به گزارش ایسنا، روزنامه خراسان در مطلبی به قلم یک روان شناس بالینی نوشت:
با نزدیک شدن به روزهای آزمونهای ورودی مدارس تیزهوشان، فضای خانهها دگرگون میشود. سکوت سنگین، کتابهای تلنبار شده و نگاههای نگران، همگی نشان از یک «نبرد نامرئی» دارند. در این میان، پرسش حیاتی این است: آیا ما در حال سنجش توانمندیهای فرزندمان هستیم، یا با دست خود، سلامت روان او را به بازی گرفتهایم؟
چرا ذهن دانشآموز یخ میزند؟
بسیاری از والدین از پدیده «قفل شدن ذهن» در سر جلسه گلایه دارند: «فرزندم همه چیز را بلد بود، اما سر جلسه انگار ذهنش خالی شد!» این یک نقص هوشی نیست، بلکه واکنشی بیولوژیک است. وقتی اضطراب از مرزهای تابآوری کودک میگذرد، سیستم هشدار مغز (آمیگدال) فرمان را به دست میگیرد و بخش منطقی مغز (قشر پیشپیشانی) که مسئول پردازش اطلاعات و حل مسائل است، به طورموقت خاموش میشود. در واقع، دانشآموز در جلسه نه با هوش، بلکه با «مکانیسم بقا» در حال جنگیدن است.
ارزش کودک را به رتبه گره نزنید
خطرناکترین آسیب این آزمونها، گره خوردن عشق والدین به نتیجه آزمون است. وقتی فرزند احساس کند که تایید او از سمت پدر و مادر، پیششرطی به نام «قبولی» دارد، با پدیده مخرب «عشق مشروط» روبهرو میشود. در این وضعیت، دانشآموز نه برای لذت آموختن، که برای حفظ امنیت عاطفیاش میجنگد. این فشار کمرشکن، خلاقیت را میکشد و اضطراب را جایگزین کنجکاوی میکند.
دو روی سکه؛ مدیریت پس از آزمون
خانواده باید برای هر دو سناریو، پیش از آزمون آماده باشد:
اگر نتیجه، «قبولی» باشد
خطر باد کردن کاذب هویت وجود دارد. اگر موفقیت در آزمون، به عنوان برچسب «برتری ذاتی» به کودک داده شود، او در آینده با ترس شدیدی از شکستهای بعدی مواجه خواهد شد. در صورت قبولی، به جای القای حس نخبهبودن، به او بیاموزید که این موفقیت، نتیجه تلاش هدفمند بوده است. یادآوری کنید که این مدرسه، صرفاً ابزاری برای رشد است، نه دلیلی برای فخرفروشی.
اگر نتیجه، «عدم قبولی» باشد
این لحظه، آزمون اصلی «تابآوری خانواده» است. اگر شکست در آزمون به معنای «بیلیاقتی» تعریف شود، فرزند با زخمی هویتی روبهرو میشود که اعتمادبهنفس او را برای سالها فرسایش میدهد. اما اگر این نتیجه به عنوان «بازخورد یک فرایند» تلقی شود، او میآموزد که هوش، یک دارایی ثابت نیست بلکه مهارتی است که با تمرین توسعه مییابد. به او بگویید: «این آزمون تمام شد، اما مسیر رشد تو هرگز به این ایستگاه محدود نمیشود.»
از مربی سختگیر تا پناهگاه امن
برای عبور از این دوران حساس، این سه اصل را به یاد داشته باشید:
۱. تفکیک ارزش از نتیجه: فرزندتان باید باور داشته باشد که جایگاه او در قلب شما، با رتبه کارنامه جابهجا نمیشود.
۲. فرایندمحور باشید: بهجای پرسیدن از تراز، از «تلاش و پیگیری» او قدردانی کنید. ستایش «تلاش»، موتور محرک پیشرفت پایدار است.
۳. مدیریت اضطراب محیطی: اضطراب والدین، مثل یک ویروس به فرزند منتقل میشود. اگر شما آرام باشید، او هم بهتر میتواند بر خودش مسلط شود.
هوش واقعی، فراتر از یک عدد در کارنامه است. هوش یعنی توانایی حل چالشهای زندگی و تابآوری در برابر ناملایمات. بزرگترین سرمایهگذاری خانواده، نه در قبولی تیزهوشان، بلکه در پرورش انسانی است که با هر شکستی، دوباره قامت راست کند. بیایید به جای قمار بر سر آینده، بر سلامت روان فرزندانمان سرمایهگذاری کنیم. آنها بیش از «تیزهوش بودن»، به «تابآور بودن» نیاز دارند.
انتهای پیام

