حمیدرضا سهیلی در گفتوگو با ایسنا درباره تحولات روایت عاشورا در ادبیات معاصر اظهار کرد: تفاوت روایت عاشورا در آثار معاصر نسبت به آثار کلاسیک را میتوان در سه سطح «محتوا»، «قالب» و «هدف» بررسی کرد. در آثار کلاسیک، روایت عاشورا عمدتاً در قالب شعر و با هدف مرثیهسرایی و ستایش حماسی شکل میگرفت. زبان این آثار فاخر، کلیگرا و سرشار از مبالغههای شاعرانه بود، اما در ادبیات معاصر شاهد گذار از «سوگِ صرف» به «تحلیلِ رویداد» هستیم.
وی افزود: در گذشته تاریخ بازگو میشد، اما امروز تاریخ بازآفرینی و تفسیر میشود. تمرکز از معجزات و کرامات محض به سمت انگیزهها، کشمکشهای روانی و برداشتهای اخلاقی از واقعه تغییر یافته و پیام عاشورا نیز از یک رویداد مذهبی صرف، به الگویی جهانی برای مبارزه با ظلم و استبداد تبدیل شده است.
این نویسنده با اشاره به نمونههای شاخص روایتپردازی معاصر از واقعه عاشورا خاطرنشان کرد: مجموعه «گنجشک و جبرئیل» اثر سیدحسن حسینی، نقطه عطفی در این مسیر به شمار میآید؛ زیرا برای نخستین بار مفاهیم عاشورایی را در قالب شعر سپید و نیمایی اظهار کرد. همچنین رمان «نامیرا» اثر صادق کرمیار، به بررسی علل وقوع واقعه عاشورا در جامعه کوفه میپردازد و با روایت خیانتها، ترسها و طمعهای مردمی، تصویری واقعگرایانه از بستر تاریخی آن ارائه میدهد.
سهیلی ادامه داد: مجموعه داستان «نان خون» نوشته رضا وحید و نیز «فراموشان» اثر داوود غفارزادگان از دیگر نمونههای شاخص این رویکرد هستند. در «نان خون»، راویانی چون تیمارکننده اسب که طمع به ذوالجناح او را به دشمنی با امام میکشاند، انتخاب شدهاند و در «فراموشان» نیز با ۶ زاویه دید موازی نشان داده میشود که حقیقت عاشورا را میتوان از دریچه نگاه غریبهها و حاشیهنشینان نیز روایت کرد. همچنین مرتضی مطهری در کتاب «حماسه حسینی» با ارائه نگاهی نقادانه به منابع تاریخی، زمینه حذف روایتهای خرافی و غیرمنطقی را فراهم کرد.
وی درباره نوآوری در روایتهای عاشورایی معاصر تصریح کرد: استفاده از شیوههایی مانند تغییر زاویه دید، بهرهگیری از راوی غیرمعصوم و سایر نوآوریهای فرمی، موجب شکلگیری روایتهای تازه و خلق آثار ماندگار شده است، اما این نوآوریها هنوز به یک جریان غالب تبدیل نشدهاند.
نوآوری در ادبیات عاشورایی هنوز یک استثناست، نه یک قاعده
این نویسنده افزود: اکثریت قریب به اتفاق تولیدات ادبی عاشورایی همچنان در دام کلیشههای سنتی مرثیهسرایی و توصیفهای سطحی از مصائب گرفتار هستند و از ظرفیتهای ادبیات مدرن برای خلق درام و تعلیق بهره کافی نبردهاند. نبود نقد ادبی تخصصی و فقدان نظریهپردازی اصولی در این حوزه نیز سبب شده است بسیاری از نویسندگان جسور نتوانند مسیرهای تازه را بهدرستی ادامه دهند. از این رو، نوآوری در ادبیات عاشورایی همچنان یک استثنای درخشان ، نه یک قاعده محسوب میشود.
سهیلی با اشاره به رویکردهای انسانشناسانه در ادبیات عاشورایی معاصر بیان کرد: این موضوع مهمترین دستاورد و در عین حال حساسترین چالش ادبیات معاصر به شمار میرود. میزان موفقیت نویسندگان در این زمینه، تا حد زیادی به فاصله شخصیت از مرکز واقعه بستگی دارد.
وی ادامه داد: نویسندگان در پرداخت شخصیتهای پیرامونی، مانند حر بن یزید ریاحی در «فتح خون» شهید آوینی یا مردم عادی و تردیدزده کوفه در «نامیرا»، موفقیت چشمگیری داشتهاند. این شخصیتها با همه ضعفها، اضطرابها و کشمکشهای درونیشان به تصویر کشیده شدهاند و همین امر باعث شده مخاطب امروز بتواند با آنها همذاتپنداری کند و سیر تحولشان را باورپذیر بداند.
این نویسنده اضافه کرد: در مقابل، شخصیتهای محوری همچون امام حسین(ع) و خاندان ایشان، به دلیل جایگاه معصومانه و بینقصی که در روایات رسمی دارند، عملاً درباره ایشان شخصیتپردازی پویا انجام نشده و امکان کشف و گسترش ابعاد ناشناخته در آنها محدود است. این مسئله سبب شده است این شخصیتها غالباً به صورت شمایلی ثابت و دستنیافتنی بازنمایی شوند. در نتیجه، ادبیات معاصر در روایت فضاهای اجتماعی پیرامون عاشورا موفقتر از بازنمایی مستقیم خود واقعه عاشورا عمل کرده است.
سهیلی با تاکید بر اینکه ادبیات عاشورایی معاصر در آستانه بلوغ قرار دارد، بیان کرد: ادبیات عاشورایی معاصر در آستانه بلوغ قرار دارد، پیشرفتهای فرمی و نگاه انسانشناسانه در این حوزه غیرقابل انکار است، اما این تحول هنوز کامل نشده و در مواردی به سطح شعار محدود مانده است.
عاشورا، بزرگترین ایده بکر ادبیات فارسی
وی افزود: برای عبور از وضعیت کنونی و تبدیل استثنا به قاعده، سه عنصر حیاتی مورد نیاز است؛ نخست، جسارت بیشتر نویسندگان و عبور از کلیشههای تکراری؛ دوم، شکلگیری نقد ادبی تخصصی و نظاممند و سوم، حمایت ناشران از آثار تجربی که ریسکهای فرمی و محتوایی را میپذیرند. تا زمانی که این سه رکن فراهم نشود، عاشورا همچنان بزرگترین ایده بکر ادبیات ما باقی خواهد ماند که هنوز به روایت حقیقی و شایسته خود دست نیافته است.
انتهای پیام
