۱۴ خرداد هر سال، تنها یک مناسبت تقویمی برای یادآوری رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در مکتب، آرمانها، سیره و میراث ماندگار امام خمینی(ره) است. شخصیتی که در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر، توانست با اتکا به اسلام ناب محمدی(ص)، اراده مردم و روحیه ظلمستیزی، انقلابی را رهبری کند که نه فقط ساختار سیاسی ایران، بلکه بسیاری از معادلات منطقهای و جهانی را دگرگون ساخت.
امام خمینی(ره) در جایگاه یک فقیه بزرگ، عارفی ژرفاندیش، سیاستمداری کمنظیر و رهبری تاریخساز، دین را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی و سیاسی بازگرداند. ایشان نشان داد اسلام صرفاً مجموعهای از توصیههای فردی و اخلاقی نیست، بلکه ظرفیت آن را دارد که جامعهای مستقل، عزتمند، عدالتمحور و متکی بر رأی مردم بنا کند. به همین دلیل، نام امام خمینی(ره) تنها بهعنوان رهبر یک انقلاب در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت نشده، بلکه بهعنوان بنیانگذار یک مکتب فکری، سیاسی و اجتماعی ماندگار شده است.
رحلت امام خمینی(ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، بیتردید یکی از تلخترین و حساسترین لحظات تاریخ جمهوری اسلامی بود. بسیاری از ناظران و تحلیلگران در آن مقطع تصور میکردند که انقلاب اسلامی بدون حضور شخصیتی با آن عظمت، دچار تزلزل خواهد شد، اما تدبیر الهی، هوشمندی ملت ایران و انتخاب تاریخی مجلس خبرگان رهبری، مسیر دیگری را رقم زد. با انتخاب حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره) به رهبری انقلاب اسلامی، نهتنها خللی در مسیر انقلاب ایجاد نشد، بلکه در طول ۳۶ سال گذشته، این حرکت عظیم باصلابت، عقلانیت، ثبات و اقتدار ادامه یافته است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی که خود از نزدیکترین یاران، شاگردان و همراهان امام راحل بودند، در این سالها کوشیدند مکتب امام را نه در سطح شعار، بلکه در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، علمی و بینالمللی تداوم بخشند. تأکید بر استقلال کشور، دفاع از عزت ملی، حمایت از محرومان، مردمباوری، استکبارستیزی، حفظ هویت اسلامی و انقلابی و مقابله با تحریف شخصیت و اندیشه امام، از مهمترین محورهایی است که در سیره رهبری حضرت آیتالله خامنهای بهروشنی دیده میشد. از همین منظر، میتوان گفت تداوم انقلاب اسلامی در ۳۶ سال گذشته، بیش از هر چیز مرهون پایبندی به همان اصولی است که امام خمینی(ره) بنیان گذاشت و رهبر انقلاب با درایت و صلابت از آن پاسداری کردند.
امروز، در سالروز ارتحال امام راحل، پرسش اصلی این نیست که امام خمینی(ره) چه جایگاهی در تاریخ ایران دارد؟ این حقیقتی روشن و تثبیتشده است. پرسش مهمتر آن است که مکتب امام چه مؤلفههایی دارد؟ چرا این مکتب همچنان زنده و اثرگذار است؟ چگونه میتوان از تحریف آن جلوگیری کرد؟ و نقش رهبری انقلاب در پاسداری و استمرار این مسیر چه بود؟ آنچه در ادامه میآید، گفتوگویی تفصیلی در همین زمینه است؛ گفتوگویی برای بازخوانی دوباره اندیشه و سیره امام خمینی(ره) و فهم این حقیقت که انقلاب اسلامی، یک حادثه مقطعی نبود، بلکه جریانی زنده، پویا و ریشهدار است که در امتداد راه امام و رهبری آیتالله خامنهای ادامه یافته است.
برای درک بهتر این مسیر با حجتالاسلام احمد سالک، عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستهایم که در ادامه حاصل آن را میخوانید.
مهمترین مؤلفههای مکتب فکری امام خمینی(ره) چه بود و چرا این مکتب همچنان زنده و اثرگذار مانده است؟
امام خمینی(ره) را نمیتوان صرفاً در قامت یک رهبر سیاسی یا بنیانگذار یک نظام سیاسی تحلیل کرد. ایشان در واقع معمار یک مکتب فکری و اجتماعی بودند؛ مکتبی که عناصر گوناگون آن در کنار هم تصویری کامل از یک نگاه تمدنی به دین، جامعه، سیاست و انسان ارائه میدهد. راز ماندگاری امام نیز دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ اینکه اندیشه ایشان محدود به یک مقطع تاریخی یا شرایط خاص سیاسی نبود، بلکه بر مبانی عمیق دینی، انسانی و اجتماعی استوار بود.
نخستین ویژگی مکتب امام، بازگرداندن دین به متن زندگی انسان و جامعه بود. امام خمینی(ره) در دورانی ظهور کرد که بسیاری میکوشیدند دین را به حوزه فردی، عبادی و شخصی محدود کنند. در چنین فضایی، ایشان با صراحت اعلام کردند که اسلام، دین زندگی، جامعه، عدالت، حکومت، مبارزه با ظلم و دفاع از کرامت انسان است. از منظر امام، دین نمیتواند نسبت به سرنوشت ملتها، گسترش فساد، سلطه بیگانگان، فقر عمومی و تبعیض اجتماعی بیتفاوت باشد، بنابراین یکی از بنیادیترین ابعاد مکتب امام، پیوند عمیق میان دیانت و مسئولیت اجتماعی و سیاسی است.
دومین مؤلفه مهم این مکتب، جمع میان معنویت و سیاست است. در نگاه امام خمینی(ره)، سیاست جدا از اخلاق و معنویت، به قدرتطلبی و فساد میانجامد و معنویت جدا از مسئولیت اجتماعی، به انزوا و بیاثری ختم میشود. ایشان همزمان که بر تهذیب نفس، اخلاص، توکل، خودسازی و تقرب الهی تأکید داشتند، مبارزه با ظلم، تلاش برای اقامه عدالت و حضور فعال در صحنههای اجتماعی و سیاسی را نیز وظیفهای دینی میدانستند. همین تلفیق کمنظیر بود که به نهضت امام، هم عمق معنوی بخشید و هم قدرت اجتماعی.
مردمباوری نیز از اصلیترین ارکان اندیشه امام به شمار میرود. جمله تاریخی «میزان رأی ملت است» صرفاً یک تعبیر سیاسی نبود، بلکه برآمده از یک باور ریشهدار در نگاه امام به جایگاه مردم در نظام اسلامی بود. ایشان مردم را نه ابزار، نه تماشاگر و نه زائده حکومت، بلکه صاحبان اصلی انقلاب و نظام میدانستند. از همین رو، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مراجعه به آرای عمومی، برگزاری همهپرسی و انتخابات و تکیه بر حضور مردم در صحنه، به یکی از ارکان تثبیت نظام تبدیل شد.
ویژگی مهم دیگر مکتب امام، استقلالخواهی و استکبارستیزی است. امام خمینی(ره) به ملت ایران آموخت که عزت، با وابستگی جمع نمیشود. ایشان معتقد بودند کشوری که اراده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را به قدرتهای سلطهگر گره بزند، هرگز به پیشرفت حقیقی دست نخواهد یافت. به همین دلیل، استقلال در نگاه امام فقط یک شعار سیاسی نبود، بلکه بخشی از هویت انقلاب اسلامی محسوب میشد. همین روحیه نیز انقلاب اسلامی را به الگویی برای بسیاری از ملتهای آزادیخواه بدل کرد.
دفاع از محرومان و عدالتخواهی نیز از دیگر پایههای مکتب امام بود. در منطق امام، حکومت اسلامی زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت رفع تبعیض، حمایت از مستضعفان، گسترش عدالت اجتماعی و صیانت از کرامت انسانها باشد. امام انقلاب را صرفاً برای جابهجایی قدرت نمیخواستند؛ هدف اصلی، برپایی نظمی مبتنی بر عدالت، معنویت و عزت انسانی بود.
ماندگاری مکتب امام از آن جهت است که این مکتب بر فطرت انسان، نیاز جامعه و حقایق ثابت الهی تکیه دارد. عدالت، استقلال، مردمباوری، عزت، مبارزه با ظلم و معنویت، مفاهیمی متعلق به گذشته نیستند. هر جامعهای در هر زمان، به این اصول نیازمند است. از همین رو، مکتب امام همچنان زنده است و در فضای فکری و سیاسی ایران و حتی فراتر از مرزها الهامبخش باقیمانده است.
نقش مردم در اندیشه امام خمینی(ره) چگونه تعریف میشد و این نگاه چه تأثیری در شکلگیری و تداوم انقلاب اسلامی داشت؟
یکی از خطاهای رایج در تحلیل شخصیت امام خمینی(ره) این است که برخی، نقش مردم را در اندیشه ایشان کمرنگ یا صرفاً ابزاری تصور میکنند، در حالی که واقعیت، درست برعکس است. مردم در منظومه فکری امام، جایگاهی اصیل، واقعی و تعیینکننده دارند. امام خمینی(ره) بهدرستی دریافته بودند که هیچ تحول بزرگ و پایداری بدون حضور و اراده مردم شکل نمیگیرد و هیچ نظام سیاسی نیز بدون پشتوانه ملت نمیتواند بقا داشته باشد.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، همین مردم بودند که با الهام از رهبری امام، میداندار مبارزه شدند؛ از تظاهرات خیابانی تا تحمل زندان، تبعید، شکنجه و شهادت. امام نیز همواره با بیانی روشن و صادقانه با مردم سخن میگفتند و به آنان اعتماد داشتند. این اعتماد متقابل، یکی از مهمترین سرمایههای نهضت اسلامی بود.
پس از پیروزی انقلاب نیز امام خمینی(ره) هرگز مردم را از صحنه کنار نگذاشتند. برگزاری همهپرسی جمهوری اسلامی، تدوین قانون اساسی با رأی مردم و استمرار انتخابات در سطوح مختلف، نشانههای روشن این نگاه است. امام بهخوبی میدانستند که مشروعیت مردمی و مقبولیت اجتماعی، یکی از ارکان استحکام نظام اسلامی است. ازاینرو، جمهوریت و اسلامیت را در تقابل با یکدیگر تعریف نمیکردند، بلکه این دو را مکمل هم میدانستند.
در نگاه امام، مردم فقط رأیدهنده نبودند؛ بلکه باید در میدان دفاع از کشور، سازندگی، پیشرفت و حفاظت از انقلاب نیز حضور فعال داشته باشند. دوران دفاع مقدس یکی از روشنترین جلوههای این نگاه بود. جوانان، خانوادهها، اقشار مختلف و نیروهای مردمی، با ایمان و ایثار در کنار نظام ایستادند و از استقلال کشور دفاع کردند. این همان باوری بود که امام نسبت به ظرفیت عظیم ملت ایران داشتند.
این خط فکری، پس از رحلت امام نیز در سیره رهبر معظم انقلاب ادامه پیدا کرد. حضرت آیتالله خامنهای بارها بر نقش بیبدیل مردم در پیشرفت کشور، مقابله با تهدیدها و حفظ استحکام ملی تأکید کردند. حضور مردم در صحنههای مختلف، از انتخابات و راهپیماییها تا عرصههای علمی، فرهنگی و دفاعی، یکی از عوامل اصلی تداوم انقلاب اسلامی در ۳۶ سال گذشته بوده است.
به بیان دیگر، انقلاب اسلامی نه با اتکای صرف به قدرت رسمی، بلکه با پیوند عمیق میان رهبری و مردم استمراریافته است. این همان میراثی است که از امام خمینی(ره) به جا ماند و رهبر انقلاب نیز همواره بر حفظ آن اصرار داشتند. هر زمان این پیوند تقویت شده، کشور توانسته از گردنههای سخت عبور کند و هرجا فاصلهای میان مسئولان و مردم شکلگرفته، آسیبها نمایان شده است، بنابراین مردمباوری را باید یکی از ارکان اصلی مکتب امام و یکی از رازهای بقای انقلاب اسلامی دانست.
