچی وزیر خارجه چاره‌ای جز عقب‌نشینی برای ترامپ و نتانیاهو باقی نگذاشت؛‌ پایگاه خبری آکسیوس رسانه آمریکایی‌ اعتراف کرد که رئیس‌جمهور ایالات متحده از ترس قطع تبادل پیام با ایران، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را درباره حملات به لبنان مهار کرد.
 

از هشدار تهران تا عقب‌نشینی تل‌آویو؛ دیپلماسی و میدان چگونه مکمل یکدیگر شدند؟
هیات ایران در مذاکرات اسلام‌آباد


هشدار تهران؛ آتش‌بس در تمام جبهه‌ها یا هیچ جبهه‌ای

در همین چارچوب، مطلب چند روز پیش قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس را می‌توان فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی معمول ارزیابی کرد. او به صراحت هشدار داد که «اعمال محاصره دریایی و تشدید جنایات جنگی در لبنان توسط رژیم نسل‌کش صهیونیستی، شواهد روشن عدم پایبندی آمریکا به آتش‌بس است.» رئیس مجلس همچنین با اشاره اینکه هر انتخابی، هزینه‌ای دارد و صورت‌حساب آن هم از راه می‌رسد، گفت: «همه چیز سر جای خودش قرار خواهد گرفت.»

این هشدار از آن جهت اهمیت داشت که صرفا یک موضع رسانه‌ای نبود؛ بلکه بازتاب‌دهنده راهبردی بود که تلاش می‌کند دیپلماسی را بر پایه بازدارندگی استوار کند.

هشداری که وزیر خارجه نیز با ادبیات مشابهی بر آن تاکید کرد؛ عراقچی اعلام کرد که «آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده، بدون هیچ ابهامی، آتش‌بسی در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان محسوب می‌شود و نقض این آتش‌بس در هر یک از جبهه‌ها، به منزله نقض آن در تمامی جبهه‌ها است.»

استواری دیپلماسی بر پایه بازدارندگی

همزمان دستگاه‌ دیپلماسی کشور نیز با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد که «جمهوری اسلامی ایران بارها نسبت به پیامدهای خطرناک نقض‌های آتش‌بس بر صلح و امنیت منطقه هشدار داده و خواستار توقف این تجاوزات و جنایات شده است. بدیهی است جمهوری اسلامی ایران با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیت‌ها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هرکجا که لازم بداند دفاع خواهد کرد.»

در کنار این تحرکات دیپلماتیک، اقداماتی در میدان صورت گرفت. روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که « در پاسخ به تجاوز و نقض مقررات تنگه هرمز، شناور متعلق به دشمن آمریکایی صهیونی به نام پانایا مورد هدف موشک‌های نیروی دریایی سپاه قرار گرفت.»

بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تحولات را نمی‌توان صرفا نتیجه رایزنی‌های سیاسی یا صرفا ناشی از ملاحظات نظامی دانست. آنچه در عمل رخ داد، محصول تاثیر همزمان دو عامل ظرفیت‌های بازدارنده و تحرکات سیاسی و دیپلماتیک بود؛ این همان نقطه‌ای است که میدان و دیپلماسی به یکدیگر گره می‌خورند.

 

از هشدار تهران تا عقب‌نشینی تل‌آویو؛ دیپلماسی و میدان چگونه مکمل یکدیگر شدند؟
مذاکرات اسلام‌آباد


هشدار صریح قالیباف و عقب‌نشینی آمریکا

در این میان، گفت‌وگوی تلفنی اخیر قالیباف با نبیه بری، رئیس مجلس لبنان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. در این تماس قالیباف ضمن تاکید بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از لبنان هشدار داد که «اگر جنایت‌ها در لبنان ادامه پیدا کند نه تنها روند گفت‌وگوها را متوقف می‌کنیم بلکه جلوی رژیم صهیونیستی خواهیم ایستاد.»

اهمیت این تماس نیز صرفا در محتوای آن نیست؛ بلکه در زمانی است که انجام شد، آن هم درست در شرایطی که احتمال تشدید تنش‌های نظامی در لبنان مطرح بود. این تماس هشدار صریحی به آمریکا بود که توافق برای پایان جنگ بین ایران و امریکا، شامل توقف حملات در همه جبهه‌ها به ویژه لبنان خواهد بود.

تجربه جنگ اخیر بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد از دوگانه‌سازی میان میدان و دیپلماسی فاصله بگیرد. در سال‌های گذشته بارها این بحث مطرح شده بود که آیا اولویت با مذاکره است یا با قدرت میدانی، اما تحولات اخیر نشان داد که در نگاه سیاست‌گذاران ایرانی، این دو نه در تقابل با یکدیگر بلکه در تکمیل یکدیگر تعریف می‌شوند.

از این منظر، تحول چند روز اخیر را می‌توان نمونه‌ای از راهبردی دانست که در آن دیپلماسی و میدان نه دو مسیر جداگانه بلکه دو ضلع مکمل یک سیاست واحد هستند. راهبردی که به باور مقامات ایرانی، حفظ آتش‌بس، جلوگیری از بازگشت تنش‌ها و تثبیت معادلات جدید منطقه‌ای را تنها از مسیر تلفیق قدرت بازدارندگی و تحرکات سیاسی امکان‌پذیر می‌داند.

انتهای پیام

# سیاسی

آخرین اخبار سیاسی

چندرسانه‌ای