موسیقی تعزیه دقیقاً از همین جنس است؛ هنری اصیل که قرنهاست در پیچ و خم پسکوچهها، در فضای معنوی تکیهها و در گستره میدانهای شهر، با نفس مردم این سرزمین عجین شده و سینه به سینه، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. وقتی پای صحبت پیشکسوتان این هنرِ آیینی مینشینی، گویی تاریخ را ورق میزنی؛ روایتی از زندگی، اعتقاد، ایمان و پیوندی ناگسستنی که میان مردم و آیینهای عاشورایی شکل گرفته است.
برای پیشکسوتان موسیقی تعزیه، این نغمهها فقط مجموعهای از نتها یا ردیفهای آوازی نیستند؛ بلکه هر ضرب طبل و هر کشش نی، حکایت مظلومیت اهلبیت(ع) و تصویر جانکاه واقعه کربلاست. این موسیقی، زبان بیپیرایه دردی است که سالها در دل مردم کوچه و بازار جوشیده و به شکل هنری فاخر و اثرگذار متجلی شده است. این هنر، آیینه تمامنمای ارادت قلبی مردمی است که با تمام وجود در برابر عظمت فاجعه کربلا سر تعظیم فرود آوردهاند.
امروز، با گذشت دههها، این پیشکسوتان گنجینههای زندهای هستند که میراث گذشتگان را بر دوش میکشند. نگریستن به زندگی و کلام آنان، بازگشت به روزگاری است که تعزیه تنها یک نمایش ساده نبود؛ بلکه آیین زیستن و تمرین آزادگی بود. در روزگاری که هجوم فرهنگهای بیگانه، اصالتها را نشانه گرفته است، بازخوانی تجربه این هنرمندان بیادعا، نه یک ضرورت هنری که یک رسالت فرهنگی است. این مقدمهای است بر روایت مردانی که با نوای خود، عشق به حسین(ع) را در تار و پود تاریخ این مرز و بوم، جاودانه کردهاند.
غلامحسین شهری، پیشکسوت موسیقی تعزیه، در گفتوگو با ایسنا از روزگاری یاد میکند که تعزیه تنها یک نمایش نبود؛ جزیی جداییناپذیر از متن زندگی مردم بود و هر اجرا، حالوهوای خاص خود را داشت.
شهری که ریشههایش به نظامآباد بردسکن میرسد، میگوید: آن زمان زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. در خانوادهای بزرگ شدم که اگرچه پیشهاش کشاورزی بود، اما با هنرهای آیینی پیوندی عمیق داشت. از همان دوران کودکی، شاهد آمد و شد گروههای تعزیه بودم؛ گاهی گروههایی از شهرهای دور و نزدیک میآمدند و پدرم با آنها همراهی میکرد. همین همنشینیها بود که مرا ناخودآگاه به این مسیر کشاند.
او ادامه میدهد: در آن سالها نه از کلاسهای آموزشی خبری بود و نه از امکانات امروزی. همه چیز بر پایه دیدن، گوش دادن و عشق به اهلبیت(ع) استوار بود. با نی و طبل آغاز کردیم تا اینکه روزی پدرم، سازی به نام شیپور را از گروهی تهرانی تهیه کرد و این آغازی برای ورود من به فضای حرفهایتر موسیقی تعزیه بود.

شهری با مرور خاطرات دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۴۸ میگوید: هنوز لباسم را کامل نپوشیده بودم که به خاطر تسلطم بر موسیقی، مرا به گروه موزیک ارتش دعوت کردند. پس از آن، پایم به همکاری با اداره فرهنگ و هنر وقت باز شد و در مراسمهای رسمی، از اجرای مراسم پردهبرداری مجسمه در کاشمر تا همکاری با گروههای پیشاهنگی، تجربههای گرانبهایی کسب کردم.
او از دوران پس از انقلاب به عنوان فصلی تازه یاد میکند: مسیر فعالیتهای ما رنگ و بوی مذهبیتری به خود گرفت. از تشییع شهدا تا همکاری با جشنوارههای تئاتر و تعزیه در شهرهایی چون تربتحیدریه و مشهد؛ هرکجا دعوتی بود، با جان و دل میرفتیم.
