فریدالدین حبیبیان در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به حملات شبهای اخیر به جنوب کشور، اظهار کرد: هفتمین شب این حملات نشان میدهد که الگوی عملیات دیگر از حالت پراکنده خارج شده و در قالب یک راهبرد مرحلهای قابل ارزیابی است. پراکندگی اهداف از قشم و بندرعباس تا چابهار و خرمشهر، در ظاهر نامنسجم اما در واقع حلقههای یک زنجیره واحد هستند. به نظر میرسد هدف اصلی، نه آغاز یک جنگ تمامعیار، بلکه فرسایش تدریجی توان دفاعی، ایجاد گسست میان ساحل و عقبههای لجستیکی و آمادهسازی میدان برای فشارهای گستردهتر باشد.
وی با بیان اینکه همزمان با این روند، یک جنگ شناختی و اجتماعی نیز در داخل کشور در جریان است، افزود: تصور اینکه فشار خارجی بدون طراحی یک سناریوی داخلی به نتیجه برسد، یک خطای تحلیلی است. امروز با تهاجمی ترکیبی مواجه هستیم که همزمان جبهه نظامی در جنوب و جبهه شناختی و اجتماعی در داخل را هدف قرار داده است.
این پژوهشگر با اشاره به ابعاد نظامی حملات اخیر، گفت: روند حملات از نوار ساحلی آغاز شده و به تدریج به سمت عقبههای لجستیکی در خوزستان و دهلران گسترش یافته است. این الگو نشان میدهد که مهاجمان در تلاشند بدون ورود به یک درگیری گسترده، خطوط دفاعی ایران را به تدریج تحت فشار قرار دهند.
حبیبیان با اشاره به حمله به برخی زیرساختهای غیرنظامی، تصریح کرد: حمله به سیلوی گندم، ایستگاه پمپاژ آب و مرکز کنترل ترافیک دریایی چابهار، مرز میان اهداف نظامی و غیرنظامی را مخدوش کرده است. اگر چنین مواردی تأیید شود، از منظر حقوق بشردوستانه بینالمللی، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی نقض شده و این موضوع قابل بررسی حقوقی خواهد بود.
وی درباره جایگاه چابهار نیز گفت: چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است که خارج از تنگه هرمز قرار دارد و نقشی مهم در کریدورهای تجاری شرق کشور ایفا میکند. از این منظر، هرگونه اختلال در این بندر میتواند ابعاد ژئواکونومیک و راهبردی قابل توجهی داشته باشد.
حبیبیان در ادامه با اشاره به پیشینه تاریخی روابط ایران و قدرتهای خارجی، اظهار کرد: برای تحلیل این تحولات نباید صرفاً به سطح تاکتیکهای نظامی اکتفا کرد. از نگاه تاریخی، بسیاری از چالشهای ایران با قدرتهای خارجی محدود به یک دولت یا نظام سیاسی خاص نبوده و ریشههای عمیقتری در جایگاه ژئوپلیتیکی و تمدنی ایران دارد.
وی در ادامه افزود: موقعیت جغرافیایی ایران، بهویژه تسلط بر تنگه هرمز و قرار گرفتن در مسیرهای مهم انرژی و تجارت، همواره این کشور را به بازیگری مهم در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل کرده است و این مسئله در تحلیل تحولات کنونی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
پژوهشگر امنیت بینالملل و آیندهپژوهی، درباره ابعاد داخلی این تحولات نیز گفت: در بسیاری از بحرانهای منطقهای، همزمان با فشارهای نظامی، تلاشهایی برای ایجاد بیثباتی اجتماعی و روانی نیز مشاهده شده است. در چنین شرایطی، انتشار گسترده شایعات، تشدید نگرانیهای عمومی، التهاب در بازار، دامن زدن به اختلافات اجتماعی و سوءاستفاده از شکافهای موجود میتواند بخشی از یک جنگ ترکیبی باشد.
حبیبیان تأکید کرد: در چنین فضایی، دانشگاهیان، رسانهها و نخبگان مسئولیت مهمی در ارائه تحلیلهای مستند، علمی و منصفانه برای افکار عمومی بر عهده دارند تا زمینه سوءاستفاده از فضای روانی جامعه کاهش یابد.
او همچنین با اشاره به الزامات مدیریت این شرایط گفت: پاسخ مؤثر به چنین تهدیدهایی صرفاً در حوزه نظامی خلاصه نمیشود. در کنار حفظ بازدارندگی دفاعی، تقویت زیرساختهای اقتصادی، افزایش تابآوری ملی و حفظ انسجام اجتماعی از مهمترین مؤلفههای عبور از شرایط بحرانی است. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که هر زمان وحدت و همبستگی ملی تقویت شده، ایران توانسته از مقاطع دشوار عبور کند.
انتهای پیام

