۱۴۰۵-۰۳-۲۰ | ۲۲:۰۰
ایران قدرت مقتدر؛ از دفاع پیش‌رونده تا ابتکار عمل

خوانش استاد لبنانی از تحول دکترین امنیتی ایران

ایران قدرت مقتدر؛ از دفاع پیش‌رونده تا ابتکار عمل

یک استاد روابط بین‌الملل دانشگاه لبنان، در تحلیلی برای شبکه المیادین با بررسی سیر تحول دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران، حمله اخیر ایران به سرزمین‌های اشغالی را نقطه عطفی در معادلات منطقه دانست و تأکید کرد که تهران پس از دهه‌ها پایبندی به سیاست «صبر راهبردی»، وارد مرحله‌ای شده است که در آن ابتکار عمل نظامی و بازتعریف بازدارندگی جایگاه محوری یافته است.

به گزارش ایسنا، «لیلی نقولا» استاد روابط بین‌الملل دانشگاه لبنان در مقاله‌ای با عنوان «ایران به‌عنوان یک قدرت مقتدر؛ از دفاع پیش‌رونده تا ابتکار عمل» که در شبکه المیادین منتشر شده است، به بررسی تحولات دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای آن بر موازنه‌های منطقه‌ای پرداخته است.

وی در ابتدای این یادداشت می‌نویسد که جمهوری اسلامی ایران از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ و ۱۳۵۸) بر پایه دکترین «صبر راهبردی» عمل کرده و همواره بر اصل دفاع از خود و پایبندی به حقوق بین‌الملل تأکید داشته است. به گفته او، در تاریخ جمهوری اسلامی نمونه‌ای از آغازگری جنگ از سوی ایران وجود ندارد و تمامی درگیری‌های نظامی این کشور در چارچوب دفاع از خود یا آنچه «جنگ‌های نیابتی» و «جنگ‌های سایه» خوانده می‌شود، رخ داده است.

جنگ ایران و عراق و «دفاع پیشرونده»

نقولا سپس به جنگ ایران و عراق به‌عنوان نخستین جنگ بزرگ جمهوری اسلامی اشاره می‌کند و می‌نویسد این جنگ در سپتامبر ۱۹۸۰ و پس از لغو توافق الجزایر از سوی صدام و آغاز حملات هوایی و زمینی عراق علیه خاک ایران آغاز شد. او خاطرنشان می‌کند که این جنگ تنها نتیجه اختلافات مرزی نبود، بلکه بسیاری از پژوهشگران آن را ناشی از نگرانی حکومت عراق از تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جامعه عراق، به‌ویژه اکثریت شیعه این کشور، می‌دانند.

به اعتقاد این استاد دانشگاه، خسارت‌های گسترده انسانی و اقتصادی ناشی از جنگ هشت‌ساله، موجب شد ایران در راهبردهای امنیت ملی خود بازنگری کند و به سمت مفهوم «دفاع پیش‌رونده» حرکت کند؛ مفهومی که بر مقابله با تهدیدات در خارج از مرزها و جلوگیری از انتقال جنگ به داخل خاک ایران استوار است.

وی در ادامه تأکید می‌کند که بررسی رفتار راهبردی ایران نشان می‌دهد مفهوم دفاع پیش‌رونده تنها به جمهوری اسلامی محدود نیست و ریشه‌هایی عمیق‌تر در تفکر سیاسی و امنیتی ایران حتی در دوره‌های گذشته دارد. او در مقایسه دوران کنونی و زمان پهلوی می گوید: یک اصل مشترک وجود دارد؛ اینکه امنیت داخلی ایران از طریق دور نگه داشتن تهدیدها و انتقال خطوط دفاعی به خارج از مرزها تأمین می‌شود. با این حال، تفاوت میان این دو دوره در شیوه اجرای این راهبرد است. به گفته نقولا، رژیم پهلوی تلاش می‌کرد از طریق مداخلات مستقیم نظامی، مانند حضور در جنگ ظفار عمان، نقش قدرت مسلط منطقه را ایفا کند؛ در حالی که جمهوری اسلامی همین ضرورت راهبردی را در قالبی ایدئولوژیک و با تکیه بر شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای بازتعریف کرده است.

