دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۷
منبع: فضای مجازی
ظریف:‌ پایان جنگ و صلح پایدار نیازمند نگرش جدیدی به امنیت منطقه است

ظریف:‌ پایان جنگ و صلح پایدار نیازمند نگرش جدیدی به امنیت منطقه است

محمدجواد ظریف در مقاله‌ای در نشریه فارن افرز نوشت: ایالات متحده بار دیگر حملات علیه ایران را آغاز کرده است. یادداشت تفاهمی که تهران و واشنگتن ماه گذشته در سوئیس به آن دست یافتند، پس از هفته‌ها که به مویی بند بود، سرانجام فروپاشید. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده در ۱۷ تیرماه گفت: «فکر می‌کنم تمام شد. من دیگر نمی‌خواهم با [ایران] سروکار داشته باشم.»

به گزارش ایسنا، در این مقاله آمده است:‌ «فروپاشی این یادداشت تفاهم جای تعجب ندارد. ایران و ایالات متحده برداشت‌های متفاوتی از مفاد توافق، به‌ویژه در مورد تنگه هرمز داشتند. تهران بر این باور بود که همان‌گونه که در یادداشت تفاهم آمده است، ایران قول داده است که "از تمام تلاش خود برای ایجاد ترتیبات عبور ایمن و بدون هزینه شناورهای تجاری، تنها به مدت ۶۰ روز، استفاده کند". تهران همچنین تصور می‌کرد که به همراه عمان و در کنار سایر کشورهای خلیج فارس، «مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را تعریف خواهند کرد.» در مقابل، واشنگتن بر این باور بود که ایران با اجازه بی‌قید و شرط برای عبور آزاد از تنگه موافقت کرده است و ایالات متحده نیازی به رعایت هیچ‌گونه ترتیباتی که ایران وضع کند، ندارد. پایداریِ این توافق در سایۀ چنین اختلافِ برداشت و ناهماهنگیِ عمیقی، ناممکن و بازگشت به درگیری قطعی می‌نمود و تنها زمان آن نامشخص بود.

با این وجود، تداوم درگیری نه به نفع ایران است و نه ایالات متحده. اگرچه مردم و نیروهای مسلح ایران از کشور خود در برابر دو قدرت مجهز به سلاح هسته‌ای دفاع کرده‌اند، اما آن‌ها همچنان این درگیری را یک جنگ "تحمیلی" می‌بینند؛ به این معنا که هرگز نمی‌خواستند شروع شود. این جنگ واشنگتن را نیز از تمرکز بر هدف کلان راهبردی خود منحرف می‌سازد. افزون بر یک دهه است که همه دولت‌های آمریکا، هدفِ راهبردیِ کاهش بارِ تعهدات بلندمدتِ خود در غرب آسیا را به‌منظور تمرکز بر منطقه آسیا و اقیانوسیه دنبال کرده و روندی را آغاز کرده‌اند که مقامات گوناگون، آن را "چرخش به سمت آسیا" نامیده‌اند. سیاست‌های گذشته این کشور در قبال ایران – از جمله توافق هسته‌ای ۱۳۹۴، پیمان ابراهیم (که در آن چندین کشور عربی با میانجی‌گری آمریکا روابط خود را با اسرائیل عادی کردند، تا از این طریق یک جبهه متحد علیه ایران شکل داده و بیشتر نقش آمریکا در منطقه به اسرائیل برون سپاری شود)، حملات خرداد ۱۴۰۴ به ایران، و درگیری که آمریکا در اسفندماه به راه انداخت – همگی ابزارهایی بوده‌اند که ایالات متحده برای دستیابی به این هدف به کار گرفته است. اما همان‌گونه که رویاروییِ کنونی نیز گواه آن است، واشنگتن قادر به حذف نظام سیاسیِ ایران نیست. تنها از مسیر دیپلماسی، دستیابی به یک توافق صلحِ نوین و شکل‌گیریِ یک ساختار امنیتیِ منطقه‌ای و درون‌زا است که توسط کشورهای منطقه برای کشورهای منطقه ساخته می‌شود و ایالات متحده مجالی می‌یابد تا توجهِ خود را به دیگر نقاط معطوف سازد.

ملاحظات تنگه هرمز

تقابل‌های سال گذشته، فراتر از محک زدن توانمندی‌های ایران، اسرائیل و ایالات متحده بود. این تقابل‌ها، مفروضات دیرینه درباره اِعمال فشار، بازدارندگی و آینده غرب آسیا را به چالش کشیدند. ایالات متحده و اسرائیل درگیری‌های اخیر با ایران را با این فرض آغاز کردند که فشار مستمر می‌تواند حکومت ایران را وادار به تسلیم کند یا موجب فروپاشی جمهوری اسلامی شود. اما در عوض، آن‌ها خود را در یک بن‌بست راهبردی گرفتار دیدند. هیچ‌یک از اقدامات آن‌ها، از جمله حملات بی‌سابقه به رهبران سیاسی و نظامی ایران و خسارات قابل‌توجه به زیرساخت‌های آن، نتوانست تهران را وادار به تغییر مسیر کند. تمامیت ارضی و نظام سیاسی ایران پابرجا مانده است و تاب‌آوری ملت ایران و ظرفیت آن برای دفاع از حاکمیت خود حتی در دشوارترین شرایط را ثابت کرده است.

