بابک ارسیا در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به نقش فوتبال در بازنمایی هویت ملی اظهار کرد: رقابتهای جام جهانی فوتبال اغلب بهعنوان یکی از مهمترین صحنههای نمایش هویت ملی در جهان معاصر شناخته میشود. در این رقابتها، تیمهای ملی صرفاً نمایندگان یک فدراسیون ورزشی نیستند، بلکه به نمادهای فشردهای از هویت، امید و احساسات جمعی یک ملت تبدیل میشوند.
وی افزود: به همین دلیل، عملکرد تیمهای ملی در این رقابتها تنها با متغیرهای فنی و تاکتیکی توضیح داده نمیشود، بلکه مجموعهای از عوامل روانشناختی، اجتماعی و حتی سیاسی در شکلگیری آن نقش دارند. یکی از پدیدههایی که در تحلیلهای جامعهشناختی ورزش بارها مورد توجه قرار گرفته، افزایش سطح انسجام و انگیزش تیمهای ملی در شرایطی است که کشورها با بحرانهای جدی سیاسی، اقتصادی یا امنیتی مواجه هستند.
همبستگی اجتماعی در شرایط بحران تقویت میشود
ارسیا با اشاره به نظریه همبستگی اجتماعی امیل دورکیم بیان کرد: از منظر جامعهشناسی، یکی از مهمترین چارچوبهای نظری برای فهم این پدیده به نظریه همبستگی اجتماعی دورکیم بازمیگردد. وی میان دو نوع همبستگی، یعنی همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیک، تمایز قائل میشود.
وی ادامه داد: در شرایطی که یک جامعه با جنگ یا تهدید مواجه میشود، گرایش به شکلگیری نوعی همبستگی مکانیکی افزایش مییابد؛ به این معنا که افراد با تأکید بیشتر بر اشتراکات هویتی، احساس تعلق قویتری به جمع پیدا میکنند. در چنین وضعیتی، نمادهای ملی از جمله تیم ملی فوتبال میتوانند به کانون تمرکز احساسات جمعی تبدیل شوند و تجربهای مشترک از همبستگی را در سطح جامعه بازنمایی کنند.
تیم ملی؛ نماد یک جماعت خیالی
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با اشاره به دیدگاه بندیکت اندرسون گفت: در نظریه «جماعتهای خیالی» توضیح داده میشود که ملتها بیش از آنکه واقعیتهایی صرفاً عینی باشند، اجتماعاتی هستند که از طریق نمادها، روایتها و تجربههای مشترک ساخته میشوند.
وی افزود: مسابقات بینالمللی ورزشی یکی از مهمترین موقعیتهایی است که در آن اعضای یک ملت، حتی بدون شناخت مستقیم از یکدیگر، احساس تعلق به یک اجتماع واحد را تجربه میکنند. در شرایط جنگی، این تجربه میتواند شدت بیشتری پیدا کند، زیرا مردم به دنبال نمادهایی برای بازتعریف وحدت و امید جمعی هستند.
نقش هویت اجتماعی در تقویت انگیزه ملی
ارسیا با اشاره به نظریه هویت اجتماعی هنری تاجفل و جان ترنر اظهار کرد: بر اساس این نظریه، بخشی از هویت فردی افراد از عضویت در گروههای اجتماعی شکل میگیرد. هنگامی که یک گروه با فشار یا تهدید بیرونی مواجه میشود، مرزهای میان «ما» و «دیگران» پررنگتر شده و اعضای گروه تمایل بیشتری برای دفاع از هویت جمعی خود پیدا میکنند.
وی ادامه داد: در سطح ورزش بینالمللی، تیم ملی میتواند به نماد برجسته این هویت تبدیل شود و بازیکنان در چنین شرایطی خود را حامل مسئولیتی فراتر از یک رقابت ورزشی احساس کنند.
انسجام تیمی؛ عامل کلیدی موفقیت در میدان
وی با اشاره به دیدگاههای روانشناسی ورزش خاطرنشان کرد: مفهوم «انسجام تیمی» نقش تعیینکنندهای در عملکرد تیمها دارد. در مدل کلاسیک آلبرت کارون، انسجام تیمی شامل دو بعد اصلی است؛ انسجام وظیفهای که به میزان تعهد اعضای تیم به هدف مشترک مربوط میشود و انسجام اجتماعی که به روابط عاطفی و اعتماد میان اعضای تیم اشاره دارد.
ارسیا تصریح کرد: شرایط جنگی در سطح ملی میتواند هر دو بعد را تقویت کند. بازیکنان در چنین موقعیتی نهتنها برای موفقیت ورزشی، بلکه برای بازنمایی امید و غرور ملی تلاش میکنند و این مسئله میتواند سطح تعهد و همدلی درون تیم را افزایش دهد.
