۱۴۰۵-۰۴-۰۴ | ۱۱:۰۲
تحلیل محمدرضا بهشتی از زمینه‌های شکل‌گیری واقعه عاشورا

تحلیل محمدرضا بهشتی از زمینه‌های شکل‌گیری واقعه عاشورا

استاد فلسفه دانشگاه تهران گفت: حوادث و تحولات سال های پس از رحلت پیامبر(ص)، زمینه شکل‌گیری شبهات و سردرگمی‌هایی را در جامعه فراهم کرده بود. در چنین شرایطی تشخیص مسیر درست برای بسیاری از افراد آسان نبود.

به گزارش ایسنا، سیدمحمدرضا بهشتی، در سخنرانی خود با موضوع «مسئولیت اجتماعی در مکتب حسینی» در مجمع دینی احیای فضیلت، با اشاره به ابعاد اجتماعی و انسانی واقعه عاشورا، اظهار کرد: هر بار که به این رویداد عظیم و شهادت بزرگ می‌اندیشم، با پدیده‌ای حیرت‌آور مواجه می‌شوم که همچنان ذهن مرا به خود مشغول کرده است.

وی با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری قیام امام حسین(ع) گفت: همه ما از حوادثی که به وقوع عاشورا انجامید آگاهیم. امام حسین(ع) در شرایطی مسیر خود را آغاز کرد که با دعوت‌های مکرر و پرشور مردم کوفه مواجه بود؛ مردمی که از وضعیت نابسامان، ظلم و فاصله گرفتن جامعه از آرمان‌های اسلامی به ستوه آمده بودند و از آن حضرت می‌خواستند برای اصلاح اوضاع وارد عمل شود.

بهشتی ادامه داد: در نامه‌های فراوانی که برای امام حسین(ع) ارسال شده بود، با تعابیری سرشار از اشتیاق و امید از ایشان دعوت شده بود تا به کوفه بیاید. با این حال، در روزهای منتهی به عاشورا، بسیاری از همان دعوت‌کنندگان در برابر امام صف‌آرایی کردند؛ موضوعی که خود پرسشی جدی و تأمل‌برانگیز را پیش روی ما قرار می‌دهد.

این استاد فلسفه با اشاره به روایت مشهور گفت‌وگوی امام حسین(ع) با فرزدق اظهار کرد: هنگامی که امام از او درباره وضعیت کوفه پرسید، پاسخ داد: «دل‌های مردم با توست، اما شمشیرهایشان علیه تو.» این جمله کوتاه اما عمیق، دریچه‌ای به فهم وضعیت روحی و اجتماعی جامعه آن روز می‌گشاید.

وی افزود: پرسش اساسی این است که چگونه ممکن است در یک جامعه، محبت و علاقه به امام حسین(ع) با ایستادن در برابر او جمع شود؟ آیا این وضعیت نشان‌دهنده یک کشمکش درونی عمیق در میان افراد نیست؟ به نظر می‌رسد عاشورا ما را با یکی از پیچیده‌ترین وضعیت‌های انسانی روبه‌رو می‌کند؛ جایی که دل به سویی گرایش دارد اما رفتار و تصمیم در جهت دیگری قرار می‌گیرد.

بهشتی با بیان اینکه این دوگانگی را نمی‌توان صرفاً به مردم کوفه محدود کرد، گفت: برای فهم این مسئله باید عوامل مختلفی از جمله ساختار اجتماعی کوفه، تنوع انگیزه‌های سیاسی، قومی و اقتصادی و همچنین سطح شناخت و آگاهی افراد را مورد توجه قرار داد. همه کسانی که در شمار شیعیان شناخته می‌شدند، الزاماً از یک سطح اعتقادی و معرفتی برخوردار نبودند و اهداف و انگیزه‌های متفاوتی را دنبال می‌کردند.

وی ادامه داد: برخی ممکن است حمایت از امام را در راستای تحقق منافع قومی، اجتماعی یا سیاسی خود می‌دیدند و تا زمانی همراهی می‌کردند که این منافع تأمین شود اما هنگامی که شرایط دشوار می‌شد، مسیر دیگری را برمی‌گزیدند.

