به گزارش ایسنا، روزنامه خراسان در شماره امروز خود نوشت: پس از مذاکرات سوئیس، موجی از ادعاهای رسانهای و بیانات مقامات ارشد آمریکایی، فضای افکار عمومی ایران را با یک پرسش جدی و جنجالی روبه رو کرد: آیا ایران طبق توافق، ملزم به خرید اجباری گندم، ذرت و سویای آمریکایی با داراییهای آزادشده خود شده است؟ جنجال از آن جا آغاز شد که رئیسجمهور ایالات متحده و معاون او، جیدی ونس، با ادبیاتی فاتحانه از بازشدن بازاری جدید به نام ایران برای کشاورزان آمریکایی سخن گفتند. این در حالی است که مقامات بانکی و نزدیکان تیم مذاکرهکننده ایران، هرگونه الزام در این خصوص را با قاطعیت رد میکنند. برای درک حقیقت این ماجرا، باید از پوسته لفاظیهای سیاسی عبور کرد و به عمق ساختار تجارت غلات و البته «جنگ روایتها» نگریست.
رویای آمریکایی برای پولهای ایرانی؛ روایت واشنگتن از بازار جدید
آنچه باعث التهاب در فضای رسانهای شد، اظهارات صریح و مکرر مقامات واشنگتن بود. رئیسجمهور آمریکا مدعی شده است که این ۱۲ میلیارد دلار بهطور کامل تحت کنترل آنهاست و صرفاً به کشاورزان و دامداران آمریکایی اختصاص خواهد یافت تا محصولاتی نظیر ذرت و گندم را بهطور انحصاری به ایران بفروشند. جیدی ونس نیز پا را فراتر گذاشته و از توافقی با قطر سخن میگوید که بر اساس آن، هرگونه هزینهکرد این داراییها باید به تأیید آمریکا برسد تا عملاً صرف خرید سویا و گندم آمریکایی شود.
اما این روایت آمریکایی، بیش از آنکه یک گزارش فنی از توافق باشد، شبیه به یک کمپین انتخاباتی و تبلیغاتی برای جلب رضایت ایالتهای کشاورزی آمریکاست. به نظر می رسد واشنگتن تلاش میکند این پیام را به داخل کشور خود مخابره کند که «پول ایران را به جای نقدینگی، به کالا تبدیل کردیم و آن کالا را هم خودمان فروختیم.»
پاسخ تهران؛ نفی هرگونه الزام و تاکید بر اختیار بانک مرکزی
در سوی دیگر میدان، روایت تهران کاملاً متفاوت است. عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، با رد گمانهزنیها درباره خرید اجباری از آمریکا، تصریح کرده است که در یادداشتهای امضا شده در سوئیس، هیچ الزامی برای خرید کالا از ایالات متحده وجود ندارد. به گفته وی، این منابع قرار است طبق روال توافقات پیشین، صرف واردات کالاهای اساسی و دارو شود، اما منبع تأمین این کالاها را نیاز، قیمت و کیفیت تعیین میکند، نه دستور واشنگتن.
همتی همچنین به یک نکته کلیدی اشاره کرده است: ایران سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار صرف واردات کالاهای اساسی میکند. تخصیص منابع آزاد شده به این اقلام، در واقع باعث آزاد شدن منابع ارزی دیگر کشور میشود که پیش از این برای این منظور در نظر گرفته شده بودند. این یعنی ایران از این منابع برای تأمین نیازهای موجود استفاده میکند، نه آنکه تقاضایی تازه به نفع طرف آمریکایی ایجاد شده باشد.
علاوه بر همتی، مهدی محمدی کارشناس نزدیک به تیم مذاکره کننده نیز به صراحت تاکید کرده که این پول در اختیار کامل بانک مرکزی است و هیچ محدودیتی برای هزینه در غذا، دارو یا خرید از هر کشوری (حتی غیرآمریکایی و ارزانتر) ندارد.