اثر همگرایی پیرامون پرچم و تقویت وحدت ملی
وی با اشاره به یکی از مفاهیم شناختهشده در علوم سیاسی گفت: مفهوم «اثر همگرایی پیرامون پرچم» بیان میکند که در زمان جنگ یا تهدید خارجی، گرایش به اتحاد و حمایت از نمادهای ملی افزایش مییابد.
ارسیا افزود: اگرچه این مفهوم عمدتاً در تحلیل رفتار سیاسی شهروندان به کار میرود، اما در حوزه ورزش نیز قابل مشاهده است. تیمهای ملی در چنین شرایطی به یکی از مهمترین نمادهای وحدت ملی تبدیل میشوند و عملکرد آنها میتواند احساس همبستگی و امید را در سطح جامعه تقویت کند.
جام جهانی و تجربه خروش جمعی
این پژوهشگر با اشاره به نظریه برانگیختگی جمعی رندال کالینز و مفهوم «خروش جمعی» در آثار دورکیم اظهار کرد: دورکیم از این اصطلاح برای توصیف لحظاتی استفاده میکند که افراد در یک تجربه مشترک، احساسات مشابهی را بهطور همزمان تجربه میکنند.
وی افزود: مسابقات بزرگ ورزشی مانند جام جهانی فوتبال دقیقاً چنین فضایی را ایجاد میکنند؛ فضایی که در آن میلیونها نفر بهطور همزمان درگیر یک تجربه هیجانی مشترک میشوند. در شرایط جنگی، این تجربه میتواند به منبعی برای تقویت همبستگی اجتماعی و بازتولید احساس وحدت ملی تبدیل شود.
نمونههای تاریخی؛ از معجزه برن تا موفقیت کرواسی
ارسیا با اشاره به تجربه برخی کشورها در جامهای جهانی اظهار کرد: نمونههای تاریخی نشان میدهد که تیمهای ملی در برخی شرایط بحرانی توانستهاند فراتر از انتظار ظاهر شوند. یکی از نمونههای قابل توجه، عملکرد تیم ملی کرواسی در جام جهانی ۱۹۹۸ است. این کشور تنها چند سال پیش از آن از دل جنگهای یوگسلاوی بیرون آمده بود و ساختارهای ملی آن همچنان در حال تثبیت بود. با این حال، تیم ملی کرواسی در نخستین حضور خود در جام جهانی به مقام سوم دست یافت. بسیاری از تحلیلگران این موفقیت را با نقش فوتبال در تقویت هویت ملی تازه شکلگرفته کرواسی مرتبط دانستهاند.
وی افزود: نمونه دیگر را میتوان در عملکرد تیم ملی آلمان غربی در جام جهانی ۱۹۵۴ مشاهده کرد. این کشور کمتر از یک دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم در شرایط بازسازی اجتماعی و اقتصادی قرار داشت. قهرمانی غیرمنتظره آلمان در آن رقابتها که به «معجزه برن» مشهور شد، در ادبیات جامعهشناسی ورزش بهعنوان یکی از مهمترین لحظات بازسازی اعتماد به نفس ملی آلمان پس از جنگ مورد تحلیل قرار گرفته است.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی ادامه داد: در موارد دیگری نیز مشاهده شده است که تیمهای ملی در شرایط فشار، جنگ یا تهدید خارجی توانستهاند سطح بالایی از انسجام و انگیزش را تجربه کنند. در چنین موقعیتهایی، تیم ملی به بستری برای بازنمایی امید و بازسازی احساس وحدت میان شهروندان تبدیل میشود. این امر بهویژه در کشورهایی که فوتبال جایگاه مهمی در فرهنگ عمومی دارد، نمود بیشتری پیدا میکند.
بحران همیشه به همبستگی منجر نمیشود
وی با تأکید بر پیچیدگی رابطه میان بحران و عملکرد ورزشی گفت: تأکید بر نقش مثبت بحران در تقویت همبستگی به معنای نادیده گرفتن پیچیدگیهای این رابطه نیست. بحرانها میتوانند فشارهای روانی جدی بر بازیکنان و کادر فنی وارد کنند و در برخی موارد حتی موجب تضعیف عملکرد ورزشی شوند.
ارسیا خاطرنشان کرد: آنچه تعیین میکند جنگ یا مواجهه با یک دشمن مشترک به عاملی تقویتکننده یا تضعیفکننده تبدیل شود، مجموعهای از عوامل واسطهای است؛ از جمله کیفیت رهبری مربی، سطح اعتماد درون تیم، ثبات سازمانی در فدراسیونها و توانایی تبدیل احساسات جمعی به تمرکز حرفهای در میدان مسابقه.