استاد فلسفه دانشگاه تهران همچنین به نقش تردیدها و ابهام‌های معرفتی در شکل‌گیری این وضعیت اشاره کرد و گفت: حوادث و تحولات چند دهه پس از رحلت پیامبر(ص)، زمینه شکل‌گیری شبهات و سردرگمی‌هایی را در جامعه فراهم کرده بود. در چنین شرایطی تشخیص مسیر درست برای بسیاری از افراد آسان نبود.

وی با تأکید بر اهمیت مسئله «تزاحم ارزش‌ها» افزود: بسیاری از افراد میان ارزش‌های مختلفی همچون امنیت، رفاه، جایگاه اجتماعی، حفظ خانواده و پایبندی به حقیقت و عدالت گرفتار می‌شوند. در چنین موقعیت‌هایی تصمیم‌گیری دشوار است و انسان ناگزیر باید میان این ارزش‌ها دست به انتخاب بزند.

بهشتی خاطرنشان کرد: عاشورا صحنه آشکار شدن همین کشمکش‌های درونی است؛ جایی که از یک سو فضیلت، حقیقت و شخصیت والای امام حسین(ع) دل‌ها را جذب می‌کند و از سوی دیگر، ترس از دست دادن منافع، امنیت و موقعیت‌های فردی، افراد را از همراهی با حقیقت بازمی‌دارد.

وی تصریح کرد: این کشمکش تنها به تاریخ تعلق ندارد و در زندگی امروز ما نیز حضور دارد. انسان همواره در برابر انتخاب‌های دشوار قرار می‌گیرد و عاشورا یکی از بزرگ‌ترین درس‌های خود را در همین نقطه به ما ارائه می‌دهد؛ اینکه چگونه در لحظه تصمیم، حقیقت را بر مصلحت‌های زودگذر ترجیح دهیم.
استاد فلسفه دانشگاه تهران اظهار کرد: یکی از نمونه‌های روشن کشمکش درونی انسان در برابر انتخاب‌های دشوار را می‌توان در شخصیت ژان والژان در رمان «بینوایان» ویکتور هوگو مشاهده کرد؛ شخصیتی که پس از سال‌ها رنج و زندان، به جایگاه اجتماعی و اعتبار رسیده است، اما ناگهان درمی‌یابد فردی بی‌گناه به اشتباه به جای او محاکمه و محکوم خواهد شد.

وی افزود: ژان والژان در برابر یک انتخاب سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد؛ از یک سو وظیفه اخلاقی و انسانی او ایجاب می‌کند حقیقت را آشکار کرده و فرد بی‌گناه را نجات دهد و از سوی دیگر، چنین تصمیمی به معنای از دست دادن همه دستاوردهایی است که پس از سال‌ها رنج به دست آورده است. این وضعیت، نمونه‌ای از دشواری تصمیم‌گیری در لحظات تعیین‌کننده زندگی انسان است.

بهشتی با پیوند دادن این تجربه انسانی به واقعه عاشورا گفت: بسیاری از کسانی که امام حسین(ع) را دعوت کردند اما بعدها در صف مقابل ایشان قرار گرفتند، احتمالاً با چنین کشمکش‌های درونی مواجه بودند. آنان حقانیت دعوت امام را می‌شناختند، اما در برابر انتخابی دشوار قرار گرفته بودند؛ انتخابی که ممکن بود امنیت، موقعیت اجتماعی، منافع اقتصادی یا حتی جان آنان را به خطر بیندازد.

وی ادامه داد: یکی از نخستین راه‌های گریز از این مسئولیت، پناه بردن به رفتار دیگران است. انسان با خود می‌گوید مگر فقط من مسئولم؟ دیگران چه می‌کنند؟ اکثریت جامعه چه تصمیمی گرفته‌اند؟ چرا من باید متفاوت عمل کنم؟ از همین نقطه، فرایند توجیه آغاز می‌شود و حتی ممکن است در اصل ارزش‌هایی که پیش‌تر پذیرفته شده بود نیز تردید ایجاد شود.

