به گزارش ایسنا، «حمید قنبری» معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر خارجه ایران در یادداشتی با عنوان «عوارض دارو خوردن و عوارض دارو نخوردن»، با اشاره به ضرورت توجه همزمان به پیامدهای اقدام و عدم اقدام، تأکید کرد که تأخیر در تصمیمگیری نیز هزینههای خاص خود را دارد و نباید تنها بر عوارض تصمیمات تمرکز کرد.
متن یادداشت معاون وزیر خارجه تحت عنوان «عوارض دارو خوردن و عوارض دارو نخوردن» را در ادامه میخوانیم:
«سالها پیش برای یک مسئله پزشکی بچهها را نزد دکتر برده بودیم. موضوع خیلی هم حاد نبود، اما همسرم روی آن حساس شده بود و درباره داروهایی که ممکن بود تجویز شوند، مطالعه زیادی کرده بود.
بعد از معاینه، پزشک چند دارو نوشت. همسرم هم شروع کرد به توضیح دادن اینکه فلان دارو ممکن است این عارضه را داشته باشد، آن یکی ممکن است آن عارضه را ایجاد کند و درباره هر کدام چه چیزهایی خوانده است.
دکتر با حوصله گوش داد و بعد جملهای گفت که سالهاست در ذهن من مانده است.
گفت: «خانم، درست است. این داروها عوارض دارند و من هم از عوارضشان خبر دارم. اما شما که اینقدر درباره عوارض خوردن این داروها مطالعه کردهاید، عوارض نخوردن آنها را هم مطالعه کردهاید؟»
بعد ادامه داد: «عوارض دارو در بروشور آن نوشته شده است. اما عوارض مصرف نکردن آن را کجا نوشتهاند؟ آنها را هم جستوجو کردهاید؟»
این جمله به ظاهر ساده، فقط درباره پزشکی نبود. بعدها بارها و بارها در موضوعات مختلف به یاد آن افتادم؛ از تصمیمهای شخصی گرفته تا تصمیمهای سازمانی و حتی تصمیمهای بزرگ ملی.
تقریباً هیچ تصمیم مهمی وجود ندارد که بدون هزینه و بدون عارضه باشد. برای هر اقدامی میتوان فهرستی از خطرها، نگرانیها و پیامدهای احتمالی تهیه کرد. به همین دلیل هم همیشه کسانی پیدا میشوند که توضیح دهند چرا فلان تصمیم ممکن است مشکل ایجاد کند و چرا فلان اقدام ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد.
این نگرانیها مهماند و باید هم شنیده شوند. اما مشکل از جایی شروع میشود که فقط عوارض اقدام را ببینیم و عوارض بیعملی را فراموش کنیم.
گاهی تصور میکنیم اگر تصمیمی نگیریم، اتفاق خاصی نمیافتد و وضع موجود حفظ میشود. اما واقعیت این است که جهان منتظر ما نمیایستد. زمان میگذرد، شرایط تغییر میکند، فرصتها از دست میروند و پنجرههایی که امروز باز هستند، ممکن است فردا دیگر وجود نداشته باشند.
به همین دلیل تأخیر در تصمیمگیری هم هزینه دارد. تصمیم نگرفتن هم عارضه دارد. گاهی حتی هزینه بیعملی بسیار بیشتر از هزینه اقدام است.
بسیاری از فرصتهایی که امروز با حسرت از آنها یاد میکنیم، روزی روی میز بودهاند. آن زمان افراد زیادی درباره خطرات اقدام صحبت میکردند و شاید هم بخشی از آن نگرانیها درست بوده است. اما کمتر کسی درباره هزینه از دست دادن آن فرصتها حرف میزد. کمتر کسی میپرسید اگر این تصمیم گرفته نشود چه خواهد شد.
مشکل اینجاست که ما معمولاً آنچه را که وجود دارد میبینیم، اما آنچه را که میتوانست وجود داشته باشد و هرگز به وجود نیامده است، نمیبینیم.
اگر پروژهای اجرا شود و بعد با مشکل مواجه شود، همه آن را میبینند. اگر تصمیمی گرفته شود و همه نتایج آن مطلوب نباشد، همه درباره آن صحبت میکنند. اما پروژهای که هرگز اجرا نشد، شغلهایی که هرگز ایجاد نشدند، سرمایهگذاریهایی که هرگز جذب نشدند و فرصتهایی که هرگز شکل نگرفتند، معمولاً از چشم ما پنهان میمانند.
شاید به همین دلیل است که انسانها معمولاً خطر اقدام را بزرگتر از خطر بیعملی میبینند. چون نتایج اقدام قابل مشاهده است، اما هزینه فرصتهای از دسترفته را کمتر کسی میتواند ببیند.
در بسیاری از تصمیمهای مهم، ما از تصمیمگیران تضمین میخواهیم؛ تضمین میخواهیم که نتیجه حتماً خوب باشد و هیچ پیامد نامطلوبی ایجاد نشود. اما کمتر این سؤال را مطرح میکنیم که اگر تصمیمی گرفته نشود، چه تضمینی وجود دارد که وضعیت بدتر نشود؟ چه تضمینی وجود دارد که فرصتها از دست نروند؟ چه تضمینی وجود دارد که هزینه تعلل کمتر از هزینه اقدام باشد؟
بله، دارو خوردن عوارض دارد. اما دارو نخوردن هم عوارض دارد. هنر تصمیمگیری این نیست که به دنبال گزینهای بدون ریسک بگردیم؛ چنین گزینهای معمولاً وجود ندارد. هنر تصمیمگیری این است که هر دو سوی معادله را ببینیم، هم عوارض اقدام را و هم عوارض بیاقدامی را، و بعد با شجاعت و مسئولیتپذیری بهترین انتخاب ممکن را انجام دهیم.»
انتهای پیام

