کامبیز بازرگان - عضو هیات علمی موسسه تحقیقات خاک و آب- در گفتوگو با ایسنا، درباره تاکیدات رهبر شهید انقلاب درخصوص توجه به الزامات تحقق خودکفایی پایدار، امنیت غذایی را متکی بر چهار مولفه «فراهمی»، «دسترسی»، «مصرف و سلامت» و «پایداری» دانست و اظهارکرد: ارزش این مولفهها در کنار یکدیگر معنا پیدا میکند و امنیت غذایی بدون هر یک از آنها ناقص است. اگر فرض کنیم به اندازه کافی غذا تولید و تامین شده باشد، یعنی مولفه فراهمی محقق شده است، اما در کنار آن باید قیمت و شرایط دسترسی نیز برای همه اقشار جامعه مناسب باشد. همچنین اگر شرایط تولید به گونهای باشد که پاسخگوی نیازهای آینده نباشد و کشور در مسیر ناپایداری حرکت کند، نمیتوان از امنیت غذایی سخن گفت؛ حتی اگر امروز غذای کافی، با قیمت مناسب و کیفیت مطلوب در اختیار مردم قرار داشته باشد.
وی ضمن اشاره به اهمیت نگاه جامع به امنیت غذایی، با یادآوری اینکه سند دانشبنیان امنیت غذایی در سال ۱۴۰۲ به تصویب رسیده است، گفت: در بحث امنیت غذایی باید همه مولفهها را به صورت همزمان مورد توجه قرار داد و تمرکز صرف بر یک بخش نمیتواند تضمینکننده امنیت غذایی کشور باشد. در این سند هم تلاش شده با در نظر گرفتن تمامی مولفههای امنیت غذایی، حداکثر خودکفایی متضمن پایداری دنبال شود. در واقع خودکفایی و پایداری دو کفه یک ترازو هستند و نمیتوان یکی را فدای دیگری کرد. اگر صرفا با هدف دستیابی به خودکفایی و بدون توجه به ظرفیتهای کشور حرکت کنیم، با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. خوشبختانه در فرآیند تدوین این سند، بر اساس ظرفیتهای موجود کشور درباره محصولات راهبردی توافقهایی شکل گرفت و اهداف مشخصی برای دستیابی به حداکثر خودکفایی تعیین شد.
این عضو هیات علمی موسسه تحقیقات خاک و آب، درباره وضعیت تولید برخی محصولات اساسی گفت: در برخی محصولات مانند روغن، کشور همچنان وابستگی قابل توجهی به واردات دارد و در برخی سالها بیش از ۹۰ درصد نیاز از طریق واردات تامین میشود. بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که در کوتاهمدت امکان رساندن این وابستگی به صفر وجود ندارد. حتی در بلندمدت نیز با وجود اجرای برنامههای مختلف، دستیابی به خودکفایی کامل در این حوزه دشوار است و میتوان به ارقامی مانند ۴۰ تا ۵۰ درصد خودکفایی دست یافت. بنابراین در کنار تولید داخلی باید به موضوع واردات، الگوی مصرف و رژیم غذایی نیز توجه شود.
نفوذ دانش در مزارع، شرط افزایش بهرهوری کشاورزی
بازرگان درباره مهمترین اقدامات مورد نیاز برای افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی اظهار کرد: بهرهوری به معنای بهبود رابطه میان نهادهها و ستاندههاست؛ یعنی منابعی مانند زمین، آب، سرمایه، نیروی کار و سایر نهادههای تولید باید به گونهای مدیریت شوند که بیشترین میزان تولید و درآمد حاصل شود. در سطح مزرعه، افزایش بهرهوری نیازمند نفوذ دانش در مزارع، اصلاح عملیات کشاورزی، بهبود مدیریت کود، سم و آب و ارتقای روشهای تولید است تا عملکرد در واحد سطح افزایش یابد.
اصلاح الگوی کشت؛ راهکار افزایش بهرهوری در مقیاس ملی
این عضو هیات علمی موسسه تحقیقات خاک و آب با تاکید بر ضرورت نگاه کلان به بهرهوری گفت: در مقیاس ملی و حوضههای آبریز، افزایش بهرهوری مستلزم اصلاح الگوی کشت و جایگزینی برخی محصولات با محصولاتی است که مزیت نسبی بیشتری برای کشور دارند، آب کمتری مصرف میکنند و از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیرتر هستند. برخی محصولات مانند زعفران که خاستگاه اصلی آن ایران است، ظرفیت بالایی برای ارزآوری دارند. همچنین توسعه گیاهان دارویی و برخی گونههای گیاهی متناسب با شرایط اقلیمی کشور میتواند ضمن افزایش بهرهوری، درآمد بخش کشاورزی را نیز ارتقا دهد.
بازرگان در پایان تاکید کرد: در کنار افزایش بهرهوری و اصلاح الگوی کشت، توجه به محصولات استراتژیک و حمایت از کشاورزان اهمیت ویژهای دارد. حمایتهای لازم، از جمله سیاستهای یارانهای و برنامههایی که به حفظ درآمد کشاورزان کمک کند، میتواند مانع تغییر کاربری اراضی و کاهش تولید شود.
انتهای پیام
