۱۴۰۵-۰۳-۱۸ | ۱۱:۴۵
تک فرزندی؛ از تله کمال‌گرایی تا اضطراب مراقبت از والدین سالمند

/گزارش/

تک فرزندی؛ از تله کمال‌گرایی تا اضطراب مراقبت از والدین سالمند

قم (ایسنا) - والدین تک‌فرزند معمولاً می‌گویند تمام انرژی خود را متمرکز کرده‌اند تا بهتری» را برای فرزندشان فراهم کنند، اما روانشناسان می‌گویند همین تمرکز افراطی، اگر با آموزش مهارت‌های اجتماعی همراه نباشد، می‌تواند به کمال‌گرایی بیمارگونه، وابستگی عاطفی و اضطراب عملکرد در کودک منجر شود.

در طول تاریخ خانواده‌های ایرانی طرفدار فرزندان زیاد بودند؛ حتی هرودوت مورخ، خانواده ایرانی را طرفدار فرزندان بسیار دانسته، لذا مسئله فرزندآوری یکی از ارکان فرهنگی جامعه ایرانی بوده است. این فرهنگ در دهه‌های مختلف دستخوش سیاست‌های جمعیتی قرار گرفته است؛ لذا در دنیای امروز خانواده‌ها کوچک‌تر شده‌اند، انتخاب «تک‌فرزندی» به یک الگوی رایج تبدیل شده است؛ این تصمیم بیش از اینکه تحت تاثیر شرایط و مشکلات اقتصادی باشد می‌توان گفت ریشه در آسیب‌های فرهنگی و تبلیغی دارد که در برهه‌ای این تصویر را به نمایش گذاشت که داشتن فرزندان بسیار نشان از سطح پایین است و در کلام عامیانه بی کلاسی تلقی شد.

این در حالی است که توسعه و پیشرفت هر کشور در گرو داشتن جمعیت پویا و جوان است. از طرفی مختصات و منابع غنی ایران پدیده سالخوردگی جمعیت را برای ما به مسئله حاد و دشوارتر تبدیل می‌کند؛ بنابراین باید با سیاست‌های تشویقی، فعالیت‌های فرهنگی قبل از خروج زوجین از سنین باروری آن‌ها را به امر فرزندآوری ترغیب کنیم.

والدین امروزی تک فرزندی را یک انتخاب آگاهانه می‌دانند و هدفشان این است که انرژی و توجه خود را به یک کودک معطوف کنند تا بتوانند بهترین را برای او فراهم آورند؛ اما آیا این تصمیم همیشه به نفع رشد کودک است؟ در این گزارش، تلاش کردیم تا از پشت پرده‌ این انتخاب والدین، حقایقی را که کمتر شنیده‌ایم، روایت کنیم.

مائده دختر تک فرزند خانواده به ایسنا می‌گوید: من به عنوان تک‌فرزند، در کودکی گاهی احساس تنهایی می‌کردم و اوقات فراغتم بدون هم‌بازی کسل‌کننده بود. در کنار همسالان که معمولاً چندفرزند بودند، در ابتدا چالش‌هایی در «سهیم بودن» داشتم اما کم‌کم با آن‌ها سازگار شدم. والدینم با شکست‌ها و اشتباهاتم با درک و حمایت رفتار می‌کردند. با این حال، استقلال‌طلبی را دیرتر آموختم و هنوز وابستگی‌های عاطفی خاصی به نظر آن‌ها دارم. این وابستگی و دلسوزی، باعث شده نگران آینده و تنها بودن احتمالی آن‌ها در دوران پیری باشم.

وی ادامه می‌دهد: با این وجود، توانسته‌ام روابط دوستانه‌ای عمیق و نزدیک شکل دهم که برایم حکم خانواده را دارند، البته گاهی ترس از طرد شدن در روابطم مانعی کوچک است. در نهایت، در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی (مانند شغل یا ازدواج) دچار سردرگمی می‌شوم، اما خوشبختانه تاکنون توانسته‌ام با آن‌ها کنار بیایم و مسیرم را پیدا کنم.

زهرا مادر ۴۵ ساله از تک فرزندی برای ایسنا می‌گوید: پسر ۲۰ ساله‌ام، به عنوان تنها فرزند خانواده، دنیای خودش را ساخته است. بیشتر وقتش را دور از خانه و در جمع دوستانش سپری می‌کند؛ انگار که او هم‌سن و سالانی را که در خانه با آن‌ها کنار بیاید، پیدا نکرده و جای خالی آن‌ها را در بیرون از خانه پر می‌کند.
متأسفانه گاهی حس می‌کنم در ابراز محبت به ما والدین کمی تعلل دارد. همچنین در مواجهه با سختی‌ها، گاهی بی‌تفاوت یا آرام به نظر می‌رسد، اما در عمق وجودش فردی بسیار درون‌گرا است.

