به گزارش ایسنا، شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، امام خمینی (ره) در بیمارستانی در تهران از دنیا رفت. خبر درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی صبح روز بعد (۱۴ خرداد) از رادیو سراسری ایران اعلام شد؛ خبری که به سرعت سراسر کشور را دربر گرفت و جامعه انقلابی را در بهت و عزا فرو برد.
برای نسلی که انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، شکلگیری جمهوری اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را با نام این شخصیت شناخته بود، مرگ امام خمینی (ره) صرفاً از دست رفتن یک شخصیت سیاسی تلقی نمیشد، بلکه داغی بود که سوگی عظیم را به همراه داشت. بسیاری از مردم احساس میکردند بخشی از تاریخ شخصی و جمعی آنان به پایان رسیده است.
اگر بخواهیم خرداد ۱۳۶۸ را تنها از خلال تصاویر روایت کنیم، داستان بر خلاف برخی مراسمهای سوگواری از چهرههای حاضر در مراسم آغاز نمیشود؛ بلکه از سیل جمعیت مردم شروع میشود. در بسیاری از عکسهای بهجامانده از مراسم تشییع پیکر امام خمینی (ره)، سوژه اصلی انبوه مردمی است که قابها را پر کردهاند.
نخستین واکنشها از جماران آغاز شد؛ محلهای در شمال تهران که سالها محل زندگی رهبر انقلاب بود. هزاران نفر به سمت حسینیه جماران حرکت کردند. روایتها و فیلمهای ثبتشده ازدحام عجیب جمعیت را نشان میدهد؛ جمعیتی که برخی از آنها خود را به صندلی محل سخنرانی امام خمینی (ره) رسانده و پارچه سپید روی آن را به عنوان تبرک، تکهتکه کرده و با خود بردند.
پیکر امام خمینی (ره) در روز ۱۵ خرداد به مصلای تهران منتقل شد. برای آنکه جمعیت بتواند وداع کند، سازهای شیشهای شبیه یک سردخانه بزرگ بر روی چند کانتینر نصب شد. پیکر در کفن پیچیده شده بود و عمامه سیاه سادات بر روی سینهاش قرار داشت.
در آن روز، تهران عملاً به شهری متفاوت تبدیل شده بود. خیابانها مملو از مردمی بود که از شهرها و استانهای مختلف خود را به پایتخت رسانده بودند. سیستم حملونقل تحت فشار قرار داشت و بسیاری از مسیرها عملاً غیرقابل عبور شده بودند. اما آنچه در روز بعد رخ داد، ابعاد تازهای به ماجرا بخشید.
بامداد ۱۶ خرداد ۱۳۶۸، آیتاللهالعظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی نماز میت را بر پیکر امام خمینی اقامه کرد. پس از پایان نماز، قرار بود تابوت توسط کامیونی به سمت محل دفن در نزدیکی بهشت زهرا (س) منتقل شود. در طراحی اولیه، یک بالگرد نیز مسیر حرکت را همراهی میکرد. اما برنامهریزیها با واقعیتی غیرمنتظره روبهرو شد؛ جمعیتی که تخمین آن از توان برگزارکنندگان فراتر بود.
نقطه عطف مراسم دقایقی بعد رقم خورد. زمانی که حرکت تابوت به سوی بهشت زهرا آغاز شد، موج جمعیت نیز به حرکت درآمد. هجوم عزاداران به کامیون حامل پیکر، کنترل مراسم را از دست برگزارکنندگان خارج کرد. ازدحام به اندازهای افزایش یافت که دیگر امکان ادامه مراسم وجود نداشت.
با تشدید این وضعیت، تصمیم به خارج کردن پیکر از مسیر اصلی گرفته شد. تابوت برای دقایقی از دید عمومی خارج شد و به جماران انتقال یافت.
پس از اعلام رسمی تعویق مراسم خاکسپاری، تلاش شد تا با کاهش فشار جمعیت، امکان برگزاری مجدد فراهم شود. با این حال، حجم حضور مردم در تهران به حدی بود که عملاً امکان بازگشت به شرایط عادی وجود نداشت. خیابانها، بزرگراهها و مسیرهای منتهی به بهشت زهرا همچنان در تسلط جمعیتی قرار داشتند که از نقاط مختلف کشور خود را به پایتخت رسانده بودند.
در نهایت، خاکسپاری با ترتیبی متفاوت انجام شد؛ در فضایی محدودتر و با مدیریت شدیدتر. در روزهای نخست پس از تدفین، هیچ سازه شاخصی بر روی مقبره وجود نداشت و تنها یک پوشش حفاظتی ساده، آن را از ازدحام جمعیت جدا میکرد.
مجموعه عکسها و فیلمهایی که از آن روزها باقی مانده نه فقط بهعنوان ثبت لحظهای یک مراسم، بلکه بهعنوان بخشی از روایتگران آن واقعه خوانده میشوند. از ازدحام در تپههای عباسآباد تا حرکت انبوه جمعیت، از فرود هلیکوپتر در میان انبوه عزاداران تا زمینی خاکی در حاشیه بهشت زهرا، اینها قابها هستند که امکان بازخوانی یکی از تجربههای جمعی در تاریخ معاصر ایران را فراهم میکنند.



انتهای پیام

