«روزهای بیباران» از همان دقایق نخست، با ریتمی روان و شوخیهای ظریف، مخاطب را با خود همراه میکند. حضور وحید آقاپور و طنازیهای شیرین او، خنده را بارها بر لب تماشاگران مینشاند و فضای سالن را سرشار از نشاط میکند. اما این خندهها تنها روی یک سکهاند، چراکه نمایش به تدریج از فضایی کمدی فاصله میگیرد و مخاطب را با لایههای عمیقتر داستان روبهرو میکند.
در نیمه دوم، روایت تلخ بیماری، جدایی و تنهایی، جای شوخیها را میگیرد. سالن که تا دقایقی پیش غرق خنده بود، حالا در سکوتی سنگین فرو میرود. این تغییر تدریجی از طنز به اندوه، یکی از نقاط قوت نمایش است، تغییری که نه ناگهانی، بلکه آرام و باورپذیر اتفاق میافتد.
سادگی، مهمترین ویژگی طراحی صحنه «روزهای بیباران» است. دکوری مینیمال با خطوط سیاه بر زمینهای سفید، استعارهای از مسیرهای پرپیچوخم زندگی است، مسیری که شخصیتها در آن میان عشق، فقدان، امید و ناامیدی دستوپا میزنند. همین سادگی، نگاه مخاطب را بیش از هر چیز بر روابط انسانی و بازی بازیگران متمرکز میکند.

نمایش تلاش نمیکند با جلوههای بصری پرزرقوبرق یا دکورهای پیچیده مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه با تکیه بر متن، بازیهای روان و گفتوگوهای صمیمی، مفاهیمی چون عشق، همدلی، دوام آوردن و زندگی در لحظه را روایت میکند، مفاهیمی که در روزگار پرالتهاب امروز بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز احساس میشود.
پایان نمایش، اگرچه تلخ است، اما ناامیدکننده نیست. پیام اثر، دعوت به ادامه دادن، کنار هم ماندن و قدر دانستن لحظههای زندگی است، پیامی که پس از خاموش شدن آخرین نور صحنه نیز در ذهن مخاطب باقی میماند.
تلاش کردیم تنهایی انسان معاصر را در این نمایش بازتاب دهیم
امین بهروزی، نویسنده و کارگردان نمایش «روزهای بیباران» در گفتوگو با ایسنا درباره شکلگیری ایده نمایش اظهار کرد: متن این نمایش را بیش از ۱۲ یا ۱۳ سال پیش نوشتم. نقطه آغاز آن، پرسشی درباره هویت انسان بود، اینکه اصلاً آن چیزی که به آن «من» میگوییم چیست و اگر بخشهایی از وجود انسان را جدا کنیم، از چه نقطهای دیگر آن فرد، «من» نخواهد بود.
وی ادامه داد: این پرسش ذهنی به مرور به شکلگیری چند داستان کوتاه منجر شد و این روایتهای پراکنده کمکم به یکدیگر پیوند خوردند و در نهایت نمایش «روزهای بیباران» شکل گرفت. روابط میان دو دوست، یک زوج و مفهوم عشق، ازجمله عناصر اصلی این روایت هستند که در کنار هم، ساختار نمایش را شکل دادهاند.
این نویسنده و کارگردان درباره مهمترین چالشهای تولید این اثر اظهار کرد: اصولاً تولید تئاتر در ایران کار دشواری است، البته این نمایش تاکنون اجراهای متعددی در داخل و خارج از کشور داشته و خوشبختانه در مشهد با مشکلات اجرایی کمتری مواجه بودیم.

بهروزی با تأکید بر ضرورت حمایت از هنر نمایش، خاطرنشان کرد: مهمترین مشکل تئاتر امروز، نبود حمایتهای کافی دولتی است. تئاتر یک کالای فرهنگی است و تقریباً در همه کشورهای دنیا دولتها از آن حمایت میکنند، اما در ایران این تصور اشتباه به وجود آمده است که اگر سالنی خصوصی باشد، دیگر دولت مسئولیتی در قبال حمایت از آن ندارد.
وی ادامه داد: سالنهای خصوصی با تعداد محدود تماشاگر، توان تأمین هزینههای تولید را ندارند. حتی اگر یک نمایش فروش بسیار خوبی هم داشته باشد، باز هم معمولاً هزینههای تولید را به طور کامل جبران نمیکند. در نتیجه گروههای نمایشی ناچار میشوند قیمت بلیت را افزایش دهند که این مسئله نیز مخاطب را برای تماشای تئاتر با محدودیت و دشواری روبهرو میکند.
این نویسنده و کارگردان درباره روند انتخاب بازیگران این نمایش خاطرنشان کرد: بخش زیادی از انتخاب بازیگران سالها قبل انجام شد. همکاری من با برخی از بازیگران، از جمله وحید آقاپور، سابقه طولانی داشت و پیش از این نیز تجربه کار مشترک داشتیم. هنگام انتخاب بازیگران تلاش کردم افرادی را انتخاب کنم که از نظر ویژگیهای شخصیتی و توانایی بازیگری به نقشها نزدیک باشند. علاوه بر این، هماهنگی زمانی و امکان حضور در پروژه نیز از عوامل مهم در انتخاب بازیگران بود.

