۱۴۰۵-۰۳-۱۹ | ۱۱:۱۴
جهش قیمت نفت؛ زنگ خطر تورم و رکود در اقتصادهای نوظهور و اروپا

جهش قیمت نفت؛ زنگ خطر تورم و رکود در اقتصادهای نوظهور و اروپا

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس حوزه انرژی گفت: افزایش بی‌سابقه قیمت نفت در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای، اقتصادهای بزرگ جهان را با تهدید تورم فزآینده و در برخی موارد، رکود تورمی مواجه کرده است.

علیرضا کریمی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص ابعاد افزایش قیمت نفت و در پاسخ به این پرسش که آیا جهش قیمت به ۹۷ دلار صرفا ناشی از ریسک موقت است یا نگرانی از وقوع اختلال فیزیکی در صادرات از تنگه هرمز؟، اظهار کرد: در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد آنچه در بازار مشاهده می‌شود، بیشتر مربوط به بحث ریسک ژئوپلیتیک و تأثیر احتمالی تنش‌ها بر مسیرهای انرژی مانند تنگه هرمز است. در واقع، وجود پریمیوم مثبت ریسک در قیمت‌ها، نشان‌دهنده همین وضعیت است و بیش از آنکه نشان از یک اختلال فیزیکی قطعی داشته باشد، بازتاب‌دهنده نگرانی‌های احتمالی است.

وی افزود: وضعیت ذخایر جهانی، این حساسیت را دوچندان کرده است. موجودی ذخایر استراتژیک جهانی در حال حاضر در سطح بالایی قرار ندارد و این مسئله، خود عاملی برای تشدید ریسک و حساسیت بازار محسوب می‌شود؛ به‌ویژه اگر تنش‌ها از حالت یک تبادل آتش محدود فراتر رفته و به مسیری فراتر از یک درگیری گذرا تبدیل شود.

کریمی، به واکنش احتمالی سازمان کشورهای صادرکننده نفت(اوپک) برای کنترل قیمت‌ها و جلوگیری از تضعیف تقاضای جهانی اشاره کرد و افزود: قاعدتا اوپک در حال حاضر نیز سیاست‌های خود را به سمت افزایش سهمیه‌ها هدف‌گذاری کرده و این موضوع تأثیرگذار است، اما از نظر زمانی، نحوه اعمال این سیاست‌ها بسیار حیاتی خواهد بود. اگرچه بازار فعلا رویکرد کوتاه‌مدت خود را حفظ کرده است، اما پتانسیل رسیدن به قیمت‌های بالاتر وجود دارد، تا این لحظه به نظر می‌رسد بازار دیدگاه کوتاه‌مدت دارد، چراکه قیمت‌ها همچنان زیر مرز ۱۰۰ دلار خود را نگه داشته‌اند؛ با این حال، احتمال رسیدن به نرخ تعادلی سه رقمی برای نفت وجود دارد و باید دید در روزهای آتی با چه تحولات جدیدی روبرو خواهیم بود.

کریمی در پاسخ به این پرسش که آیا تشدید تنش‌ها می‌تواند قیمت نفت را از سطح ۹۷ دلار فراتر برده و به بالای ۱۰۰ دلار برساند، اظهار کرد: بله، عبور از این مرز کاملا محتمل است، چراکه علاوه بر بحث تنگه هرمز، عوامل متعددی در این روند نقش دارند. سیاست‌های آمریکا و چین از جمله مولفه‌های حیاتی هستند. در این میان، اروپا به دلیل وابستگی شدید اقتصاد و زیرساخت‌های انرژی خود به واردات، کمی منفعل‌تر عمل می‌کند، در حالی که آمریکا همزمان تولیدکننده است و موضوع ذخایر استراتژیک خود را در میان دارد.

وی با اشاره به مدیریت هوشمندانه چین در این بحران افزود: چین سعی کرده با استفاده از ذخایر استراتژیک خود که در سطح بالایی بین ۱ تا ۱.۳ میلیارد بشکه قرار دارد، نرخ‌گذاری را مدیریت و مصرف داخلی را کنترل کند. همچنین انعطاف‌پذیری پالایشگاه‌های چین در تغییر نوع محصول تولیدی از بنزین و گازوئیل به مواد شیمیایی و خوراک پتروشیمی تأثیر بسیار زیادی در مدیریت کوتاه‌مدت بازار دارد. علاوه بر این، حملات به زیرساخت‌های انرژی در روسیه و موضوع اوکراین نیز می‌تواند حساسیت‌ها را تشدید کند؛ هرچند تا این لحظه بازار با نگاهی کوتاه‌مدت و با امید به انجام توافق، قیمت‌ها را مدیریت کرده است.

