حجتالاسلام و المسلمین حسنعلی اخلاقیامیری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه یکی از مباحث مهمی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، بحث وحدت حوزه و دانشگاه بود، اظهار کرد: این موضوع از بیانات امام راحل بود و رهبری شهید هم در طول مدت زعامت خود به وحدت حوزه و دانشگاه تاکید و تببین فراوانی کردند. مراد و هدف از طرح موضوع وحدت حوزه و دانشگاه به قبل از پیروزی انقلاب بازمیگردد. رژیم پهلوی که رژیم خود باخته در مقابل غرب و دنیای استکبار بود تلاش کرده بود بین حوزه و دانشگاه جدایی بیندازد و دانشگاه را در ذهن حوزویان متهم به بیدینی میکرد. همینطور حوزه را در ذهن دانشگاهیان به عدم درک شرایط روز متهم میکرد.
وی افزود: در دوره پهلوی، همواره تلاش بود تا بین این دو نهاد بزرگ تاثیرگذار در کشور جدایی افکنده شود. امام بعد از پیروزی انقلاب و به مناسبت شهادت دکتر مفتح که ایشان هم حوزوی بود و هم در دانشگاه تدریس میکرد، مسئله لزوم وحدت بین حوزه و دانشگاه را مطرح کردند و رهبری شهید هم بارها و بارها آن را مورد تاکید قرار دادند. تعبیر رهبری شهید این بود که علم و دین همکاری پایاپایی در کنار هم دارند برای مثال در قرآن و روایات دینی ما مکررا از علم تجلیل شده و بر ضرورت علمآموزی تاکید شده است. از طرف دیگر اندیشمندان و عالمان همواره و غالبا با دین سازگار بودند و حتی دین را تبلیغ میکردند که مثال آن در بین داشنمندان بزرگ اسلامی فراوان است.
این نماینده مجلس با اشاره به اینکه پیوند علم و دین در خود ادبیات دینی بسیار مشهود و محسوس است، خاطرنشان کرد: علم و دین دو بال حرکت یک جامعه است یعنی جامعه به فهم دینی و تبلیغ صحیح آن نیازمند است و از سمتی دیگر به علم و دانش نیازمند است که دانشگاه وظیفه تولید و نشر آن را بر عهده دارد. پیوند علم و دین خودش را در این دو نهاد دانشگاه و حوزه نشان میدهد. رهبری شهید، وحدت حوزه و دانشگاه را وحدت در هدف تعریف میکردند و هدف را ایجاد جامعه اسلامی میدانستند. جامعه اسلامی یعنی الگوی تامین نیازهای مادی و معنوی مردم که برای بشریت یک الگو است و تحقق جامعه اسلامی مستلزم با هماهنگی و همافزایی دو نهاد اصلی دانشگاه و حوزه اتفاق میافتد.
وی یادآور شد: وحدت حوزه و دانشگاه ثمرات زیادی برای جامعه اسلامی دارد و البته الزاماتی هم دارد. ما در طول ۴۸ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به این کلیدواژه توجه زیادی کردیم و باید میزان موفقیت این موضوع را ارزیابی کنیم اما به طور کلی با وجود دستاوردهای فراوان، هنوز نسبت به سطح مطلوب فاصله داریم. در حوزه علوم انسانی، حوزههای علمیه میتوانند کمک زیادی به دانشگاه برای اسلامیسازی علوم انسانی کنند و برای مثال موسسات زیادی در حوزه علمیه خراسان و قم برای این منظور فعالیت و تلاش میکنند تا محتوای علوم انسانی را صرف مفاهیم وارداتی از غرب به سمت تولید علوم بومی ببرند.ما حدود سه دهه است که این موسسات را ایجاد کردیم تا علوم انسانی را با نگرش دینی تولید کنند.
