دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۰
«جنوب»؛ جغرافیای روایت و هویت فرهنگی ایرانیان

«جنوب»؛ جغرافیای روایت و هویت فرهنگی ایرانیان

خراسان رضوی (ایسنا) - پژوهشگر فرهنگ عامه گفت: جنوب ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه در گذر تاریخ و به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی، به بخشی از حافظه جمعی و هویت فرهنگی ایرانیان تبدیل شده و روایت‌های ادبی، سینمایی و شفاهی نقش تعیین‌کننده‌ای در ماندگاری این جایگاه داشته‌اند.

مریم اله‌دادیان در گفت‌وگو با ایسنا درباره جایگاه جنوب در حافظه جمعی و هویت فرهنگی ایرانیان اظهار کرد: جنوب ایران را نمی‌توان صرفاً یک جغرافیا دانست. این منطقه از هزاران سال پیش، به واسطه خلیج فارس، بنادر جنوبی و اروندرود، مسیر ارتباطی ایران با جهان بوده است. همین موقعیت سبب شده که تجارت، مهاجرت، موسیقی، فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف در این منطقه با یکدیگر تلاقی پیدا کنند و به تدریج هویتی متمایز برای جنوب شکل بگیرد.

وی افزود: در ادامه، کشف نفت و توسعه شهرهایی مانند آبادان، جنوب را به قلب اقتصادی ایران تبدیل کرد. پالایشگاه آبادان در مقطعی یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های جهان بود، اما اگر بخواهیم مهم‌ترین نقطه عطف تبدیل شدن جنوب به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را بررسی کنیم، بی‌تردید باید به جنگ ایران و عراق اشاره کنیم. از سال ۱۳۵۹ به بعد، جنوب دیگر فقط محل زندگی مردم همان منطقه نبود، بلکه به خط مقدم دفاع از ایران تبدیل شد. مردم از سراسر کشور عزیزان خود را راهی جبهه‌های جنوب می‌کردند تا از سرزمینشان دفاع کنند. از همین نقطه بود که جنوب وارد حافظه مشترک ایرانیان شد.

این پژوهشگر فرهنگ عامه تصریح کرد: در مطالعات مربوط به حافظه جمعی، یک مکان زمانی به نماد ملی تبدیل می‌شود که تجربه‌های آن میان نسل‌های مختلف منتقل شود. جنوب ایران نیز دقیقاً همین مسیر را طی کرده است؛ یعنی از یک جغرافیا فراتر رفته، به خاطره‌ای مشترک تبدیل شده و در نهایت جایگاه خود را در هویت فرهنگی ایرانیان تثبیت کرده است.

اله‌دادیان با اشاره به نقش روایت‌های فرهنگی در ماندگاری جنوب در حافظه جمعی اظهار کرد: اگر تاریخ روایت نشود، ماندگار نخواهد شد. تاریخ جنوب نیز اگر تنها در قالب اسناد نظامی و گزارش‌های رسمی باقی می‌ماند، برای نسل‌های بعد صرفاً مجموعه‌ای از آمار و وقایع تاریخی بود، اما روایت‌های انسانی سبب شدند این تاریخ در حافظه مردم زنده بماند.

وی افزود: زمانی که خاطرات رزمندگان، امدادگران و مردم عادی در قالب کتاب منتشر می‌شود، یا فیلمی از زندگی مردم جنوب در روزهای محاصره ساخته می‌شود و یا تصویری از مادری که در انتظار فرزندش است ثبت می‌شود، جنگ از یک واقعه صرفاً نظامی به تجربه‌ای انسانی تبدیل می‌شود.

این پژوهشگر فرهنگ عامه ادامه داد: ادبیات شفاهی نیز در این میان نقش بسیار مهمی دارد، زیرا احساسات، لهجه‌ها، جزئیات زندگی روزمره و تجربه زیسته مردم را منتقل می‌کند؛ موضوعی که معمولاً در روایت‌های رسمی کمتر دیده می‌شود. به همین دلیل اگر این روایت‌ها وجود نداشت، جنوب نیز تنها در کتاب‌های تاریخ باقی می‌ماند و جایگاهی در قلب مردم پیدا نمی‌کرد.

خرمشهر و شلمچه؛ نام‌هایی فراتر از یک موقعیت جغرافیایی

اله‌دادیان درباره ماندگاری نام‌هایی مانند خرمشهر، آبادان، شلمچه و اروندرود در ذهن ایرانیان گفت: امروز وقتی نام خرمشهر را می‌شنویم، مقاومت و آزادسازی آن در ذهن تداعی می‌شود. آبادان دیگر فقط یک شهر یا پالایشگاه نیست، بلکه نماد ایستادگی مردمی است که با وجود محاصره، شهر خود را ترک نکردند.