این نویسنده و کارگردان تئاتر به استقبال خوب مخاطبان از این نمایش اشاره و اظهار کرد: تصور میکنم دلیل ارتباط مخاطبان با این نمایش، سادگی و صمیمیتی است که در روایت آن وجود دارد. شاید همه مخاطبان برداشت یکسانی از اثر نداشته باشند، اما بسیاری از آنان با فضای نمایش ارتباط برقرار میکنند. همچنین «روزهای بیباران» برای خود من نیز اثری کاملاً شخصی است و هر بار که آن را تماشا میکنم، در پایان نمایش همچنان دچار بغض میشوم، اتفاقی که نشان میدهد این اثر هنوز برایم تازگی و تأثیر خود را حفظ کرده است.
بهروزی با ارزیابی وضعیت تئاتر مشهد، خاطرنشان کرد: مشهد از ظرفیتهای بسیار خوبی در حوزه تئاتر برخوردار است. سالنهای حرفهای، گروههای توانمند و فضای مناسبی برای فعالیت هنرمندان در این شهر وجود دارد و تجربه حضورم در مشهد بسیار رضایتبخش بوده است. اگرچه مقایسه دقیق با تهران به شرایط و بخشهای مختلف پایتخت بستگی دارد، اما اگر بخواهیم بهصورت میانگین قضاوت کنیم، به نظر من وضعیت تئاتر مشهد از بسیاری جهات در سطح مطلوبی قرار دارد و حتی میتوان آن را بالاتر از میانگین شرایط موجود در تهران ارزیابی کرد.
نزدیک شدن به جهان یک زن تنها، دشوارترین بخش نمایش بود
مریم دانندهفر، بازیگر نمایش «روزهای بیباران» در گفتوگو با ایسنا درباره انگیزه حضور خود در این نمایش اظهار کرد: نخستین عاملی که باعث شد بازی در این اثر را بپذیرم، خود نمایشنامه بود. متن از قدرت بالایی برخوردار است و روابط انسانی را با زبانی ساده، صمیمی و در عین حال تأثیرگذار به تصویر میکشد، ویژگیای که برای من همواره اهمیت ویژهای داشته است.
وی ادامه داد: علاوه بر کیفیت نمایشنامه، همکاری با امین بهروزی بهعنوان کارگردانی باتجربه و حرفهای و همچنین حضور گروهی از بازیگران توانمند و شناختهشده، از دیگر دلایلی بود که مرا برای حضور در این پروژه ترغیب کرد. زمانی که همه این عوامل در کنار یکدیگر قرار میگیرند، طبیعی است که هر بازیگری علاقهمند باشد بخشی از چنین تجربهای باشد.
این بازیگر تئاتر درباره چالشهای ایفای نقش خود در نمایش «روزهای بیباران»، اضافه کرد: مهمترین دشواری این نقش، نزدیک شدن به شخصیت زنی بود که به دلیل اتفاقاتی که در زندگیاش رخ داده، تصمیم گرفته است که از همه فاصله بگیرد و در تنهایی به بازشناسی خود برسد.

دانندهفر افزود: خوشبختانه چنین تجربهای در زندگی شخصی من رخ نداده و نه خودم و نه اطرافیان نزدیکم با چنین موقعیتی مواجه نبودهایم. به همین دلیل، درک احساسات این شخصیت و بازسازی جهان ذهنی او برایم آسان نبود و نیاز به تخیل و جستوجوی درونی زیادی داشت.
وی ادامه داد: در زندگی روزمره معمولاً فرصت یا شرایطی پیش نمیآید، که انسان برای مدتی از همه چیز فاصله بگیرد و تنها به شناخت دوباره خود بپردازد. از سوی دیگر، تجربه تلخ جدایی که بخش مهمی از شخصیت این زن را شکل داده، برای من موضوعی دور از ذهن بود و همین مسئله، ایفای این نقش را به تجربهای متفاوت و البته لذتبخش تبدیل کرد.
این بازیگر درباره بخشهای احساسی این نمایش گفت: احساسیترین بخش نمایش برای من صحنههایی است که شخصیت درباره مادرش صحبت میکند و هر بار هنگام اجرای آنها احساسات عمیقی را تجربه میکنم. همچنین بخشهایی که شخصیت نمایش درباره تنهایی سخن میگوید، برایم بسیار تلخ و در عین حال دوستداشتنی است، زیرا این تنهایی فقط متعلق به یک شخصیت نیست، بلکه به نوعی تنهایی انسان معاصر را بازتاب میدهد و بسیاری از مخاطبان میتوانند با آن همذاتپنداری کنند.
دانندهفر درباره تأثیر واکنش مخاطبان بر اجرای بازیگران، ادامه داد: تئاتر هنری زنده و رو در رو است و بدون تردید انرژی و حالوهوای تماشاگران بر فضای اجرا اثر میگذارد، اما تلاش ما این است که کیفیت بازی وابسته به واکنش لحظهای مخاطب نباشد. زمانی که مخاطبان با نمایش ارتباط برقرار میکنند، انرژی و اشتیاق آنها به گروه منتقل میشود و این موضوع تأثیر مثبتی بر فضای اجرا دارد، اما از سوی دیگر، بازیگران باید خود را برای شرایطی نیز آماده کنند که شاید همه تماشاگران ارتباط مطلوبی با اثر برقرار نکنند.

وی با اشاره به نخستین تجربه اجرای خود در مشهد، از استقبال مخاطبان این شهر ابراز رضایت کرد و گفت: پیش از این تجربه اجرای نمایش در مشهد را نداشتم، اما حضور در این شهر برایم بسیار دلنشین بود. همچنین سالن اجرای نمایش از استانداردهای مناسبی برخوردار بود و مهمتر از آن، مخاطبان مشهدی با دقت، اشتیاق و درک بالا نمایش را دنبال میکردند. این موضوع برای هر گروه نمایشی ارزشمند است و باعث میشود بازیگران با انگیزه بیشتری روی صحنه حاضر شوند.
انتهای پیام