بازتعریف یک فرایند قدیمی؛ وقتی تجارت با «کارگیل و بونگه» جدید نیست
اما آیا میتوان ادعای ترامپ و تکذیب همتی را در یک قاب تحلیلی جمع کرد؟ یک پاسخ محتمل در ساختار تجارت جهانی غلات نهفته است. بررسیها و گزارشهای موجود نشان میدهد که نام شرکتهای بزرگ چندملیتی، از جمله کارگیل و بونگه، حتی در سالهای تحریم نیز در زنجیره تأمین غلات و نهادههای دامی ایران مطرح بوده است.
در واقع، تجارت غذا میان ایران و بازارهای جهانی هرگز بهطور کامل متوقف نشد، بلکه به دلیل محدودیتهای بانکی و تحریمی، عمدتاً از مسیرهای غیرمستقیم، واسطهای و پرهزینه ادامه یافت. از این منظر، آنچه واشنگتن امروز بهعنوان «بازشدن بازاری جدید» معرفی میکند، میتواند بیش از آنکه خلق یک مسیر تازه باشد، بازتعریف سیاسی و رسانهای همان فرایند قدیمی در قالب یک سازوکار مالی شفافتر یا تحت نظارت مستقیمتر باشد.
خطر انحصار و ضرورت نگاه به شرق؛ از روسیه تا مسیرهای غیردلاری
با این حال، مسئله اصلی صرفاً آمریکایی یا غیرآمریکایی بودن مبدأ خرید نیست، بلکه نحوه سازماندهی واردات کالاهای اساسی و ریسک وابستگی به چند بازیگر محدود است. برخی گزارشهای اقتصادی هشدار میدهند که تمرکز بر تأمینکنندگان محدود، که در سال های گذشته مسبوق به سابقه است، (چه از مسیر شرکتهای بزرگ غربی و چه از کانالهای واسطهای)، میتواند نظام واردات کشور را در معرض انحصار، افزایش هزینههای لجستیک و وابستگی بیشتر به چرخههای ارزی قرار دهد.
در این میان، توجه به گزینههای نزدیکتر و متنوعتر اهمیت مضاعف پیدا میکند. روسیه، بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان گندم جهان و همسایه شمالی ایران، و نیز برخی کشورهای آسیای میانه، از ظرفیت بالقوهای برای ایفای نقش بیشتر در تأمین یا ترانزیت غلات برخوردارند؛ هرچند این مسیر نیز بدون محدودیت نیست و با چالشهایی در حوزه حملونقل، زیرساخت و سیاستگذاری صادراتی روسیه روبهروست. از این منظر، تنوعبخشی به مبادی واردات، کاهش تمرکز بر چند تأمینکننده محدود و استفاده از مسیرهای کمهزینهتر، میتواند به کاهش ریسک در تأمین کالاهای اساسی کمک کند و حتی ضروری است.
لزوم هوشیاری در برابر اطلاعات نادرست
ماجرای ۱۲ میلیارد دلار و غلات آمریکایی، بیش از آنکه یک پرونده بازرگانی باشد، آزمونی برای هوشیاری ملی است. از یک سو، مقامات اجرایی ایران باید با شفافیت و دقت، مانع از شکلگیری هرگونه انحصار یا تحمیل اراده طرف مقابل در هزینهکرد منابع شوند و امنیت غذایی را به مسیرهای امن و منطقهای سوق دهند. از سوی دیگر، جامعه باید درخصوص جنگ روایتهایی که قصد دارد یک فرایند فنی و قدیمی را به ابزاری برای تحقیر ملی یا ایجاد خشم اجتماعی تبدیل کند، هوشیار باشد.
واقعیت این است که ایران با طرفی روبهروست که میکوشد هر دلار آزادشده را به ابزاری برای جنگ رسانهای و اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل کند. در چنین شرایطی، اتکا به اطلاعات دقیق، شفافسازی درباره سازوکار هزینهکرد منابع و پرهیز از وابستگی در تأمین کالاهای اساسی، مهمترین راه برای عبور از این فضای غبارآلود است.
انتهای پیام