استاد فلسفه دانشگاه تهران افزود: در چنین شرایطی انسان به تدریج در حقانیت مسیری که پیش‌تر آن را درست می‌دانست نیز تشکیک می‌کند؛ تا جایی که ممکن است درباره انگیزه‌های امام حسین(ع) نیز پرسش‌هایی مطرح شود و قیام آن حضرت به انگیزه‌های قبیله‌ای یا قدرت‌طلبانه تقلیل یابد. این در حالی است که امام حسین(ع) از آغاز تلاش داشت هرگونه شائبه قبیله‌گرایی یا مطالبه قدرت شخصی را از نهضت خود دور نگه دارد.

وی با اشاره به برخی استدلال‌های رایج در جامعه آن روز گفت: بسیاری ممکن بود با خود بیندیشند که اکثریت مسلمانان با حکومت وقت همراه شده‌اند و مخالفت با آن به معنای ایجاد شکاف در امت اسلامی است. همچنین برخی به فتاوا و مواضع شخصیت‌های صاحب نفوذ استناد می‌کردند و از این طریق برای تصمیم خود مشروعیت می‌ساختند.

بهشتی تأکید کرد: آنچه در نهایت اهمیت دارد این است که شمشیرها علیه امام حسین(ع) تنها پس از پایان یک کشمکش طولانی درونی به حرکت درآمدند. افراد ابتدا در درون خود میان حق و مصلحت، حقیقت و منفعت، فضیلت و آسایش دست به انتخاب زدند و سپس بر اساس آن انتخاب عمل کردند.

وی در ادامه با طرح این پرسش که چرا پس از قرار گرفتن در جبهه مقابل امام، رفتارها تا این اندازه خشن و بی‌رحمانه شد، گفت: به نظر می‌رسد قساوتی که در کربلا مشاهده می‌شود، تنها یک رفتار بیرونی نیست، بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای وجدان درونی است. هنگامی که فرد تصمیم خود را گرفته و در برابر حقیقت ایستاده است، هر نشانه‌ای که او را به بازنگری در تصمیمش فرا بخواند، به تهدیدی برای آرامش روانی او تبدیل می‌شود و از همین رو با شدت بیشتری سرکوب می‌شود.

وی افزود: این مسئله را می‌توان در برخی رجزها و سخنان نقل‌شده از سپاه مقابل امام حسین(ع) نیز مشاهده کرد. آنان به خوبی امام را می‌شناختند و نسبت ایشان با پیامبر اسلام(ص) و جایگاه اخلاقی و معنوی او را انکار نمی‌کردند، اما در عین حال با خشونتی کم‌نظیر از کشتن ایشان سخن می‌گفتند. این تناقض، نشان‌دهنده عمق بحران درونی و تلاش برای خاموش کردن ندای حقیقت است.

بهشتی با تأکید بر اینکه عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، اظهار کرد: نباید همه ماجرا را به کوفیان محدود کنیم و تنها به سرزنش آنان بپردازیم. پرسش اصلی این است که آیا ما نیز در زندگی خود با چنین دو راهی‌ها و چند راهی‌هایی مواجه نمی‌شویم؟ آیا همواره مطمئن هستیم که در لحظه انتخاب، مسیر درست را برخواهیم گزید؟

وی ادامه داد: آنچه در فرهنگ اسلامی با تعبیر «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بیان شده، ناظر به همین حقیقت است؛ اینکه انسان در سراسر زندگی خود بارها در معرض انتخاب‌های سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد و باید میان ارزش‌های متعارض تصمیم بگیرد.

استاد فلسفه دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: انسان بدون آنکه خود انتخاب کرده باشد، در شرایط تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خاصی قرار می‌گیرد. این وضعیت، امکانات و محدودیت‌های متفاوتی را پیش روی او می‌گذارد، اما در نهایت مسئولیت انتخاب همچنان بر عهده خود اوست.

