محمد مداححسینی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: برخی معتقدند که ما در سینما، بحران فیلمنامه داریم اما به نظر من این مسئله اصولا به بحران سینما بازمیگردد؛ چراکه سینما اساسا با سرمایه سروکار دارد و هر زمان چرخه اقتصادی در سینما در موضع درست خود باشد، مسائل دیگر نیز جایگاه درست خود را پیدا میکنند؛ بنابراین مسئله بحران فیلمنامه مشخصا با اقتصاد مرتبط است.
وی با اشاه به اینکه امروز باید این پرسش مهم را مطرح کرد که چهکنیم تا فیلمنامههای بهتری تولید شود؟، افزود: بدون شک در قدم اول باید دستمزد بیشتری به فیلمنامهنویس پرداخت شود. متأسفانه از دیرباز دستمزدی که فیلمنامهنویسان دریافت کردهاند بسیار کمتر از دریافتی بازیگران و برخی عوامل دیگر فیلم بوده است. امروز برخی از فیلمنامهنویسان به علت مشکلات اقتصادی، به جای حفظ رسالت و تولید فیلمنامههای عمیقتر و جدیتر، به حفظ بقای خود میاندیشند که این بسیار آسیبزننده است.
مدیر انجمن سینمای جوانان مشهد، ادامه داد: از اواخر دهه ۸۰، سینما به سمت شکلی از زائدهسازی رفته است که در قالب آن حتی فیلمنامههای قوی را برنمیتابد! و به جای آن به سمت تولید آثاری نازلتر رفته تا بتواند سلیقه مخاطب را جلب کند که البته این اتفاق در سینمای خیلی از کشورهای دیگر جهان نیز اتفاق افتاده است.
او با اشاره به اینکه بهترین فیلمنامهنویسان ما تا دهه ۶۰، مانند کیارستمی، حاتمیکیا، ابراهیمیفر و امثال اینها خود، علاوه بر نویسندگی، مولف و فیلمساز بودهاند، خاطرنشان کرد: این مولف بودن در عین فیلمنامهنویس بودن، تاثیر فراوانی بر آثار این هنرمندان داشته است. از اوایل دهه ۷۰ به بعد، تقریبا میتوان گفت که فیلمنامهنویسی به طور مستقل و مجزا از سایر تخصصها پیگیری شده و خروجی آن در اختیار فیلمسازان قرار گرفته است. بهطور کلی، اصولا فیلمنامهنویسی در سینمای ایران هیچ وقت یک پدیده جدی نبوده و تنها در یکی دو دهه اخیر، اوضاع کمی بهتر شده است.
مداححسینی یادآور شد: فیلمنامهنویسی درتاریخ سینمای ایران همواره بر مبنای سفارش انجام شده است؛ در نتیجه وقتی فرایند عرضه و تقاضا در این حوزه تخصصی به درستی وجود ندارد، ما با صنفی طرف خواهیم شد که روند، امنیت و ساختار شغلی مشخصی ندارد. نبودن این ساختار، رشد را از فیلمنامهنویسی گرفته است. متاسفانه فیلمسازان هم به این علت که به سمت ساخت تولیدات مخاطبپسند رفتهاند، برای فیلمنامه ارزش درخوری قائل نیستند و تهیهکنندگان نیز گاه در جایی که نیاز نیست به بحث فیلمنامه ورود میکنند و همه اینها در کنار هم، سبب آسیب بیشتر فیلمنامهنویسی ما شده است.
قطع ارتباط فیلمنامهنویسان با ادبیات؛ تیشهای بزرگ بر تنه فیلمنامهنویسی ایران
مدیر انجمن سینمای جوانان مشهد با تأکید بر اینکه قطع شدن ارتباط سینما و ادبیات بزرگترین آسیب فیلمنامهنویسی است، اظهار کرد: بسیاری از فیلمسازان موفق ما در گذشته، یا خود داستان مینوشتند و یا ارتباط بسیار جدی با نویسندگان داشتند علاوه بر این، خواننده جدی و پیگیر ادبیات داستانی هم بودند. اما به مرور این ارتباط کمرنگ شد و سینما از ادبیات فاصله گرفت و در حقیقت ویترینی برای سیاست خارجی ایران شد. این را از این جهت میگویم که در دهه ۶۰ تقریبا خیلی از جهان، ایران را با سینمای آن و هنرمندانش میشناختند.
وی با بیان اینکه این سینما تلاش میکرد تا برای مورد پسند قرار گرفتن در نگاه جهانی، وجوه روایی و داستانی خود را (با توجه به مسئله زبان و فرهنگ) کنار گذاشته و بیشتر بر وجوه تصویری و سینمایی تمرکز کند، خاطرنشان کرد: بدین ترتیب فاصله سینما با ادبیات بسیار زیاد شد و در نهایت مهمترین منبع ارتزاق و خلاقیت فیلمنامهنویسی، کمرنگ و کمرمق شد و عامدانه از میان رفت. این در حالی است که در جهان همچنان «بهترین فیلمنامه اقتباسی» یکی از بخشهای رسمی و مهم جشنوارههای بینالمللی فیلم است! حال آنکه امروز بیشتر هنرجویان فیلمنامهنویسی به هیچ وجه با ادبیات آشنایی ندارند. این داستان نخواندن و عدم ارتباط با ادبیات داستانی، بزرگترین تیشه را بر تنه فیلمنامهنویسی ایران زده است.

او تاکید کرد: فیلمنامهنویسان ما امروز به دنبال یک اورجینالیته و بیان حرف خود هستند و شاید این را فراموش کردهاند که خیلی وقتها حرف جدیدی برای گفتن وجود ندارد و هرچه که هست قبلا گفته شده است. ما فقط از دریچه نگاه خود، قصد داریم آن حرف را دوباره بازخوانی کنیم اما نباید این را فراموش کرد که موفقترین فیلمهای جهان، فیلمنامههایی اقتباسی دارند. به نظر من این قطع شدن رابطه میان فیلمنامهنویسی و ادبیات شاید بزرگترین آسیب فیلمنامهنویسی باشد.
مداح حسینی ادامه داد: امروز هزینه تولید یک دقیقه فیلمبرداری با توجه به تجهیزات مورد استفاده حدود ۱۰۰ میلیون تومان است که برای فیلمسازان جوان و فیلم اولی، رقم بالایی بهشمار میرود، البته برخی از نهادهای سینمایی از جمله انجمن سینمای جوان به صورت کاملتر و گسترده همچنین سازمان سینمایی اوج در این زمینه از سازندگان، حمایتهایی میکنند اما مشکل اصلی، همان عدم وجود یک ساختار مشخص است. این مسئله در حوزه ثبت فیلمنامهها نیز چالشهایی ایجاد کرده و از آنجا که بانک مشخصی برای آن تعریف نشده است، عرضه و تقاضا هم در آن، تعریف مشخصی ندارد و در نتیجه این امکان وجود دارد که برخی از فیلمنامههای ضعیف، ساخته و در مقابل نمونههای بهتر، حتی هرگز ساخته نشوند.
او با تاکید به عدم وجود یک برنامه مدون در این مسیر، یادآور شد: نویسندگان برای جلوگیری از سرقت ادبی، با مبلغی اندک، آثار خود را در سایت خانه سینما ثبت میکنند، اما این مسئله بهخودیخود تمام مشکلات را حل نخواهد کرد؛ چراکه مفاهیمی از این دست بیشتر کیفی هستند تا کمی؛ چه بسا ممکن است بخشهایی از دو فیلمنامه بدون هیچگونه کپیبرداری، شبیه یکدیگر شود و همین مسئله سبب ادعای سرقت ادبی توسط یکی از طرفین شود! در صورتی که اصلا سرقتی صورت نگرفته است. البته نهاد حقوقی مانند خانه سینما میتواند این موارد را پیگیری کند.
مدیر انجمن سینمای جوانان مشهد ادامه داد: مشکلات مربوط به پروانه ساخت و نمایش هم یکی دیگر از چالشهای فیلمسازان است و همچنین وجود ممیزیهای فراوان، گاه سبب میشود که برخی از فیلمنامهها اصلا ساخته نشوند و گاه فیلمساز را درگیر بروکراسیهای اداری و در نهایت وادار به خودسانسوری کند.
وی به وجود بحران جدی شخصیتپردازی در فیلمنامه و نمایشنامهنویسی اشاره کرد و گفت: بخشی از این چالش که ما خیلی وقتها نمیتوانیم شخصیتهایی جذاب و ماندگار خلق کنیم و گویا این شخصیتها اصطلاحا باسمهای بوده و کلمات و دیالوگهایشان، متعلق به آنها نیست، نشان از یک مسئله فرهنگی دارد. قسمتی از این ضعف نیز قطعا با آشنایی با دانشهایی خارج از سینما مانند مردمشناسی، روانشناسی و آشنایی با نظریههای شناختی حل خواهد شد و بخش دیگر آن هم به گنجینه ذهنی و ادبی نویسنده همچنین ممارست، زیاد نوشتن و بازنویسی مرتبط است.
ضرورت توجه فیلمنامهنویسان به کیفیت تجربهزیسته و استقبال از کارهای گروهی
او افزود: تماشا، مشاهدهگری و سفر نیز یکی دیگر از راههای تقویت مهارتهای فیلمنامهنویسی بهشمار میرود که بسیاری از فیلمنامهنویسان مطرح جهان نیز از آن استفاده میکنند و کشور ما هم از ظرفیتهای بسیار خوبی در این زمینه برخوردار است. حتی جای مفاهیمی چون خیابانگردی در تجربهزیسته فیلمنامهنویسان ما بسیار خالی است و گویی همه چیز در سطح اتفاق میافتد. یکی از اقدامات موثر دیگر در این حوزه، انجام کارهای گروهی است، امری که سالها در فیلمنامهنویسی جهان در جریان است و تجربههای درخشانی را نیز پدید آورده است.
مداححسینی در پاسخ به این پرسش که استارتاپهای تخصصی چگونه میتوانند به شکلگیری تجربه نویسندگی گروهی در میان فیلمنامهنویسان جوان کمک کنند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر فعالیت استارتاپی در سینما بیشتر معطوف به حوزه پخش فیلم است و این مسئله که ساختاری ایجاد شود تا فضای منتورینگ و در نهایت عرضه و تولید را فراهم کند، امری است که معمولا در اختیار اندیشکدهها، نهادها، دانشگاهها و دولت است. در نگارش گروهی و همنویسی نیز اقداماتی صورت گرفته است اما نیاز به آموزش در این زمینه امری ضروری است که امیدواریم بتوانیم این تغییر پارادایم را ایجاد کنیم. آنچه مهم است این است که سینما اساسا نه یک امر فردی بلکه یک کار گروهی است.

جایگاه فیلم کوتاه خراسان رضوی؛ پیشران در سینمای کشور یا جدا مانده از جریانهای روایی جذاب
مدیر انجمن سینمای جوانان مشهد با تاکید به اینکه این شهر یکی از مهمترین قطبهای ساخت فیلم کوتاه در کشور است، خاطرنشان کرد: این جایگاه در مقایسه با سایر استانهای کشور بسیار مطلوب است اما در ذات این موضوع، وضعیت چندان خوب نیست. به این معنا که اکثر فیلمهایی که ساخته میشوند بیشتر به مسائل فنی و تکنیکهای تدوین تأکید دارد و بیننده کمتر درگیر جریان روایی فیلم میشود. در نتیجه متاسفانه چرخه ارتباطی فیلم کوتاه با مخاطب قطع شده است. البته نباید نادیده گرفت که بخشی از این موضوع به این برمیگردد که فیلم کوتاه به اندازه فیلم بلند در دسترس مخاطبان نیست و این باعث میشود که سازندگان فیلم کوتاه هم بیشتر بر شرکت در جشنوارهها و پذیرش الگوهای مورد نظر آنها تمرکز کنند.
او با بیان اینکه شاید وجود شبکههای اجتماعی و تغییر ذائقه و سلیقه مخاطب نیز در این میان تاثیرگذار بوده باشد، ادامه داد : علاوه بر اینها، بالا رفتن سرعت تولید نیز بر مشکلات ذکر شده، میافزاید. افراد در تلاشند تا از این چرخه عقب نمانند و این افزایش سرعت، کمحوصلگی و عطش تولید بیشتر، حتی موجب کمرنگ و سطحی شدن ارتباط با افراد تاثیرگذار در دنیای هنر شده است. در نتیجه حلقههای داستاننویسی کمتر شده و گاه از بین رفته است.
مدیر گروه ادبیات نمایشی موسسه اقبال لاهوری مشهد درباره جایگاه نظام آموزشی در حوزه فیلمنامهنویسی، تصریح کرد: نظام آموزشی ما در این زمینه بسیار ناکارآمد و نامنسجم بوده و بدون چشمانداز بهکار خود ادامه میدهد و به عبارتی هدف آن، تنها ارائه مدرک به دانشجو و نه ایجاد و تقویت «مهارت حضور در فضای حرفهای» است. رابطه نظام آموزشی ما با بازار هم قطع است، البته در برخی آموزشگاههای خصوصی، این ارتباط پررنگتر و قویتر است اما همچنان کافی نیست.
انتهای پیام
