مخاطب اصلی این کتاب دانشگاهیان و پژوهشگران علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم دینی و الهیات و علاوه بر آن هنرمندان نیز میتوانند مانند مدیران فرهنگی و فعالان حوزه فرهنگ شهر مشهد از این کتاب بهرهمند شوند.
فرزاد قائمی در گفتوگو با ایسنا درباره کتاب «نظریه ادبیات آرمانشهری» اظهار کرد: «آرمانشهر» جامعهای به ظاهر کامل است؛ جامعهای بینقص که در آن همه فرهمند هستند و سیهروزی، رقابت و نزاع، ناشناخته و بیمعنا مانده است. این آرمانشهرها یا اساطیریاند که در ادیان، افسانهها و روایتهای داستانی ریشه دارند یا غیراسطورهایاند که شامل شهرهای تخیلی، ایدئولوژیک و مادی میشوند. به عنوان مثال، باغ عدن یک مدینه فاضله اسطورهای است، در حالی که جامعه آرمانی سوسیالیسم یک مدینه فاضله غیراسطورهای به شمار میرود. در هر حال، آرمانشهرها به عنوان جوامع واقعیِ فرضی، جوامع کاملاً خیالی یا در حد فاصل این دو تعریف میشوند؛ جوامعی که در آنها ویژگیهای مطلوب یا کامل در اختیار شهروندان یا ساکنان، اعم از واقعی یا خیالی، قرار گرفته است. ادبیات آرمانشهری نیز گونهای فرعی از ادبیات است که موضوع آن، بازنمایی ادبیِ باور به وجود جهانهایی است که آنها را در حدود آرمانشهر تعریف کردهایم.
وی ادامه داد: این گونه ادبی، آثار کاملاً متفاوتی را از حوزه ادبیات تخیلی، افسانهها و اساطیر تا آثار دینی، فلسفی، عرفانی و حتی ادبیات مدرن و پسامدرن جهان دربرمیگیرد. با توجه به اشتراک اندیشه آرمانشهری در علوم سیاست، فلسفه، جامعهشناسی، دین، تاریخ و ادبیات، این مفهوم علاوه بر اینکه یک گونه ادبی است، حوزهای از مطالعات میانرشتهای را نیز در زمینههای مختلف دانش شکل داده است. آثار فراوانی نیز درباره این حوزه تدوین و منتشر شده که در میان آنها، پژوهشهای مبتنی بر مطالعات ادبی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردارند. شهر آرمانی، شهری نیست که در آن زندگی میکنیم، بلکه شهری است که زندگی در آن را تصور میکنیم و ادبیات به فهم این تصور کمک میکند.
او افزود: «آرمانشهر» واژهای معاصر است که در برابر واژه Utopia در گفتمان امروز به کار میرود. در زبان فارسی نیز واژههای دیگری به عنوان معادل یوتوپیا وجود دارند که پیشینه بیشتری دارند؛ مانند «مدینه فاضله» که ریشه در زبان عربی عصر اسلامی و منابع حکمی دارد یا واژههایی با دامنه کاربرد محدودتر مانند ناکجاآباد، جابلقا، جابلسا، اقلیم هشتم، رایگانآباد، شهر مثالی، شهر زرین و شهر پردیسی. در میان اینها، قدیمیترین اصطلاح «مدینه فاضله» است که از طریق زبان عربی و آثار فلاسفه بزرگی چون فارابی، با نگارش رساله «آراء اهل مدینه فاضله»، رواج یافته و بعدها وارد زبان فارسی شده است. اگرچه مصادیق آرمانشهر از بخشهای متأخر اوستا و زبان پهلوی به فارسی راه یافتهاند، اما تعمیم یک اصطلاح واحد در زبان ادبی ما بیشتر در قالب مفهوم «شهر» متجلی شده است؛ مفهومی که پیش از آنکه مکانی جغرافیایی باشد، یک گوهر مفهومی است.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی اظهار کرد: در فلسفه غرب نیز نمودهای گوناگونی از شهر آرمانی دیده میشود، اما در مقایسه میان شرق و غرب، مشابهتها بیشتر در سطح فلسفی قابل پیگیری است؛ بهویژه آنکه فلاسفه مشایی از فارابی و ابنسینا تا خواجه نصیرالدین طوسی، در این زمینه تحت تأثیر افلاطون و ارسطو بودهاند. با این حال، تبلور ادبی شهر آرمانی، جز در سطح کهنالگوهای جهانشمول، شباهتهای چندانی را نشان نمیدهد.
قائمی با بیان اینکه شهر فراتر از یک سازه جغرافیایی یا ظرفی برای شکلگیری اجتماع بشری است، گفت: شهر مفهومی است که در فرهنگ بشری ریشههای کهنالگویی دارد. ایده نگارش این کتاب به حدود دو دهه قبل و زمان تدوین پایاننامه کارشناسی ارشد من بازمیگردد و در سالهای بعد با مطالعات تکمیلی ادامه یافت. در طول این سالها به این نتیجه رسیدم که شهرهای مهم در فرهنگها، بهویژه در فرهنگ ایران، پیش از آنکه تاریخ فراز و فرود و توسعه فیزیکی، جغرافیایی و اجتماعی خود را طی کرده باشند، بر پایه باورهای فرهنگی ریشهداری شکل گرفتهاند. در این کتاب نیز از مباحث نظری، گامبهگام به سوی مطالعات کاربردی حرکت کردهام.
