مصطفی شفیعیکدکنی در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: یک تصویرگر پیش از هر چیز به قدرت تجسم نیاز دارد. در حقیقت هنرمند باید بتواند تصور روشنی از موضوع مورد نظر خود داشته باشد؛ برای مثال برای بسیاری از موضوعات تاریخی و مذهبی، رفرنسهای تصویری و عکسی در دسترس نیست و تصویرگر ناگزیر است با اتکا به ذهن و قدرت تجسم خود به بازآفرینی آن بپردازد.
وی با تاکید به اهمیت قدرت تجسم ذهنی در تصویرگران، خاطرنشان کرد: ذهن هنرمند باید آنقدر تربیت شده باشد که بتواند موضوع را در ذهن خود بازسازی کند. البته تجسم بهتنهایی کافی نیست بلکه برای انتقال آن به مخاطب، به مهارت طراحی نیز نیاز است. از این رو تصویرگر باید دورههای طراحی را بهخوبی پشت سر گذاشته و با مبانی رنگ، نور و سایه آشنا باشد.
این تصویرگر مذهبی و تاریخی ادامه داد: هنگامی که هنرمند قصد ورود به موضوعات تاریخی، هویتی یا دینی را دارد، مطالعه به یک ضرورت تبدیل میشود. برای مثال اگر قرار باشد روایتی از یک دوره تاریخی خاص به تصویر کشیده شود، تصویرگر باید شناخت دقیقی از آن دوره داشته باشد. اگر یک واقعه در دوره سلجوقی، تیموری یا صفوی رخ داده است، نباید صرفاً بر اساس چند تصویر پراکنده در فضای مجازی به بازنمایی آن بپردازد بلکه لازم است منابع تاریخی را مطالعه کند، تصاویر مستند را ببیند و از نزدیک با آثار و اشیای تاریخی آشنا شود.
شفیعی کدکنی با تأکید بر اهمیت پژوهش در تصویرگری تاریخی گفت: تصویرگر باید تفاوتهای میان دورههای مختلف تاریخی را بشناسد و بتواند آنها را در اثر خود بازتاب دهد. هرچند میان هنر دورههای مختلف پیوستگیهایی وجود دارد اما هر دوره ویژگیها و تفاوتهای خاص خود را نیز دارد. درک این تفاوتها نیازمند مطالعه عمیق و نگاه پژوهشگرانه است.
وی افزود: برای نمونه اگر قرار باشد صحنهای از حضور امام رضا(ع) در دربار مأمون به تصویر کشیده شود، هنرمند باید به تمامی عناصر تاریخی و جغرافیایی آن دوره توجه کند. مأمون یک خلیفه عباسی بود که در مرو حضور داشت و تصویرگر باید ویژگیهای معماری، تزیینات، فرشها، پوششها، هنر دوره عباسی و حتی عناصر فرهنگی و جغرافیایی خراسان آن دوران را مورد مطالعه قرار دهد. استفاده از آرایههای ایرانی، شناخت هنر عباسی و توجه به جزئیات تاریخی هم بخشی از این فرایند است.
بهرهگیری از ظرفیت موزهها به عنوان ابزاری در دست هنرمندان
این هنرمند مشهدی تصریح کرد: یک تصویرگر موضوعات تاریخی نباید از کنار این جزئیات به سادگی عبور کند یا صرفاً بر اساس تخیل عمل کند. اگر هدف، ارائه اثری مستند و واقعگرایانه باشد، توجه به این عناصر ضروری است. مطالعه کتابهای تاریخی، مشاهده تصاویر، مراجعه به موزهها و بررسی آثار تاریخی از مهمترین ابزارهای پژوهش در این حوزه محسوب میشود.
شفیعی کدکنی با اشاره به ظرفیت موزهها برای هنرمندان اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، استفاده از ظرفیت موزههاست. در موزههای مختلف کشور، بهویژه موزههای آستان قدس رضوی، آثار ارزشمندی از دورههای مختلف تاریخی و اسلامی نگهداری میشود که میتواند برای هنرمندان منبع الهام و مطالعه باشد. بسیاری از هنرمندان برای زیارت به مشهد سفر میکنند اما کمتر به موزههای آستان قدس مراجعه میکنند؛ در حالی که این مجموعهها سرشار از آثار و اشیای تاریخی هستند که میتوانند در فرایند تصویرگری مورد استفاده قرار گیرند.
وی درباره نوآوری در تصویرگری تاریخی و مذهبی، توضیح داد: هنر باید بتواند در مخاطب نوعی شگفتی، تحیر و غافلگیری ایجاد کند. استفاده از تکنیکها، فرمها، متریالها و شیوههای نوین نهتنها اشکالی ندارد بلکه میتواند به جذابیت اثر بیفزاید. هنرمند باید همواره به دنبال راههایی باشد که مخاطب را با اثری متفاوت و تأثیرگذار مواجه کند.

خطرات ورود هوش مصنوعی به جهان تصویرگری موضوعات تاریخی
این هنرمند تصویرگر با اشاره به گسترش استفاده از هوش مصنوعی در تولید تصاویر خاطرنشان کرد: از زمان فراگیر شدن هوش مصنوعی، نوعی عطش برای تولید سریع تصویر به وجود آمده است. در این میان، گاهی شاهد تولید تصاویری از شخصیتهای تاریخی هستیم که فاقد پشتوانه پژوهشی و مستندات لازم هستند. برای مثال، برخی افراد بدون مطالعه و تحقیق، صرفاً با چند دستور ساده از هوش مصنوعی میخواهند چهره فردوسی، حافظ، سعدی یا دیگر شخصیتهای تاریخی را بازسازی کنند.
شفیعی کدکنی ادامه داد: این در حالی است که هنرمندان و مجسمهسازان برجسته برای بازآفرینی چهره شخصیتهای تاریخی، ماهها پژوهش کردهاند، ویژگیهای چهره مردم یک منطقه را بررسی کردهاند و با مطالعه منابع مختلف به تصویری نزدیکتر به واقعیت رسیدهاند. بنابراین زمانی که اثری بدون دانش تخصصی، بدون مهارت طراحی و بدون مطالعه تولید میشود، طبیعی است که با خطاهای فراوانی همراه باشد.
وی افزود: بهرهگیری از هوش مصنوعی زمانی میتواند مفید باشد که در کنار دانش، آگاهی و مهارت هنرمند قرار گیرد. همچنین استفاده از تکنیکهای دستی، متریالهای متنوع، شیوههای اجرایی مختلف و حتی بهرهگیری از سبکهای مدرن در بازنمایی وقایع تاریخی میتواند ارزشمند باشد. تصویرگری تاریخی الزاماً نباید تنها در قالب رئالیسم ارائه شود و ظرفیتهای هنر معاصر نیز میتواند در این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.
این هنرمند تصویرگر، یادآور شد: جذابیت اولیه تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی تا حد زیادی کاهش یافته است و امروز وظیفه تصویرگر و گرافیست آن است که مخاطب را همچنان با اثر خود همراه نگه دارد. هنرمند باید بتواند با ایجاد شگفتی، تأمل و تحیر در مخاطب، ارتباط او را با اثر حفظ کند و اجازه ندهد مخاطب نسبت به تصویر دچار بیتفاوتی شود.
انتهای پیام