فوتبال؛ یکی از مهمترین میدانهای بازنمایی هویت ملی در ایران
وی با اشاره به جایگاه فوتبال در جامعه ایران اظهار کرد: فوتبال در ایران تنها یک سرگرمی عمومی یا یک رقابت ورزشی نیست، بلکه یکی از مهمترین میدانهای تجربه و بازنمایی هویت ملی محسوب میشود. در بسیاری از لحظات تاریخی، مسابقات تیم ملی توانستهاند فضایی ایجاد کنند که در آن مرزهای اجتماعی، فرهنگی و حتی نسلی برای مدتی کوتاه کمرنگ شود و نوعی تجربه مشترک از «ما بودن» شکل بگیرد.
ارسیا افزود: این ویژگی سبب شده است که تیم ملی فوتبال در ایران جایگاهی فراتر از یک نهاد ورزشی پیدا کند و به یکی از نمادهای مهم همبستگی اجتماعی تبدیل شود. در چنین بستری، هنگامی که جامعه با فشارها یا بحرانهای گستردهای مانند جنگ روبهرو میشود، این نماد میتواند نقش برجستهتری در سازماندهی احساسات جمعی ایفا کند.
تیم ملی و تقویت احساس تعلق جمعی در شرایط تهدید
وی ادامه داد: نخستین سناریوی قابل تصور در این زمینه، وضعیتی است که در آن جنگ با دشمن خارجی به تقویت احساس همبستگی ملی منجر میشود. در شرایطی که جامعه با تهدید یا دشواری مشترکی مواجه است، یکی از واکنشهای اجتماعی رایج، بازگشت به عناصر مشترک هویتی است؛ عناصری که میتوانند احساس تعلق به یک کل بزرگتر را تقویت کنند.
این پژوهشگر اظهار کرد: در چنین شرایطی، تیم ملی فوتبال به یکی از روشنترین نمودهای این هویت مشترک تبدیل میشود. پرچم، سرود ملی و حضور تیمی که نام کشور را نمایندگی میکند، مجموعهای از نشانههای نمادین را شکل میدهد که در لحظه مسابقه، احساس تعلق جمعی را در سطحی گسترده فعال میکند.
نظریه هویت اجتماعی و نقش نمادین تیم ملی
ارسیا با اشاره به نظریه هویت اجتماعی گفت: از منظر این نظریه، افراد در شرایط تهدید یا رقابت بینگروهی تمایل بیشتری به برجسته کردن هویت گروهی خود پیدا میکنند. در چنین فضایی، مرزهای هویتی میان «ما» و «دیگران» پررنگتر میشود و افراد بیش از گذشته به دنبال نمادهایی میگردند که بتوانند این هویت مشترک را نمایندگی کنند.
وی افزود: در عرصه ورزش بینالمللی، تیم ملی فوتبال دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. بازیکنان در این چارچوب تنها ورزشکاران حرفهای نیستند، بلکه به حاملان نمادین شأن و اعتبار جمعی تبدیل میشوند.
از همبستگی ملی تا انسجام درون تیمی
وی در ادامه تأکید کرد: اهمیت این فرایند تنها به سطح نمادین محدود نمیشود. هنگامی که احساس تعلق ملی تقویت میشود، نوعی همدلی اجتماعی نیز شکل میگیرد که میتواند روابط درون تیم را تحت تأثیر قرار دهد.
ارسیا خاطرنشان کرد: بازیکنان که خود نیز بخشی از همان جامعه هستند، در چنین شرایطی اغلب با آگاهی بیشتری از نگاه و انتظار عمومی وارد میدان میشوند. این آگاهی میتواند به افزایش حس مسئولیت جمعی در تیم منجر شود؛ احساسی که در آن موفقیت یا شکست دیگر صرفاً به عملکرد فردی هر بازیکن محدود نمیشود، بلکه به سرنوشت مشترک تیم گره میخورد.
وی گفت: همین تجربه مشترک از مسئولیت و نمایندگی، یکی از عوامل مهم در شکلگیری انسجام تیمی به شمار میرود.
خروش جمعی و پیوند عاطفی جامعه با تیم ملی
ارسیا با اشاره به مفهوم «خروش جمعی» در آثار امیل دورکیم اظهار کرد: دورکیم معتقد بود که در برخی موقعیتهای اجتماعی، افراد در یک تجربه هیجانی مشترک به سطحی از همدلی و همزمانی عاطفی میرسند که نوعی انرژی جمعی تولید میکند.
