به گزارش ایسنا، رسانه آمریکایی نیوزویک در تحلیلی با شرح اینکه چطور ماجراجویی جنگافروزانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اسفند ماه گذشته حالا به عاملی برای باطل کردن ادعاهای متجاوزین و افشای آسیبپذیریهای خود آنها تبدیل شده؛ تاکید میکند یک درس بزرگ و روشن این نبرد این است که به رغم برتری نظامی ظاهری آمریکا، به هیچ وجه این کشور یک کشور شکستناپذیر نیست.
استمرار مقاومت ایران در برابر حملات
بر اساس گزارش نیوزویک، با وجود آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ حضرت آیتالله خامنهای، رهبر شهید معظم انقلاب اسلامی ایران و شماری از مقامهای ارشد کشور را به شهادت رساندند، به بخشی از توان نظامی ایران آسیب وارد شد و در عین حال ایران هدف یک محاصره تجاری قرار گرفت، اما جمهوری اسلامی ایران نه تنها در برابر تجاوزگری خصمانه مشترک آمریکا و رژیح صهیونیستی تاب آورده، بلکه با اقدامات متقابل در میدان نبرد و میز مذاکره، موازنه قوا را به چالش کشیده است.
سلاح راهبردی تنگه هرمز؛ درسی برای رقبای آمریکا
نشریه نیوزویک در ادامه این تحلیل مهمترین اهرم مقابله و اعمال فشار ایران به دشمنان را «استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک سلاح» ارزیابی کرده است؛ اهرم و سلاح بازدارنده قدرتمندی که تجارت جهانی نفت و گاز را مختل و با افزایش قیمت انرژی، خستگی از جنگ را در جامعه آمریکا افزایش داده است. «رایان کروکر»، سفیر پیشین آمریکا در عراق و افغانستان، در این میان هشدار داده این تاکتیک و اهرم ایران میتواند در درگیریهای آینده ایالات متحده، تقلید و الگوبرداری شود. او میگوید: «نگران این هستم که چینیها از مشاهده تصرف تنگه هرمز توسط ایران درس بگیرند. تنگه مالاکا و مهمتر از آن، تنگه تایوان نیز چنین اهمیتی دارند. شاید این روش به چینیها نشان دهد که برای دستیابی به اهداف راهبردی و وارد کردن فشار نیازی به درگیری تمامعیار نیست، بلکه میتوان با اعمال فشار بر آبراههای کلیدی، جهان را به چالش کشید.»
شگفتی بزرگ جنگ: بقای ایران
نیوزویک با اشاره به اینکه دولت ترامپ به صورت عمدی درباره اهداف واقعی جنگ پنهانکاری کرده و این خود هرگونه ادعای پیروزی و موفقیت در جنگ را زیر سوال میبرد، تصریح داشت: «رئیس جمهور آشکارا رویکرد خودداری از انتشار اهداف خود را اعلام کرده و ناظران را در حال حدس و گمان نگه داشته است.» طبق این گزارش، هدف اولیه، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده؛ هدفی که مقامات اطلاعاتی آمریکا نیز تأیید کردهاند ایران پیش از این دنبال نمیکرده است. در کنار آن، تضعیف توان موشکی ایران، پایان حمایت از محور مقاومت و در نهایت «تغییر نظام» به عنوان اهداف پنهان این جنگ مطرح بودهاند.
با این حال، گزارشهای جدید ادعاهای کاخ سفید درباره پیروزی در رسیدن به اهدافش در جنگ را تضعیف میکنند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده تأسیسات هستهای ایران بهرغم آسیب در حملات ابتدایی، در ۱۰۰ روز اخیر پسرفت قابل توجهی نداشته است. مقامات اطلاعاتی آمریکا نیز از بازسازی توان موشکی ایران خبر میدهند. همچنین مردم و نظام ایران نه تنها از هم نپاشیده، بلکه حول محور رهبری جدید، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای متحد شدهاند و به گفته تحلیلگران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقشی محوری و روزافزون یافته است.
«رایان کروکر»، دیپلمات پیشین آمریکایی در این زمینه میگوید: «بسیار واضح است که نمیتوانید این نظام را با حملات هوایی سرنگون کنید. به این افراد نگاه کنید؛ همه آنها ژنرالها و افسران سپاه (پاسداران) اعم از گذشته و حال باقی هستند و مهمتر اینکه، همه آنها کهنهسربازان هشت سال جنگ ایران و عراق هستند. آنها نیم میلیون نفر را در آن جنگ از دست دادهاند و محسن رضایی که به عنوان چهره کلیدی در نظام جدید ظهور کرده در تمام آن جنگ فرمانده سپاه بوده و به امام خمینی توصیه کرد که آتشبس ۱۹۸۸ را نپذیرد.»
تفاوت این جنگ با عراق و افغانستان
بر خلاف جنگهای پیشین آمریکا در افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳) که در صد روز اول به سرنگونی دولتهای مستقر در آنها انجامید (هرچند با پیامدهای بلندمدت پیچیده)، در مدت ۱۰۰ روز گذاشته از شروع جنگ با ایران، کاخ سفید دستاوردی در این زمینه برای ارائه ندارد. حتی پیامدهای آن دو جنگ نیز در بلند مدت در نهایت حاکی از آن بود اراده نظامی آمریکا به شکستهای بزرگ منجر شده است چون در نهایت باز در افغانستان طالبان پیروز شد و در عراق، گروههای مقاومت تحت حمایت ایران قدرتمندتر از قبل ظاهر شدند.
به نوشته این نشریه آمریکایی اگرچه کاخ سفید رسماً سرنگونی جمهوری اسلامی را به عنوان هدف اصلی جنگ اعلام نکرده است، اما گزارشی از نیویورک تایمز به نقل از منابعی حاکی از آن است که این هدف اصلی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بوده که او ظاهراً ترامپ را متقاعد کرده است که دولت ایران میتواند تحت فشار شدید نظامی تسلیم شود.
استیون سایمون، مدیر ارشد سابق شورای امنیت ملی در امور خاورمیانه و شمال آفریقا و پژوهشگر ارشد در موسسه کوئینسی و استاد مدعو در کالج دارتموث، به نیوزویک گفت: «گزارش نیویورک تایمز در مورد دیدار محوری ترامپ با نتانیاهو در اتاق کاخ سفید به وضوح نشان داد که تغییر نظام هدف اصلی است.»
او بیان داشت: «رئیس ستاد مشترک ارتش، اهداف ایالات متحده را حذف دائمی توانایی ایران برای به چالش کشیدن نظامی ایالات متحده عنوان کرد. اینها اهداف جنگی حداکثری هستند که هیچکدام محقق نشدهاند و نخواهند شد مگر اینکه ایالات متحده به ایران حمله و آن را اشغال کند یا از سلاحهای هستهای استفاده کند - که هر دو سناریو بعید هستند.»
او شباهتهایی بین عملکرد ترامپ با عملکرد جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قائل شده و بیان داشت: «اگر شما یک دولت خارجی باشید برای شما عاقلانه خواهد بود که ویژگی بسیار عجیب و غریب دولتهای بوش دوم و ترامپ دوم را در نظر بگیرید، آنها از جنبه ناتوانی در تفکر استراتژیک و کنترل بینظیرشان بر کنگره در دوره اول [بوش] و دوره دوم [ترامپ] عملاً منحصر به فرد بودند و هستند.»
سیمون افزود: «با توجه به حادثه یازده سپتامبر، بوش از انتقاد مصون بود، در حالی که خود ترامپ برای حزب جمهوریخواه و استقلال کنگره، به مثابه یک حادثه یازده سپتامبر بود. این ترکیب حماقت، اعتماد به نفس و مصونیت سیاسی در تاریخ آمریکا نسبتاً نادر است. بنابراین قضاوتهای کلی در مورد آنچه ایالات متحده میتواند یا نمیتواند برای مقابله با چالشهای استراتژیک در آینده به دست آورد، احتمالاً غیرعاقلانه خواهد بود.»
اشتباهات محاسباتی آمریکا
«مصطفی نجفی»، تحلیلگر امنیتی مقیم تهران در گفتوگو با نیوزویک سه اشتباه بزرگ آمریکا در شروع جنگ را برمیشمارد:
۱. جغرافیای ایران: وسعت، عمق راهبردی و موقعیت جغرافیایی ایران بینظیر است و تنگه هرمز جزئی جداییناپذیر از این مزیت به شمار میرود.
۲. جمعیت ایران: با دهها میلیون شهروند، ایران ظرفیتی برای بسیج و تابآوری دارد که فراتر از انتظارات بیرونی است.
۳. تکامل دکترین نظامی ایران: دکترین ایران از بازدارندگی صرفاً دفاعی به الگویی مبتنی بر تحمیل هزینه ملموس بر دشمن تغییر یافته است.
به گفته نجفی، پیش از جنگ، ایران در چارچوب «خویشتنداری بیش از حد، احتیاط راهبردی و اجتناب از جنگ تمامعیار منطقهای» عمل میکرد، اما با تهدید واقعی، ایران تهدیدات دیرینه خود را برای حمله به کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکا و مختل کردن تردد در تنگه هرمز عملی کرد.
مرحله آینده: نبرد اقتصادی و روانی
گرچه درگیریهای نظامی ادامه دارد، اما کانون جنگ از عملیات نظامی به کشمکش دیپلماتیک منتقل شده است. با این حال، مذاکرات در بنبست قرار دارد. نجفی تأکید میکند: «به نظر میرسد دشمنان ایران به این نتیجه رسیدهاند که شکست کشور از طریق اقدام نظامی مستقیم، بسیار پرهزینهتر از آن چیزی است که تصور میکردند. در نتیجه، تمرکز اصلی به سمت فرسایش اقتصادی، جنگ روانی و تضعیف همبستگی داخلی تغییر میکند.»
به گفته این تحلیلگر، «مهمترین نبردی که ایران در سالهای پیشرو با آن مواجه است، تنها در آبهای خلیج فارس جنگیده نمیشود؛ بلکه در عرصههای عملکرد اقتصادی، حکمرانی و حفظ وحدت ملی رقم خواهد خورد. اگر ایران در مدیریت این چالشها موفق باشد، بسیاری از اهدافی که دشمنانش امید داشتند با تقابل نظامی به دست آورند، دستنیافتنی باقی خواهد ماند.»
انتهای پیام