این پیشکسوت تعزیه معتقد است: موسیقی در این هنر، نقشی فراتر از یک ابزار دارد؛ بسیاری تصور میکنند تعزیه صرفاً خواندن است، اما موسیقی تعزیه، روح این نمایش است. نوازنده باید دستگاه، مقام و لحن را بشناسد. اوست که تعیین میکند فضای مجلس چگونه آغاز شود تا مخاطب در همان لحظات نخستین، با اجرای خواننده پیوند قلبی پیدا کند. در میان دستگاهها، آواز افشاری حال و هوایی غریب و بغضآلود دارد که دل هر شنوندهای را لرزانده و فضا را برای درک بهتر مجلس مهیا میکند.
شهری با نگاهی دلسوزانه به وضعیت امروز تعزیه میگوید: مردم گذشته با تعزیه زندگی میکردند؛ آنها در مجلس حضور مییافتند، اشک میریختند و با حالی دگرگون بازمیگشتند؛ اما امروز، شرایط تغییر کرده است. متأسفانه گاهی خرافات به این هنر مقدس رخنه میکند که آسیبزاست. تعزیه باید آیینه تمامنمای واقعیت باشد و ما نباید چیزی را که با شأن اهلبیت(ع) همخوانی ندارد، به این هنر فاخر نسبت دهیم.
وی با تأکید بر اصالت این هنر آیینی میگوید: همیشه گفتهام و باز هم میگویم؛ مهمترین وظیفه ما این است که دروغ به ساحت اهلبیت(ع) بسته نشود. ما ذاکر امام حسین(ع) هستیم و این جامه، حرمت و مسئولیت دارد. اگر تعزیه تنها به ظواهر محدود شود و پیامی در آن نهفته نباشد، تأثیر معنوی خود را از دست خواهد داد.
او از کمرنگ شدن برخی مضامین اصیل در تعزیههای امروز گلایه دارد و میافزاید: بسیاری از نسخهها و موضوعات مهم، این روزها به دست فراموشی سپرده شدهاند. برای نمونه، مجلس قنبرخوانی در بیستویکم ماه مبارک رمضان، روایتی عمیق از ارادت قنبر به امام علی (ع) است که امروزه نسل جوان ما کمتر با آن آشناست و جای خالی چنین مفاهیمی در اجراهای امروزی حس میشود.
این پیشکسوت موسیقی تعزیه، معتقد است که در بسیاری از مواقع، تأثیرگذاری موسیقی بر مخاطب از کلام تعزیهخوان نیز فراتر میرود: در بخشهایی مانند بازار شام یا ورود اسرا، موسیقی نقش تعیینکنندهای داشت. ما چنان نغمهها را با سوز و گداز اجرا میکردیم که مخاطب خود را در میانه واقعه میدید. در بسیاری از آن لحظات، خود ما نوازندگان نیز پابهپای مردم بر مصائب اهلبیت (ع) میگریستیم؛ چرا که موسیقی، پلِ ارتباطی میانِ قلب نوازنده و جان مخاطب بود.
شهری با ادای احترام به پیشکسوتانی چون میرزا غلامرضا مغانی، مرحوم مؤمنی، محمد و احمد مرادی، غلامعلی طاهری و دیگر زحمتکشان این عرصه، از تغییرات ناخوشایند در نسخههای تعزیه میگوید: متأسفانه بسیاری از نسخههای اصلی در گذر زمان تغییر کرده یا از دست رفتهاند. آنچه امروز داریم، امانتی است که از نسلهای پیشین به ما رسیده و ما باید با تکیهبر همان الگوها، چراغ این هنر را روشن نگه داریم.
او در پایان، راهکار احیاء این سنت را در کارهای فرهنگی عمیق میبیند؛ اگر میخواهیم فرهنگ عاشورا به درستی به نسلهای آینده منتقل شود، باید در خوانندگی، موسیقی و نحوه اجرا، وسواس و دقت به خرج دهیم. نسل جوان باید با اصالت تعزیه آشنا شود تا این هنر مقدس را دستمایه سطحینگری قرار ندهد. ما همواره کوشیدهایم تعزیه فراتر از یک نمایش باقی بماند و حامل پیامی عمیق باشد. امیدوارم این خدمت ناچیز، مقبول درگاه حق و مورد رضایت سیدالشهدا (ع) قرار گیرد.
انتهای پیام