وی افزود: مسابقات تیم ملی فوتبال در ایران بارها چنین لحظاتی را رقم زده است؛ لحظاتی که در آن میلیونها نفر بهطور همزمان یک رویداد را دنبال میکنند، واکنشهای مشابهی نشان میدهند و احساس میکنند بخشی از یک تجربه مشترک هستند. در شرایط بحران، این تجربه جمعی میتواند معنایی عمیقتر پیدا کند، زیرا جامعه در جستوجوی نشانههایی از وحدت و امید است.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی ادامه داد: در چنین فضایی، رابطه میان جامعه و تیم ملی رابطهای یکسویه نیست. همانگونه که جامعه با حمایت و توجه خود نوعی سرمایه عاطفی پیرامون تیم ایجاد میکند، تیم نیز با نمایش تلاش، همبستگی و تعهد میتواند این احساسات را بازتاب داده و تقویت کند.
وی خاطرنشان کرد: این تعامل نمادین میان جامعه و تیم ملی سبب میشود عملکرد تیم تنها بهعنوان یک نتیجه ورزشی تفسیر نشود، بلکه بهمثابه نشانهای از ظرفیت جمعی برای همگرایی و مقاومت نیز درک شود.
فوتبال و بازتولید جماعت خیالی
ارسیا با اشاره به دیدگاه بندیکت اندرسون گفت: از منظر جامعهشناسی ملیگرایی، چنین لحظاتی به بازتولید «جماعت خیالی» کمک میکند؛ مفهومی که اندرسون برای توصیف ملت به کار برده است. در مسابقات بزرگ ورزشی، میلیونها نفر که هرگز یکدیگر را ندیدهاند، احساس میکنند در یک تجربه مشترک سهیم هستند.
وی افزود: در ایران، که فوتبال از جایگاه فرهنگی ویژهای برخوردار است، این تجربه مشترک میتواند به تقویت احساس تعلق ملی کمک کند و برای مدتی کوتاه، شکافهای اجتماعی را در سایه یک هدف مشترک قرار دهد.
زنجیره اجتماعی و روانشناختی شکلگیری انسجام تیمی
وی ادامه داد: در سناریویی که همبستگی ملی تقویت میشود، نوعی زنجیره اجتماعی و روانشناختی شکل میگیرد؛ بهگونهای که فشار یا تهدید خارجی ابتدا به برجسته شدن هویت جمعی میانجامد. این هویت تقویتشده، حمایت اجتماعی و توجه عمومی به تیم ملی را افزایش میدهد و این حمایت نیز به نوبه خود حس مأموریت و مسئولیت مشترک را در میان بازیکنان تقویت میکند.
ارسیا تصریح کرد: این احساس مشترک میتواند انسجام درونی تیم را افزایش دهد و زمینه را برای عملکردی فراتر از ظرفیتهای صرفاً فنی فراهم سازد. به بیان دیگر، آنچه در زمین مسابقه دیده میشود، تنها نتیجه تمرین و تاکتیک نیست، بلکه بازتاب شبکهای از نیروهای اجتماعی و عاطفی است که در سطح جامعه شکل گرفتهاند.
جام جهانی ۲۰۲۶ و تجربهای فراتر از یک رویداد ورزشی
وی در جمعبندی مباحث خود اظهار کرد: بررسیهای نظری و تاریخی نشان میدهد که شرایط بحرانی و جنگی میتواند به تقویت همبستگی اجتماعی، برجسته شدن هویت جمعی و افزایش انگیزش نمادین در تیمهای ملی منجر شود. در چنین لحظاتی، فوتبال از یک رقابت صرفاً ورزشی فراتر میرود و به صحنهای تبدیل میشود که در آن جامعه تلاش میکند روایت مشترکی از امید، مقاومت و وحدت را بازآفرینی کند.
ارسیا افزود: به همین دلیل، تحلیل عملکرد تیمهای ملی، بهویژه در جام جهانی فوتبال، تنها با توجه به تاکتیکها و مهارتهای فنی کامل نمیشود، بلکه نیازمند درک عمیقتری از نیروهای اجتماعی و روانشناختی است که در پس این رقابتها جریان دارند.
وی ادامه داد: در جامعهای مانند ایران که تجربههای تاریخی متعددی از همبستگی در لحظات حساس داشته است، این فرایند میتواند معنایی ویژه پیدا کند. تیم ملی در چنین موقعیتهایی ممکن است به یکی از معدود عرصههایی تبدیل شود که در آن روایت مشترکی از امید، تلاش و تعلق ملی بازسازی میشود.
این پژوهشگر در پایان تأکید کرد: از این منظر، عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نه فقط یک رخداد ورزشی، بلکه بخشی از یک تجربه اجتماعی گستردهتر است؛ تجربهای که در آن جامعه میکوشد احساس وحدت، همدلی، انسجام اجتماعی و هویت مشترک خود را بار دیگر بازتعریف و بازتولید کند.
انتهای پیام
