ابوالحسن حسینزاده در گفتوگو با ایسنا با اشاره به جایگاه قیام عاشورا در شکلگیری ذهنیت انقلابی ایرانیان، اظهار کرد: قیام عاشورا دارای مؤلفههای چندوجهی است که آن را به یک الگوی تمامعیار برای مبارزه با استبداد و استکبار تبدیل کرده است. نخستین و مهمترین مؤلفه، اصل امر به معروف و نهی از منکر است که بهعنوان یک فریضه سیاسی-اجتماعی، زمینهساز قیام علیه رژیمهای ظالمانه شد.
وی افزود: دومین مؤلفه، اسطورهسازی از شهادت بهعنوان عزتمندانهترین شکل مقاومت است؛ مؤلفهای که نبرد حق و باطل را از سطح یک واقعه تاریخی فراتر برده و آن را به یک گفتمان جاودانه و امتدادپذیر تبدیل کرده است. سومین عنصر، رهبری بصیر و آگاه حضرت سیدالشهدا(ع) است که با تکیه بر آگاهی جمعی، از هرگونه سازش با طاغوت و ظالمان پرهیز کرد.
مدیر گروه تمدن و سیاست مرکز پژوهشی تمدن اسلامی همچنین چهارمین مؤلفه را تقدم تکلیف بر نتیجه دانست و بیان کرد: این اصل به انقلابیون آموخت که حتی در شرایط نابرابر نیز ایستادگی فیسبیلالله، وظیفهای الهی است. این مؤلفهها در بستر فکری رهبران انقلاب اسلامی، از جمله امام خمینی(ره)، رهبر شهید و دیگر انقلابیون، به یک هندسه معرفتی برای انقلاب اسلامی و تداوم آن تبدیل شد که در آن، عاشورا نه یک رویداد سوگوارانه، بلکه یک منشور راهبردی برای مبارزه با نظام سلطه تعریف میشود.
وی با اشاره به نقش مجالس عزاداری، هیاتها و منبرها در انتقال پیام عاشورا به فضای سیاسی و انقلابی، عنوان کرد: این محافل، بهویژه در دهههای منتهی به انقلاب، کارکردی فراتر از مناسک دینی یافتند و بهعنوان کلاسهای درس مبارزه عمل میکردند و منبریانی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید خامنهای، دکتر شریعتی، آیتالله مهدویکنی و دیگر روحانیون مبارز، ترجمان سیاسی از واقعه کربلا ارائه میدادند.
این پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی ادامه داد: در این مجالس، مفاهیمی چون استکبارستیزی، ظلمستیزی و انتظار پویا برای قیام، به زبان روز جامعه ترجمه میشد. هیاتها نیز با سرودن اشعار حماسی-عاشورایی و ترویج روضههای سیاسی، شور حسینی را به شعور انقلابی پیوند میزدند و شبکهای از ارتباطات مردمی را شکل میدادند که در حوادثی مانند ۱۵ خرداد ۴۲ و تظاهرات پیوسته از دیماه ۵۶ تا مراسم اربعینهای زنجیرهای تا سال ۵۷، به طرز شگفتانگیزی به یک ساختار هماهنگکننده تبدیل شد. در واقع، منبر و مرثیه، پل ارتباطی میان پیام کربلا و مطالبه عدالتخواهانه جامعه ایرانی بود و همین پیوند، عاشورا را به یکی از اصلیترین منابع الهامبخش نهضت اسلامی و انقلاب ایران تبدیل کرد.
حسینزاده با بیان اینکه الگوی عاشورا در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بهعنوان یک سرمایه راهبردی مورد استفاده قرار گرفت، اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب، الگوی عاشورا در سه سطح کلان بهکار گرفته شد و در هر یک از این سطوح، نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی، تقویت مقاومت و مواجهه با تهدیدها ایفا کرد.
وی با اشاره به نقش عاشورا در دوران جنگ تحمیلی، افزود: در جنگ تحمیلی، روحیه ایثار و شهادت برگرفته از عاشورا، به یک نظم عملیاتی در جبههها تبدیل شد و رزمندگان با الهام از شهادتطلبی حسین(ع) و اصحابش، و نیز صبر حضرت زینب(س) و پیام اسارت کاروان حسینی، توانستند شکست ظاهری را به پیروزی مستمر تبدیل کنند. همین منطق، جبهه را به میدان تجلی فرهنگ مقاومت تبدیل کرد.
مدیر گروه تمدن و سیاست مرکز پژوهشی تمدن اسلامی اضافه کرد: در عرصه دفاع از تمامیت ارضی نیز شعار "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" به شعار مقاومت ملی ایرانیان بدل شد و با تقویت آیینهایی همچون تعزیه و سینهزنی در قالب رزمایشهای مردمی، حس وحدت ملی را بازتولید کرد. این بازآفرینی فرهنگی، فقط یک حرکت نمادین نبود، بلکه به انسجام اجتماعی و آمادگی عمومی برای دفاع از کشور نیز کمک کرد.