وی افزود: دشواری زندگی انسانی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از آنجا که هر انتخاب به معنای چشم‌پوشی از گزینه‌های دیگر است. انسان موجودی متناهی است و ناگزیر باید در هر مقطع از زندگی میان امکان‌های مختلف یکی را برگزیند و مسئولیت پیامدهای آن را نیز بپذیرد.

بهشتی تصریح کرد: مهم‌ترین درس عاشورا برای انسان امروز، تأمل در همین لحظات انتخاب است. به جای آنکه تنها به قضاوت و ملامت گذشتگان بپردازیم، باید خود را در معرض این پرسش قرار دهیم که اگر در موقعیتی مشابه قرار بگیریم، آیا توان انتخاب حقیقت را خواهیم داشت یا خیر.

بهشتی با اشاره به جمله مشهور امیرالمؤمنین علی(ع) در لحظه ضربت خوردن، اظهار کرد: همواره این پرسش برای من مطرح بوده است که معنای عمیق عبارت «فزتُ وربّ الکعبه» چیست. برداشت شخصی من این است که این جمله، بیان احساس انسانی است که در طول زندگی خود رنج‌ها، مرارت‌ها، مجاهدت‌ها و آزمون‌های دشوار بسیاری را پشت سر گذاشته و در لحظه پایانی، خود را در انتخاب مسیر درست کامیاب می‌بیند.

وی افزود: گویی امیرالمؤمنین(ع) در آن لحظه اعلام می‌کند که در تمامی دوراهی‌ها و چندراهی‌های زندگی، در آزمون‌های دشوار انتخاب، راه درست را برگزیده و اکنون به پیروزی حقیقی دست یافته است. از این منظر، «فزتُ وربّ الکعبه» تنها یک جمله نیست، بلکه بیان موفقیت انسانی است که توانسته در میدان انتخاب‌های سرنوشت‌ساز زندگی، بر نفس و موانع غلبه کند.

استاد فلسفه دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه انسان تا پایان عمر با موقعیت‌های انتخاب‌گرانه مواجه است، گفت: این دوراهی‌ها و چندراهی‌ها هیچ‌گاه ما را رها نمی‌کنند و همواره در برابر تصمیم‌هایی قرار می‌گیریم که سرنوشت فردی و اجتماعی ما را رقم می‌زنند. اهمیت عاشورا نیز در همین است که فرصتی برای بازاندیشی در نحوه انتخاب‌های ما فراهم می‌کند.

وی ادامه داد: باید از این فرصت بهره گرفت و بار دیگر در مسیر زندگی به تأمل درباره راه‌یابی‌ها و انتخاب‌های خود پرداخت؛ اینکه آیا می‌توانیم در لحظات تعیین‌کننده، راه حق، عدالت، فضیلت و رستگاری را تشخیص دهیم و برگزینیم.

بهشتی در پایان با درود به امام حسین(ع) و یاران شهید ایشان اظهار کرد: سلام و درود بر حسین‌بن‌علی(ع) و یاران باوفای او که هر یک آیینه‌دار حقیقت و فضیلت بودند. درخشش شخصیت امام حسین(ع) چنان است که گاه جایگاه والای همراهان آن حضرت کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، در حالی که آنان نیز در سخت‌ترین آزمون‌های زندگی، راه حق را برگزیدند.

وی افزود: درود بر همه کسانی که در دشواری‌های زندگی و در لحظات سرنوشت‌ساز انتخاب، توانسته‌اند پس از سنجیدن و سبک‌سنگین کردن راه‌ها، مسیر حق، عدالت، رستگاری و فلاح را انتخاب کنند و به گونه‌ای زندگی کنند که در پایان راه، هم خداوند از آنان راضی باشد و هم خود از زندگی خویش احساس رضایت و خرسندی داشته باشند.

انتهای پیام

# سیاسی

آخرین اخبار سیاسی