این خلاءهای حل نشده، سایهای سنگین بر آستانه سال تحصیلی جدید کشاندهاند تا نشان دهند که با وجود تغییر تابلوی تقویم، مشکلات دستنخوردهی کادر آموزشی همچنان به قوت خود برجا هستند. در واقع وقتی صحبت از آموزش و پرورش میشود، معمولاً ذهن ما به سمت تخته سیاه، صدای زنگ مدرسه و لبخند دانشآموزانی میرود که با کیفهایشان به سوی آینده میدوند؛ اما در لایههای پنهان این تصویر، واقعیتهای تکان دهندهای نهفته است که میان شعارهای حکومتی و حقیقت کفِ کلاس، شکافی عمیق و دردناک ایجاد کرده است.
وقتی صحبت از آموزش و پرورش میشود، معمولاً ذهن ما به سمت تخته سیاه، صدای زنگ مدرسه و لبخند دانشآموزانی میرود که با کیفهایشان به سوی آینده میدوند؛ اما در لایههای پنهان این تصویر، واقعیتهای تکان دهندهای نهفته است که میان شعارهای حکومتی و حقیقت کفِ کلاس، شکافی عمیق و دردناک ایجاد کرده است.
آیا میتوان در دنیایی که تکنولوژی هر ثانیه در حال تغییر است، از معلمی که با تجهیزات ۱۵ سال پیش در کارگاههای کامپیوتر میجنگد، انتظار خلق نسلهای پیشرو را داشت؟ یا از مدیری که به جای برنامهریزی آموزشی، تمام وقت خود را صرف گرفتن کمکهای مردمی برای پرداخت قبض آب و برق مدرسه میکند، انتظار تحول در ساختار آموزشی داشت؟
بزرگترین پارادوکس نظام آموزشی ما آنجاست که در حالی که آموزش و پرورش را اولویت اول مینامند، اما در میدان عمل، معلمان و مدیران را در میدان نبردی رها کردهاند که دشمنانش نه بیسواد بودن یا کمتوان بودن دانشآموزان، بلکه فقر معیشتی، فرسودگی شغلی و خلاء زیرساختی هستند. وقتی معلمی که باید قلب تپنده کیفیت تدریس باشد، به دلیل ناکارآمدی رتبهبندی و بیمه تکمیلی، آرامش فکریاش را از دست میدهد، در واقع ما داریم سرمایه انسانی کشور را در محیطی پرورش میدهیم که در آن بقاء مقدم بر تعلیم شده است.
سمیرا حسنی، معلم و سرگروه رشته کامپیوتر در یکی از مدارس خراسان رضوی، در تشریح رسالت گروههای آموزشی به عنوان اتاق فکر، بازوی مشورتی و قلب تپنده کیفیت بخشی به فرایند تدریس، بر ضرورت رفع چالشهای معیشتی، منزلتی و رفاهی معلمان برای دستیابی به اهداف آموزشی تأکید کرد.

حسنی در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه آرامش فکری معلم پیشنیاز هر تحول آموزشی است، دغدغههای معیشتی، نقضهای اجرایی در نظام رتبهبندی، ناکارآمدی بیمه تکمیلی و تمرکزگرایی شدید اداری را عوامل اصلی فرسودگی شغلی معلمان خواند.
وی همچنین تغییر نگاه جامعه به معلم و کوچک شمردن جایگاه تعلیم و تربیت در هیاهوی مسائل اقتصادی را یکی از رنجهای خاموش فرهنگیان برشمرد که نیازمند بازسازی هویت حرفهای است.
این معلم با انتقاد از تغییرات مداوم در بدنه مدیریت آموزش و پرورش و سیاستهای آموزشی با تغییر دولتها، عدم ثبات شغلی و حرفهای را از دیگر مشکلات معلمان دانست و تصریح کرد: تا زمانی که منزلت اجتماعی و دغدغههای اولیه معلمان برطرف نشود، نباید انتظار معجزه در کلاس درس داشت.
