سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ | ۰۰:۵۴
«پیلاتس» در شبکه‌های اجتماعی؛ مرز باریک میان خودمراقبتی و نمایش بی‌نقص

«پیلاتس» در شبکه‌های اجتماعی؛ مرز باریک میان خودمراقبتی و نمایش بی‌نقص

«پیلاتس» روزگاری روشی برای بازگرداندن توان جسمی سربازان زخمی بود؛ اما امروز در شبکه‌های اجتماعی، بیش از آن‌که با سلامت و توان‌بخشی شناخته شود، با لباس‌های ورزشی گران‌قیمت، نوشیدنی‌های خاص و تصاویری از زندگی بی‌نقص گره خورده؛ این تغییر، تنها یک دگرگونی در سبک ارائه یک ورزش نیست؛ بلکه به باور برخی پژوهشگران، نشانه‌ای از بازتعریف خودمراقبتی و ورزش در عصر الگوریتم‌های هوش مصنوعی است.

به گزارش ایسنا، «جوزف پیلاتس»، بوکسور و هنرمند سیرک آلمانی، در دوران اسارت خود در جنگ جهانی اول، روشی را برای تقویت عضلات و بازتوانی جسمی زندانیان طراحی کرد. او این شیوه را «کنترولوژی» (کنترل‌شناسی) نامید؛ مجموعه‌ای از حرکات کنترل‌شده که با هدف افزایش تعادل، انعطاف‌پذیری و تقویت عضلات مرکزی بدن انجام می‌شد.

این روش پس از پایان جنگ، به همراه جوزف پیلاتس و همسرش «کلارا» به آمریکا راه یافت و به تدریج میان رقصندگان حرفه‌ای، ورزشکاران و بیماران نیازمند توان‌بخشی رواج پیدا کرد. با این حال، آنچه امروز در اینستاگرام و تیک‌تاک از پیلاتس دیده می‌شود، فاصله قابل توجهی با فلسفه اولیه آن دارد.

در شبکه‌های اجتماعی، پیلاتس دیگر صرفاً یک ورزش نیست؛ بلکه بخشی از یک «زیبایی‌شناسی» (استتیک) مشخص و یک «سبک زندگی» (لایف‌استایل) قابل نمایش محسوب می‌شود. ویدئوهایی از کلاس‌های مجهز، ست‌های ورزشی برند، نوشیدنی‌هایی مانند ماچا، اسموتی‌های رنگارنگ و چهره‌هایی که همیشه آرام، آراسته و بدون خستگی به نظر می‌رسند، تصویری آرمانی از زندگی را به مخاطب عرضه می‌کنند.

الگوریتم‌های هوش مصنوعی این پلتفرم‌ها نیز به دلیل میزان بالای تعامل کاربران با چنین محتواهایی، آنها را بیشتر در معرض دید قرار می‌دهند. در نتیجه، کاربران بارها و بارها با یک الگوی مشابه روبه‌رو می‌شوند؛ الگویی که به مرور، مرز میان «سلامت» و «ظاهر سالم» را کمرنگ می‌کند.

از منظر نظریه یادگیری اجتماعی «آلبرت بندورا»، این روند را می‌توان در چهار مرحله تحلیل کرد. نخست، تکرار این تصاویر توجه مخاطب را جلب می‌کند. سپس این تصاویر به عنوان الگوی ذهنی از «زن موفق» یا «زندگی ایده‌آل» در حافظه تثبیت می‌شوند. در مرحله بعد، کا