حسینزاده به نقش الگوی عاشورا در سیاست خارجی اشاره کرد و گفت: در عرصه سیاست خارجی، گفتمان "ما اهل کوفه نیستیم" بهعنوان یک هشدار راهبردی در مواجهه با فشارهای بینالمللی مطرح شد؛ بدین معنا که انقلاب اسلامی، برخلاف کوفیان، امام خود را تنها نمیگذارد. این رویکرد بهویژه در مواجهه با تحریمها و تهدیدات نظامی، به تقویت انعطافپذیری مقاوم انجامیده است.
وی همچنین به نقش فرهنگ عاشورا در تابآوری ایرانیان در جنگ اقتصادی اشاره کرد و افزود: امام حسین(ع) با نپذیرفتن ذلت بیعت با یزید، فرمودند خدا برای ما جز عزت نخواهد پسندید. در جنگ اقتصادی امروز نیز این آموزه به معنای اقتصاد مقاومتی، عین عزت ملی ترجمه میشود. این نگاه یعنی تکیه بر تولید داخل، قطع وابستگی به بیگانگان و اصلاح الگوی مصرف؛ همانگونه که امام حسین(ع) زیر بار ذلت نرفت، ملت ایران نیز تحریم را نه پایان راه، بلکه نقطهای برای خودکفایی، تعامل عزتمندانه و بازتعریف قدرت اقتصادی میداند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در جنگ فرهنگی که دشمن به دنبال تغییر هویت، بیارزشسازی شهادت و ترویج ابتذال است نیز الگوی عاشورا شعار هویت حسینی در برابر تهاجم یزیدی را ارائه میدهد، گفت: این شعار یعنی بازتولید گفتمان امر به معروف و نهی از منکر در فضای مجازی و رسانهای و مقابله با روایتهای تحریفشدهای که میکوشند عاشورا را به یک واقعه صرفاً عاطفی تقلیل دهند.
حسینزاده ادامه داد: در این عرصه، شعار کلیدی برگرفته از خطبههای حضرت زینب(س) یعنی «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» یادآور این حقیقت است که در جنگ فرهنگی، شکستناپذیری در گرو صبر بر ناملایمات و تبدیل تهدید به فرصت برای انتقال ارزشها به نسل جوان است. این، پایه همه جنگهاست، چراکه قدرت تابآوری و ارادهها تعیینکننده نتایج جنگ خواهد بود.
حضور شبانه مردم جلوهای از فرهنگ عاشورایی است
وی با بیان اینکه حضور شبانه و مداوم مردم در خیابان طی ماههای اخیر نیز یکی از جلوههای شکوه عاشورا در خونخواهی رهبر شهید بود، عنوان کرد: این جلوههای حضور باشکوه مردم در خیابان نشان میدهد که فرهنگ عاشورایی همچنان بهعنوان یک حافظه فعال جمعی عمل میکند. حضور خودجوش و شبانه مردم در راهپیماییهای حمایتی از مام وطن و محور مقاومت یا استقبال از کاروانهای جانبازان و شهدا، عیناً برگرفته از سنت وداع با کاروان اسرا در کربلاست.
مدیر گروه تمدن و سیاست مرکز پژوهشی تمدن اسلامی ادامه داد: همچنین شعارهایی نظیر «هیهات منا الذله» که در روزهای اخیر بر سر زبانها جاری شد، نشان از بازتولید گفتمان عاشورایی در بزنگاههای تاریخی دارد. این شعارها صرفاً عبارتهایی احساسی نیستند، بلکه بیانگر یک منظومه فکریاند که در آن، عزت، مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم، بهعنوان یک اصل هویتی بازتولید میشود.
حسینزاده با اشاره به بُعد سیاسی و راهبردی فرهنگ عاشورا، بیان کرد: ایستادگی دیپلماتیک و نظامی کشور در برابر تهدیدات فرامنطقهای، با الهام از «اصل عدم سازش با ظلم» در سیره حسینی، به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شده است که کارشناسان سیاسی آن را «قدرت نرم عاشورایی» مینامند. هرچند کمّیسازی این تأثیرپذیری دشوار است، اما شواهد میدانی گویای پیوند عمیق بین رفتار جمعی مردم و مؤلفههای هویتی عاشوراست. حتی اگر مذاکره و گفتوگویی از سوی دولتمردان با دشمنان صورت گیرد، این روند باید در جهت استیفای حقوق مردم عاشورایی صورت گیرد؛ چراکه در منطق عاشورا، گفتوگو و تعامل زمانی معنا دارد که با عزت، حفظ کرامت و پاسداری از اصول همراه باشد.
انتهای پیام