حسنی سپس به چالشهای ملموستر در حوزه زیرساختها و تجهیزات پرداخت و با اشاره به کمبود خوابگاه برای دانشآموزان رشته فنی، این مسئله را مانع شکوفایی استعدادهای بالقوه در مناطق روستایی و موجب هدر رفتن جوانی دانست که میتوانست به مهندسی ماهر برای آینده شهر تبدیل شود.
وی همچنین از کمبود تجهیزاتی مانند وسایل کمک آموزشی، امکانات آزمایشگاهی و سیستمهای سرمایشی و گرمایشی در مدارس انتقاد کرد و آموزش با تجهیزات ۱۵ سال پیش در کارگاههای کامپیوتر یا مکانیک و همچنین کمبود کارگاه و آزمایشگاه در بسیاری از مدارس مانعی جدی در یادگیری تکنولوژی روز خواند و افزود: این وضعیت تدریس ایدهآل را غیرممکن میسازد.
حسنی با اشاره به تجربه آموزش مجازی، شبکه شاد را ناکافی و نامناسب برای برگزاری کلاسهای عملی و مهارتی دانست و محدودیتهای آن را ضربه بزرگی به دانشآموزان علاقهمند به مشاغل فنی توصیف کرد و گفت: شبکه شاد به هیچ عنوان بستر مناسبی برای برگزاری کلاسهای عملی و مهارتی نیست.
وی افزود: مدیران آموزش و پرورش اختیارات لازم برای صدور مجوز برگزاری کلاسهای عملی را ندارند و دستورالعملهای ستادی مانع از خلاقیت و تدریس مؤثر میشود.
حسنی در ادامه در خصوص چالش مهارت و اداره کلاس درس توسط برخی معلمان جدید که با وجود دانش علمی بالا، فاقد مهارتهای لازم هستند، افزود: بحث کنکور و نابرابریهای آموزشی از دیگر مشکلات مقطع متوسطه دوم است.
وی ضمن تأکید بر اینکه گلایهها و چالشهای مطرح شده از روی دلسوزی برای آینده فرزندان این مرز و بوم است، خواستار نگاه ملی و اراده شهرستانی برای حل این مشکلات شد و آمادگی گروههای آموزشی را برای همکاری با مسئولان جهت برونرفت از این مشکلات اعلام کرد.
مدیران مدارس در بحران مالی
بسیاری از مدیران با چالشهای متعددی، به ویژه در زمینههای مالی و مدیریتی، دست و پنجه نرم میکنند. این مشکلات نه تنها بر روند اجرایی مدارس تأثیر میگذارد، بلکه کیفیت آموزش و رفاه دانشآموزان و معلمان را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
خانم زهرا محدثی، مدیر یکی از مدارس نمونه، در تشریح چالشهای متعدد مدیران مدارس، بر ضرورت رفع مشکلات مالی و مدیریتی تأکید کرد و خواستار توجه جدی مسئولان به این مسائل شد.
محدثی با اشاره به اینکه مدیران مدارس امروزی علاوه بر مسئولیتهای سنتی، با چالشهای نوظهوری نظیر فناوریهای جدید، انتظارات والدین و نیازهای دانشآموزان روبرو هستند، افزود: مدیران ناچارند مهارتهای میانفرهنگی، توانایی مدیریت تعارض و شایستگیهای ارتباطی پیشرفتهای را کسب کنند.
وی همچنین غیبت مکرر دانشآموزان، کاهش انگیزه معلمان، فشارهای روانی بر تیم آموزشی و محدودیت در بهرهبرداری از فناوریهای آموزشی را از دیگر مشکلات دانست که بار مضاعفی بر دوش مدیران میگذارد.
یکی از بزرگترین چالشهای مدیران مدارس مدیریت حجم زیاد کارهای روزانه است؛ با توجه به وظایف پیچیدهای همچون برنامهریزی کلاس، رسیدگی به حضور و غیاب دانشآموزان، ارتباط با والدین و مسائل مالی، این موضوع میتواند باعث افزایش استرس و کاهش کیفیت مدیریت شود.