ظریف:‌ پایان جنگ و صلح پایدار نیازمند نگرش جدیدی به امنیت منطقه است
مقاله دکتر ظریف

قدرت‌های خارجی ناگزیرند این واقعیت و پیامدهای آن را به‌درستی دریابند. تاب‌آوریِ ایران در برابر فشارهای مستمر، هرگونه تلاش برای حذف تهران از ساختارهای امنیتیِ آینده در منطقه را بیش از پیش دشوار ساخته است. این موضوع، پیش و بیش از هر چیز، شامل نقش محوری ایران در تأمین امنیت عبور محموله‌های انرژی جهانی و کشتیرانی تجاری از تنگه هرمز می‌شود. تهران بار دیگر بیشتر مسیرهای دسترسی به تنگه را مسدود کرده است؛ اقدامی که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را دستاویزی قرار می‌دهند تا ایران را قدرتی ناسازگار معرفی کنند که خواهان اِعمال فشارهای اقتصادی، اختلال در بازارهای جهانی نفت و محدود کردن آزادی ناوبری است. اما ایران بازارهای انرژی را به یک دلیلِ ویژه راهبردی دچار اختلال کرده است: ناگزیر ساختن ایالات متحده و شرکایش به متوقف کردنِ کارزار نابودی ایران.

به عبارت دیگر، این جنگ ایران را ناگزیر کرده است که تنگه هرمز را از دریچه امنیت وجودی خود بنگرد. پیش از آغاز جنگ‌های گسترده اخیر در اسفند ماه، ایران عموماً عبور و مرور از تنگه را بدون دخالت تحمل می‌کرد، هرچند تحریم‌های آمریکا – با کمک شرکای واشنگتن – به این معنا بود که ایران نمی‌توانست به بسیاری از کالاهایی که از این مسیر عبور می‌کردند دسترسی داشته باشد. به بیان دیگر، تحریم‌های آمریکا عملاً تنگه هرمز را به روی تجارت ایران بسته بود در حالی که آن را برای تقریباً همه باز نگه داشته بود. حملات ایالات متحده و اسرائیل به این خویشتن‌داری پایان داد، هم در میان فرماندهان ایران و مهم‌تر از آن، در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم. امروزه، هدف غالب و اصلی ایران در تنگه این است که اطمینان حاصل کند مخالفان نمی‌توانند از این آبراه برای آماده‌سازی، تسهیل یا تداوم فشار علیه ایران – اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی – سوءاستفاده کنند. تمایز پذیرفته‌شده پیشین میان ناوبری تجاری و عبور نظامی رنگ باخته است. در زمان صلح، حقوق بین‌الملل دریاها شکل‌دهنده انتظارات است؛ اما در زمان بحران، حتی حقوق بین‌الملل نیز بقای ملی را در اولویت قرار می‌دهد.

ایران اکنون با این باور عمل می‌کند که مسیرهای دریایی، چنانچه حمل‌ونقل تجهیزات، قطعات هواپیما، دارایی‌های اطلاعاتی، یا پشتیبانی لجستیکی برای ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن را تسهیل کنند، نمی‌توانند از نظر سیاسی بی‌طرف باشند. از آنجا که تسلیحات و فناوری‌هایی که به سرزمین، زیرساخت‌ها و غیرنظامیان ایران اصابت کردند از تنگه هرمز عبور کرده‌اند، تصمیم‌گیران ایرانی کاملاً حق دارند تا زمانی که درگیری‌ها پابرجا هستند و تا زمانی که فشار اقتصادی و تلاش برای تضعیف حقوق ایران در حفظ منافع خود در تنگه فعالانه پیگیری می‌شود، جریان عبور و مرور را محدود کنند. برای ایران بسیار دشوار است که تعیین کند کدام کشتی‌ها صرفاً کالای تجاری حمل می‌کنند یا تجهیزاتی که می‌توانند حق حیات ایران را تهدید کنند. تحرکات دریایی در خلیج فارس باید در چارچوب قواعد درگیری و نیت راهبردی درک شود، نه بر اساس مقرراتی که در زمان صلح حاکم است.

با این وجود، اهرمی که تنگه برای ایران فراهم می‌کند، شکننده است. تهدید رفت و آمد دریایی توسط ایران می‌تواند بخش عمده‌ای از جهان را علیه ایران بسیج کند. همچنین، بسته ماندن مستمر تنگه به تسریع سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در خطوط لوله، بنادر و کریدورهای لجستیکی زمینی، که این آبراه را به‌طور کامل دور می‌زنند، منجر می‌شود. در صورتی که بازارهای جهانی با موفقیت مسیرهای جایگزین پیدا کنند، ایران دیگر قادر نخواهد بود از امکان بسته شدن تنگه به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده کند. از این رو، تهران باید خویشتن‌داری پیشه کند؛ درست همان‌گونه که دیگر کشورها نیز باید از اقدامات اقتصادی، سیاسی و نظامی که می‌توانند منافع ایران در تنگه را به خطر بیندازند، خودداری کنند. این اقدامات شامل تحریم‌هایی هستند که عملاً ایران را از بهره برداری از آزادی کشتیرانی محروم می‌کند، یا ایجاد ائتلاف‌های دیپلماتیک علیه ایران و یا ارسال تجهیزات نظامی مخل امنیت ایران از طریق تنگه هرمز. بهترین راه برای تحقق این اهداف، ایجاد یک شبکه امنیتی منطقه‌ای و درون‌زاست که به اعتمادسازی میان کشوره