به گزارش ایسنا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی چند هفته پیش از وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در مجمع عمومی سازمان ملل با نمایش نقشهای با عنوان «خاورمیانه جدید» و مشخص کردن نقاطی روی نقشه با استفاده از ماژیک قرمز مدعی شد که دوران «بلای ایران هستهای» به پایان رسیده و عصری جدید از «برکت» و «صلح و شکوفایی» از طریق کریدورهای تجاری و اتحاد با کشورهای عربی، از جمله امارات، بحرین، مصر، عربستان و سودان آغاز شده است-نقشهای که در آن خبری از سرزمینهای فلسطینی نبود و خطی مورب از آسیا به بنادر مدیترانهای اروپا ترسیم میکرد.
از آن پس، نتانیاهو بیش از هر رهبر دیگری در جهان خاورمیانه را دگرگون کرده است اما نتیجهای که حاصل شده، شباهتی به چشمانداز ادعایی او ندارد.
نشریه نیویورکر درباره محقق نشدن چشمانداز «خاورمیانه جدید» نتانیاهو این که چگونه او رژیم صهیونیستی را به بازیگر مطرود در عرصه بینالمللی تبدیل کرده است، در گزارشی با این مقدمه نوشت: درگیریهای نظامی که ناشی از منافع امنیتی اسرائیل هستند، از جمله جنگ علیه حماس در غزه، کارزار هوایی گسترده با پشتیبانی آمریکا علیه ایران، یورشهای مکرر اسرائیل به سوریه و تهاجم به لبنان به عنوان بخشی از کارزار نظامی علیه جنبش حزبالله منطقه را به لرزه درآورده است. خلیج فارس نه یک پیوند میان آسیا و اروپا، بلکه اکنون یک گسل است؛ شریان حیاتی تنگه هرمز همچنان به دنبال جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، توسط مقامات ایران مسدود نگه داشته شده است. در سال ۲۰۲۳، نتانیاهو احتمالا امیدوار بود که یکپارچهسازی بیشتر اسرائیل در خاورمیانه نظام ایران را به انزوا بکشاند اما در واقع ممکن است جنگ اخیر اهرم فشار بیشتری در اختیار ایران گذاشته باشد.
در همین حال، جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه موجب رنگ باختن هرگونه چشمانداز عادیسازی با عربستان سعودی شده، حکم بازداشت نتانیاهو را از سوی دیوان کیفری بینالمللی به دنبال داشته و افکار عمومی جهان را علیه دولت او برانگیخته است. در دوران نتانیاهو، این رژیم با تجارت شکوفا محل تلاقی مرکزی خاورمیانه نشده، بلکه آنچه شاهدیم، یک بازیگر مطرود در عرصه جهانی است.
ترامپ اقتدار راهبردی خود را از دست داده است
در ادامه این مطلب با اشاره به بینتیجه ماندن اقدامات آمریکا در حمایت از طرح خاورمیانه جدید رژیم صهیونیستی مطرح شد: برنامههای بزرگ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز برای خاورمیانه در حال فروپاشی است. او اخیرا از طولانی شدن مذاکرات با ایران به ستوه آمده و آن را «بسیار کسلکننده» خوانده است. ترامپ به وضوح خواهان خروج از جنگ است اما پس از چندین دور مذاکره با نظام ایران که نتوانسته آن را شکست دهد، هنوز راهی پیدا نکرده است. او یک روز اعلام میکند پیشرفت دیپلماتیک «بسیار سریع» است اما روز بعد مقامات ایرانی مذاکرات را به دلیل کارزار گسترده اسرائیل علیه حزبالله به حالت تعلیق درمیآورند. طبق گزارشهای رسانهای، رئیسجمهور آمریکا در تماس تلفنی با نتانیاهو با لحن تند بیسابقهای خواستار توقف حملات به لبنان شده بود. نتانیاهو همواره با رهبران آمریکا از کلینتون به بعد درگیر شده و بدون توجه به آنها اهداف دستورکار حداکثری خود را پیش برده است.