وی ادامه داد: نمودهای باور به وجود چنین جهان آرمانی در سه ژانر اصلی ادبیات، یعنی حماسی، عرفانی و آیینی، تبلور پیدا میکند. عرفان اساساً گفتمانی آرمانگراست که بر جستوجوی جهان مطلوب استوار است و در فرهنگ ما نیز بازتاب اندیشههای عرفانی ریشههای عمیقی دارد. بنابراین، بخشی از ذهنیت مردم و فرهنگ ما درباره جهان آرمانی تحت تأثیر این نوع ادبیات شکل گرفته است. از سوی دیگر، با توجه به پیوند دیرینه فرهنگ ایرانی با مذهب، آیین نیز همواره نسبت نزدیکی با مذهب و اساطیر داشته و به همین دلیل، بخشی از باور فرهنگی جامعه نسبت به وجود شهر آرمانی تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی گفت: با توجه به تفسیرهای معناگرایانه و فرامادی عرفا از بهشت و دوزخ و کوچک انگاشتن ناسوت در برابر لاهوت، ظهور کهنالگوی شهر پردیسی در دیدگاه عرفانی، به شکلگیری جلوههایی از عالم ملکوت در مرزهای معنا میانجامد؛ جهانهایی که تحقق مادی و عینی آنها قابل تصور نیست و به همین دلیل، برخلاف آرمانشهرهای فلسفی، بیشتر سلبی و انتزاعی هستند. معروفترین جلوه این کهنالگو در آرای عرفای ایرانی را باید در اصطلاح «ناکجاآباد» جستوجو کرد؛ اصطلاحی که نخستین بار شهابالدین سهروردی، مشهور به شیخ اشراق و بنیانگذار حکمت اشراق، به کار برد. این نگاه بیش از آنکه اجتماعی باشد، معنوی، اخلاقی و انتزاعی است، اما نتایج اجتماعی روشنی به همراه دارد. هنگامی که جهان آرمانی در نگاه عرفانی به منبع الهام افراد جامعه تبدیل شود، رویکردهای اجتماعی نیز تحت تأثیر این نگرش دگرگون میشود. این تأثیرات در فرهنگ ایرانی تا امروز قابل ردیابی است و بخش مهمی از معنای شهر در ذهن ایرانیان با این گفتمان پیوند خورده است.
قائمی با تأکید بر ویژگیهای خاص و منحصربهفرد جغرافیای فرهنگی خراسان و طوس به عنوان بستر اصلی پژوهش کتاب «نظریه ادبیات آرمانشهری» اضافه کرد: طوس همواره نقش مهمی در شکلگیری ادبیات حماسی و اساطیری ایران داشته است. با مطالعه دقیقتر میتوان دریافت که بزرگترین شاعران حماسهسرای فارسی، از جمله دقیقی، فردوسی و اسدی طوسی، از همین محدوده جغرافیایی بودهاند. ریشههای حماسه ایرانی نیز به پیش از اسلام و فرهنگ پارتها بازمیگردد که خراسان بهترین بستر برای مطالعه آن به شمار میرود.
وی با اشاره به ارائه پیشنهادی مبنی بر طراحی یک بوستان فرهنگی برای شهر طوس در فصل پایانی این کتاب، خاطرنشان کرد: علت ارائه این پیشنهاد، توجه به جنبه تاریخی و تمدنی مشهد در کنار هویت اصلی و زیارتی آن است. تاریخ و تمدن این شهر به گذشته طوس پیوند خورده، اما نسبت به بعد زیارتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. طراحی چنین فضایی میتواند به ارتقای مدیریت فرهنگی کمک کند، آگاهی مردم را نسبت به گذشته تاریخیشان افزایش دهد و احساس تعلق آنان به این جغرافیا را تقویت کند. همچنین از نظر اقتصادی نیز میتواند در توسعه مشاغل خدماتی، گردشگری ادبی و فرهنگی و طراحی محصولات فرهنگی مبتنی بر ظرفیتهای ادبی و حماسی مؤثر باشد.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: موضوع اصلی این کتاب، یعنی ادبیات آرمانشهری، ارتباط مستقیمی با مشهد ندارد و بیشتر به زبان و ادبیات فارسی میپردازد، اما در بخش کاربردی، مبانی نظری آن بر جغرافیای مشهد، طوس و استان خراسان رضوی منطبق شده است. البته رهیافت این کتاب محدود به مشهد نیست، زیرا در هر نقطه از ایران ظرفیتهای فرهنگی شاهنامه وجود دارد. از این رو، مدیران و سیاستگذاران فرهنگی در سراسر کشور میتوانند از مباحث این کتاب بهره بگیرند. ادبیات در شکلدهی، تقویت و حفظ هویت شهری در دنیای امروز نقشی مهم دارد و این نکتهای است که نباید از آن غافل شد.
انتهای پیام

