به گزارش ایسنا، خبرآنلاین نوشت:
قرنها بود که ازدواجهای سلطنتی توسط اشراف طراحی میشد، پاپها برای آنها استراتژی میچیدند، یا در مواردی نادر، به نام عشق رقم میخوردند. اکثر این پیوندها دقیقاً مانند مهرههای شطرنج برای ثروتمندتر شدن، محافظت و پایداریِ یک پادشاهی، سلسله یا امپراتوری برنامهریزی میشدند. با این حال، هنوز هم پیش میآمد که کنیزکان به مقام سلطانه (همسر سلطان) میرسیدند، ملکهها پادشاهان خود را ترک میکردند و عشقی ابدی به جنونی دیوانهوار بدل میشد. از روابط بدنامی که جرقه اصلاحات مذهبی را زدند تا عشقهای ممنوعهای که سنتهای چندین قرن را در هم شکستند، این ازدواجهای جنجالی حقیقتاً این پرسش را مطرح میکنند که آیا عشق واقعاً بر همه چیز پیروز است؟
۱. کلئوپاترا و مارک آنتونی
عاشقانه افسانهای کلئوپاترای هفتم (۶۹ تا ۳۰ پیش از میلاد) و مارک آنتونی (۸۸ تا ۳۰ پیش از میلاد) به پایانِ سه هزار سال حاکمیت مصر انجامید، زمینهساز ظهور امپراتوری روم شد و شکسپیر را مجذوب خود کرد. پس از دیدار این دو در سال ۴۱ پیش از میلاد، آنها رابطهای پرشور و علنی را آغاز کردند که جهان باستان را به رسوایی کشاند. کلئوپاترا که معشوقه پیشینِ ژولیوس سزار بود، در پی حفظ استقلال مصر در برابر قدرتِ رو به گسترش روم بود. به همین ترتیب، آنتونی نیز بهشدت در تلاش بود تا قدرت خود را در برابر رقیب سرسخت و همتای حکومتیاش، یعنی اکتاویان، تحکیم بخشد.
این دو در سال ۳۷ پیش از میلاد، با وجود اینکه آنتونی همچنان در عقدِ اوکتاویا، خواهرِ اکتاویان، بود، طی مراسمی باشکوه ازدواج کردند. در سال ۳۴ پیش از میلاد، آنتونی پادشاهی ارمنستان را فتح کرد و سرزمینهای آن را میان فرزندان خود و کلئوپاترا تقسیم نمود و به جای رم، در اسکندریه جشن گرفت. بدتر از آن، آنتونی سزاریون، پسرِ کلئوپاترا و سزار، را وارث برحق رم اعلام کرد. اکتاویان نیز با تبلیغات عمومی، آنتونی را بدنام کرد و مدعی شد که کلئوپاترا با جادو و افسون، او را از رم دور کرده است.
اکتاویان پس از آنکه آنتونی در سال ۳۲ پیش از میلاد، اوکتاویا را طلاق داد، رسماً علیه کلئوپاترا اعلام جنگ کرد. او در سال ۳۱ پیش از میلاد، ضربهای مهلک بر این زوج در «نبرد آکتیوم» وارد آورد و آنان را وادار به فرار کرد. هنگامی که اسکندریه محاصره شد، کلئوپاترا در مقبره خود پنهان شد و خبر دروغین خودکشیاش را برای آنتونی فرستاد. آنتونی که از اندوهِ بسیار درهم شکسته بود، با خنجر به خود ضربه زد و او را نزد کلئوپاترا بردند. کلئوپاترا نیز برای آنکه از تحقیر و اسارت در امان بماند، همین راه را در پیش گرفت و احتمالاً در ۱۲ اوت سال ۳۰ پیش از میلاد، با مسموم کردن خود، به زندگیاش پایان داد. مرگ او به سلسلهی بطلمیوسی و جمهوری روم پایان داد و به اکتاویان این امکان را داد که قدرت را یکپارچه کند و به «آگوستوس»، اولین امپراتور روم، تبدیل شود.
