شبنم غفاریحسینی در گفتوگو با ایسنا درباره شکلگیری این کتاب اظهار کرد: در اصفهان مجموعهای با عنوان «روایتخانه» فعالیت میکند که خانه داستاننویسان انقلاب اسلامی است و حدود ۲۰ سال بهصورت جستهوگریخته در حوزههای مختلف فعالیت داشته است. یکی از دفترهای این مجموعه، «دفتر پیشرفت» نام دارد که در آن، به دنبال شناسایی جوانانی بودیم که توانسته باشند با اتکا به علم بومی و روحیه جهادی، مسئلهای از مسائل کشور را حل کنند.
وی افزود: در همین مسیر، مسئول روایتخانه که پژوهشگر و مصاحبهگر این اثر نیز بود، به شرکت دانش بنیان آهار که در مشهد فعالیت میکند، رسید. ایده اولیه کتاب از همینجا شکل گرفت؛ بخش تحقیق، پژوهش و مصاحبه بر عهده ایشان بود و بخش نویسندگی اثر را من بر عهده داشتم.
این نویسنده با اشاره به مهمترین جذابیت این سوژه برای خود بیان کرد: آنچه در جریان نگارش کتاب برای من اهمیت ویژهای داشت، این بود که این جوانان از نوجوانی تلاش کرده بودند، کم نیاورده بودند و با روحیهای جهادی مسیر خود را ادامه داده بودند. نکته مهمتر اینکه رشد آنها در بستری به نام مسجد و کانون فرهنگی رقم خورده بود؛ یعنی در کانون فرهنگی فارابی و فضای مسجد پرورش یافته بودند و همین مجموعه عوامل، روحیه مجاهدت و جهتگیری علمی آنها را شکل داده و در نهایت به تأسیس یک شرکت دانش بنیان و ورود به مباحث فنی و فناورانه منجر شده بود.
مسجد میتواند بستر اتفاقات بزرگ علمی و فرهنگی باشد
غفاریحسینی درباره نقش فضای معنوی مشهد و زیست در مجاورت حرم مطهر رضوی در شکلگیری روحیه این متخصصان گفت: بهطور کلی، مسجد میتواند در هر شهری بستر بسیار مناسبی برای شکلگیری اتفاقات بزرگ علمی، فرهنگی و حتی هنری باشد. اگر این ظرفیت با یک ارزش افزوده معنوی نیز همراه شود، طبیعتاً ضریب اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد. این دوستان مشهدی بودند و از کودکی و نوجوانی، هر روز هنگامی که از خانه خارج میشدند، به دلیل نزدیکی منزلشان به حرم، به امام رضا(ع) سلام میدادند و سپس به دنبال کارهای روزمره خود میرفتند. قطعاً این همجواری با امام رضا(ع) و آن عنایت معنوی به مسجد که خود میتواند بستر اتفاقات مهم علمی، فرهنگی و اجتماعی باشد، اثرگذاری بیشتری میبخشد.
وی ادامه داد: امروز در بسیاری از شهرهای کشور، ازجمله مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز، ظرفیتهای بسیار جدی وجود دارد که حتی در مواردی به نظر میرسد از تهران نیز پیشی گرفتهاند. در این شهرها جوانانی را میبینیم که شاید از امکانات کمتری برخوردار بودهاند، اما روحیه کمنیاوردن، تلاش، مجاهدت و کار جهادی در آنها پررنگتر است.
نویسنده کتاب «به توان هایتک» با اشاره به ظرفیتهای مشهد خاطرنشان کرد: کانون علمی ـ فرهنگی فارابی و دوستانی که در این فضا فعال هستند، نشان میدهند که مشهد ظرفیتهای فراوانی دارد و این ظرفیتها بهتدریج در حال تبدیل شدن به مصادیق عینی و بالفعل هستند.