این مدیر مدرسه همچنین به مشکل ۶ ساعت تدریس موظف مدیران و ۱۲ ساعت تدریس معاونان اشاره کرد که بر حجم کاری آنها میافزاید.

از دیگر مهمترین مشکل مدیران مدارس، اجبار به اداره مدرسه از طریق دریافت کمکهای مردمی است. مدیران اغلب درگیر پاسخگویی در خصوص جمعآوری کمکهای مردمی هستند، به طوری که وقتی صحبت از چالشهای مالی میشود، در اذهان عمومی این پرسش شکل میگیرد که مگر در مدارس چه میکنند؟
محدثی با برشمردن سرفصلهای هزینههای یک واحد آموزشی، اعلام کرد: علیرغم پرداخت حقوق پرسنل توسط دولت، سرانه آموزشی غیرپرسنلی حتی پاسخگوی هزینههای اولیه مانند آب، برق، گاز، تلفن و اینترنت نیست، چه رسد به هزینههای نگهداری، تعمیر و تجهیز مدرسه و برنامههای کیفیتبخشی آموزشی.
وی با اظهار تأسف از اینکه حتی امکان جذابسازی ظاهر کلاس و مدرسه در شأن محیط آموزشی نیز وجود ندارد، به یادآوری تأکیدات مکرر رئیس جمهور بر اهمیت رفع نیاز مشتریان نهادها و سازمانها پرداخت و ابراز امیدواری کرد: توجه ویژهای به رفع نیازهای اساسی مدارس و دانشآموزان صورت گیرد.
این مدیر مدرسه افزود: با این مشکلات مالی و بودجهای نمیتوان انتظار داشت که برای سال تحصیلی جدید مدارسی پویا، جذاب و خلاق داشت و انتظار داشته باشیم که معلمان، مدیران و دانشآموزان با شور و شوق در کلاس درس و مدرسه به یادگیری بپردازند.
وی تأکید کرد: شرایط فیزیکی مطلوب و جذاب و تأمین حداقل تجهیزات و امکانات، ابتداییترین مواردی است که یک محیط آموزشی به آن نیازمند است و قبل از فراهم کردن این شرایط، سخن گفتن از عدالت و کیفیت آموزشی شعاری بیش نیست.
محدثی اضافه کرد: مطالبه چنین حق و حقوقی و سخن گفتن از چنین ایدهآلهایی در شرایطی شکل میگیرد که در پیامهای رئیس جمهور بارها گفته شده که آموزش و پرورش اولویت اول است. برنامههایی که مدنظر دارند بدون تحول در ساختار به سرانجام نخواهد رسید.
کم بودن حق مدیریت نسبت به وظایف و مسئولیتهای خطیر اداره مدرسه نیز از دیگر معضلات است؛ بهتر شدن سرمایه انسانی در نظام آموزشی میتواند منجر به ارتقاء کیفیت آموزش، کاهش ترک خدمت کارکنان و بهبود نتایج تحصیلی دانشآموزان شود.
این مدیر مدرسه افزود: مدیران مدارس با بخشنامههای بسیار و با جیب خالی و بدون سرانه مواجهاند و با همین وضعیت مجبور به اداره مدارس هستند و همزمان در چهار جبهه معلمان معترض به وضعیت معیشتی، وظایف سازمانی زیاد، اولیاء متوقع و در عین حال فراری از مشارکت در امورات مدرسه و دانشآموزان گریزان از درس و مشق مواجهاند.
دانشآموزانی با آرزوهای بزرگ اما دستانی خالی
در مناطق روستایی و عشایری، مدرسه فقط محل آموزش نیست؛ بلکه امیدی برای ساختن آیندهای بهتر برای کودکانی است که با وجود کمبودها، هنوز رویاهای بزرگی در سر دارند. با این حال، تداوم مشکلات اقتصادی، کمبود امکانات و دشواریهای آموزشی، مسیر شکوفایی استعدادهای این دانشآموزان را سختتر کرده است.