این کارشناس حوزه انرژی در تحلیل تأثیر قیمت نفت بر اقتصادهای بزرگ جهان، به تفاوت واکنش‌ها میان آمریکا و اروپا اشاره کرد و گفت: تأثیر این جهش در کوتاه‌مدت در آمریکا ممکن است با استفاده از ابزار نرخ بهره فدرال رزرو تا حدی محدود شود، اما در اتحادیه اروپا، تأثیر آن بسیار عمیق‌تر و قطعی است. اگر محدودیت‌ها در تنگه هرمز طولانی شود، گزارش‌ها هشدار می‌دهند که ممکن است با بحران دوم مواجه شویم؛ یعنی رسیدن ذخایر استراتژیک به نقطه‌ای که پالایشگاه‌ها در دریافت خوراک خود دچار بحران شوند و این امر منجر به ایجاد یک پیک جدید در قیمت‌های نفت خواهد شد.

وی به پیوند میان بازار نفت و بازارهای مالی پرداخت و افزود: ما شاهد هستیم که طلا از پناهگاه امن خود خارج شده و بورس نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. در بازار سهام، یک جابه‌جایی سرمایه بین دو حوزه مصرف‌کننده و تولیدکننده انرژی در حال شکل‌گیری است. در کوتاه‌مدت، سهام شرکت‌های نفت و گاز، پالایشگاه‌ها و شرکت‌های حفاری اقبال بیشتری دریافت می‌کنند. در مقابل، صنایع مبتنی بر مصرف انرژی مانند خطوط هوایی، لجستیک، صنایع مرتبط با حمل‌ونقل و حتی خودروسازان به دلیل افزایش هزینه‌های سوخت، با عدم اقبال در بازار مواجه می‌شوند. فعلاً به نظر می‌رسد نگاه کلی بازار به این ریسک‌ها، کوتاه‌مدت است.

کریمی در ادامه با بررسی پیامدهای عبور قیمت از مرز ۱۰۰ دلار برای بازارهای نوظهور و اقتصادهای توسعه‌یافته، تأکید کرد: در بازارهای نوظهور، پیامدها متفاوت است؛ کشورهای تولیدکننده نفت با افزایش صادرات و منافع اقتصادی روبرو می‌شوند، اما کشورهای واردکننده انرژی با فشار مضاعف تورمی و کاهش ارزش پول ملی خود مواجه‌اند، چراکه باید منابع ارزی بیشتری را به واردات انرژی اختصاص دهند. در اقتصادهای توسعه‌یافته و به‌ویژه در اروپا، خطر وقوع رکود تورمی وجود دارد، یعنی وضعیتی که در آن هزینه‌ها بالا می‌رود و تولید کاهش پیدا می‌کند. اگر این فشارها از حالت قابل مدیریت و کوتاه‌مدت خارج شده و به یک روند بلندمدت تبدیل شود، اثرات عمیقی بر اقتصادهای حساس جهان خواهد داشت.

وی در پاسخ به این پرسش که تحولات اخیر تا چه حد محاسبات جهانی برای گذار به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر را در کوتاه‌مدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟، بیان کرد: در کوتاه‌مدت، تأثیر این نوسانات بر گذار انرژی محدود است؛ حداکثر می‌توان به تغییرات در حوزه انرژی خورشیدی اشاره کرد که در دسترس است. البته باید توجه داشت که قیمت پنل‌های خورشیدی، که تا یک سال پیش در چین به‌عنوان بزرگترین تولیدکننده در کف قیمتی خود قرار داشت، اکنون با رشد همراه بوده است.

این کارشناس حوزه انرژی، با ترسیم چشم‌اندازی میان‌مدت، به تضاد منافع تولیدکنندگان بزرگ نفت اشاره کرد و افزود: حتی اگر محدودیت‌های فعلی در مسیر صادرات نفت ایران و روسیه برداشته شود، صادرکنندگان بزرگ نفت لزوما با نرخ‌های تعادلی بالای ۱۰۰ دلار موافق نخواهند بود، چراکه چنین سطحی از قیمت‌ها، علاوه بر تضعیف تقاضای جهانی، دو پیامد ساختاری مهم دارد که نخست، بازگشت مجدد شل‌اویل نفت شیل آمریکا به عنوان رقیبی جدی برای تولیدکنندگان سنتی و متعارف نفت و دوم، افزایش توجیه اقتصادی و اقبال عمومی نسبت به انرژی‌های جایگزین است.

کریمی در پایان عنوان کرد: به هر حال، پیشروی خودروهای برقی برای جایگزینی ناوگان حمل‌ونقل و محدود کردن اثرگذاری انرژی‌های فسیلی و همچنین توسعه سوخت‌های تجدیدپذیر، روندهایی هستند که با تداوم قیمت‌های بالا، جذابیت و سرعت بیشتری می‌گیرند و در میان‌مدت، محاسبات بازار انرژی را به نفع جایگزین‌های فسیلی تغییر خواهند داد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای