به گزارش ایسنا، گفتمان رسمی ایران که همزمان با بیانیه رئیس جمهور آمریکا درباره دستیابی به توافقی برای توقف تشدید تنش میان اشغالگران اسرائیلی و حزبالله منتشر شد، شامل تاکیدی دوباره بر «وحدت میدانها» و پیوند دادن تحولات نظامی و سیاسی در غزه و لبنان در یک چارچوب واحد و تاکید بر این است که هرگونه توافق آتشبس باید شامل تمامی جبهههای مرتبط با رویارویی با رژیم صهیونیستی باشد.
تهران پیامهای سیاسی و نظامی خود درباره لزوم توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و نوار غزه را تشدید میکند و همزمان هشدار میدهد که استمرار این عملیاتهای نظامی میتواند به تشدید رویارویی و گشودن جبهههای جدید در منطقه منجر شود.
پایداری در کل جبههها، از ایران گرفته تا لبنان، فلسطین، عراق و یمن، در طول جنگ و تجاوز آمریکایی - صهیونیستی همچنین موضع ایران در بازدارندگی رژیم صهیونیستی منجر به تحکیم اصل وحدت میدانها شده؛ وحدتی که همزمان با حملات به جنوب لبنان، تهدیدات رژیم صهیونیستی درباره حمله به ضاحیه جنوبی بیروت را در نطفه خفه کرد.
تهران با پشتیبانی مجموعهای از ائتلافهای منطقهای و اصول ایدئولوژیک تثبیتشده که حاضر به مصالحه بر سر عمق استراتژیک خود نیستند، وارد مذاکرات دشوار با طرفی طغیانگر شده است. در حالی که تهران امنیت بیروت و غزه را بخش جداییناپذیر از امنیت ملی خود میداند، هرگونه توافق سیاسی مورد انتظار با قدرتهای بینالمللی باید از طریق به رسمیت شناختن حقوق مشروع مردم منطقه و متوقف کردن ماشین جنگی رژیم صهیونیستی محقق شود، در چنین فضایی دیپلماسی تحت الشعاع میزان واکنش واشنگتن به معادلات میدانی و سیاسی به هم پیوسته منطقه است.
قاطعیت ایران به وضوح در مفهوم «وحدت میدانها و سرنوشت مشترک» برای تمام کشورهای منطقهای مسلم میشود، به طوریکه آرمان فلسطین جایگاه محوری در آگاهی و چشم انداز سیاسی عمومی جمهوری اسلامی دارد و به حمایت گسترده عمومی و همبستگی بیقید و شرط با مبارزه مردم فلسطین در غزه علیه عملیات تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی تبدیل میشود. همبستگی و سرنوشت مشترک با لبنان و غزه در گفتمان سیاسی ایران نشان میدهد نبرد در این دو جبهه به عنوان بخشی جداییناپذیر از جبهه دفاعی جامع تجلی پیدا میکند.
مواضع مقامات ایران با تکیه بر وحدت میدانها
«محمد باقر قالیباف» رئیس مجلس شورای اسلامی اخیرا در تماس تلفنی با «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان ضمن تاکید بر اینکه «حزبالله و جنبش امل امروز از میهن خود و امت اسلامی دفاع میکنند»، گفت: «روح ما و روح شما یکی است و رابطه ایران و لبنان از هم جدا شدنی نیست.»
قالیباف همچنین تاکید کرد: ایران مصمم به دستیابی به آتشبس در سراسر لبنان، بهویژه در جنوب آن بوده و بهطور جدی توقف حملات رژیم صهیونیستی را دنبال میکند.
او در ادامه نیز هشدار داد: اگر جنایات ادامه یابد، ما نه تنها روند مذاکرات را متوقف خواهیم کرد، بلکه در مقابل آن نیز خواهیم ایستاد.
رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: هرگونه توافقی برای پایان دادن به جنگ میان ایران و آمریکا شامل توقف حملات در همه جبههها به ویژه لبنان خواهد بود.
در همین چارچوب سردار «اسماعیل قاآنی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نیز تاکید کرد: جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان و غزه، آن را در گردابی از عملیات حزبالله و مقاومت فلسطین فرو خواهد برد، حملات صهیونیستها به لبنان و غزه که با حمایت آشکار آمریکا انجام میشوند، عزم جبهه مقاومت را افزایش خواهد داد، این حملات عزم محور مقاومت را برای گسترش انواع حمایتها از هر ۲ جبهه، فعال کردن سایر جبههها و ایجاد وضعیت دریایی مشابه تنگه هرمز در تنگه باب المندب تقویت خواهد کرد.
سردار قاآنی در ادامه گفت: رژیم منحوس صهیونیستی باید بداند که جنایات همزمانش در جنوب لبنان و غزه، آن را در گردابی از عملیات حزبالله و طوفان جدیدی که مقاومت فلسطین به راه میاندازد، فرو خواهد برد، عزم جبهه مقاومت، حمایتها را در هر ۲ جبهه گسترش داده و آن را به سمت فعال کردن سایر جبههها سوق خواهد داد و ادامه حملات اسرائیل به لبنان و غزه منجر به تشدید بیشتر تنشها در عرصههای مختلف رویارویی خواهد شد.
این اظهارات مقامات ایران پس از آن بود که در نمایشی از قدرت که به نظر میرسید تلاشی برای بازیابی اعتبار از دست رفتهاش باشد، نتانیاهو هفته گذشته تهدید به حمله به ضاحیه جنوبی بیروت کرد و ادعا نمود که نیروهایش قویتر از همیشه به قلعه بوفورت (قلعه الشقیف) بازگشتهاند. این همزمان با تهدیدهای مجدد وزیر جنگ اشغالگران، بود که گفته بود: «سرنوشت ضاحیه جنوبی بیروت همان سرنوشت شهرکهای شمالی خواهد بود.»
با این حال، این هیاهوی رژیم صهیونیستی در سایه مواضع قدرتمند تهران چندان طولی نکشید که خاموش شد. این هیاهو به سرعت زیر بار پاسخ قاطع ایران که بلافاصله پس از تهدیدها رخ داد، محو شد و چالش اسرائیل را به عقبنشینی تبدیل کرد. در جبهه دیپلماتیک، تهران تصمیم قاطعی برای توقف مذاکرات و تبادل پیام با ایالات متحده از طریق واسطهها گرفت. رسانههای ایران تاکید کردند که ادامه تجاوز اشغالگران به لبنان - که بخش جداییناپذیری از توافق آتشبس منطقهای است - اساساً روند مذاکرات را تضعیف کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز تأکید کرد که آتشبس «غیرقابل تجزیه» است و هرگونه نقض آن در جبهه لبنان، نقض کامل توافق محسوب میشود.
نگاهی به اتاق عملیاتهای مشترک
به نوشته روزنامه «عربی۲۱»، اصطلاح «وحدت میدانها» پس از تشدید حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه در سال ۲۰۲۱ به شدت ظهور کرد و به استراتژی مبتنی بر پیوند جبهههای مختلف رویارویی با رژیم صهیونیستی اشاره دارد، به این شکل که تشدید درگیری در یک جبهه فلسطینی یا منطقهای منجر به اقدام همزمان از سوی سایر جبههها میشود.
طبق مقاله پژوهشی منتشر شده توسط موسسه مطالعات فلسطین، در ادبیات نیروهای مقاومت، این مفهوم شامل نوار غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه، عراق، یمن و گاهی فلسطینیان داخل اراضی اشغالی میشود.
مفهوم «وحدت میدانها» با مفهوم «محور مقاومت» که چارچوب وسیعتری شامل ایران، سوریه، حزبالله، گروههای فلسطینی و دیگر نیروهای متحد در منطقه است، تفاوت دارد. در ادبیات این محور آمده است که هماهنگی سیاسی، نظامی و امنیتی میان این میدانها طی سالهای گذشته از طریق اتاقهای عملیات مشترک و تبادل تخصص و آموزش میان اعضا توسعه یافته است.
موسسه مطالعات فلسطین درباره تفاوت محور مقاومت و وحدت میدانها مینویسد: محور «وحدت جبههها یا میدانها» عملاً به معنای فعال کردن همزمان چندین جبهه یا عرصه علیه دشمن اسرائیلی است، حتی اگر نبرد به دلایل خاص توسط یکی از جنبشهای مقاومت آغاز شود. این عرصهها شامل نوار غزه، کرانه باختری، لبنان، بلندیهای جولان سوریه، عراق و یمن است و گاهی فلسطینیهای سرزمینهای ۱۹۴۸ نیز در آن شرکت میکنند. اصطلاح «محور مقاومت» در ابتدا توسط سید حسن نصرالله، دبیرکل شهید حزبالله، چندین مقام ایرانی، رهبران حزبالله و برخی از رسانههای حامی این محور (تلویزیون المیادین، روزنامه الاخبار و تلویزیون المنار) استفاده شد.
همچنین طبق مطالعه منتشر شده در وبگاه المیادین در مورد این محور و تشکیل آن آمده است: اصطلاح «محور مقاومت» گستردهتر از «اتحاد میدانها» است زیرا شامل ایران و نظام سابق سوریه میشد و ممکن است شامل طرفهای دیگری از کشورهای دیگر نیز باشد. ماموریت این محور دفاع از کشورها و نیروهای مقاومت در سراسر منطقه است و ماموریت آن محدود به آرمان فلسطین نیست.
پیام القسام
پیامی که در اواسط ماه مه توسط روزنامه عبری «معاریو» به نقل از رهبران حماس و گردانهای القسام منتشر کرد، به وضوح ویژگیهای مفهوم «وحدت میدانها» را که در سالهای اخیر به عنوان یکی از برجستهترین ارکان فکری و نظامی گروههای موسوم به «محور مقاومت» مطرح شده، نشان میدهد.
این پیام چشماندازی را مبتنی بر گسترش دامنه رویارویی با رژیم صهیونیستی در بیش از یک جبهه به صورت همزمان و نه محدود کردن آن به نوار غزه را نمایان میکند.
طبق این پیام، عملیات «طوفان الاقصی» صرفاً به عنوان یک درگیری داخلی فلسطینیها ارائه نشده، بلکه به عنوان گامی با هدف هموار کردن راه برای مشارکت سایر جبههها از جمله لبنان، کرانه باختری، سوریه، عراق و یمن در یک کارزار همزمان علیه رژیم صهیونیستی مطرح شده چراکه جبهههای متعدد، تواناییهای نظامی این رژیم را تحت الشعاع قرار داده و مانع از تمرکز تلاشهای آن بر یک جبهه میشود.
در این پیام آغاز عملیات به اتفاقاتی که در مسجدالاقصی و بیتالمقدس در دوره قبل رخ داده، ارتباط داده شده و مساله مسجد الاقصی یک آرمان وحدتبخش معرفی شده که میتواند گروهها و حامیان مختلف مقاومت را گرد هم آورده و حمایت گستردهتری را کسب کرده و دلیلی برای اقدام همزمان در جبهههای مختلف باشد.
در این سند تاکید شده که جنبش حماس برای اعمال فشار نظامی همزمان بر رژیم صهیونیستی و تغییر توازن قوا در این درگیری، روی هماهنگی گستردهتر میان طرفهای «محور مقاومت» حساب باز کرده بود و در مقابل رژیم صهیونیستی با دشمنان خود بر اساس سیاست «جداسازی میدانها» برخورد میکرد.
اهرم فشارهایی که نفس متجاوزان را میگیرند
در برابر دکترین استراتژیک «وحدت میدانها» دیدگاهی صهیونیستی در تقلاست تا با دشمنان خود بر اساس سیاست «جداسازی میدانها» برخورد کند و با هر طرف جداگانه مقابله کند. از زمان شروع جنگ در غزه در هفت اکتبر ۲۰۲۳، تا تجاوزات علیه لبنان و دو جنگ علیه ایران منطقه شاهد مجموعهای از توافقات آتشبس جداگانه بوده است. تلاشهای میانجیگری بینالمللی با هر جبهه به طور جداگانه و با توجه به شرایط نظامی و سیاسی خاص آن، برخورد کرد. اما این به معنای ضعف وحدت میدانها نیست و هر یک از این محورها یک اهرم فشاری در برابر آمریکا و صهیونیست در اختیار دارند. به عنوان مثال یمن نفوذ خود را بر دریای سرخ و تنگه باب المندب حفظ کرده است، عراق از اهرمهای مرتبط با حضور آمریکا برخوردار است، ایران از قابلیتهای موشکی و منطقهای قدرتمندی برخوردار است و مقاومت در لبنان همچنان واقعیتهای پیچیدهای را در میدان به دشمن تحمیل میکند. این واقعیتهای میدانی تهدیدی برای تعمیق و تشدید شکستهای اخیر آمریکا و اشغالگران صهیونیست است.
ایران در مذاکرات خود تاکید دارد که آتشبس هم باید شامل همه جبههها شود. در حال حاضر یمن، لبنان و حماس در کنار ایران معتقدند نبرد مردم شریف ایران، نبرد همه است، گزینه تسلیم شدن یک گزینه نیست و تکیه دشمن بر تواناییهای نظامی خود شکست خورده است.
حفظ وحدت استراتژیک در محور مقاومت، یک عامل بازدارنده مؤثر است و شکست قمار نتانیاهو برای از بین بردن این انسجام منطقهای را ثابت میکند. میدانها همچنان متحد هستند و سرنوشت مشترک و رویارویی همچنان از مهمترین عناصر قدرت در مبارزه علیه اشغالگری اسرائیل و هژمونی آمریکا است.
در مواجهه با این واقعیت، رژیم صهیونیستی دیگر نمیتواند به پوشش آمریکایی تکیه کند، زیرا آینده آن را با یک معضل وجودی مواجه میکند، زیرا «وحدت میدانها» از درون و بیرون این رژیم را محاصره کرده و هر ماجراجویی توسعهطلبانه نتانیاهو را به یک «دام» تبدیل میکند.
انتهای پیام

