غلامرضا امیرخانی در پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران با موضوع «فرهنگ و دین» در قم، که امروز ۲۱ خرداد برگزار شد، با اشاره به سابقه فعالیت خود در حوزه تاریخ شفاهی اظهار کرد: من از حدود ۳۰ سال پیش، یعنی پیش از آنکه سازمان اسناد و کتابخانه ملی با یکدیگر ادغام شوند، در جریان فعالیتهای مرتبط با تاریخ شفاهی بودهام. در آن زمان، سازمان اسناد در بخشهای مختلف خود کار تاریخ شفاهی انجام میداد، اما کتابخانه ملی در این زمینه ساختار مشخصی نداشت. پس از ادغام در سال ۱۳۸۱، این حوزه در قالب بخشی تخصصی در معاونت مربوط پیگیری شد و امروز حجم قابل توجهی از مصاحبهها و فعالیتها در این حوزه در سازمان انجام شده است.
وی افزود: در سازمان اسناد و کتابخانه ملی، کارهای متعددی در حوزه تاریخ شفاهی صورت گرفته و آثار متعددی نیز منتشر شده است. در دیگر مراکز هم همکاران ما زحمات زیادی کشیدهاند و در سالهای اخیر، بهویژه در برخی حوزهها مانند جنگ، اقدامات ارزندهتری هم انجام شده است.
ضرورت استفاده از فرصتها در تاریخ شفاهی
امیرخانی با تأکید بر اهمیت زمان در ثبت روایتهای شفاهی گفت: در موضوع تاریخ شفاهی، یکی از بدیهیترین اما مهمترین مسائل، «زمان» و «فرصت» است. فرصت از دست میرود و ما بارها دیدهایم کارهایی که بعدها با حسرت از آنها یاد میکنیم، اگر زودتر انجام میشد، نتایج بهتری داشت. گاهی این شانس و اقبال وجود داشته که کار در زمان مناسب انجام شود، اما در مواردی هم فرد مورد نظر بعد از مدتی از دنیا رفته یا دچار شرایطی شده که دیگر در دسترس نبوده است.
وی ادامه داد: از جمله کارهایی که در سالهای اخیر در سازمان انجام شده، تاریخ شفاهی حجتالاسلام والمسلمین راستی کاشانی بود. ایشان سن بالایی هم نداشتند و حدود ۷۰ سال داشتند، اما شاید ۲۱ ماه پس از آخرین مصاحبهای که انجام شد، از دنیا رفتند و به هر حال آن تاریخ شفاهی از ایشان باقی ماند. همچنین تاریخ شفاهی مرحوم محمود حکیمی نیز از جمله کارهایی بود که خود من انجام دادم و در قم، در دوران بیماری و اسارت ایشان، رونمایی شد. ایشان هم شاید یکی دو سال بعد از آن از دنیا رفتند. این نمونهها تأکیدی بر اهمیت تاریخ شفاهی و لزوم استفاده از فرصتهاست.
وی با اشاره به ارزش فرصت در ثبت خاطرات افزود: باید از فرصتهایی که در اختیار داریم استفاده کنیم. این نیز نوعی بهرهگیری از دنیا و زمانه است؛ فرصتی که در اختیار انسان قرار میگیرد و باید آن را مغتنم شمرد.
تاریخ شفاهی و تکمیل فاصلههای تاریخ معاصر
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به کارکردهای متنوع تاریخ شفاهی گفت: یکی از نکات مهم در تاریخ شفاهی این است که گاهی ما در ابتدا نمیدانیم فرد مورد مصاحبه دقیقاً چه کسی بوده و چه ظرفیتهایی در خاطرات او نهفته است، اما همین گفتوگوها میتواند فاصلهها و خلأهایی را در تاریخ معاصر ما تکمیل کند.
وی برای توضیح این موضوع به نمونهای اشاره کرد و گفت: دو سه هفته پیش، در کتابخانه ملی از کتابی در حوزه تاریخ شفاهی رونمایی کردیم که درباره خاطرات یک فوتبالیست، یعنی مرحوم جعفر کاشانی بود. این کتاب را خود کتابخانه ملی منتشر نکرده بود و در جای دیگری چاپ شده بود، اما به پیشنهاد دکتر مجید تفرشی، مراسم رونمایی آن در کتابخانه ملی برگزار شد. وقتی این کتاب را ورق میزدم و مثل همیشه با دقت نگاه میکردم، با نکات بسیار ارزشمندی درباره روحانیت، مرجعیت، مسجد و حیات اجتماعی مذهبی تهران مواجه شدم.
امیرخانی ادامه داد: مرحوم جعفر کاشانی در محلهای در تهران بزرگ شده بود که محلهای شناختهشده و فوتبالخیز در دهه ۲۰ به شمار میرفت و ظاهراً در دوره نخستوزیری قوام برای کارمندان ساخته شده بود. خود من نیز در همان سالها در همان محل به دنیا آمدهام و ساکن آنجا بودهام، اما بسیاری از اطلاعاتی که در این کتاب درباره محل، مسجد محل و اتفاقات آن آمده بود، برای من هم تازه و شگفتانگیز بود.
وی افزود: در این خاطرات آمده بود که آن محله ابتدا مسجد نداشته و قرار بوده در آنجا سینما ساخته شود، اما گروهی از مؤمنین، از جمله پدر مرحوم کاشانی، وارد عمل میشوند و اصرار میکنند که به جای سینما مسجد ساخته شود. در ادامه، مرحوم آیتالله سیداحمد خوانساری برای ساخت مسجد دستور میدهند و آیتالله بروجردی نیز در این روند نقش دارند. امام جماعت مسجد هم مرحوم آیتالله شریفزاده گلپایگانی میشود؛ شخصیتی بسیار فاضل و دانشمند که خواهرزاده آیتالله گلپایگانی بود و به گفته برخی بزرگان، در نوجوانی نیز جایگاه علمی برجستهای داشته است.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: در این خاطرات، نکات جالبی از اتفاقاتی که در آن مسجد افتاده، افرادی که به آنجا آمدهاند و سخنرانیهایی که انجام شده، بیان شده بود. شاید هیچگاه تصور نمیکردیم که از تاریخ شفاهی و خاطرات یک فوتبالیست بتوانیم به چنین دادههای مهمی در زمینه تاریخ اجتماعی، دینی و فرهنگی برسیم. این نشان میدهد تاریخ شفاهی چه ظرفیت مهمی در تکمیل تصویر ما از گذشته دارد.
تاریخ، نیاز روزمره جامعه و مقابله با روایتسازیهای نادرست
امیرخانی با اشاره به جایگاه تاریخ در زندگی امروز جامعه تصریح کرد: گاهی برخی از دستاندرکاران، دولتمردان یا حتی مردم عادی، این سؤال را مطرح میکنند که تاریخ چه فایدهای دارد و اساساً دانستن تاریخ به چه کار زندگی روزمره ما میآید. من با قاطعیت عرض میکنم که پاسخ این سؤال مثبت است و تاریخ، بهویژه تاریخ معاصر، از مهمترین ضرورتهای امروز ماست.
وی افزود: بخش مهمی از مشکلات که در این سالها بر ما تحمیل شده، ناشی از ضعف در حوزه تاریخ و تاریخسازی بوده است. بر اثر کمکاری ما و گاه کجسلیقگی رسانههای رسمی، مانند صداوسیما، و نیز سوق داده شدن افکار عمومی به رسانههای معاند، نوعی تاریخسازی از دوره معاصر، بهویژه دوره پهلوی، در ذهن برخی شکل گرفته است؛ تاریخی آرمانی و غیرواقعی که با چند عکس، تصویر و فیلم از شمال تهران یا برخی جلوههای ظاهری، دوره پهلوی را دوره رفاه، پیشرفت و آسایش مطلق معرفی میکند.
وی گفت: در نتیجه، جوان ۱۸ یا ۱۹ ساله ما به این نتیجه میرسد که گویا هیچ راهی برای فلاح و نجات وجود ندارد مگر بازگشت به آن دوران. این نوع روایتسازی، خسارتهای زیادی به ما وارد کرده و بیتردید در بحرانها و آسیبهایی که متحمل شدهایم، تأثیر جدی داشته است. اگر ما دقیقتر عمل میکردیم و بهتر میتوانستیم دستکم تاریخ معاصر خود را بیان کنیم، که بخش مهمی از آن را تاریخ شفاهی میتواند انجام دهد، بدون تردید شرایط متفاوتتری داشتیم.
پرهیز از دوبارهکاری و ضرورت همافزایی
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با تأکید بر لزوم هماهنگی میان مراکز فعال در حوزه اسناد و تاریخ شفاهی گفت: در کنار انجام کارهای خوب و استفاده از فرصتها، باید از دوبارهکاری نیز پرهیز کرد. ممکن است ببینیم از یک فرد، چندین مرکز مصاحبه گرفتهاند. البته این امکان وجود دارد که هر کدام از زاویهای متفاوت به موضوع پرداخته باشند، اما در بسیاری مواقع نیز با تکرار مکررات مواجه میشویم.
وی افزود: اگر همافزایی میان مراکز مختلف شکل بگیرد، طبیعتاً این ظرفیت ایجاد میشود که از موازیکاری جلوگیری شود. همین همایشها و نشستها برای ایجاد چنین همافزاییای بسیار مهماند. در حوزه اسناد، میتوان با تقسیم کار و هماهنگی بهتر، روند فعالیتها را مؤثرتر کرد.