وی اضافه کرد: شلمچه نیز دیگر صرفاً یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه یادآور سخت‌ترین نبردها، ایثار شهدا و فداکاری رزمندگان است. این نام‌ها قدرت نمادین خود را از آنجا به دست آورده‌اند که بارها در شعر، موسیقی، ادبیات، سینما، مستند، کتاب‌های درسی و روایت‌های خانوادگی تکرار شده‌اند و هر نسل نیز معنای تازه‌ای به آن‌ها بخشیده است. بنابراین این مکان‌ها دیگر فقط نام یک شهر یا منطقه نیستند، بلکه بخشی از حافظه و هویت فرهنگی ایرانیان به شمار می‌آیند.

این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به تأثیر رخدادهای اخیر بر حافظه جمعی ایرانیان اظهار کرد: هر زمان که جنوب دوباره درگیر بحران می‌شود، حافظه جمعی جامعه نیز خاطرات گذشته را مرور می‌کند. تصاویر تخلیه شهرها، نگرانی خانواده‌ها و خبرهایی که در دوران جنگ به طور مداوم منتشر می‌شد، برای نسلی که آن دوران را تجربه کرده است، دوباره زنده می‌شود.

اله‌دادیان ادامه داد: البته باید توجه داشت که این یادآوری برای همه نسل‌ها یکسان نیست. شرایط امروز با دهه ۶۰ تفاوت دارد؛ هم فضای سیاسی و اجتماعی تغییر کرده و هم رسانه‌ها دگرگون شده‌اند. نسل جوان نیز تجربه مستقیمی از جنگ هشت‌ ساله ندارد و شناخت آن‌ها بیشتر از طریق روایت‌های والدین، فیلم‌ها، کتاب‌ها و یا سفرهای راهیان نور شکل گرفته است. به همین دلیل، هرچند رخدادهای امروز می‌تواند بخشی از خاطرات گذشته را در ذهن جامعه فعال کند، اما این تجربه برای همه افراد به یک شکل تکرار نمی‌شود و هر نسل، بر اساس تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از این رویدادها خواهد داشت.

وی درباره تفاوت روایت‌های فرهنگی امروز با روایت‌های دوران دفاع مقدس گفت: مهم‌ترین تفاوت، تغییر رسانه‌هاست. در دهه ۶۰ روایت‌ها عمدتاً از طریق خبرنگاران، روزنامه‌ها، تلویزیون و مستندسازان منتقل می‌شد، اما امروز هر شهروند با تلفن همراه خود به یک رسانه تبدیل شده و می‌تواند در همان لحظه تصاویر و روایت‌های خود را منتشر کند. این مسئله سبب شده روایت‌ها متنوع‌تر، چندصداتر و سریع‌تر از گذشته منتشر شوند. البته این تحول در کنار فرصت‌هایی که ایجاد کرده، مسئولیت پژوهشگران، خبرنگاران و فعالان رسانه را نیز سنگین‌تر کرده است؛ زیرا اطلاعات و روایت‌ها باید با دقت راستی‌آزمایی شوند تا واقعیت‌ها به شکلی صحیح و ماندگار ثبت شوند.

جنوب؛ جغرافیای روایت و بازتعریف هویت ایرانی

این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به اینکه جنوب امروز تنها یک جغرافیا نیست، بلکه به جغرافیای روایت تبدیل شده است، اظهار کرد: جنوب ایران مجموعه‌ای از روایت‌هاست؛ روایت اقوام گوناگون، تجارت، دریا، نفت و همه رخدادهایی که در طول تاریخ در این منطقه شکل گرفته‌اند. هر اتفاق تازه‌ای نیز لایه‌ای جدید به این روایت‌ها اضافه می‌کند و باعث می‌شود هویت جنوب همواره بازتعریف شود. جنوب به نوعی قلب تپنده ایران است؛ جایی که در مقاطع مختلف تاریخی، مردم برای دفاع از کشور و هویت ملی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. از این منظر، می‌توان گفت تعبیر «جغرافیای روایت» درباره جنوب، تعبیری دقیق و قابل تأمل است.

اله‌دادیان درباره مسئولیت پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان در انتقال این حافظه فرهنگی به نسل‌های آینده گفت: مهم‌ترین وظیفه، ثبت حقیقت با همه پیچیدگی‌های آن است. اگر تنها عملیات‌ها و رخدادهای نظامی ثبت شوند، بخش مهمی از تاریخ نادیده گرفته خواهد شد. باید صدای همه اقشار جامعه شنیده شود؛ از مردم عادی و زنان گرفته تا امدادگران، خبرنگاران، ماهیگیران و همه کسانی که این وقایع را زندگی کرده‌اند. روایت‌ها باید چندصدایی باشند، به ‌درستی بررسی شوند و صرفاً از زاویه احساسات به آن‌ها نگاه نشود.

وی خاطرنشان کرد: هرچه بتوانیم این روایت‌ها را دقیق‌تر ثبت کنیم، تصویر کامل‌تر و منصفانه‌تری از این بخش از تاریخ برای نسل‌های آینده به جا خواهیم گذاشت. رسالت فرهنگ نیز همین است که رنج را به آگاهی، خاطره را به فهم و تجربه را به سرمایه‌ای برای آیندگان تبدیل کند؛ فرآیندی که سبب می‌شود یک جغرافیا به بخشی از هویت یک ملت بدل شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها