حسین حقپرست در گفتوگو با ایسنا درباره داستان نمایش «کلانتری، کوچه اول، زیر تیر چراغ برق»، اظهار کرد: قصه این نمایش، ماجرای سربازی است که تنها چند ساعت به آغاز سال نو برای رفتن به مرخصی و دیدار خانوادهاش فرصت دارد، اما به دلیل دعوایی که شب قبل در آسایشگاه رخ داده، تنبیه میشود و مرخصیاش لغو میشود. به همین دلیل، او نمیتواند برای عید نزد خانوادهاش برود و به عنوان یک تنبیه اجباری، مامور پست دادن در پشت کلانتری، در کوچهای میشود که بستر اصلی اتفاقات نمایش است.
وی ادامه داد: این سرباز، آذریزبان است و هرچه برای رفتن به مرخصی التماس میکند، فایدهای ندارد. در این چند ساعت باقیمانده تا سال تحویل، اتفاقاتی که در آن کوچه رخ میدهد، فضایی بسیار دراماتیک برای اثر شکل میدهد. آدمهایی که در این کوچه حضور دارند، هرکدام با جهان، رنج، امید و مسئلهای وارد صحنه میشوند و همین رفتوآمدها، نمایش را به زیستی انسانی و ملموس نزدیک میکند.
این کارگردان تئاتر با اشاره به مضمون اصلی نمایش، اضافه کرد: مهمترین پیامی که این اثر میخواهد به مخاطب منتقل کند، همدلی و همزبانی است. آدمهایی که در این کوچه رفتوآمد میکنند، در عین اینکه برای یکدیگر حکم اعضای یک خانواده را دارند و به هم کمک میکنند، نسبت به غریبهها هم بیتفاوت نیستند. آنها حتی فردی مثل همین سرباز را که ناچار است در آن فضا پست بدهد، درک میکنند و با او از در همراهی وارد میشوند. این همدلی باعث میشود خود سرباز نیز به آدمهای آن کوچه نزدیک شود، به حرفها و درد دلهایشان گوش بدهد و در موقعیتی قرار بگیرد که انگار برای آنها نماد امید است. هرکس به نوعی سرباز را بهمثابه روزنهای برای شنیده شدن، فهمیده شدن و امیدواری میبیند. در نهایت نیز لطف و مهربانی آدمهای آن کوچه شامل حال سرباز میشود و این همان نقطه انسانی و عاطفی اثر است.
انتخاب بازیگران، از دل یک فرآیند آموزشی و آکادمیک
حقپرست در پاسخ به پرسشی درباره نحوه انتخاب بازیگران، اظهار کرد: پروسه شکلگیری این نمایش در آکادمی هنرهای نمایشی صحنه انجام شد. این اثر در دل دورههای بازیگری مقدماتی تا پیشرفته شکل گرفت، دورهای که حدود شش ماه به طول انجامید و هنرجویان در کنار آموزشهایی که دریافت کردند، در مرحله نهایی همین نمایش را تمرین و به عنوان اثر پایاندوره روی صحنه بردند. به همین دلیل، این اثر را میتوان یک کار هنرجویی دانست، اما در عین حال، کاری است که بهصورت کاملا آکادمیک و با پشتوانه آموزشی شکل گرفته است. بخش عمده بازیگران این نمایش، بازیگران تازهکاری هستند که برای نخستین بار تجربه حضور روی صحنه را پشت سر میگذارند. البته در کنار این عزیزان، یکی دو نفر از دوستان باتجربهتر نیز حضور دارند.
وی خاطرنشان کرد: برای من، ظهور استعدادهای تازه در تئاتر خراسان همیشه موضوع مهمی بوده است. این نمایش هم فرصتی بود که هنرجویان بتوانند تواناییهای خود را در یک کار جدی و صحنهای نشان دهند و خودشان را به عنوان استعدادهای نوظهور بازیگری معرفی کنند. کار کردن با هنرجوها و جوانهای مستعد، بیش از آنکه برای من سخت باشد، بسیار جذاب و لذتبخش است. من سابقه معلمی دارم و به همین دلیل، اساسا از این فرآیند لذت میبرم. شاید برای خود هنرجویان، در برخی مراحل، این کار سنگین بوده باشد، بهویژه اینکه برای بسیاری از آنها نخستین تجربه جدی صحنه محسوب میشد. اما برای من، دیدن روند رشد این بچهها، تلاششان، عبورشان از ترسها و رسیدنشان به مرحله اجرا، آنقدر دلنشین بود که واقعا سختی خاصی به ذهنم نمیرسد. خوشبختانه تاکنون همهچیز خوب پیش رفته و مجموعههایی هم که در کنار ما بودند، همراهی خوبی داشتند.
بازخورد مخاطبان فراتر از انتظار بوده است
این کارگردان تئاتر درباره واکنش تماشاگران به نمایش ادامه داد: تا اینجا، تماشاگران استقبال خوبی از نمایش داشتهاند و بازخوردهایی که دریافت کردهایم، مثبت بوده است. بخشی از این بازخوردها را حتی میتوان از امتیازهایی که در سایتها ثبت میشود، مشاهده کرد. نمره نزدیک به پنج برای یک اثر هنرجویی، به نظر من نمره بسیار خوبی است. در طول اجراها نیز بازخوردهای مثبتی از مخاطبان گرفتهایم. نکته جالب برای ما این است که بسیاری از تماشاگران با وجود اینکه میدانند این اثر توسط هنرجویان اجرا میشود، گاهی باورشان نمیشود که این بازیگران، کار اولی هستند. این اتفاق، نتیجه تلاش جدی بچهها و تعهدی است که نسبت به کار داشتند.
حقپرست درباره مخاطبان هدف این نمایش گفت: این یک اثر کمدی اجتماعی است و به هیچ گروه یا صنف خاصی تعلق ندارد. هر کسی میتواند از منظر خودش برداشتی از این نمایش داشته باشد و با آن ارتباط برقرار کند. این اثر از دل جامعه آمده است، از دل سختیها، شادیها، روابط انسانی و تجربههای روزمره مردم. به همین دلیل، برای طیف گستردهای از مخاطبان، از نوجوان و جوان گرفته تا بزرگسال و کهنسال، قابل درک است.
وی درباره نقش عناصر اجرایی در این نمایش، بیان کرد: طراحی صحنه، موسیقی و لباس، هرکدام نقش بسیار مهمی در شکلگیری فضای این اثر داشتهاند. بهویژه در بخش موسیقی، از ساز تنبک و ساز زهی کمانچه استفاده شده است که چه در فضاهای شاد و چه در لحظات حزنانگیز، کمک کردهاند اثر بیشتر به سمت دراماتیزه شدن پیش برود و تماشاگر را با خودش همراه کند. از آنجا که قصه در یک کوچه اتفاق میافتد و ما با صحنهای ثابت مواجه هستیم، سعی کردم در طراحی، نگاه کاملا واقعگرایانه نداشته باشم. به جای اینکه یک کوچه واقعی با دیوار و در و سایر جزئیات بازسازی کنم، ترجیح دادم به سمت استفاده از المانها و نشانهها بروم. در نتیجه، تنها یک تیر چراغ برق و برخی آکسسوارها روی صحنه حضور دارند.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: بخش زیادی از اجزای صحنه سفید طراحی شدهاند و این رنگ سفید، نشانه همان یکرویی، یکرنگی و همدلی آدمهای آن کوچه است. در مقابل، در بخش لباس، نگاه ما کاملا رئالیستی بوده و هر شخصیت، متناسب با جایگاه و ویژگیهای خودش، لباس مخصوص خود را دارد، از سرباز گرفته تا حاجیفیروز و دیگر کاراکترها.
تئاتر مشهد با مشکلات جدی اقتصادی، حمایتی و زیرساختی روبهروست
وی با اشاره به وضعیت تئاتر مشهد، بیان کرد: واقعیت این است که وضعیت تئاتر مشهد در حال حاضر چندان خوب نیست و شاید حتی بتوان گفت وضعیت هنر و تئاتر در ایران بهطور کلی شرایط مطلوبی ندارد. مسائل اقتصادی و مالی، همواره از اصلیترین دغدغههای فعالان این حوزه بوده و همچنان نیز هست. افرادی که در تئاتر ایران، بهویژه در شهرستانها و شهرهایی مانند مشهد کار میکنند، واقعا عاشقانه در این مسیر ماندهاند. تهیهکنندهها، سرمایهگذارها، بازیگران و دیگر فعالان تئاتر، با وجود تمام مشکلات مربوط به هزینهها، دستمزدها و محدودیتها، همچنان چراغ سالنها را روشن نگه داشتهاند و این بهنظر من، تلاش بسیار بزرگی است.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: نهادهای مختلفی مانند شهرداری و سایر مجموعههای فرهنگی باید بیش از پیش پای کار بیایند. اما نکته مهم این است که وقتی قرار است حمایتی انجام شود، این حمایت باید شامل جوانها، استعدادهای تازه، کارگردانهای خلاق و نیروهای مستعد نیز بشود، نه اینکه فقط عدهای خاص همواره در مرکز توجه باشند و تمام بودجهها و امکانات به سمت آنها سرازیر شود. اگر قرار است ما شاهد پیشرفت، نوسازی و پویایی در تئاتر باشیم، باید به همه فرصت دیده شدن داده شود. باید میدان برای حضور افراد مختلف باز باشد. متاسفانه گاهی چنین نگاهی وجود ندارد و این مسئله مانع رشد طبیعی تئاتر میشود.
سالنهای نمایشی باید با شرایط بهتری در اختیار هنرمندان قرار گیرند
حقپرست با اشاره به مشکلات موجود در حوزه سالنهای تئاتر، خاطرنشان کرد: در کنار مسائل اقتصادی، مشکل کمبود سالن و بحثهای حمایتی در روند تمرین و اجرا نیز از چالشهای جدی تئاتر مشهد است. متاسفانه برخی سالنها تعطیل شدهاند و برخی دیگر نیز با دشواری فراوان به فعالیت خود ادامه میدهند. این موضوع برای یک شهر فرهنگی، اتفاق خوشایندی نیست. سالنهای خصوصی در شرایط سختی کار میکنند و سالنهای دولتی نیز باید بیش از گذشته در خدمت هنرمندان باشند. وقتی نام یک فضا آمفیتئاتر یا بلکباکس تئاتر است و آن فضا متعلق به مردم و هنرمندان است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم بهرهبرداری از آن با حمایت بیشتری همراه باشد.
وی تصریح کرد: در شرایط اقتصادی فعلی، هنرمندان تئاتر باید بتوانند بدون تحمیل هزینههای سنگین، از سالنها استفاده کنند که دستکم این فرصت را داشته باشند که بخشی از درآمد اجرای خود را حفظ کنند. اگر مسئولان در این زمینه اهتمام بیشتری داشته باشند، قطعا میتوان به بهبود شرایط امیدوار بود.
انتهای پیام