غفاریحسینی درباره فرآیند تدوین این کتاب گفت: از مرحله تحقیق، پژوهش و مصاحبه تا پایان بازنویسی نهایی و تأیید اثر، حدود یکونیم سال زمان صرف شد. چالش خاصی در این مسیر وجود نداشت و جوانان مشهدی همکاری بسیار خوبی داشتند و در بررسی و تطبیق مطالب کمک میکردند. تنها دشواری جدی کار، بخشهای فنی و تخصصی بود. از آنجا که خودم فردی فنی نیستم، لازم بود مطالب علمی و تخصصی را مرتب با آنها بررسی کنم تا خطایی در متن راه پیدا نکند. از سوی دیگر، امکان بازدید از نیروگاه را نیز نداشتیم تا بتوانیم از نزدیک با فضا آشنا شویم و همین مسئله باعث شد بخش فنی کار زمان بیشتری از ما بگیرد.
وی درباره نقطه اوج روایت کتاب خاطرنشان کرد: یکی از بخشهای مهم کتاب، جایی است که تیم شرکت دانش بنیان پس از مدتها آزمون و خطا و تلاش، به مرحله نصب سیستم «رامونا» در نیروگاه میرسند. در آن لحظه، امکان قطع اتصالات وجود نداشت و آنها نمیتوانستند پیش از نصب، سیستم را بهصورت آزمایشی امتحان کنند تا از بیخطا بودن آن مطمئن شوند. این همان بخشی است که در پشت جلد کتاب نیز به آن اشاره شده است؛ جایی که فضای نیروگاه قرق میشود، نیروهای آتشنشانی حضور پیدا میکنند و حجم سنگینی از استرس و نگرانی بر تیم «آهار» حاکم میشود.
این نویسنده ادامه داد: شدت این فشار به حدی بوده که آقای جهانی در روایت خود میگوید در همان لحظه دست روی سرش کشیده و احساس کرده است که همه موهایش ریخته است. به گفته آنها، نام «رامونا» نیز از همینجا آمده است؛ زیرا توربین برایشان غولی بزرگ بوده که توانستهاند با این سیستم آن را مهار کنند.
غفاریحسینی درباره رسیدن کتاب به چاپ دهم و بازخوردهای مخاطبان اظهار کرد: این کتاب به دست جوانان و نوجوانان رسیده و آنها با آن ارتباط برقرار کردهاند. بازخوردهای بسیار زیادی از دانشآموزان، دانشجویان و حتی مسئولان دانشگاهی دریافت کردهام؛ از دانشآموزان پایه چهارم دبستان گرفته تا نوجوانان دبیرستانی، دانشجویان و مدیران برخی دانشگاهها. در میان همه این بازخوردها، آنچه برای من ارزش ویژهای دارد، واکنش بچههای دبستانی و نوجوانان است. برایم مهم و خوشحالکننده است که نثر و روایت کتاب به گونهای بوده که یک دانشآموز کلاس چهارم نیز توانسته با آن ارتباط برقرار کند، آن را تا پایان بخواند و با آن همراه شود.
روایت پیشرفت، روایت مردم است
وی درباره نقش روایت پیشرفت در تقویت اعتماد به نفس ملی گفت: روایت پیشرفت، روایت مردم است؛ روایت کسانی که تلاش میکنند هم به خودشان کمک کنند و هم به کشورشان. این روایت صرفاً روایت مسئولان، دولت یا حاکمیت نیست، بلکه روایت یک زن، مرد، نوجوان و هر فردی است که در هر زمینهای بتواند مشکلی را حل کند و گرهی از کار کشور بگشاید. ممکن است یک مجموعه مانند یک شرکت دانش بنیان در سطح فناوریهای پیشرفته فعالیت کند و گروهی دیگر در مقیاسی متفاوت مسئلهگشا باشند، اما من همه اینها را ذیل «روایت پیشرفت» تعریف میکنم. وقتی این تلاشها در کنار هم قرار گیرند، مانند قطعات یک پازل، در نهایت به رشد و شکوفایی کشور منجر میشوند. هر کس اگر کار خود را بهدرستی انجام دهد، در مسیر خودش رشد کند و گرهی بگشاید، مجموعه این تلاشها میتواند تصویر بزرگتری از پیشرفت ملی را شکل دهد.
انتهای پیام
