صباح زنگنه در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه در سیاست خارجی، امام خمینی انقلابیبودن را در کنار واقعگرایی میدید، اظهار کرد: امام مطمئن بود که با حضور مردم میتوان به تمام ارزشها و اهداف کلی نظام جمهوری اسلامی رسید. رهبر شهید نیز تاکید خاصی بر استقلال و آزادی نظام داشت و به آزادی فکر و اندیشه درون جامعه و همچنین آزادی در حرکتهای بینالمللی و تعامل با جهان قائل بود.
وی با اشاره به اینکه اندیشه امام همچنان زنده است اما دچار تغییر شده، اضافه کرد: یکی از علتهای این موضوع، تغییر نسل طی این چهار دهه است. نسل جدید خواستههای متنوع و عمیقتری دارند و به دنبال حرکتهای قدرتمندتری در سپهر سیاست جهانی اند. این نسل عقیده دارد که میتوان با کل جهان ارتباط داشت بدون اینکه استقلال کشور مخدوش شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه منظور امام از اندیشه نه شرقی نه غربی، موازنه مثبت بوده است، اظهار کرد: در یک نگاه سادهانگارانه، ایجاد روابط نزدیک با چین و روسیه و مذاکره با غرب، میتواند به معنای خروج از دیدگاه نه شرقی نه غربی امام تلقی شود. اما امام روی تعادل و موازنه مثبت تاکید میکرد. بنابراین در چهارچوب اندیشه امام، میتوان هم با شرق رابطه داشت و هم با غرب.
زنگنه ادامه داد: البته حرکت در سطح جهانی و ایجاد معادله جدید فقط بر پایه اراده ایران نمیچرخد. وقتی رابطه ما با چین و روسیه قویتر میشود و به سطح روابط استراتژیک امنیتی-نظامی میرسد، واضح است غرب در برابر آن ایستادگی میکند و سعی در ایجاد اخلال در آن دارد. از طرف دیگر اگر شرایط برای توسعه روابط اقتصادی، فنی، امنیتی و نظامی با غرب به وجود آید، کشورهای شرقی سنگاندازی خواهند کرد. بنابراین نیاز است یک تعریف روشن و دقیق از رابطهها داشته باشیم و با گفتوگو با کشورهای غرب و شرق، هدف اساسی کشور را تعریف و آنها را مجاب کنیم.
وی با بیان اینکه با یک تصویر کامل از اهداف میتوان به گونهای حرکت کرد که از امکانات شرق و غرب با هم استفاده کنیم، افزود: ایجاد رابطه با شرق و غرب طوری که حرکت علیه دیگری محسوب نشود، نیازمند ظرافت خاصی است که دیپلماسی نقش اصلی آن را ایفا میکند. اکنون ترکیه هم اسلحه غربی و هم تسلیحات شرقی را دارد و بلد است آمریکاییها را به پذیرش دریافت اسلحه از روسها توسط خودش مجاب کند. به نظرم جمهوری اسلامی نیز میتواند در قالب «منافع و امنیت ملی»، چنین رویکردی را در پیش گیرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل درخصوص اینکه برخی معتقدند بین «حمایت از مقاومت» و «منافع ملی کشور» دوگانگی وجود دارد، گفت: باید تنظیم روابط را داشته باشیم. اگر احتمال میرود برقراری روابط با برخی کشورها در جهت دستیابی به منافع اقتصادی، به محور مقاومت ضربه بزند، باید سازوکاری تعبیه کرد که ضمن برخورداری از بیشترین منفعت اقتصادی، کمترین ضربه به اندیشه مقاومت وارد شود. این نیازمند تعمق بیشتر در مولفههای منافع و امنیت است.
زنگنه به پرچمداری ایران در حوزه بیداری اسلامی آن هم در فضای نزدیکی کشورهای عرب به رژیم صهیونیستی اشاره و اظهار کرد: بیداری اسلامی یک بحث ذاتی محسوب میشود و منشأ آن عمق وجدان مردم کشورهاست. در برخی کشورها مردم به اسلام تعلق خاطر دارند و تقویت بنیه در برابر سلطهگران را ضروری میدانند. اما به نظر من آنها نباید از حاکمان خود بیش از حد فاصله بگیرند، بلکه باید در روند انتخابات یا در قالب تفاهم داخلی به خواستههایشان برسند. لذا تنها خواسته ایران ملاک نیست و خود ملتها باید بتوانند جایگاه تعیین کنندهای برای خود در روند تصمیمگیری کشورشان پیدا کنند.
وی ادامه داد: همیشه منازعه مسلحانه ملتها علیه دولتها یا سرکوب مردم توسط دولت به معنای بیداری اسلامی تلقی نمیشود. ما تا الان شاهد انواع برخوردهای مسلحانه در کشورهای اسلامی از جمله مصر، پاکستان، عراق و سوریه بودهایم. اما ممارست مردم برای اعمال حق خودشان ضروری است. هرگونه تحمیل بر کشورها از خارج مرزهایشان هم دیگر مقبولیت نخواهد داشت.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با طرح این سوال که آیا اسلام به مرزبندیهای وستفالیایی قائل است یا خودش را فرامرزی میداند، افزود: همسو کردن ارادههای ملی با خود، کار دشواری است اما اگر مردم کشورهای اسلامی به هر نحوی در فرآیند تصمیمگیری کشورشان دخیل شوند، قطعا میتوانند در عرصه سیاست خارجی تأثیرگذار باشند و در رسیدن به اهداف مشترکشان با ما گام بردارند.
انتهای پیام

