چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۷
منبع: روابط عمومی برنامه
سینما به مثابه «آزمایش فکری»

سینما به مثابه «آزمایش فکری»

وارتنبرگ معتقد است فیلم‌ها صرفاً ابزار آموزشی یا تصویرگر ایده‌های فلسفی نیستند، بلکه خود به مثابه یک «آزمایش فکری» عمل کرده و می‌توانند به تولید دانش فلسفی بپردازند.

به گزارش ایسنا، طبق گزارش رسیده، نشست «سینما به مثابه فرمی از اندیشیدن» عصر روز گذشته سه شنبه ۳۰ تیرماه با حضور توماس وارتنبرگ استاد دپارتمان فلسفه کالج مونت هولیوک و عضو هیات علمی دانشگاه ماساچوست امهرست، مجید پروانه پور (استادیار پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر و مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه هنر) و ستاره نوتاج ( مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه هنر) در خانه سینما برگزار شد.

در ابتدا توماس وارتنبرگ استاد دپارتمان فلسفه کالج مونت هولیوک( که به صورت برخط) در این برنامه حضور داشت با اشاره به اینکه کتاب اندیشیدن برای سینما دنباله‌ای بر دو کتاب قبلی‌اش است گفت: این همکاری برای من افتخار است که در این نشست حضور دارم و برای تدارک این برنامه از خانه سینمای ایران تشکر می‌کنم.

وی با بیان اینکه تناسب بیانی در ترجمه بسیار مهم است، ادامه داد: مثلا اگر بخواهیم شعری را ترجمه کنیم شاید مجبور شویم از قالب اصلی خارج شویم. همچنین وقتی می‌خواهیم چیزی را نمایش دهیم شاید مجبور شویم مواردی که در منابع نباشد را اضافه کنیم و وقتی از یک تصویر متحرک به سینما حرکت می‌کنیم تازه در آن زمان عنصر زمان معنا پیدا می‌کند.

وارتنبرگ در ادامه خاطرنشان کرد: می‌توانیم سینما را راه سومی از فلسفه ورزیدن بدانیم و همانطور که می‌دانید فلسفه از دو راه منتقل میشود. ابتدا متونی که از فیلسوف می‌رسد و یا گفتگوی دو نفره.

وی همچنین گفت: بعضی ژانرهای سینمایی تمرکزشان روی مرگ است مانند فیلم‌های وسترن و من معتقدم سینما تصویری است که با آن می‌توان بر مرگ مقابله کرد و  نباید از یاد ببریم که اهمیت مرگ و کشتن در فلسفه همیشه مهم بوده است.

وارتنبرگ بیان داشت: برداشت ما از هر فیلم به اینکه چه دریافتی از  اثر داریم بستگی دارد و تشابه بین موضوعات فلسفی و فیلم‌ها همیشه برای من جذاب بوده است. من معتقدم سینما یک متن است و اگر به شیوه امروزی کتاب برگردیم کسی که تالیف کرده فلسفه ورزی می‌کند.

در پایان وارتنبرگ از حاضرانی که به دلیل علاقه به کارهای وی در این نشست حضور داشتند، تشکر کردند.

هنرمند با خلق آثار امکان اندیشیدن را فراهم می‌کند

مجید پروانه پور با بیان در ابتدا با بیان اینکه آیا فیلم می‌تواند فلسفه‌ورزی کند؟، گفت: وارتنبرگ معتقد است فیلم‌ها صرفاً ابزار آموزشی یا تصویرگر ایده‌های فلسفی نیستند، بلکه خود به مثابه یک «آزمایش فکری» عمل کرده و می‌توانند به تولید دانش فلسفی بپردازند.

وی ادامه داد: وارتنبرگ با نقد «زبان‌محوری» در فلسفه تحلیلی آمریکا، استدلال می‌کند که سینما به دلیل ویژگی‌های فرمال مانند تدوین، کات، رنگ‌بندی و... ظرفیت‌هایی دارد که در رسانه‌های نوشتاری یافت نمی‌شود. اما سوال این است که چگونه می‌توان از جزئیات یک فیلم، یک گزاره کلی فلسفی استخراج کرد؟ منتقدان معتقدند فیلم‌ها «نمونه‌های موردی» هستند و نمی‌توانند به صراحتِ یک فیلسوف، ادعای کلی اثبات کنند.

پروانه پور همچنین معتقد است که فلسفه نیازمند استدلال‌های صریح و منطقی است در حالی که سینما ذاتاً با ابهام همراه است.

وی یادآور شد: فیلسوفان (مانند وارتنبرگ) ایده‌های خود را به فیلم الصاق می‌کنند درحالیکه این مفاهیم در خود فیلم وجود ندارند و به عبارت دیگر این فلسفه درباره فیلم است، نه فلسفه توسط فیلم.

وی با اشاره به تفکیک میان فهم و اثبات در سینما ، گفت: فیلم‌ها در اثبات گزاره‌های فلسفی ناتوان هستند و  می‌توانند به ما در فهم مفاهیم پیچیده مانند ابتذال شر در آثار آرنت کمک کنند بنابراین این کارکرد، فلسفه‌ورزی به معنای دقیق کلمه نیست بلکه «تجربه زیسته» و «دانش کیفی» است.

پروانه پور در ادامه با اشاره به فلسفه آلفرد نورث وایت‌هد برای تبیین تجربه سینمایی بیان داشت: سینما به عنوان مدیومی که مرزهای تجربه را می‌کاود، مطرح شد و همه چیز در جهان در حال «اندیشیدن» و جذب داده‌