اخلاقیامیری با بیان اینکه کارهای بزرگی در این عرصه انجام شده ولی ما هنوز نیاز به زمان بیشتری داریم که به محصول نهایی و سرانجام مطلوب برسیم و از محتوای متاثر از دیدگاه غربی بینیاز شویم، تاکید کرد: البته این بینیازی به معنی این نیست که ما به سمت اخذ علم از غرب نرویم و بین علوم فاصله بیندازیم چون پیامبر اسلام ۱۴ قرن قبل فرمودند که علم را حتی اگر در چین باشد اخذ کنید. حوزه علمیه میتواند در عرصه نظریه پردازی برای تولید علوم انسانی بومی به دانشگاه کمک فراوانی کند. در بحث روش هم تجربیات حوزه علمیه برای دانشگاه بسیار موثر است چون در حوزه از قدیم، آزادی انتخاب استاد و مباحثه و گفتوگو یک سنت بوده است که این روش امروزه در غرب در دوره تحصیلات تکمیلی مورد استفاده قرار میگیرد.
ضرورت استفاده منطقی دانشگاه و حوزه از روش یکدیگر برای رشد و پیشرفت علمی
این نماینده مجلس ادامه داد: در دانشگاه ما هنوز این روش رایج نیست و دانشجو با مسائلی مانند اساتید محدود و اجباری یا سقف ظرفیت کلاس مواجه است و سنت مباحثه علمی هم در دانشگاه ما رایج نیست. در حوزه پس از اتمام جلسه درسی، طلاب مطالب ان جلسه را با هم به مباحثه میگذارند و باعث تثبیت علم در ذهن طلاب میشود و دانشگاه میتواند از این تجربه و سنت استفاده فراوانی کند. حوزه هم در مباحثی مانند تحقیق و پژوهش و مقاله نویسی، میتواند از تجربه و روش دانشگاه بهره ببرد. اگر تقلید کورکورانه از حوزه یا دانشگاه برای این دو نهاد استفده شود، اشتباه است ولی در صورتی که این استفاده از روش یکدیگر دارای منطق باشد به رشد و پیشرفت علمی هر دو نهاد کمک میکند.
وی با اشاره به اینکه روش رایج در حوزههای علمیه به تحصیلات تکمیلی و حتی دوره کارشناسی در دانشگاههای غربی سرایت کرده است، خاطرنشان کرد: اما برخی در حوزههای علمیه علاقه دارند که از روش دانشگاهی رایج استفاده کنند و شبیه دانشگاه شوند که این آفات بسیاری دارد چون تقلیدی کورکورانه است و حوزه را از اصل و بنیاد آن دور میکند. حوزه نباید عین دانشگاه شود و دانشگاه هم نباید عین حوزه باشد بلکه باید از هم بهره ببرند و تعامل داشته باشند.
اخلاقیامیری افزود: وحدت حوزه و دانشگاه دارای الزاماتی است و اگر این الزامات محقق نشود در حد شعار باقی میماند و فقط به بحث نظری منحصر میشود. اولا ما باید بین دانشجو و طلبه انس و دوستی ایجاد کنیم که احساس نکنند رقیب هم هستند یا همدیگر را متهم کنند. در درجه بعد لزوم توجه به درک متقابل بین حوزه و دانشگاه است و برای مثال زمانی که از رهبری شهید سوال شد که طلبه شدن بهتر است یا حضور در دانشگاه ایشان پاسخ دادند که جامعه هم به طلبه و هم به دانشجو نیاز دارد تا نیازهای مادی و معنوی جامعه را پاسخگو باشند. این به این معنی نیست که دانشگاه از معنویت دور است یا حوزه با علم بیگانه است بلکه تفاوت کارکردهای این دو نهاد را نشان میدهد و اینکه این دو نهاد ضمن همکاری با یکدیگر باید نیازهای هم را رفع کنند. بر اساس روش متفاوتی که در حوزه و دانشگاه وجود دارد، میتوان روش و متدی جدید در این دو نهاد ایجاد کرد.
انتهای پیام