۲. ژوستینین و تئودورا از امپراتوری بیزانس
ازدواج میان تئودورا (حدود ۴۹۰/۵۰۰ تا ۵۴۸ میلادی) و ژوستینین یکم (۴۸۳ تا ۵۶۵ میلادی)، قوانین رومی را بازنویسی کرد و سلطه امپراتوری روم شرقی (بیزانس) را تحکیم بخشید. ژوستینین در سال ۵۲۵ میلادی با انتخاب معشوقهاش که پیشتر بازیگر بود، به عنوان همسر و همرأی خود، هنجارها را درهم شکست. او که شیفته زیبایی، هوش و ذکاوت تئودورا شده بود، قانونی ۵۰۰ ساله را که ازدواج بین بازیگران و طبقه اشراف را منع میکرد، دور زد. درعوض، با صدور یک فرمان امپراتوری، قانون را اصلاح کرد و به اینگونه ازدواجها در صورتی که بازیگر سبک زندگی پیشین خود را اصلاح میکرد، رسمیت بخشید. سپس، او تئودورا را به مقام اشرافی (پاتریسین) ارتقا داد تا بتواند قانوناً با او ازدواج کند.
با وجود خشم خانواده و اشراف، ازدواج آنها به نیروی پویایی از قدرت امپراتوری تبدیل شد. این زوج که به عنوان حاکمان برابر و محرم اسرار یکدیگر شناخته میشدند، قوانین روم را تدوین کردند که سرآغازِ حقوق مدنی مدرن بود، و پروژههای عظیم عمرانی مانند «ایاصوفیه» را بنیان نهادند. تئودورا به دلیل سیاستهای جسورانه و بیرحمیاش بدنام شد. زمانی که ژوستینین در جریان شورشهای «نیکا» در سال ۵۳۲ میلادی قصد فرار داشت، تئودورا او را وادار کرد که بماند، بجنگد و دستور قتلعام ۳۰ هزار شورشی را صادر کند.
با این حال، همعصران او، مانند تاریخنگار «پروکوپیوس قیصریهای»، هرگز ظهور او به قدرت را نپذیرفتند و به آن احترام نگذاشتند. درعوض، روایات آنها تصویر او را اهریمنی جلوه داد و با خلق داستانهای سخیف و اغراقآمیز، شخصیت او را به عنوان یک دیوِ شهوتران و تشنه قدرت تخریب کرد. در واقعیت، ژوستینین حتی پس از مرگ تئودورا نیز او را میستود و هرگز همسر دیگری اختیار نکرد. میراث او همچنین در تعهدش به حمایتهای قانونی و خودمختاری زنان تثبیت شده است. برای مثال، او فحشای اجباری را ممنوع کرد، روسپیان را آزاد ساخت و مراکز بازپروری برای آنان، قربانیان تجاوز و زنان بیخانمان بنا کرد.
۳. الینور آکیتن و هنری دوم انگلستان
پیوند میان الینور آکیتن (۱۲۰۴-۱۱۲۲) و هنری دوم (۱۱۸۹-۱۱۳۳) سلسلهی پلانتاژنه را پدید آورد و انگلستان را به یک قدرت عظیم در قرون وسطی تبدیل کرد. با این حال، ازدواج آنها با یک رسوایی بزرگ آغاز شد. پیش از ازدواجشان در سال ۱۱۵۲، الینور همسر و ملکه لوئی هفتم، پادشاه فرانسه بود. اما پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، نداشتن پسر، خصومت دوجانبه و چندین مورد ربودن او توسط خواستگاران مشتاق، الینور ازدواجشان را فسخ کرد و تنها ظرف دو ماه با هنری ازدواج نمود.