نویسنده مقاله همچنین به برخی تحلیل‌های تاریخی اشاره می‌کند که ریشه‌های این تفکر را حتی به دوران ساسانیان بازمی‌گرداند. از نگاه این تحلیل‌ها، لشکرکشی خسرو انوشیروان به یمن در قرن ششم میلادی نیز اقدامی پیش‌دستانه برای جلوگیری از نفوذ رقبای منطقه‌ای در دریای سرخ و تهدید امنیت ایران به شمار می‌رفت.

پایان مناطق خاکستری

نقولا در بخش دیگری از یادداشت خود با عنوان «پایان مناطق خاکستری» به تحولات پس از عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ می‌پردازد. وی می‌نویسد که ایران پس از حمله به کنسولگری خود در دمشق، با هدف قرار دادن مراکز نظامی رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد، اما همچنان در چارچوب پاسخ متقابل عمل کرد و آغازگر حمله نبود.

او معتقد است حتی پس از جنگ مستقیم میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز تهران سیاست صبر راهبردی را حفظ کرد و صرفاً به پاسخ‌های دفاعی بسنده کرد. با این حال، آن جنگ از دیدگاه وی نشانه پایان دوره جنگ‌های سایه و مناطق خاکستری میان ایران و رژیم صهیونیستی بود؛ دوره‌ای که در آن دو طرف تلاش می‌کردند بدون ورود به رویارویی آشکار، منافع یکدیگر را هدف قرار دهند.

این استاد دانشگاه سپس به بیانیه دبیرخانه شورای دفاع ایران در ژانویه ۲۰۲۶ اشاره می‌کند؛ بیانیه‌ای که در آن تأکید شده بود ایران در دفاع از خود صرفاً منتظر وقوع حمله نخواهد ماند و نشانه‌های ملموس تهدید را نیز بخشی از معادله امنیتی خود تلقی می‌کند. به نوشته نقولا، این موضع به معنای پذیرش اصل واکنش پیش‌دستانه در صورت وجود تهدیدهای جدی بود.

با این حال، وی یادآور می‌شود که تهران با وجود اعلام این موضع، بلافاصله آن را اجرایی نکرد و تا زمان حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در فوریه ۲۰۲۶ صبر کرد. پس از آن، ایران وارد مرحله جدیدی از رویارویی شد و دامنه پاسخ‌های خود را گسترش داد.

از دفاع تا ابتکارعمل

در بخش پایانی مقاله، نقولا هفتم ژوئن ۲۰۲۶ را روزی تاریخی در تحولات منطقه توصیف می‌کند و می‌نویسد که برای نخستین بار یک قدرت منطقه‌ای به‌صورت مستقیم و با ابتکار عمل، رژیم صهیونیستی را هدف حمله قرار داد و از چارچوب سنتی «واکنش به حمله» فراتر رفت.

به اعتقاد او، این اقدام ایران نه‌تنها یک عملیات نظامی، بلکه چالشی آشکار برای «دکترین بگین» رژیم صهیونیستی بود؛ دکترینی که از دهه‌ها پیش بر حق انحصاری تل‌آویو برای انجام حملات پیش‌دستانه در منطقه استوار بوده است.

نقولا معتقد است این تحول همچنین موجب گسترش مفهوم دفاع از خود در دکترین امنیتی ایران شده است. بر اساس این برداشت جدید، دفاع از متحدان منطقه‌ای نیز بخشی از امنیت ملی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و هرگونه حمله به این متحدان می‌تواند به‌عنوان تهدیدی علیه امنیت ایران تلقی شود.

وی می‌افزاید که حمله ایران به رژیم صهیونیستی بیانگر تغییری عمیق در محاسبات راهبردی تهران است؛ تغییری که نشان می‌دهد تصمیم‌گیران ایرانی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هزینه‌های ناشی از ادامه سیاست صبر راهبردی از هزینه‌های افزایش سطح بازدارندگی و اقدام مستقیم بیشتر شده است.

این تحلیلگر لبنانی در پایان تأکید می‌کند که اقدام اخیر ایران مرحله‌ای کاملاً جدید در معادلات منطقه ایجاد کرده است؛ مرحله‌ای که در آن دامنه بازدارندگی از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و هرگونه حمله به یکی از اجزای محور مقاومت می‌تواند به‌عنوان تعرض به کل این محور تلقی شود. به باور او، نقش قدرت نظامی ایران نیز در این چارچوب از یک ابزار صرفاً بازدارنده به ابزاری برای مدیریت رفتار دشمن و بازتثبیت معادلات قدرت در منطقه تغییر یافته است.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان

چندرسانه‌ای