معصومه مادری که به گفته خودش پشیمان است از اینکه چرا فرزندان بیشتری به دنیا نیاورده به ایسنا می‌گوید: زمانی که جوان هستی متوجه نمی‌شوی که در آینده چقدر به لحاظ روحی به داشتن فرزندان نیاز داری. یک دختر ۲۳ ساله دارم که سرگرم درس، کار و ورزش است. اغلب اوقات خانه ما سوت و کور است که تا عصر که دخترم بیاید خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

وی معتقد است تک فرزندی یک تصمیم اشتباه زوجین در جوانی است و تاکید می‌کند: وابستگی زیادی به فرزندم دارم که گاها برای او ناخوشایند است؛ مدام با او تماس می‌گیرم در چه وضعیتی است و او گوشزد می‌کنم که خیلی مراقب باشد. گاهی اوقات وقتی تصور می‌کنم که باید برای رفتن به باشگاه از یک خیابان شلوع عبور کند نگران می‌شوم که نکند هنگام عبور از خیابان تصادف کند.

این مادر می‌گوید: دخترم بارها با ناراحتی به من گفته که چرا اینقدر نگران او هستم و مدام من را با دیگر مادران مقایسه می‌کند. معتقدم اگر فرزندان بیشتری داشتم وقت و انرژی مادرانه ام  بین آن‌ها تقسیم می‌شد در واقع دچار وسواس فکری نمی‌شدم.

سعیده مادر امیر حسین ۱۰ ساله ادامه می‌دهد: من به واسطه شرایط کاری و مشغله‌های فراوان امکان فرزندآوری ندارم. پسرم امیر حسین بیشتر در خانه تنها است و باید بگویم اینقدر به تنهای عادت کرده که ارتباط گرفتن و حضور در جمع برای او سخت شده است. اصلا به بازی های گروهی و جمعی با همسالان خود علاقه ندارد و ترجیح می دهد بازی های آنلاین انجام بدهد.

او می‌گوید: لب‌تاب همدم و دوست پسر من است او خیلی باهوش است اما هوش عاطفی و اجتماعی او خیلی ضعیف است؛ حتی در مهمانی‌ها هم لب تاب خود را می‌آورد و تا از او غافل شویم از جمع دور می‌شود. در مدرسه هم تنها یک دوست دارد. نگران تنهایی او هستم اما از طرفی نمی‌توانم با این مشغله خواهر و برادری برای امیر حسین به دنیا بیاورم.

در ادامه با پریسا ارجمندی روانشناس کودک و نوجوان به گفت‌وگو پرداختیم.

به گفته این روانشناس تک‌فرزند بودن به‌خودی‌خود آسیب یا مزیت مطلق نیست؛ سبک فرزندپروری و فضای عاطفی خانواده نقش اصلی را ایفا می‌کند.

وی ادامه داد: کودکان تک فرزند با چالش‌هایی همچون کمال‌گرایی، حساسیت نسبت به نقد، وابستگی‌های شدید عاطفی به والدین مواجه می‌شوند؛ با این حال، تحقیقات نشان داده‌اند بسیاری از تک‌فرزندان اعتمادبه‌نفس تحصیلی خوبی دارند، استقلال فکری بالاتری نشان می‌دهند و در محیط‌های ساختار یافته عملکرد موفقی دارند اما از طرفی برخی از تک‌فرزندان در مهارت‌های «چانه‌زنی»، «سهیم شدن» و «حل تعارض» دچار ضعف می‌شوند.  

ارجمندی بیان کرد: این کودکان کمتر اسباب‌بازی‌ها، توجه والدین یا فضا را با دیگران تقسیم می کنند، کمتر در معرض تعارض روزمره خانگی قرار می‌گیرند و فرصت کمتری برای تمرین مذاکره و مصالحه روزانه دارند؛ ‌به همین دلیل بعضی تک‌فرزندان ممکن است در تحمل ناکامی، صبر در روابط یا در مدیریت اختلاف با همسالان نیاز به تمرین بیشتری داشته باشند اما این مهارت‌ها اکتسابی هستند. کودکانی که مهدکودک می‌روند، بازی گروهی و ورزش های تیمی  انجام می دهند، ارتباط فامیلی فعال و فرصت تعامل آزاد با همسالان دارند، معمولاً این کمبودها را جبران می‌کنند.