چرا مسئله تحریف اندیشه امام خمینی(ره) امروز به یک دغدغه جدی تبدیل شده و راه مقابله با آن چیست؟
هر شخصیت بزرگ تاریخی، پس از رحلت خود در معرض روایتها، تفسیرها و برداشتهای متنوع قرار میگیرد، اما درباره امام خمینی(ره) این مسئله حساسیت بیشتری دارد؛ زیرا ایشان فقط یک شخصیت علمی یا سیاسی نبودند، بلکه بنیانگذار یک انقلاب و معمار یک نظام فکری و سیاسی بودند. طبیعی است که جریانهای مختلف، هر یک تلاش کنند قرائتی نزدیک به منافع یا سلایق خود از امام ارائه دهند. همینجا است که خطر تحریف خود را نشان میدهد.
تحریف لزوماً به معنای جعل صریح یا تغییر آشکار سخنان امام نیست. گاه تحریف از مسیر حذف، تقطیع، برجستهسازی گزینشی یا تفسیر ناقص رخ میدهد. ممکن است کسی صرفاً بر مردمسالاری در اندیشه امام تأکید کند و استکبارستیزی ایشان را نادیده بگیرد. یا برعکس، فقط چهرهای سیاسی و مبارز از امام ارائه دهد و ابعاد اخلاقی، عرفانی، مردمی و عدالتخواهانه شخصیت ایشان را کمرنگ سازد. گاهی نیز امام را تنها در یک مقطع خاص تاریخی محدود میکنند و از مکتب زنده و جاری ایشان غفلت میورزند.
علت مهم شدن مسئله تحریف در زمان حاضر، فاصلهگرفتن نسلهای جدید از فضای عینی دوران امام است. نسل امروز امام را مستقیماً ندیده و طبیعی است که شناختش بیشتر از طریق رسانه، کتاب، روایتهای تاریخی و تحلیلهای سیاسی شکل بگیرد. اگر در این میان، روایتهای جهتدار، جناحی یا ناقص غلبه پیدا کند، تصویری نادرست از امام در ذهن جامعه ساخته خواهد شد.
از سوی دیگر، تحریف اندیشه امام فقط یک خطر نظری و فرهنگی نیست، بلکه میتواند پیامدهای عملی و سیاسی نیز داشته باشد. اگر جامعه از امام، تصویری ناقص یا تغییریافته بپذیرد، بهتدریج از آرمانهای اصلی انقلاب فاصله خواهد گرفت. بهعنوان مثال، کمرنگ شدن عدالتخواهی، کمتوجهی به محرومان، عادیسازی وابستگی، تضعیف روحیه مقاومت یا بیاهمیت شدن مردمباوری، همگی میتوانند نتیجه نوعی تحریف در فهم مکتب امام باشند.
مهمترین راه مقابله با تحریف، مراجعه مستقیم به آثار، بیانات، پیامها، نامهها و سیره عملی امام خمینی(ره) است. هرچه جامعه بیشتر به متن سخنان و مواضع روشن امام رجوع کند، امکان سوءبرداشت و مصادره به مطلوب کاهش مییابد. در کنار آن، نقش مراکز علمی، پژوهشی، فرهنگی و رسانهای بسیار مهم است. این نهادها باید بدون رویکرد جناحی، تصویری جامع، مستند و منصفانه از امام به جامعه، بهویژه نسل جوان، ارائه دهند.
رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای گذشته بارها نسبت به خطر تحریف امام هشدار دادند. این هشدارها نشان میدهد که صیانت از مکتب امام، صرفاً حفظ یک یاد تاریخی نیست، بلکه دفاع از هویت انقلاب اسلامی است. در واقع، اگر امام بهدرستی شناخته نشود، انقلاب نیز بهدرستی فهم نخواهد شد. از این رو، مبارزه با تحریف، یک وظیفه فرهنگی، تاریخی و انقلابی است.
سادهزیستی، عدالتخواهی و حمایت از محرومان چه جایگاهی در سیره عملی امام خمینی(ره) داشت و این الگو امروز چه پیامی برای مسئولان دارد؟
یکی از مهمترین دلایل تأثیرگذاری عمیق امام خمینی(ره) آن بود که میان گفتار و رفتار ایشان فاصلهای دیده نمیشد. بسیاری در جهان از عدالت، مردم و مبارزه با فساد سخن گفتهاند، اما کمتر کسی توانسته است این مفاهیم را در زندگی شخصی و سلوک عملی خود نیز متجلی سازد. امام خمینی(ره) از همین دسته شخصیتهای کمنظیر بودند که پیش از آنکه دیگران را به اصولی دعوت کنند، خود به آنها ملتزم بودند.
زندگی ساده امام در جماران، تنها یک ویژگی شخصی یا سبک زیست فردی نبود، بلکه نماد یک جهانبینی بود. ایشان با وجود قرارداشتن در رأس یک نظام سیاسی، هرگز به تجمل، تشریفات و فاصلهگرفتن از مردم روی نیاوردند. این شیوه زیست نشان میداد که از نگاه امام، مسئولیت حکمرانی نه راهی برای رفاهطلبی و امتیازجویی، بلکه میدان خدمت، مجاهدت و پاسخگویی است.
این سادهزیستی، ارتباط مستقیمی با عدالتخواهی امام داشت. کسی که درد محرومان را درک میکند، نمیتواند به اشرافیگری و تجملپرستی تن دهد. امام خمینی(ره) بارها از مستضعفان، پابرهنگان و محرومان بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب یاد کردند. این تعبیر، شعاری احساسی نبود؛ بلکه بیانگر یک حقیقت اجتماعی و سیاسی بود. انقلاب اسلامی به پشتوانه تودههای مردم و اقشار کمبرخوردار شکل گرفت و طبعاً فلسفه وجودی آن نیز باید در خدمت همین طبقات باشد.
در نگاه امام، عدالت به معنای توزیع عادلانه فرصتها، مقابله با تبعیض، رفع محرومیت و صیانت از کرامت انسانها بود. ایشان انقلاب را فقط برای براندازی یک رژیم نمیخواستند، بلکه هدف، ساختن جامعهای بود که در آن انسانها بتوانند در سایه عدالت، عزت، معنویت و آزادی رشد کنند. از همین رو، هر نوع گرایش به اشرافیگری، فاصله طبقاتی، فساد و بیاعتنایی به مشکلات مردم، با روح مکتب امام ناسازگار است.
پیام این سیره برای مسئولان امروز کاملاً روشن است. هرچه مدیران و کارگزاران نظام به مردم نزدیکتر باشند، زندگی سادهتری داشته باشند، درد جامعه را بهتر لمس کنند و تصمیماتشان را بر اساس منافع عمومی و حمایت از محرومان تنظیم کنند، به مکتب امام نزدیکتر هستند. در مقابل، هرچه میان مسئول و مردم فاصله بیشتری ایجاد شود، رفاهزدگی و امتیاز طلبی و مشکلات اقشار ضعیف کمتر دیده شود، از روح امام فاصله گرفتهایم.
رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای گذشته بارها بر همین موضوع تأکید میکردند؛ بر لزوم مردمیبودن مسئولان، مبارزه با فساد، عدالتمحوری، پرهیز از اشرافیگری و اهتمام به معیشت مردم. این تأکیدها نشان میدهد که تداوم راه امام، صرفاً در نامگذاریها و مراسمها خلاصه نمیشود، بلکه در سبک حکمرانی و رفتار مسئولان باید نمود پیدا کند. اگر این سیره در ساختار اجرایی کشور تقویت شود، جامعه بیشازپیش به آرمانهای انقلاب نزدیک خواهد شد.
نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در تداوم راه امام خمینی(ره) و استمرار انقلاب اسلامی در ۳۶ سال گذشته چگونه قابلارزیابی است؟
رحلت امام خمینی(ره) در سال ۶۸، یکی از بزرگترین آزمونهای انقلاب اسلامی بود. انقلاب، رهبر و بنیانگذار خود را ازدستداده بود و بسیاری از دشمنان و حتی برخی تحلیلگران خارجی تصور میکردند که جمهوری اسلامی در دوران پس از امام، با بحران رهبری، تضعیف انسجام داخلی و انحراف از مسیر اصلی مواجه خواهد شد، اما انتخاب حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره) به رهبری انقلاب، نقطه آغاز مرحلهای تازه از ثبات، تداوم و بالندگی نظام اسلامی شد.
رهبر معظم انقلاب(ره)از جمله نزدیکترین یاران و شاگردان امام بودند و از نخستین سالهای نهضت، در متن مبارزه، تبعید، زندان، مدیریت انقلابی و دفاع از آرمانهای امام حضور داشتند. همین سابقه باعث شد که ایشان نه فقط در سطح نظری، بلکه درک عمیق و عینی از مکتب امام داشته باشند. به همین دلیل، رهبری ایشان را میتوان ادامه منطقی همان خطی دانست که امام خمینی(ره) بنیان گذاشتند.
در ۳۶ سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران با حوادث و چالشهای بزرگ و متنوعی روبهرو بوده است؛ از فشارهای گسترده سیاسی و امنیتی گرفته تا تحریمهای اقتصادی، جنگ روایتها، فتنهها، تهدیدات منطقهای، ترور، فشارهای رسانهای و تلاشهای پیچیده برای استحاله هویتی انقلاب. آنچه باعث شد نظام اسلامی از این گردنهها عبور کند، صرفاً ابزارهای رسمی قدرت نبود، بلکه ترکیبی از رهبری حکیمانه، تکیه بر مردم، حفظ اصول و در عین حال تشخیص درست اقتضائات زمان بود.
یکی از مهمترین ویژگیهای رهبری حضرت آیتالله خامنهای(ره)، حفظ اصول اساسی مکتب امام در کنار توجه به نیازهای جدید جامعه و جهان بود. تأکید بر استقلال، عزت ملی، استکبارستیزی، حمایت از ملتهای مظلوم، پیشرفت علمی، خودکفایی، عدالتخواهی، مردمباوری و مقابله با تحریف، همگی نشاندهنده پایبندی عمیق ایشان به مبانی امام راحل بود. در عین حال، ایشان تلاش میکردند انقلاب را در شرایط جدید متوقف نکنند، بلکه آن را به سمت پیشرفت، تمدنسازی و گامهای بلندتر سوق دهند.
یکی دیگر از ابعاد مهم این تداوم، صیانت از هویت انقلابی نظام است. در بسیاری از انقلابهای جهان، پس از گذشت چند سال، آرمانها بهتدریج کمرنگ شده و نظامهای انقلابی در ساختارهای محافظهکار یا وابسته حل شدهاند، اما در جمهوری اسلامی، با هدایت رهبر انقلاب، اصل استقلال، عزت، مقاومت و هویت اسلامی، همچنان زنده مانده است. این مسئله، خود نشانهای روشن از استمرار خط امام در دوران رهبری آیتالله خامنهای(ره) بود.
رهبر انقلاب در موضوع تحریف امام حساسیتی ویژه نشان میدادند و بارها تأکید میکردند که امام باید از خلال سخنان، آثار و سیره واقعی خود شناخته شود. این حساسیت، بیانگر آن بود که تداوم انقلاب اسلامی بدون صیانت از حقیقت مکتب امام ممکن نبود.
از این منظر، ۳۶ سال گذشته را میتوان دوره تثبیت، تعمیق و امتداد انقلاب اسلامی دانست؛ دورهای که در آن، رهبری حضرت آیتالله خامنهای(ره) توانست کشتی انقلاب را از میان امواج سهمگین عبور دهد و در عین حفظ اصول، افقهای جدیدی پیش روی آن بگشاید، بنابراین اگر امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی بود، رهبر معظم انقلاب را باید پاسدار حکیم و ادامهدهنده این راه بزرگ دانست؛ رهبری که با اتکا به همان مکتب، انقلاب را زنده، پویا و اثرگذار نگه داشت.
۳۷ سال پس از ارتحال امام خمینی(ره)، حقیقتی که بیش از گذشته خود را نشان میدهد، زندهبودن مکتب ایشان است. امام، تنها یک خاطره تاریخی یا یک چهره سیاسی متعلق به گذشته نیست، بلکه بنیانگذار مکتبی است که ارکان آن بر دینباوری، مردمباوری، عدالتخواهی، استقلال، عزت، حمایت از محرومان و مبارزه با سلطه استوار شده است. این مکتب، به دلیل پیوند عمیق با فطرت انسان و نیازهای واقعی جامعه، همچنان زنده، الهامبخش و راهگشا باقیمانده است.