کاظم یوسفنژاد، مدیر آموزگار روستای گندمبر در گفت و گو با ایسنا به عنوان محرومترین اما بهترین مدرسه عشایری شهرستان کاشمر، با اشاره به آرزوهای بزرگ دانشآموزان این روستا، وضعیت نامناسب اقتصادی خانوادهها و کمبود امکانات را مانعی جدی بر سر راه تحقق این آرزوها دانست.
وی گفت: دانشآموزان این روستا هرچند آرزوهای بزرگی دارند، اما دستانشان خالی است. خانوادههای آنان از حداقل امکانات زندگی برخوردارند و توان تأمین نیازهای آموزشی فرزندانشان را ندارند. امیدوارم توجه بیشتر مسئولان بتواند آیندهای روشن برای این دانشآموزان رقم بزند.

یوسفنژاد با اشاره به مشکلات مضاعف مدیران مدارس روستایی افزود: مدیران مدارس روستایی علاوه بر وظایف معمول مدیریتی، ناچارند در کلاسهای گاه چندپایه نیز تدریس کنند و با شرایط و دشواریهای خاصی روبهرو هستند. کمبود نیروی انسانی متخصص، به ویژه در پایه اول ابتدایی، از مهمترین مشکلات موجود است.
وی جابهجایی مکرر معلمان و کمبود فضای آموزشی استاندارد را از دیگر چالشها برشمرد و خاطرنشان کرد: برخی مدارس را داریم که با حداقل امکانات اما با حداکثر انگیزه اداره میشوند.
مدیر مدرسه عشایری روستای گندمبر همچنین از دشواری دسترسی دانشآموزان به ابزارهای نوین آموزشی و مشکلات رفتوآمد معلمان، به ویژه به روستاهای دوردست، خبر داد و تصریح کرد: نیازمند حضور پررنگتر نهضت سوادآموزی در روستاها هستیم، چرا که بار اصلی آموزش بر دوش معلمان و مدیر مدرسه است.
یوسفنژاد با اشاره به اینکه حقالزحمه و امتیازات مدیریتی با مسئولیتها و چالشهای موجود تناسب ندارد، ابراز امیدواری کرد: امیدواریم روزی برسد که دغدغههای مالی هیچ معلمی مانع عشق و تعهد او به آموزش دانشآموزان نشود.
وی خاطرنشان کرد: مدرسه روستای گندمبر ۵۰ دانشآموز در مقطع ابتدایی و به صورت مختلط دارد.
حقیقت تلخ این است که تا زمانی که منزلت اجتماعی معلم به جای تعریف بر اساس تخصص، در هیاهوی مسائل اقتصادی کوچک شمرده شود و تا وقتی بودجههای جاری حتی پاسخگوی هزینههای اولیه یک واحد آموزشی نباشد، هرگونه سخن از عدالت آموزشی یا کیفیت یادگیری، تنها یک بازی با کلمات خواهد بود. ما با نسلی مواجه هستیم که در یک سو با ابزارهای نوین جهانی آشناست و در سوی دیگر، در مدرسهای مینشیند که حتی امکان جذابسازی ظاهر کلاس در آن نیست.
این وضعیت، ما را با یک پرسش بنیادین و چالشی روبرو میکند؛ آیا ارادهای شهرستانی و نگاهی ملی وجود دارد تا این زنجیره از رنجهای خاموش را بگسلد؟ یا اینکه باید پذیرفت که در مسیر رسیدن به ایدهآلهای آموزشی، معلمان و مدیران ما قربانیِ بوروکراسیهای ستادی و بودجههای ناکافی شدهاند و تنها عشق به دانشآموز است که مانع از فروپاشی کامل این نظام شده است؟ پاسخ به این پرسش، آینده هزاران جوانی را تعیین میکند که امروز در کلاسهای چندپایه یا کارگاههای قدیمی، منتظر یک معجزه هستند؛ معجزهای که نباید منتظر آن بود، بلکه باید با اراده و تغییر ساختار، آن را ساخت.
انتهای پیام