در حال حاضر طرح «شورای صلح» ترامپ که برای بازسازی غزه راهاندازی شده بود، با توجه به درگیریهای اخیر بدون تامین مالی متوقف شده و نمایشی مضحک به نظر میرسد. ترامپ همچنین در تماس رهبران عربستان، قطر و پاکستان برای جلب نظر آنها به پیوستن به توافق ابراهیم(عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی) پاسخی دریافت نکرد.
پاول سالم، تحلیلگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل میگوید: «آن چشمانداز خاورمیانه جدید با اسرائیلی یکپارچه، اکنون روی میز نیست». به گفته او، اگرچه برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز خواهان روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی هستند، «این کاری نیست که با وجود نتانیاهو و دولت فعلی او بتوان انجام داد.»
به گفته سالم، ترامپ با «از دست رفتن اقتدار راهبردی» مواجه است و مذاکرات با ایران احتمالا به نتیجهای تحقیرآمیز برای آمریکا منجر میشود- بازگشایی تنگه هرمز که پیش از جنگ باز بود، امتیازهای محدود هستهای شبیه به توافق باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا که ترامپ سالها به آن تاخته و آزادسازی میلیاردها دلار به عنوان پرداخت غرامت به ایران.
از سوی دیگر، راهبرد اسرائیل نیز کاملا فروپاشیده است. به گفته دنی سیتریونوویچ، کارشناس مسائل ایران و غرب آسیا که سابقه فعالیت در دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی را دارد، «نه رژیم ایران سرنگون شده، نه عادیسازی با کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته، نه توان هستهای ایران حذف شده است. هر آنچه فکر میکردیم اتفاق بیفتد، اشتباه، اشتباه و اشتباهتر بود.»
در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز شاهد بودند که ایران به عنوان رقیب منطقهای توانست در رویارویی با قدرتمندترین ارتش جهان دوام بیاورد و حتی رنج زیادی بر همسایگانی که میزبان پایگاههای آمریکایی بودند، تحمیل کند. همچنین شاهد بودند که آمریکا به عنوان ضامن اصلی امنیتشان یکجانبه عمل کرد و منافع راهبردی رژیم صهیونیستی را مبنای جنگی قرار داد که هزینههایش مستقیما بر دوش خودشان افتاد.
منطقه غرب آسیا به یک اصلاح ساختاری نیاز دارد که در آن کشورهای عربی رهبری تعامل با ایران را به دست بگیرند
در بخش پایانی این مطلب با اشاره به این که چارچوب امپریالیستی «خاورمیانه» در حال رنگ باختن است و «غرب آسیا» باید جایگزین آن شود، مطرح شد: در نتیجه تحولات اخیر، همپیمانان عرب آمریکا در حال بازنگری در گزینههای خود هستند. جنگ اخیر در منطقه شکاف میان امارات با موضع تندتری علیه ایران و روابط عمیقتر با اسرائیل و هند با عربستان را گسترش داده است که پیمان دفاعی با پاکستان و رویکرد هماهنگی با ترکیه و مصر دارد. به گفته محمد سلیمان، یک عضو ارشد اندیشکده خاورمیانه، «دو بلوک "هندو-اسلامی" و "هندو-ابراهیمی" در حال شکلگیریاند که متغیر اصلی میان آنها برداشتی است که از تهدید وجود دارد؛ آیا خطر اولیه ایران است یا اسرائیل؟»
اگرچه دیوید بی رابرتز، یک کارشناس حوزه خلیج فارس معتقد است که منطقه به یک «بازنشانی ساختارمند» نیاز دارد؛ کشورهای عربی، خود باید رهبری تعامل با ایران را بر عهده گیرند واین شاید حتی به خروج تدریجی آمریکا منجر شود.
در همین راستا، محمد سلیمان در کتاب «غرب آسیا» استدلال میکند چارچوب «خاورمیانه» منسوخ شده و باید با «غرب آسیا» جایگزین شود، چراکه این منطقه عمیقا در اقتصاد و سیاست پرجمعیتترین قاره جهان، یعنی آسیا در هم تنیده شده است.
انتهای پیام