در این میان، نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره) در استمرار این مسیر، نقشی تعیینکننده و تاریخی بوده است. انقلاب اسلامی در ۳۷ سال گذشته، نهتنها از مسیر خود خارج نشد، بلکه با وجود همه فشارها و دشمنیها، توانست بر پایه همان آرمانهای اصیل، به حرکت خود ادامه دهد. این تداوم، نشان میدهد که راه امام، راهی مقطعی و وابسته به یک فرد نبود، بلکه مسیری ریشهدار، عقلانی، الهی و مردمی است.
امروز وظیفه اصلی نخبگان، رسانهها، مراکز علمی و فرهنگی و همه دوستداران انقلاب اسلامی آن است که امام را درست بشناسند و درست معرفی کنند؛ نه گزینشی، نه جناحی و نه تحریفشده. بزرگداشت حقیقی امام خمینی(ره) فقط در برگزاری مراسم و بازنشر تصاویر خلاصه نمیشود، بلکه در پایبندی عملی به همان اصولی است که ایشان یکعمر برای آن مجاهدت کردند.
اگر عدالت، مردمباوری، سادهزیستی، استقلال، معنویت و ایستادگی در برابر سلطه در جامعه و در رفتار مسئولان تقویت شود، میتوان گفت مکتب امام همچنان زنده است و اگر این اصول در سایه نام مبارک رهبری حکیمانه حضرت آیتالله خامنهای(ره) و فرزند بزرگوارشان حجتالاسلاموالمسلمین سید مجتبی حسینی خامنهای با جدیت دنبال شود، انقلاب اسلامی همچنان میتواند مسیر عزت، پیشرفت و تمدنسازی خود را ادامه دهد.
تداوم انقلاب اسلامی در چهار دهه گذشته بر چه مبانی و عواملی استوار بوده و جایگاه رهبری در حفظ انسجام و استمرار این مسیر چگونه ارزیابی میشود؟
یکی از مهمترین ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران، تداوم و پویایی آن در طول دهههای گذشته است. بسیاری از انقلابها در جهان، پس از گذشت چند سال، از آرمانهای اولیه خود فاصله گرفتند یا در پیچوخم تحولات سیاسی و فشارهای خارجی دچار استحاله شدند، اما انقلاب اسلامی توانست با اتکا به مبانی اعتقادی، حضور مردم و پایبندی به اصول اولیه خود، مسیر استمرار را حفظ کند. این تداوم، نشاندهنده آن است که انقلاب اسلامی صرفاً یک حادثه سیاسی مقطعی نبود، بلکه حرکتی ریشهدار و مبتنی بر ایمان، هویت و اراده ملی است.
در این میان، یکی از عوامل اصلی ماندگاری انقلاب، تمسک به اصل ولایتفقیه و تبعیت از رهبری قانونی نظام اسلامی بوده است. تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان داده هرجا جامعه، مسئولان و نیروهای مؤمن و انقلابی حول محور رهبری انسجام داشتهاند، کشور توانسته از چالشها و تهدیدهای بزرگ عبور کند. این انسجام، نه فقط یک ضرورت سیاسی، بلکه عاملی مهم در حفظ ثبات ملی، صیانت از هویت انقلاب و جلوگیری از انحراف از آرمانهای امام خمینی(ره) بهشمار میرود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره) در طول سالهای پس از ارتحال امام راحل، با درایت، صلابت و آیندهنگری، انقلاب اسلامی را در برابر امواج سهمگین حوادث هدایت کردند.
تأکید بر استقلال، عزت ملی، پیشرفت علمی، عدالتخواهی، حمایت از مظلومان و مقابله با زیادهخواهی قدرتهای سلطهگر، از جمله محورهایی است که نشان میدهد تداوم انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر چیز در گرو وفاداری به همان خط اصیل امام و تبعیت از رهبری نظام بوده است.
از این منظر، آینده انقلاب اسلامی نیز در گرو همان عواملی است که گذشته آن را حفظ کرده است؛ یعنی ایمان مردم، حضور نسل جوان، وفاداری به آرمانهای امام، حفظ وحدت ملی و حرکت در چارچوب رهنمودهای رهبری و بیعت با رهبر سوم انقلاب اسلامی. هر اندازه این پیوند مستحکمتر باشد، انقلاب اسلامی با قدرت بیشتری خواهد توانست مسیر پیشرفت، عدالت و تمدنسازی نوین اسلامی را ادامه دهد.
انتهای پیام