آنها با هم امپراتوری آنژوین را تأسیس کردند و دوکنشین موروثی او، آکیتن، که نیمی از فرانسه قرون وسطی را در بر میگرفت، به قلمروهای انگلیسی هنری افزودند. آنها صاحب هشت فرزند شدند، ازجمله ریچارد شیردل و سه ملکه آینده اروپا. با وجود این پیروزیها، الینور در سال ۱۱۷۳ از شورش پسرانش علیه هنری حمایت کرد. در تلافیِ این کار، هنری او را به مدت ۱۶ سال زندانی کرد. پس از مرگ هنری، الینور نفوذ خود را بازیافت؛ او در دوران حضور ریچارد در جنگهای صلیبی سوم، به جای پسرانش بر انگلستان حکم راند، بر سر مبلغ آزادیِ (فدیه) او مذاکره کرد و تخت سلطنت را برای پسر دیگرش، جان، تضمین نمود. او تا زمان مرگش در ۸۲ سالگی، یک چهره کلیدی سیاسی باقی ماند.
با وجود اینکه الینور یکی از قدرتمندترین، تحصیلکردهترین و ثروتمندترین زنان قرون وسطی بود، همعصرانش به دلیل روحیه مستقل و تواناییهای سیاسیاش، او را فردی «نامقدس» و «اهریمنی» جلوه میدادند. با این حال، این قضاوتهای کلیشهای، اهمیت او را به عنوان مهمترین زنِ جهانِ قرون وسطی نادیده میگیرند. به همین ترتیب، حمایت او از موسیقی و شعر، مضامینِ بنیادینی را که هنوز با این دوره پیوند دارند، پرورش داد؛ مضامینی همچون تکامل افسانههای آرتوری و داستانهای جوانمردی، شوالیهگری و عشقهای درباری.
۴. ملکه یادویگا از لهستان و دوک بزرگ یوگایوا از لیتوانی
پیوند میان ملکه یادویگا (حدود ۱۳۷۳/۱۳۷۴–۱۳۹۹) و پادشاه یوگایلا (۱۳۵۲/۱۳۶۲–۱۴۳۴) همچنان لحظهای تعیینکننده در تاریخ اروپای شرقی است. ازدواج آنها لهستان و لیتوانی را متحد کرد، آخرین سنگر پاگانیسم (کیشهای غیرابراهیمی) در اروپا را به مسیحیت تغییر داد و سلسله یاگیلون را پایهگذاری کرد. اشراف لهستان، با توجه به اینکه یادویگا نخستین و آخرین فرمانروای زن لهستان بود، ازدواج او را با دوک لیتوانی برای مقابله با «شوالیههای توتونی»، مجارستان و اتریش ترتیب دادند. طبق توافق «اتحادیه کروُ» (Union of Krewo) در سال ۱۳۸۵، آنها پذیرفتند که با یکدیگر ازدواج کرده و تاجوتخت لهستان و لیتوانی را در ازای تغییر دین یوگایلا و مردمش به مسیحیت، متحد کنند.
یوگایوا پس از برگزیدن نام «ولادیسلاو دوم یاگیو»، غسل تعمید یافت و در سال ۱۳۸۶ با یادویگا ازدواج کرد. همکاری آنها با موفقیت پیش رفت؛ یادویگا به عنوان دیپلماتی کارآمد و یوگایوا به عنوان رهبری نظامی و سرسخت عمل میکردند. افزون بر این، یادویگا دسترسی به آموزش و مذهب را گسترش داد، بودجه مدارس را برای کمک به تازهمسیحیان لیتوانیایی تأمین کرد و نخستین مراکز آکادمیک، فرهنگی و هنری لهستان را بنیان نهاد.
با این حال، ازدواج آنها بر پایه عشق نبود. یادویگا که اغلب به عنوان دختری معصوم که همهچیزش را فدای کشورش کرد به تصویر کشیده میشود، در زمان ازدواج با یوگایوا که ده تا بیست سال از او بزرگتر بود، تنها دوازده سال داشت. پس از ده سال، آنها صاحب فرزند شدند، اما او و نوزادش در سال ۱۳۹۹ به دلیل عوارض زایمان درگذشتند. یوگایلا تاجوتخت لهستان را برای ۳۵ سال حفظ کرد، شوالیههای توتونی را در سال ۱۴۱۰ در «نبرد گرونوالد» شکست داد و سلسله یاگیلون را با همسر چهارم خود تداوم بخشید. یادویگا همچنان به عنوان یک قهرمان ملی شناخته میشود که در سال ۱۹۹۷ توسط پاپ ژان پل دوم به دلیل فداکاریها و ارادتش به ایمان و ملتش، قدیس اعلام شد.
