به گزارش ایسنا، اکبر بیاتی، عضو تحریریه سیاسی ایسنا در یادداشتی با عنوان «بزرگان این مرز و بوم را پاس بداریم»، نوشته است:
«جامعه ایرانی در این روزهای پرآشوب در شرایط خطیری بهسر میبرد و دشمنانی کمر به هدم این جامعه و عناصر هویتی آن بستهاند و این موضوع به یقین ذهن و فکر بسیاری از دغدغهمندان و علاقهمندان به ایران را نگران کرده است. در این باب که چه شد به اینجا رسیدیم و چه کارهایی باید میکردیم و نمیکردیم در گوشه و کنار گفتهاند و میگویند و خواهند گفت اما هرچه به آن بیندیشیم و رهنمود بدهیم، یک حقیقت همچنان در برابرمان هراس میافکند و آن، وضعیت امروز ماست. اندیشمندی زمانی تعبیر «کلنگی» برای جامعه ایرانی بهکار برده بود به این معنا که هر از گاهی این دیدگاه در فضای جامعه ما طنین میاندازد که باید کوبید و از نو ساخت. در حالی که ممکن است آنچه فکر میکنند کلنگی است، بهاصطلاح سازندگان ملک و ساختمان، استخوانبندی درستی دارد و تنها باید به بازسازی آن پرداخت.
آنچه در این نوشتار میخواهم به آن بپردازم پیرامون اظهار نظری درباره دکتر شریعتی است؛ گویی صاحب آن اظهارات، کلنگی برداشته و میخواهد تندیس پرعظمت دکتر علی شریعتی را با کلنگ به زمین بزند. دکتر شریعتی از چهرههای برجسته فکری و دانشگاهی تاریخ معاصر ماست که اتفاقاً جامعه هدفش نه عوامالناس که دانشجویان و استادان دانشگاه بود و تاریخ گواه است چه جنبش بزرگی بهدست این مرد در جامعه ایرانی در مبارزه با ظلم و طاغوت زمانه شکل گرفت. دکتر شریعتی سخنوری توانا بود که هیچگاه مرعوب جریانهای مرعوبگر - چه امنیتی و چه اقتصادی نشد - و باعث تاسف است این معلم بزرگوار که تا سالهای نهچندان دور کتابهایش چه از سوی ناشران رسمی و چه بهشکل زیرزمینی در چاپهای متعدد که در مجموع به تیراژهایی میلیونی میرسید، به فروش میرفت، امروز با تعابیر زشتی که بههیچوجه نه زیبنده گوینده و نه دکتر شریعتی است مورد حمله قرار میگیرد.
نمیخواهم بگویم دکتر شریعتی را نباید نقد کرد که این خواستهای نابجاست. دکتر شریعتی اندیشمندی است که نوشتهها، سخنرانیها و آثارش موجود است و بارها طی سالهای اخیر از زاویههای مختلف مورد نقدهای بسیار شدید قرار گرفته است. امثال مرحوم مصباح یزدی از زاویهای به دکتر میتاختند و میخواستند با او از جانب اسلام اتمام حجت کنند و در آنسو هم برخی طیفهای لیبرال و نئولیبرال دکتر شریعتی را بهخاطر تفکرات چپ گرایانه و ضدسرمایهداری همواره به نقد کشیدهاند. فراموش نمیکنیم نقد مبارک است حتی اگر نقد شدید افرادی مثل دکتر شریعتی باشد که یک لحظه هم برای اعتلای ایران دست از تلاش نکشیدند. اما لزومی ندارد برای نقد دکتر شریعتی از عباراتی استفاده کنیم که برای کلاهبرداران و افراد ناباب بهکار میرود. دکتر شریعتی جامعهشناس و اندیشمندی بزرگ بود که هیچگاه قلم خود را به نان و نام نفروخت و مجیز ظالم را نگفت؛ اگر اشتباهی هم کرد - که کرد - و تحلیل غلطی هم داشت - که داشت - دلیل نمیشود او را در ردیف شیادان و کلاهبرداران قرار دهیم و حتی پا را از این هم فراتر بگذاریم و در اعتقادات و حقیقتگویی او هم تشکیک کنیم. چرا در این جامعه هرکس میخواهد از پلکان شهرت بالا برود فکر میکند باید دیگرانی را بهناحق، پایین بکشد؟ آیا در سایر جوامع نیز اینگونه با بزرگان خود برخورد میکنند؟ اینکه اندیشمندی در زمانه خود بهگونهای میاندیشیدند که ما امروز نمیپسندیم، مجوزی است تا کلنگ برداریم و به جانش بیفتیم و به زیرش بکشیم؟
معتقدم آن استاد اقتصادی که به باور من تعابیری زشت و ناروا علیه شریعتی به کار برده را هم باید ارج نهاد، اما سئوال این است این استاد عزیز چرا باید بهگونهای سخن بگوید که در شأن استادان دانشگاه نیست؟ ایشان پیشتر هم به چهرههای بزرگی همچون دکتر محمد مصدق تاخته بود و بیمحابا آنان را به نقد کشیده بود؛ هیچ اشکالی نداشت ایشان با همان منش نقادانه - مانند بسیاری دیگر از اندیشمندان معاصر ما - دکتر شریعتی را هم بنوازد و به نقد بکشد اما چه دلیلی دارد عبارات سخیفی مانند «شیاد» را برای دکتر شریعتی بهکار ببرد؟ آنهم به این دلیل که او در سخنانش از فردی نام برده که وجود خارجی نداشته است؟ مگر قرار بوده سخنرانی دکتر شریعتی ارجاعات علمی به سبک یک مقاله علمی داشته باشد؟
باوجود نقدهایی که ممکن است به دکتر شریعتی وارد باشد، نباید فراموش کنیم ایشان سرمایهای عظیم در انباشت اندیشهای جامعه ماست و نباید اجازه دهیم این سرمایهها به هر دلیلی مورد هجمه و انتساب تعابیری قرار بگیرند که مناسب این اندیشمندان نیست. دکتر شریعتی مانند همه اندیشمندان ما فرزند زمانه خودش بود و وقتی از آن زمانه فاصله گرفتیم، طبیعی است امروز دانسته باشیم آنان هم در زمانه خود اشتباهاتی داشتهاند. دانشمندان بزرگی هستند که نظریات علمیشان در جریان نقد علمی، امروز کنار گذاشته شده است اما بزرگی و عظمت آن دانشمندان همچنان برجاست و کسی به خود اجازه اهانت به آنان را نمیدهد.
چرا ما در ایران اینگونهایم که بزرگان و اندیشمندانمان را به شکلی سخیف و زشت مینوازیم؟ در اینصورت چه انتظاری از نسلهای جوان و آینده داریم بزرگان مملکت را که پیشینه علم و دانش ایران هستند، پاس بدارند و به آنان افتخار کنند؟»
انتهای پیام

