۱۴۰۵-۰۳-۱۸ | ۰۶:۳۲
از بحران انرژی تا گسست در قلب ناتو؛ تأثیرات ژئوپلیتیک جنگ ایران بر امنیت و اقتصاد اروپا

یادداشت

از بحران انرژی تا گسست در قلب ناتو؛ تأثیرات ژئوپلیتیک جنگ ایران بر امنیت و اقتصاد اروپا

یک کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این‌که جنگ ایران و آمریکا اگرچه "جنگ اروپا" نیست، اما به طور قطع یکی از بزرگ‌ترین مشکلات اروپا در دهه جاری است، گفت: این جنگ بارزترین نمود ناتوانی اتحادیه اروپا در ایفای نقش یک بازیگر مستقل جهانی را به نمایش گذاشت.

 به گزارش ایسنا، سارا قاسمی کارشناس مسائل بین‌الملل در تحلیلی در مورد تأثیرات ژئوپلیتیک جنگ ایران بر امنیت و اقتصاد اروپا با عنوان «از بحران انرژی تا گسست راهبردی در قلب ناتو» نوشت: 9 اسفند 1404، نقطه عطفی در ژئوپلیتیک مدرن بود. در آن روز، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی حملات گسترده‌ای را به خاک ایران آغاز کردند؛ حملاتی که به شهادت آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر مقامات ارشد ایران انجامید. کمتر از ۷۰ روز بعد، اروپا خود را در میان طوفانی از بحران‌های به هم پیوسته می‌یابد: شوک انرژی، گسست راهبردی با واشنگتن، و حاشیه‌نشینی دیپلماتیک که جایگاه این قاره را در نظم نوین جهانی به چالش کشیده است.

بحران انرژی؛ زخمی که التیام نیافته بود

اتحادیه اروپا هنوز زخم‌های بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین را التیام نبخشیده بود که بحران جدیدی با شدتی بی‌سابقه گریبانگیر این قاره شد. بسته شدن تنگه هرمز و حملات به تأسیسات انرژی، زنجیره تأمین جهانی را با اختلالی بی‌سابقه مواجه کرده است.

بر اساس داده‌های مؤسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا، اتحادیه در کمتر از ۷۰ روز از آغاز جنگ، بیش از ۳۵ میلیارد دلار هزینه اضافی فقط برای واردات سوخت‌های فسیلی متحمل شده، بدون اینکه حتی یک مولکول انرژی اضافی دریافت کند. قیمت نفت که در ابتدای سال حدود ۷۰ دلار بود، در آوریل ۲۰۲۶ به بالای ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید. کمیسیونر انرژی اتحادیه اروپا این وضعیت را «جدی‌ترین بحران انرژی تاریخ» توصیف کرده است. بانک مرکزی اروپا هشدار می‌دهد که تجربه تلخ بحران اوکراین، شهروندان اروپایی را نسبت به شوک‌های قیمتی جدید حساس‌تر کرده و این «زخم مضاعف» می‌تواند سناریوهای رکود تورمی را تشدید کند.

تشدید شکاف فراآتلانتیکی؛ پایان اتحاد یک‌طرفه

شاید عمیق‌ترین پیامد جنگ ایران، گسستی است که در قلب روابط فراآتلانتیکی ایجاد شده است. دولت ترامپ بدون هرگونه مشورت با متحدان ناتو، حملات علیه ایران را آغاز کرد. این اقدام برخلاف اصل «تصمیم‌سازی مبتنی بر مشورت» بود. پیام برای اروپا آشکار بود: ایالات متحده دیگر متحدان خود را شایسته مشورت نمی‌داند.

در تحولی که غیرقابل تصور بود، اروپا از پیروی از واشنگتن سر باز زد. اسپانیا جنگ را «غیرقانونی» خواند و حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای آمریکایی بست. ایتالیا استفاده از پایگاه سیگونلا را رد کرد. فرانسه حریم هوایی خود را بست. حتی بریتانیا، متحد سنتی آمریکا، مشارکت مستقیم را رد کرد. صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، جنگ را «کاملاً غیرضروری» خواند و تأکید کرد که ناتو یک اتحاد دفاعی است، نه مداخله‌جویانه. دونالد ترامپ با عصبانیت واکنش نشان داد. او ناتو را «ببر کاغذی» خواند و تهدید به خروج از این اتحاد کرد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اعتماد عمومی اروپا به آمریکا به شدت کاهش یافته است؛ در آلمان، این رقم به تنها ۱۵ درصد رسیده است. بسیاری از نخبگان اروپایی اکنون ترامپ را «خطرناک‌تر از ایران» می‌دانند.

حاشیه‌نشینی و تضعیف نقش سیاسی اروپا

تحلیل‌های اروپایی نشان می‌دهد که این جنگ ضربه دیگری به اعتبار اتحادیه اروپا بوده است. مقامات ارشد اتحادیه اروپا، از جمله کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی، ابراز تاسف کرده‌اند که اروپا در مورد آغاز این جنگ مشورت نشده است. به نظر می‌رسد اروپا نقش یک «تماشاگر» داشته است تا یک «بازیگر» فعال. تحلیلگران مؤسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا می‌گویند پاسخ اروپا با «شوک، شک و تمرکز درونی» همراه بوده و بحث‌ها بیشتر حول تفسیر رویدادها بوده تا اقدام در قبال آنها. پاکستان با کمک ترکیه و عربستان سعودی، آتش‌بس موقت را میانجیگری کرد، در حالی که بروکسل همچنان درگیر اختلافات داخلی بر سر متن بیانیه‌های مطبوعاتی بود.

افزایش استقلال‌گرایی در اروپا؛ نهادی ناتمام

جنگ ایران و آمریکا بارزترین نمود ناتوانی اتحادیه اروپا در ایفای نقش یک بازیگر مستقل جهانی را به نمایش گذاشت. جولیان بارنز-دیسی، مدیر برنامه خاورمیانه شورای روابط خارجی اروپا ، با صراحت می‌گوید: «اتحادیه اروپا در حال حاضر مطلقاً هیچ نقش قابل توجهی ایفا نمی‌کند. » این ارزیابی یادآور این واقعیت است که اتحادیه اروپا یک نهاد ناتمام سیاسی است که میان آرمانشهر «اتحاد هرچه تنگاتنگ‌تر» و واقعیت منافع ملی متباین کشورهای عضو گرفتار مانده است.

تاریخچه میانجی‌گری اروپا در قبال ایران گویای این افول تدریجی است. در سال ۲۰۱۵، اتحادیه اروپا هماهنگ‌کننده اصلی مذاکرات هسته‌ای بود، اما خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸ و ناتوانی اروپا در عمل به تعهدات اقتصادی خود، اعتبار آن را در تهران یک‌سره از بین برد.

جنگ فوریه ۲۰۲۶ این حاشیه‌نشینی را به اوج رساند. هر کشور عضو موضعی جداگانه اتخاذ کرد: اسپانیا جنگ را «غیرقانونی» خواند، آلمان و فرانسه سرگردان ماندند، و تنها مجارستان و بلغارستان آشکارا از واشنگتن حمایت کردند.

مؤسسه بروکینگز در تحلیلی می‌نویسد: «اروپا به قدری دچار تفرقه و وابستگی به واشنگتن است که نمی‌تواند انتظار داشته باشد در خاورمیانه نقشی ایفا کند».

اتحادیه اروپا در دام استراتژیک گرفتار آمده است: هر قدم به سوی استقلال، آمریکا را به کاهش تعهدات امنیتی‌اش ترغیب می‌کند، و هر عقب‌نشینی، وابستگی تحقیرآمیز را تثبیت می‌کند.

جنگ ایران و آمریکا اگرچه جنگ اروپا نیست، اما به طور قطع یکی از بزرگترین مشکلات اروپا در دهه جاری است. گسست ایجاد شده در ناتو ممکن است جبران‌ناپذیر باشد. همانطور که یکی از تحلیلگران مرکز کوئینسی هشدار داده، اگر ایالات متحده دیگر از اروپا دفاع نکند و اروپا پایگاهی برای فرافکنی قدرت آمریکا نباشد، آنگاه دلیل منطقی وجود ناتو از بین خواهد رفت.

سؤال این است: آیا اروپا خواهد توانست از «وابستگی تحقیرآمیز» امنیتی خود به آمریکا خارج شود و به عنوان یک بازیگر مستقل ظاهر گردد؟ پاسخ این سؤال، نه در واشنگتن و نه در تهران، بلکه در خود بروکسل رقم خواهد خورد و پاسخ فعلی بروکسل، متأسفانه، منفی است.

انتهای پیام 

# جهان

آخرین اخبار جهان

چندرسانه‌ای