۵. ایزابلای یکم کاستیل و فردیناند دوم آراگون
پیوند ایزابلای کاستیل (۱۵۰۴-۱۴۵۱) و فردیناند دوم آراگون (۱۵۱۶-۱۴۵۲) اسپانیا را متحد کرد و نخستین ابرقدرت جهانی اروپا را پدید آورد. این دو در ۱۹ اکتبر ۱۴۶۹ مخفیانه با یکدیگر ازدواج کردند، در حالی که با برادر ایزابلای مخالفت کرده بودند و حمایت پاپ را نیز که برای ازدواج پسرعمو و دخترعمو لازم بود، نداشتند. پس از ادغام پادشاهیهایشان در سال ۱۴۷۹، آنها با شکست دادن امیرنشین گرانادا در سال ۱۴۹۲، اسپانیا را یکپارچه کردند. پس از به پایان رساندنِ ۸۰۰ سال «بازپسگیری» (Reconquista)، آنها با تأمین مالی نخستین سفر کریستف کلمب، میراث خود را تثبیت کردند.
تلاش متعصبانه آنها برای ایجاد یک ملت کاتولیک و همگون در اروپا و فراتر از آن، به قیمت جان میلیونها نفر، برای آنها عنوان «پادشاهان کاتولیک» را به ارمغان آورد. در سال ۱۴۷۸، آنها «تفتیش عقاید اسپانیایی» (Spanish Inquisition) را برای آزار، شکنجه و اعدام کسانی که مرتد تلقی میشدند، راهاندازی کردند. بین سالهای ۱۴۹۲ و ۱۵۰۲، دهها هزار یهودی و مسلمان مجبور شدند که یا به مسیحیت بگروند، یا اعدام شوند و یا بگریزند. این پادشاهان همچنین از سیاستهای اقتصادی سختگیرانه و تغییر دین اجباریِ جمعیتهای بومی تحت فرمانداری کلمب در هیسپانیولا حمایت کردند. پس از سالها شکایت از استبداد، بیرحمی و قاچاق جنسیِ کودکان بومی، پادشاهان در اکتبر ۱۵۰۰ کلمب را بازداشت کردند. اما تا دسامبر همان سال او را عفو کرده و از چهارمین سفر دریاییاش حمایت کردند.
ایزابلا و فردیناند همچنین نقشه دیپلماسی اروپا را بازطراحی کردند. دختران آنها با پادشاهان آینده انگلستان، پرتغال و امپراتوری مقدس روم ازدواج کردند. پادشاهان جایگاه محکم خود را نزد پاپهای خاندان بورجیا تثبیت کردند و حمایت آنها را برای فعالیتهای استعماریشان حفظ نمودند. تا زمان مرگ ایزابلا در سال ۱۵۰۴، کشورهای اروپایی یا با اسپانیا پیوند خورده بودند، یا از آن هراس داشتند و یا به آن وفادار بودند.
۶. آن بولین و هنری هشتم انگلستان
پیوند میان آن بولین (حدود ۱۵۰۱/۱۵۰۷–۱۵۳۶) و هنری هشتم (۱۵۴۷-۱۴۹۱) جرقه اصلاحات دینی انگلستان و نخستین اعدام یک ملکه انگلیسی را زد. هنری در سال ۱۵۲۲، هنگامی که آن به عنوان بانوی ندیمه همسرش، ملکه کاترین آراگون، خدمت میکرد، شیفته او شد. پس از ۲۴ سال زندگی مشترک، هنری و کاترین نتوانسته بودند صاحب وارث مذکر شوند. آن، برخلاف خواهرش مری، نپذیرفت که معشوقه پادشاه باشد و خواستار ازدواج شد.
هنری در سال ۱۵۲۷ برای ازدواج با آن، خواستار ابطال ازدواجش با کاترین شد. اما پاپ کلمنت هفتم با این درخواست مخالفت کرد، زیرا کاترین خواهرزاده شارل پنجم و دختر پادشاهان کاتولیک (ایزابل و فردیناند) بود. تا سال ۱۵۳۴، هنری تمام روابط خود را با رم قطع کرد، خود را رئیس کلیسای انگلستان اعلام نمود، نزدیکترین مشاوران کاتولیکش را اعدام کرد و اصلاحات دینی انگلستان را آغاز نمود. با وجود آنکه شورای خصوصی، اشراف و مشاوران مذهبیاش هنری را در این اقدامات یاری میکردند، آن بولین اغلب به عنوان زنی حیلهگر و جادوگر تصویر شده است که مسئول خشونتهای فرقهای پس از آن بود. آن که پیشتر باردار شده بود، در ۲۵ ژانویه ۱۵۳۳ به طور مخفیانه با هنری ازدواج کرد و در ژوئن همان سال تاجگذاری کرد و ملکه شد. او با تأمین کمکهای رفاهی، بیمارستانها و مدارس برای فقرا، وظایف خود را با جدیت انجام داد. اما پس از چندین سقط جنین، هنری، آن را به دلیل ناتوانی در به دنیا آوردن وارث مذکر مقصر دانست. سرانجام در ۱۹ مه ۱۵۳۶، او را با اتهامات ساختگی زنای با محارم، زنا و خیانت به کشور اعدام کرد. هنری بعدها چهار همسر دیگر اختیار کرد، اما هیچیک پسری نداشتند که تا بزرگسالی زنده بماند و به سلطنت برسد. با وجود تلاشهای هنری برای محو همه آثار و یادگارهای آن، میراث او از طریق سلطنت دخترش، ملکه الیزابت اول، برای همیشه ماندگار شد.
۷. کاترین دِ مدیچی و هنری دوم فرانسه
ازدواج کاترین دِ مدیچی (۱۵۸۹-۱۵۱۹) و هنری دوم (۱۵۵۹-۱۵۱۹) بر دورهای از جنگهای داخلی، انقلابهای هنری و پایان دودمان والوآ سایه افکند. اگرچه اشراف فرانسه کاترین را به عنوان «دختر یک بازرگان» خارجی تحقیر میکردند، فرانسوای اول و پاپ کلمنت هفتم برای اتحاد پاپی و فرانسه در برابر هابسبورگها و پروتستانیسم، ازدواج آن دو را در ۲۸ اکتبر ۱۵۳۳ ترتیب دادند. پس از یک دهه ناباروری و خیانتهای هنری با معشوقه محبوبش، دیان دو پواتیه، این زوج صاحب ده فرزند شدند. اما در سال ۱۵۵۹، هنری در جریان یک مسابقه نیزهزنی جان باخت و همسر ایتالیایی غیرسلطنتی او را وارد دههها نیابت سلطنت و سرپرستی دوران پرتلاطم حکومت سه پسر بیمار و ناتوانشان کرد. شیوه زیرکانه کاترین برای مشروعیت بخشیدن به حکومت فرزندانش و ایجاد ثبات در فرانسه در جریان جنگهای مذهبی فرانسه، لقب «ملکه مار» را برای او به ارمغان آورد. تاریخنگاران اغلب او را مسئول این دوره خونین ناآرامیهای داخلی و خشونتهای فرقهای میدانند، با وجود آنکه شورای سلطنتی، اشراف و ارتش نیز در آن نقش داشتند. برای نمونه، کاترین اغلب به عنوان طراح اصلی کشتار مشهور روز سن بارتلمی در سال ۱۵۷۲ معرفی میشود. اما این پسرش، شارل نهم، بود که فرمان ترور رهبران هوگنو را که برای مراسم ازدواج خواهرش در پاریس گرد آمده بودند، صادر کرد؛ اقدامی که به کشتاری یکماهه انجامید و جان تا ۳۰ هزار هوگنو را گرفت.
آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، تلاش مادامالعمر کاترین برای حفظ ثبات سلطنت، دیپلماسی خستگیناپذیر او با رهبران هوگنو و حمایت همیشگیاش از هنرهاست. او رنسانس ایتالیایی را به فرانسه معرفی کرد، زمینهساز پیدایش باله فرانسوی شد، ساخت کاخهای مشهور پاریس را سفارش داد و حتی استفاده از چنگال را وارد آداب و رسوم فرانسوی کرد.
۸. خرم سلطان (روکسلانا) و سلیمان باشکوه
ازدواج میان خرم سلطان (حدود ۱۵۵۸-۱۵۰۵) و سلیمان اول (۱۵۶۶-۱۴۹۴) هنجارهای جنسیتی، نظام جانشینی، سیاستهای تولیدمثل و امور خیریه را در امپراتوری عثمانی دگرگون کرد. روکسلانا، زنی اسلاو که به بردگی گرفته شده بود، در سال ۱۵۲۰ به حرمسرای عثمانی آورده شد. او با پذیرش اسلام و انتخاب نام خرم، بهسرعت مورد توجه و علاقه سلیمان قرار گرفت. خرم با به دنیا آوردن یک پسر برای سلطان و سپس باقی ماندن در پایتختهای ایالتی - که برخلاف سنتی ۲۰۰ ساله بود - سپس پنج فرزند دیگر نیز به دنیا آورد و درنهایت به همسر و شریک قدرت او تبدیل شد. در سال ۱۵۳۴، سلیمان برخلاف انتظار جهان عثمانی، با این کنیز پیشینِ خود طی باشکوهترین مراسم ازدواج قرن ازدواج کرد. او با انتقال دائمی حرمسرای سلطنتی به کاخ توپکاپی، نخبگان را بیش از پیش شگفتزده کرد و زمینهساز شکلگیری «سلطنت زنان» شد؛ دورهای که نفوذ سیاسی زنان در آن اغلب یا شیطانی جلوه داده شده یا به شکلی اغراقآمیز جنسیسازی شده است. در حالی که سلیمان به دلیل آغاز دوران طلایی امپراتوری با عنوان «باشکوه» شناخته میشود، نفوذ خرم باعث شد او به عنوان یک فریبکار شیطانی و جادوگر مسئول افول امپراتوری تصویر شود. نقش زیرکانه او و احتمال دخالتش در اعدامهای ابراهیم پاشا، صدراعظم، و نیز شاهزاده مصطفی، پسر نخست سلیمان، بیش از پیش چهره او را در روایتهای تاریخی تیره کرد. با این حال، نبوغ و تدبیر سیاسی خرم او را به دیپلماتی کارآمد و نیکوکار تبدیل کرد. او نخستین سُلطانهای بود که به حمایت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه عثمانی پرداخت. وی مدارس عمومی، حمامها و آشپزخانههای خیریه در اورشلیم، مکه و مدینه بنا کرد. همچنین مجموعه خرم سلطان را بنیان گذاشت که نخستین بیمارستان ویژه زنان بود و خدمات درمانی رایگان برای زنان باردار، فقیر، بیمار یا دارای معلولیت فراهم میکرد.
۹. آناستازیا رومانُوفا و ایوان مخوف
ازدواج آناستازیا رومانُوفا زاخرین-یوریِوا (۱۵۶۰-۱۵۳۰) و ایوان چهارم واسیلیِویچ (۱۵۸۴-۱۵۳۰) پیشدرآمد یکی از خشنترین دورههای تاریخ روسیه بود. دوران کودکی آشفته ایوان، که تحت تأثیر کشمکشهای قدرت میان بویارها (اشراف روس) شکل گرفته بود، باعث پارانویا و بدگمانی همیشگی در او شد. او در کودکی یتیم شد و مادرش زمانی که تنها هشت سال داشت، احتمالاً مسموم گردید. در ۱۶ سالگی، ایوان در سال ۱۵۴۷ به عنوان نخستین تزار روسیه تاجگذاری کرد. ایوان همچنان به بویارها بیاعتماد بود و با آنها مخالفت میکرد. او در سال ۱۵۴۷ همسر خود را از میان حدود ۱۵۰۰ نامزد، از خانوادهای با رتبه پایینتر انتخاب کرد. ایوان عمیقاً عاشق آناستازیا شد و خلقوخوی آرام و مهربان او تا حدی او را تسکین میداد. اما پس از ۱۳ سال ازدواج و داشتن شش فرزند، آناستازیا در سال ۱۵۶۰ بیمار شد و درگذشت. ایوان که متقاعد شده بود بویارها مانند مادرش او را نیز مسموم کردهاند، دچار فروپاشی کامل روانی شد و هرگز بهبود نیافت. او موهایش را میکشید، سرش را به زمین میکوبید و در مراسم خاکسپاری او بیوقفه میگریست. رفتارهای خشن او تشدید شد و لقب «مخوف» را برایش به همراه آورد. از ۱۵۶۲ تا ۱۵۷۲، نیروی پلیس مخفی او، اُپریچنیکها، صدها هزار نفر از مظنونان به خیانت، بهویژه بویارها را ترور و قتلعام کردند؛ اقدامی که با پاکسازیهای استالین مقایسه میشود. در سال ۱۵۸۱، ایوان در یک حمله خشم، عروس خود را کتک زد و باعث سقط جنین او شد، سپس پسر و وارث خود، ایوان، را به قتل رساند. پس از مرگ ایوان در ۱۵۸۴، دودمان روریک با پسر بیوارثش فئودور اول ادامه یافت. مرگ فئودور جنگ داخلی ۱۵ سالهای را آغاز کرد که با انتخاب میخائیل رومانوف، برادرزاده بزرگ آناستازیا، به سلطنت پایان یافت. از طریق نسب او، دودمان رومانوف بنیان گذاشته شد و تا سقوط نهایی در ۱۹۱۷ بر روسیه حکومت کرد.
۱۰. کاترین کبیر و پیتر سوم
ازدواج کاترین کبیر (۱۷۹۶-۱۷۲۹) و پتر سوم روسیه (۱۷۶۲-۱۷۲۸) روایتی از خیانت و قتل است که آغازگر عصر طلایی امپراتوری روسیه شد. امپراتریس الیزابت، کاترین را که پیشتر با نام شاهزاده آلمانی سوفیا آنهالت-تسربست شناخته میشد، برای همسریِ آینده برادرزاده و جانشین خود برگزید. با این حال، این دو خویشاوند دور از یکدیگر بیزار بودند، اما در ۲۱ اوت ۱۷۴۵ با هم ازدواج کردند.
در حالی که پتر همچنان فردی خستهکننده، کودکصفت و مستِ خشن باقی ماند، سوفی هویت آلمانی خود را با هویت یک امپراتریس مشروع جایگزین کرد؛ او زبان روسی را آموخت، به مذهب ارتدوکس گروید، نام اکاترینا را برگزید و به مطالعه فشرده سیاست، فلسفه و هنر پرداخت. با آگاه شدن از نیت پتر برای طلاق گرفتن چند ماه پس از رسیدن به سلطنت، در ۹ ژوئیه ۱۷۶۲، کاترین با کمک معشوقش گریگوری اورلوف همسر خود را از قدرت کنار زد. پتر هشت روز بعد به طور مرموزی در حالی که تحت نظر الکسی اورلوف، برادر گریگوری، بود درگذشت و کاترین را به عنوان تنها فرمانروای روسیه باقی گذاشت. کاترین سپس تا زمان مرگش در ۱۷۹۶، طولانیترین دوران سلطنت را در میان زنان حاکم تجربه کرد و روسیه را دگرگون ساخت. او که از اندیشههای عصر روشنگری الهام گرفته بود، سیاست، اقتصاد، رفاه و نظام حقوقی روسیه را اصلاح کرد و همزمان از هنرها نیز حمایت نمود. اصلاحات او شامل ایجاد مدارس، یتیمخانهها و بیمارستانها در سراسر روسیه بود. او با گسترش امپراتوری، لهستان را برای قرنها از نقشه حذف کرد و یکی از معماران اصلی تجزیههای لهستان بود. همچنین، او نظام سرفداری را حفظ کرد، سیاستهای سختگیرانه ضدیهودی را تأیید نمود و هرگونه تهدید احتمالی را بهشدت سرکوب کرد؛ حتی به بهای آسیب دیدن عشق و سلامت روان پسرش، پاول اول.
انتهای پیام