‌ارجمندی گفت: بسیاری از تک‌فرزندان آگاهانه‌ برای ساختن روابط تلاش می‌کنند. در کودکی دوست‌ها نقش «خواهر/برادر روانی» پیدا می‌کنند. در نوجوانی و دانشگاه، گروه دوستان اهمیت عاطفی بالایی پیدا می‌کند؛ برخی برای تعلق اجتماعی تلاش بیشتری می‌کنند، برخی نیز در شروع رابطه محتاط‌ترند، ولی روابط عمیق‌تری می‌سازند. در بزرگسالی و محل کار، شبکه دوستان برایشان نقش خانواده دوم را پیدا می‌کند؛ این افراد اگر مهارت اجتماعی خوبی کسب کرده باشند، معمولاً روابط پایداری می‌سازند. ‌بنابراین مسئله اصلی میزان تمرین اجتماعی در سال‌های رشد است.

وی در ادامه از تله کمال‌گرایی گفت: در بسیاری از خانواده‌های تک‌فرزند تمام امید، نگرانی‌ و سرمایه‌گذاری‌های والدین روی یک کودک متمرکز می‌شود؛ ‌در این موقعیت کودک ممکن است این پیام پنهان را دریافت کند که «نباید اشتباه کنم»، «نباید والدینم را ناامید کنم»، «ارزش من به موفقیتم وابسته است».‌ این وضعیت می‌تواند به اضطراب عملکرد، ترس از شکست، اهمال‌کاری ناشی از ترس یا فرسودگی روانی منجر شود. ‌کودکی که فقط برای موفقیت تشویق می‌شود، ممکن است نتواند بپذیرد که اشتباه بخشی طبیعی از رشد است و دوست‌داشتنی بودن ارتباطی با کامل بودن ندارد.

ارجمندی در ادامه با توجه به یکی از مهمترین دغدغه این افراد گفت: مراقبت از والدین سالمند از مهمترین دغدغه‌های تک‌فرزندان بزرگسال است. آن‌ها ممکن است احساس کنند تنها مسئول مراقبت عاطفی، مالی یا درمانی والدین هستند و حق دور شدن از آن‌ها را ندارند یا اگر به زندگی شخصی خود بپردازند، خودخواه محسوب می‌شوند. ‌این تفکرات موجب فشارهای پنهان رایج مانند احساس گناه، فرسودگی مراقبتی، اضطراب دائمی، تعارض میان استقلال و وظیفه و گاهی افسردگی خاموش می‌شود و همچنین اگر والدین وابستگی عاطفی شدیدی به فرزند داشته باشند، این فشار بیشتر می‌شود. در نتیجه ترس تنها ماندن والدین مانعی در تصمیم‌گیری‌های مهم مانند ازدواج، مهاجرت، انتخاب شغل محسوب می‌شود.

وی به والدین توصیه کرد: اگر مرز عاطفی سالم وجود نداشته باشد، فرزند ممکن است نقش «همراه عاطفی والدین» را بگیرد؛ نقشی که فشار روانی زیادی ایجاد می‌کند. برای پیشگیری از انزوا یا فشار عاطفی فرصت تعامل مداوم با همسالان ایجاد کنید و شرایط را برای بازی های گروهی، ورزش تیمی، کلاس‌های مشارکتی، اردو و فعالیت جمعی فراهم کنید. به کودک خود اجازه اشتباه بدهید؛ کودک باید شکست، ناکامی، باخت و حل مسئله را تجربه کند. 

این روانشناس بیان کرد: والدین باید وابستگی عاطفی خود را کنترل کنند؛ فرزند نباید تبدیل به همدم تنهایی والد، مشاور ازدواج والدین یا مسئول حال خوب آن‌ها شود. همچنین باید روابط فامیلی و دوستی‌ها را تقویت کنند. مهارت حل تعارض را آموزش دهند؛ به‌جای حل فوری اختلافات، به کودک فرصت مذاکره، نوبت‌گیری و مدیریت احساسات بدهند.

 وی افزود: تشویق بازی آزاد با همسالان، آموزش همدلی و مشارکت، سپردن مسئولیت‌های واقعی، پرهیز از حمایت افراطی، تقویت استقلال تدریجی، اجازه تجربه ناکامی، آموزش مهارت‌های اجتماعی، پرهیز از کمال‌طلبی تحمیلی، حفظ تعادل بین محبت و مرزبندی می‌توانند معایب تک فرزندی را کاهش دهند.

ارجمندی در پایان گفت: مهم‌ترین نکته این است که کودک احساس کند «من برای بودنم ارزشمندم، نه فقط برای موفق بودنم.» بسیاری از تک‌فرزندان، اگر در محیطی متعادل رشد کنند، از نظر اجتماعی و هیجانی کاملاً سالم، مستقل و موفق خواهند بود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای